close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه ورود کاروان به کربلا , متن روضه شب دوم محرم

متن روضه ورود کاروان به کربلا , متن روضه شب دوم محرم

متن روضه ورود کاروان به کربلا , متن روضه شب دوم محرم

متن روضه ورود کاروان به کربلا , متن روضه شب دوم محرم
متن روضه ورود کاروان به کربلا , متن روضه شب دوم محرم
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1058 amir004
0 1091 aboozar
0 380 aboozar
0 892 aboozar
3 661 aboozar
12 1518 aboozar
4 7067 amirsajad
0 2687 aboozar
0 2559 aboozar
0 2421 aboozar
0 4004 aboozar
0 1664 aboozar
1 18562 2505
6 6698 aboozar
0 15248 aboozar
1 2870 masoudfn
1 1889 aboozar
14 4195 aboozar
20 4726 aboozar
0 3233 aboozar

 سید مجید بنی فاطمه

 

+السَّلامُ عَلَیکَ یا نورَ الله یا اباصالحِ المَهدی

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِالله وَ عَلَي الاَرْواحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ«اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»

-این اشک هابه پای شما آتشم زدن

شکر خدا برای شما آتشم زدن

من جبرئیل سوخته بالم نگاه کن

معراج چشم های شما آتشم زدن

سر تا به پا خلیل گلستان نشین شدم

هرجا که در عزای شما آتشم زدن

آقا از آن طرف مدینه و هیزم از این طرف

با داغ کربلای شما آتشم زدن

بردن روی نیزه دلم را و بعد از آن

یک عمر در هوای شما آتشم زدن

گفتن کجاست خانۀ خورشید شعله ور

گفتند بوریای شما آتشم زدن

دیروز عصر تعزیه خوانان شهرمان

همراه خیمه های شما آتشم زدن

امروز نیز نئر و عمان و محتشم

باشعر در رسای شما آتشم زدن

+حالااینطوریه یکی میخواد بره کربلا راحت میره ، هروقت اراده میکنی یه سلام به امام حسین میدی ، اذن و میگیری راه میفتی میری کربلا ... فقط یه مقدار همت میخواد قاطی همتت عشق به حسین بچه هاش ، اما گفت یه کاری میکنم هیچکسی پاشو کربلا نزاره ... گفتن امیر چه میکنی ؟ گفت هرکی بخواد بره کربلا باید یه دستشو بده و بره .... مدتی بعد یه عده رفتن اینکارم کردن اما پیرزنه اومد گفتن باید دست راست چرا دست چپتو گذاشتی ؟ گفت من دست راستم و سال قبل دادم ...

-وقتی سوال کرد،که این سرزمین کجاست؟

گفتن قاضریه و ماریه ، نینواست

فرمود نام دیگر این دشت غصه چیست

این خاک داغدیده مگر قتلگاه کیست؟

اینجا محل ریختن خون انبیاست

گفتن نام دیگر این دشت کربلاست

یا کاشف الکروب ، پناه حسین باش

عباس جان امیر سپاه حسین باش

عباس از کنار برادر تکان نخور

تو از کنار محمل زینب تکان نخور

این دشت کربلاست و پایان راه ماست

این تل زینبیه و آن قتلگاه ماست

اینجا مزار خوبترینها و خاک ماست

اینجا محل ریختن خون پاک ماست

اینجا یتیم ها همه آواره میشوند

اینجا لباس ها همگی پاره میشوند

این خاک امن نیست برای مخدرات

پیچیده بین دشت صدای مخدرات

وقتی حسین فاطمه در کربلا رسید

با خونبهای خود همه دشت را خرید

فرمود عصر روز دهم ای بنی اسد

پر میشود تمامی این دشت از جسد

آنروز دشت کرببلا غرق ماتم است

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

آنروز پیکر شهدا را کفن کنید

فکری برای پیکر عریان من کنید

اما غروب روز دهم هیچکس نبود

فریاد واعطش زد و فریادرس نبود

در قتلگاه بود و تنش چاک چاک بود

خاکم به سر،سه روز تنش زیر آفتاب بود ....

+الحمدالله همه اهل روضه ان ... نگاه نکن من چیکار میکنم ، صدام چجوریه ، محفل چطوری ، بارتو ببند ... اگه معطل سینه زنیی ، یادت باشه اول گریه مهمه ، تاخوب گریه نکنی ، نمیتونی سینه زن خوبی باشی ... یا اباعبدالله ....

+بگو ببینم تا حالا با ناموست سفر رفتی یه اتفاق بدی بیفته؟ ...

+اول کاری که میکنی میگی با ناموسم بیرونم ، مراعات میکنی .... یا اگه یه اتفاق بیفته ، اول دنبال سر پناه میگردی ... یه وقت دیدن یه دختر کوچولو هی میگه عمه این چه مهمونیه عمه ... عمه دارن سر نیزه هارو نشون میدن ... تو مهمونی برا دختر بچه ها گل میارن ... عمه چرا دارن از دور شمشیرهارو نشون میدن ... حسین .....15:21

+تاریخ میگه آقای من و شما ، هفت تا مرکب عوض کرد ... امادیدن حرکت نمیکنه ، یه نگاه کرد فرمود : بگید ببینم اسم این سرزمین چیه؟...

+گفتن آقا ، پیرمرد قدیمیه رو آوردن ، گفتن اینجا نامش غاضریه ست ، فرمود بگو ببینم آیا نام دیگری هم داره ؟؟ بله آقاجان (من روضه م میخونم ، هر چی میخواد بشه ، بشه ... مستمع باید من راه بندازه تو روضه ... یااباعبدالله ... بایدحقشو ادا کنی ...) فرمود بگو ببینم نام دیگری هم داره ؟...

+عرض کرد بله آقا ، اینجارو نینوا هم میگن ، نام دیگه ای هم داره ؟ ... عرض کرد آقا اینجارو کربلا میگن ، تا گفت کربلا ، فرمود محملا پایین بیاید ، خیمه ها رو بنا کنید ...

بار بگشایید اینجا کربلاست ...

+اول کسی که اومدجلو حسین گرفت زینب بود ... یه نگاه کرد ، گفت داداش بیا برگردیم ... داداش از اون لحظه ای که پامو تو این سرزمین گذاشتم دلشوره دارم داداش ... داداش نکنه اینا میخوان تو رو ازمن بگیرن .... داداش یادته سن و سالی نداشتیم ، بین در و دیوار مادرمو کشتن ؟ ... گفتم سایۀ بابا روسرمه ... شب نوزدهمی تو کوفه فرق بابامو ضربه زدن ، گفتم دو تا برادر دارم ... یکی از یکی مهربونتر ... یکی ازهمه قشنگتر ... دلم خوش بود سایۀ تو بالا سرمه ... هفت صفر یا بیست و هشت صفر داداش حسنم کشتن ، داداش فقط من دیگه تو رو دارم ... بیا برگردیم ...

+برم جلوتر ؟ برم جلوتر ؟ یا اباعبدالله صدا زد خواهر اینجا همون جایی که وعده گاه ما بوده ... اینجا همون جایی که جدمون رسول خدا فرمود ... مادرمون فاطمه برا این مصیبت گریه کرد ... +یااباعبدالله تو این سرزمین یادت باشه آخرین روزاییه که رقیه کنار عمو راه میره ... آخرین شبایی که رباب برا علی لالایی میخونه .... ( جانم) تو همین راه ، دشمنن ... تا دید تشنن ، فرمود به اینا ، تشنه ها آب از ذخیره خودمون بدید . اومدن گفتن آقا دادیم ، فرمود به حیووناشونم آب بدید ... اسباشونم آب بدید ...

+ابی عبدالله دید عقب لشکر یک نفر افتاده خودش اومد بالاسرش ، مشکشو باز کرد مقابل دهانش گرفت ... میگه به قدری آب میخوردم از گوشۀ لب هام آب میریخت ... جیگرم حال اومد ، یه نگاه کرد گفت حسین محبت کردی ، محبتت جبران میکنم ... (نگی برا روضه کم گذاشت) ... بسم الله ...

+همین مرد که اسمش مرد اما نامرد .... همین میدونی چطور تلافی کرد؟ وارد گودال شد دید بدن زخمی ... هی صدا میزنه جیگرم داره از تشنگی میسوزه ... هی رو این خاکا غلط میخوره ... این تیرایی که تو بدن میشکنه ... همه گفتن لابد برا حسین آب آورده ... دیدن این آب هارو ، رو زمین میریزه ، میگه این آب رو رو زمین میریزم اما نمیزارم یه قطره به لبات برسه .....

-بیا برگردیم و آوارم نکن

بگو من خوابم و بیدارم نکن ...

بیا برگردیم از این صحرا بریم

من گرفتارم ، گرفتارم نکن ...

نگو اینجا رو بایدحرم کنم

نگو دوری از برادرم کنم

اگه یه مو از سر تو کم بشه

من باید چه خاکی تو سرم کنم

پاییزی توی بهارمون نبود

ما جدایی توی کارمون نبود

شرط ازدواج من بودی حسین

نه خدایی این قرارمون نبود

تو دلت میاد که آشفته باشم

یا جدایی رو پذیرفته باشم

توی گودالم بری باهات میام

من ولت نمیکنم ، گفته باشم ...

من نمیخوام بی سرت رو ببینم

پاره پاره پیکرت رو ببینم

 من نمیخوام که توی دست کسی

یادگار مادرت رو ببینم

دانلود بخش اول

روضه شب دوم محرم ورود کاروان به کربلا - داین اشک هابه پای شما آتشم زدن  - مجید بنی فاطمه

دانلود بخش دوم
روضه شب دوم محرم ورود کاروان به کربلا - داین اشک هابه پای شما آتشم زدن  - مجید بنی فاطمه


بازدید : 298

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 6
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 371
    بازديد ديروز : 7,313
    بازديد کننده امروز : 106
    بازديد کننده ديروز : 2644
    گوگل امروز : 81
    گوگل ديروز: 3024
    بازديد هفته : 98,606
    بازديد ماه : 282,259
    بازديد سال : 549,311
    بازديد کلي : 6,487,533
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.92.190.11
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید