close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شهادت حضرت علی اصغر , متن روضه شب هفتم محرم , روضه شب هفتم

متن روضه شهادت حضرت علی اصغر , متن روضه شب هفتم محرم , روضه شب هفتم

متن روضه شهادت حضرت علی اصغر , متن روضه شب هفتم محرم , روضه شب هفتم

متن روضه شهادت حضرت علی اصغر , متن روضه شب هفتم محرم , روضه شب هفتم
متن روضه شهادت حضرت علی اصغر , متن روضه شب هفتم محرم , روضه شب هفتم
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 790 aboozar
0 317 aboozar
0 773 aboozar
3 599 aboozar
1 908 saeednajafi
12 1306 aboozar
4 6950 amirsajad
0 2599 aboozar
0 2468 aboozar
0 2317 aboozar
0 3776 aboozar
0 1589 aboozar
1 18215 2505
6 6549 aboozar
0 14781 aboozar
1 2801 masoudfn
1 1838 aboozar
14 4065 aboozar
20 4476 aboozar
0 3143 aboozar

حاج محمدرضا طاهری

 

اللّهمّ صلّ علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها و السّرّ المستودع فیها بعدد ما أحاط به عِلمُک.و لعن اعدائهم بعدد ما أحاط به عِلمُک.اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ..........

به این غبار، نگاهی که آفتاب شود

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

به آسمان رود و کار آفتاب کند

کُلُّهُم نورٌ واحِدٌ ، چه امیرالمؤمنین رو یاد کنیم چه امام زمان رو

به این غبار، نگاهی که آفتاب شود

بسوز قلبِ مرا، کز غمت مُذابّ شود

دوباره رویِ تو را آسمانِ جمعه ندید

کدام جمعه، جمالِ تو ماهتاب شود؟

برای آمدنت، شب به شب دعا کردم

اما آقا جان دعای من کافی نیست، قربونت برم

اشاره کن به دعایم که مستجاب شود

زمان به خاطرِ ما دیر دیر می گذرد

برایِ خاطرِ تو کاش پُر شتاب شود

امیر گریه، مرا هم صحابه­ی خود کن

که آسمانِ نگاهم پر از سحاب شود

من آمدم که سلامِ مرا جواب دهی

سلام می کنم و وای اگر جواب شود

اگر اجازه دهی روضه خوان شوم امشب

که قلبِ سوخته ات بیشتر کباب شود

برایِ کودک خود آب خواست امّا حیف

همین دلیل بر این شد، حسین آب شود

بگویم از شررِ خنده های حرمله ای

که پاسخ ِ شرر گریه­ی رباب شود

و شیر خواره پس از این ز نیزه خواهد دید

که دستِ مادر ِاو بسته در طناب شود

شب علی اصغر ِ، باب الحوائج ِ، بزرگ های دین ما، مراجع دین ما، مراجع عظام، مخصوصاً مثل همچین شبی حاجاتشون رو در خونه ی خدا می بردند، مرحوم آیت الله حق شناس میگن هر موقع گره به کارش می اُفتاد، می گفتند: چه روضه ای بخونیم؟ می گفت: روضه ی شیر خواره ی حسین. هرکی گره به کارش داره بسم الله. امشب قراره پا روضه های رباب بشینیم،بسوزیم، ناله بزنیم.

خونابِ غم به سینه­ی مادر نمی رسید

این تیرِ غیظ کرده اگر سر نمی رسید

کدوم تیر؟

دستِ کمی ز نیزه­ی ابنِ اَنَس نداشت

بَد می بُرید، کاش که تا پَر نمی رسید

یک قطره هم ز مهریه­ی مادرِ حسین(ع)

یعنی به کامِ تشنه­ی اصغر(ع) نمی رسید؟

اوج روضه رو می خوام برات بخونم: وقتی بچه رو روی دست گرفت، از هر طرف بچه رو بلند می کرد، سر رو شونه می اُفتاد، دیگه جون در بدن نمونده، اوج روضه، غیرتی ها، ارباب شما، مولای شما، کسی که همه ی عالم تو این دنیا، هرکسی تو این دنیا و اون دنیا هرکسی کاری داشته باشه، باید منّت این آقا رو بکشه... رو به دشمن ایستاد، صدا زد: منّوا عَلَینا برما منّت بذارید.

لالایی، لالایی، لا لالا، لا لالا.....

لالا لالا چرا مادر نمی خوابی

چرا این گونه بی تابی

گمانم تشنه ی آبی

از شیر خواره ای به همه شیر خواره گان

آغوش گرم مادرتان نوش جانتان

اربابتون بچه رو روی دست گرفت، منّوا عَلَینا بر ما منت بذارید، خودتون علی رو بگیرید سیراب کنید، وضع لشکر به هم ریخت، یه عده از سپاه ابن سعد، پیر مردها، گفتند: حسین راست میگه، آخه ما که با شیر خواره جنگ نداریم، دید الان تفرقه تو سپاهش می اُفته، یه نگاه به حرمله کرد، چرا جوابش رو نمی دی؟ گفت: امیربابا رو بزنم یا بچه رو؟ گفت: حالا وقت داری برا اینکه بابا رو بزنی، بذار این بابا در فراق بچه اش بسوزه، اگه بچه رو بزنی بابا هم میمیره. کاری کردند ابی عبدالله یه چند لحظه دیگه نمی دونست چیکار کنه، فقط بچه رو زیر عبا گرفت، هی یه قدم می آد سمت میدان، دوباره برمیگرده سمت خیمه ها. حسین.....

خیلی نداشت فاصله تا خیمه ها پدر

می رفت هر چه باز به آخر نمی رسید

کاری نداشت غیرِ خجالت کشیدنش

زیرِ عبا سرش که به پیکر نمی رسید

می مُرد در تحیُّرِ این داغِ دلخراش

زینب اگر به دادِ برادر نمی رسید

اول خواهر از خیم ها دوید بیرون، چیزی نشده عزیز دلم، فدا سرت حسین جان، بچه های من فدا سرت، علی اکبر فدا سرت، علی اصغر هم فدا سرت، خودش بی تابی می کرد، تا صدای هل من ناصر تو رو شنید، خودش رو از گهواره بیرون انداخت.

جز خنده هایِ سرخِ لب و چشمِ نیمه باز

تسکین بر آتشِ دلِ خواهر نمی رسید

نبضِ پدر شماری معکوس می گرفت

نه، این گلو به بستنِ معجر نمی رسید

تیرِ سه شعبه جایِ همه سهم برده بود

چیزی به چشمِ حسرتِ لشکر نمی رسید

حالا یه موقعی خانم رباب داره این بیت رو میگه، داره گلایه میکنه: دیدن یه گوشه ای بغض کرده رباب

حقّی نداشت پشتِ حرم جستجو کند

ای کاش دستِ نیزه به اصغر نمی رسید

بچه ام رو در آوردی از خاک

راحت به یک اشاره جدا می شد از بدن

این کار پس به منّتِ خنجر نمی رسید

گذشت تا موقعی که یه بار دیگه مادر با بچه روبرو شد، تا حالا کنار گهواره می نشست، تکون میداد با علی اصغر، حالا رو ناقه ی عریان نشسته سر علی اصغر بالای نیزه، صدا زد:

قندِ عسل به خنده لبت باز کرده ای

در رقصِ باد دلبری آغاز کرده ای

با جبرئیلِ نیزه به معراج رفته ای

کوچکترین پیمبرم اعجاز کرده ای

این روزها برای خودت اکبری شدی

مادر مرا چقدر سرافراز کرده ای

آغوشِ من برایِ تو بهتر ز نیزه نیست؟

بالا نشسته ای و به من ناز کرده ای

آرامش تو بُغضِ مرا سرخ می کند

سوز دلم به ناخن غم ساز کرده ای

بر دستِ بینِ سلسله ام غصه خورده ای

همدردیت هر آینه ابراز کرده ای

در بُهت برده ای همگان را که با سه پر

در آسمانِ قافله پرواز کرده ای 

داره ابی عبدالله می آد سمت خیمه ها، یه وقت دیدن دختر حسین دوید تو خیمه

بچه ها دست بابا خونی شده

گمونم شیخوراه قربونی شده

عباشو طوری رو اصغر کشیده

گمونم خیلی خجالت کشیده

مختار سنگ دل ترین دشمن رو بیرون کشید، گفت:بگو ببینم جایی شد دل تو هم به حال حسین بسوزه، گفت: اول بذار برات بگم امیر، من جزء کسانی بودم که هر جا حسین از پا نشست، هم دست زدم هم هلهله کردم، اما یه جا شد دل من هم به حالش سوخت، دیدم بچه رو زیر عبا پنهان کرده، سمت خیمه ها نمی آد، نگاه کردم دیدم دم خیمه یه خانمی ایستاده، فهمیدم مادر این بچه است، حسین روش نمیشه سمت خیمه بره. گفت: بگو ببینم نانجیب، خلاصه آقای ما چیکار کرد؟گفت:امیر دیدم اومد پشت خیمه ها رو خاک نشست، بچه رو روی خاک گذاشت، با سر شمشیر یه قبری رو کند، می خواست بی سر و صدا بچه رو دفن کنه، یه وقت خانم هااز خیمه بیرون اومدند،حسین..... صدا ناله ات گره بخوره به ناله ی رباب امشب...حسین.... اشک هاتو روی دست بگیر، دستت رو بالا ببر، بدم المظلوم : اللهم عجل لولیک الفرج

روضه شهادت حضرت علی اصغر (ع) شب هفتم محرم - به این غبار، نگاهی که آفتاب شود - حاج محمدرضا طاهری 


بازدید : 35

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 18
    تعداد اعضا : 282
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,554
    بازديد ديروز : 3,835
    بازديد کننده امروز : 620
    بازديد کننده ديروز : 1063
    گوگل امروز : 579
    گوگل ديروز: 1159
    بازديد هفته : 21,062
    بازديد ماه : 90,856
    بازديد سال : 112,730
    بازديد کلي : 6,050,952
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.198.3.15
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید