close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شب چهارم محرم , متن روضه حر بن ریاحی , شب چهارم محرم

متن روضه شب چهارم محرم , متن روضه حر بن ریاحی , شب چهارم محرم

متن روضه شب چهارم محرم , متن روضه حر بن ریاحی , شب چهارم محرم

متن روضه شب چهارم محرم , متن روضه حر بن ریاحی , شب چهارم محرم
متن روضه شب چهارم محرم , متن روضه حر بن ریاحی , شب چهارم محرم
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 647 aboozar
0 289 aboozar
0 698 aboozar
3 561 aboozar
1 854 saeednajafi
12 1229 aboozar
4 6875 amirsajad
0 2558 aboozar
0 2416 aboozar
0 2259 aboozar
0 3714 aboozar
0 1549 aboozar
1 18088 2505
6 6479 aboozar
0 14661 aboozar
1 2746 masoudfn
1 1808 aboozar
14 3969 aboozar
20 4346 aboozar
0 3081 aboozar

 

سید مهدی میرداماد

 

 

 

عزیز فاطمه حرم ولی حر گرفتارم

+اسمم حر هست در ظاهر آزادم ، اما گرفتارم ... اون روایت عجیب رو که امام رد میشد از در خانه ای تو مدینه ، دید صدای ساز و دهل و طبل میاد در زد ، غلام در باز کرد،گفت به من بگو صاحب این خونه  حر هست یا بنده است ؟ آزاد یا گرفتار ؟ گفت نه آقا آزاد ... حضرت فرمود اگه بنده بود گناه نمیکرد .. چون آزاد داره گناه می کنه ... وقتی در بست صاحب خانه ازش پرسید چی بهت گفت دم در؟ گفت : یه آقایی رد شد گفت صاحب خانه حر یا بنده هست ؟ گفتم حر آزاد  گفت چون آزاد داره گناه میکنه ... دوید پابرهنه دنبال امام ... یه جملۀ امام عوضش کرد ... حرم وقتی بندۀ امام شد از همۀ تعلقات آزاد شد ، تازه حر شد ... مواظب باشیم *

-عزیز فاطمه حرم ولی حر گرفتارم

گنهکارم ، گنهکارم ، گنهکارم ...

سرشک شرم بر رخسار چشمم بسته از خجلت

اگر چه از نظر افتاده ام،تنها تو را دارم

+آقاجانم،بزار از چشم همۀ دنیا بیفتیم،اما حسین ما رو بخره،این یعنی معامله پر سود*

-نگاهم کن،نگاهم کن،پناهم ده،پناهم ده

تو و آن لطف سرشار من این جرم بسیارم

میان آن همه دشمن تو کردی دوستی بامن

دلم درخواب غفلت بود چشمت کرد بیدارم

نه تنها ترک دشمن کرده ام با دوست پیوستم

من از راه آمدم،تا سر به پای دوست بسپارم

+تاریخ می نویسه حر یه معلم داشت تو نوجوانی،به نام  ابو عامر تاریخ مینویسه خیلی حر تو کربلا تو اون تصمیم مهمش نقش اون معلم واضح مشهوداین معلم که آدم رو تو این مسیر هدایت میکنه،خوش بحال اونایی که معلم خوب دارنچی بهش گفته بود؟ به حر تو نوجوانی یه درسی داده بود . حر اگه یه روز سر دو راهی قرار گرفتی،نمیدونستی کدوم راه درسته ببین کدوم راه به نفع دنیای تو نیست به سود آخرتت ... همون راه،راه درسته ... راهی که به نفع آخرتت باشه رو انتخاب کن ... حر ایستاد،یه طرف عمر سعد،یه طرف اباعبدالله ... راهش کج کرد،کجا داری میری حر ؟ ...الله اکبر ... حواسمون باشه تو تصمیماتمون حواسمون جمع باشه یه شبه میتونیم فاصله ها رو طی کنیم .. سعود کنیم شهداء مگه کجایی بودن ؟ مال کجا بودن ؟ یه شبه ره صد ساله رفتن،جاودانه شدن . حر یه لحظه از دل دشمن اومد بغل سید الشهداء ...

-نه تنها ترک دشمن کرده ام با دوست پیوستم

من از راه آمدم،تا سر به پای دوست بسپارم

 

اگر چه از گناهم در گذشتی باز می باید

که از دست علمدار رشیدت بوسه بردارم

+چند جور حالات حر رو نوشتند ، وقتی برگشت به طرف ابی عبدالله،چکمه هاشو انداخت گردنش،کلاه خودش برداشت،موهاشو آشفته و پریشان کرد ... بعضی ها نوشتند به غلامش گفت من رو خاکا بکش که سر و صورتم خاکی بشه ... اما اینها مهم نیست مهمش اینجاست میدونی چه کرد؟ اول رفت سراغ عباس ... از راه اباالفضل وارد شد ... اول اومد پیش عباس اذن گرفت ... عباس برو به حسین بگو من غلط کردم ... عباس تو آبرو دار این خیمه هایی ...

اونایی که کربلا میرید اول میرید حرم اباالفضل،تا عباس اجازه نده نمیری سمت حرم داداشش ... بابا همه کاره عباس چه جوری بگم باب الحسین عباس ...این هنر حر بود این زرنگی حر بود اول اومد دست عباس بوسید ... گفت عباس ، عباس تو رو خدا برو به حسین سفارش حر  بکن ... دوتایی اومدن محضر ابی عبدالله ...بعضی ها نوشتند اینقدر آشفته بود حر ابی عبدالله تا نگاش کرد با تعجب گفت،کی هستی ؟ بارها حر رو دیده،اما سر وضع حر رو که دیدمن انت یا شیخ ؟ تو کی هستی ؟ خودش دست گرفت زیر صورت حر سر آورد بالا تو حری دیگه سر تو پایین ننداز ... کسی درخونۀ من میاد سربلند عالم ... تو دیگه مال خودمی ... از این به بعد حر منی ... آقاجان :

-نگه کردی به حر ، حر یزیدی گشت زهرایی

به یمن وصل تو خورشید سر زد از شب تارم

+رفت میدان ، نه خودش تاریخ ورق بزن اول پسرش فرستاد ... الله اکبر ... بعضی ها نوشتن دوتا پسر داشت بعضی ها میگن یه دونه . میگن لشگر دشمن بهش گفتن اول خودت بکشیم یا پسرت ؟ یا اول پسر تو بعد خودت؟ گفت نه میخوام بچه م فدای حسین بشه جلو چشم ،اول بچه مو بکشید ... الله اکبر ... بهش گفتن چرا ؟ گفت میترسم اول منو بکشید،پاهای بچم سست بشه برگرده ... من میخوام بچه هامم فدای حسین بشن ...مصعب داداششم رفت ، عین عباس ... ببین کسی که دستش به دست عباس بخوره ، اینجوری بار میاد ... عباس هم اول برادرش فرستاد فدای حسین بشند ... حرم اول برادرش ، بعد غلامش همه کس و کارش فرستاد راحتت کنم ... همه که رفتند گفت حالا نوبت خودم ... رفت وسط میدان اسبش هی کردن ... اسب از دستش فرار کرد تنها شد ... ریختن دورش هر چی کینه داشتن سرش خالی کردن ... یه وقتی رسید حسین دید حر سرش رو خاک افتاده ... اومد نشست حر باورش نمیشه ... من حر گنه کار خطاکار ... کارم بجایی برسه چشمش وا کرد ، دید حسین بالا سرش ... لله اکبر سر حر رو بغل کرد با دستش پیشانی حر رو پاک کرد ... زخمای صورت حر پاک کرد ... خون از رو چشاش پاک کرد ... (حواست به جمله من بود یا نه؟) خون از رو چشم حر پاک کرد حر دوباره حسین ببینه ، جون دادن براش راحت بشه ...اینجا یه سردار خون رو چشمش بود ، حسین خون از رو چشم سردار پاک کرد ... یه سردار دیگه هم کنار علقمه ... حسین رسید دید یه تیر تو چشمش خورده ... یه عمود به فرق نازنینش خورده ... از سر عباس چیزی نموده ... آخ نشست دو دستی ....سر حر یه دستی برداشت گذاشت رو پاش ، اما سر عباس دو دستی برداشت ... چراش باش شب عاشورا ...تیر از چشمش درآورد خون از چشمش پاک کرد ... تموم شد روضه همینه ، اما جلوترم میتونم برم به شرطی که تو مشتری بشی ... من حرفم میزنم یه سوال دارم خون چشم حر خودش گرفت ... خون چشم عباس رو هم خودش پاک کرد .... بگم آتیش بگیری ... خدا خیرت بده ... خودش هم سنگ به پیشونیش خورد وقتی افتاد تو گودال ... زینب میخواست بیاد خون چشم حسین پاک کنه ... وقتی رسید دید :

سری به نیزه بلند است ...

+قسمت کی شد خون چشم حسین پاک کرد؟ ... نیزه به نیزه ... کوچه به کوچه ... منزل به منزل ... سر گذاشتن تو بغل دختر ... دید چشای باباش پره خون ...همین الان وقتش همتون دارم میبینم خیلی چشماتون اشک این اشک بمال کف دست دستت بیار از سرت بالاتر ... ما همۀ حاجتمون همینه الهی بحق الحسین ، الهی العفو

روضه شب چهارم محرم روضه حر - عزیز فاطمه حرم ولی حر گرفتارم - سید مهدی میرداماد

 

 


بازدید : 188

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 13
    تعداد اعضا : 281
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,363
    بازديد ديروز : 2,429
    بازديد کننده امروز : 573
    بازديد کننده ديروز : 770
    گوگل امروز : 541
    گوگل ديروز: 720
    بازديد هفته : 4,792
    بازديد ماه : 62,541
    بازديد سال : 653,435
    بازديد کلي : 6,954,752
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.167.216.239
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید