close
تبلیغات در اینترنت
متن مقتل شهادت حضرت عباس,متن مقتل شب تاسوعا,متن مقتل شب تاسوعا

متن مقتل شهادت حضرت عباس,متن مقتل شب تاسوعا,متن مقتل شب تاسوعا

متن مقتل شهادت حضرت عباس,متن مقتل شب تاسوعا,متن مقتل شب تاسوعا

متن مقتل شهادت حضرت عباس,متن مقتل شب تاسوعا,متن مقتل شب تاسوعا
متن مقتل شهادت حضرت عباس,متن مقتل شب تاسوعا,متن مقتل شب تاسوعا
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 778 aboozar
0 317 aboozar
0 771 aboozar
3 596 aboozar
1 900 saeednajafi
12 1300 aboozar
4 6938 amirsajad
0 2594 aboozar
0 2464 aboozar
0 2312 aboozar
0 3771 aboozar
0 1586 aboozar
1 18202 2505
6 6543 aboozar
0 14772 aboozar
1 2793 masoudfn
1 1834 aboozar
14 4048 aboozar
20 4456 aboozar
0 3136 aboozar

 

حاج میثم مطیعی

 

احمد بن داوود کتاب الأخبار الطوال از معتبرترین کتب تاریخی نوشته: "لَمّا رَأى ذلِک العَبّاسُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام" ، هنگامى که عبّاس بن على عليه السلام ، اين  وضعيت را ديد "قالَ لِاءِخوَتِهِ عَبدِ اللّه ِ، وجَعفَرٍ، وعُثمانَ بَني عَلِيٍّ عَلَيهِ وعَلَيهِمُ السَّلامُ" ـ به برادرانش: عبد اللّه ، جعفر و عثمان ، پسران على ـ و مادر همگى آنها اُمّ البنين بود : "تَقَدَّموا، بِنَفسي أنتُم" گفت : پيش قدم شويد فدايتان شوم، "فَحاموا عَن سَيِّدِکم" و از سَرورتان ، حمايت کنيد "حَتّى تَموتوا دونَهُ" حتی پاى او جان دهيد "فَتَقَدَّموا جَميعاً" همگى پيش قدم شدند، "فَصاروا أمامَ الحُسَينِ عليه السلام ، يَقونَهُ بِوُجوهِهِم ونُحورِهِم"اومدن پيش روىِ حسين عليه السلام ، با سر و گلوى خود ، از او محافظت کردند .
"فَحَمَلَ هانِئُ بنُ ثُوَيبٍ الحَضرَمِيُّ عَلى عَبدِ اللّه ِ بنِ عَلِيٍّ فَقَتَلَهُ،" هانى بن ثُوَيب حَضرَمى ، به عبد اللّه بن على ، حمله کرد و اونو شهید کرد، "ثُمَّ حَمَلَ عَلى أخيهِ جَعفَرِ بنِ عَلِيٍّ، فَقَتَلَهُ أيضا"سپس به برادرش جعفر بن على حمله بُرد و او را نيز شهید کرد.
"ورَمى يَزيدُ الأَصبَحِيُّ عُثمانَ بنَ عَلِيٍّ بِسَهمٍ فَقَتَلَهُ"، و يزيد اَصبحى نيز عثمان بن على را با تير زد و او را شهید کرد.( یه کار دیگه هم کرد) "ثُمَّ خَرَجَ إلَيهِ فَاحتَزَّ رَأسَهُ،" عباس ایستاده داره نگاه میکنه وقتی تیر انداخت عثمان بن علی شهید کرد همون جا اومد بالای سرش ایستاد جلوی چشمای اباالفضل سر از بدن برادر جدا کرد) سپس به سوى او رفت و سرش را جدا کرد

یا اباالفضل یه حرفی میخوام بزنم، آقا جونم این برادرت بعد از شهادت سر از تنش جدا شد، من یه شهیدد یگه سراغ دارم که دز مقاتل مختلف مکررا گفتن، یکی اومد سر از تنش جدا کرد، اما یا اباالفضل اون شیدی که من میشناسم هنوز زنده بود، هنوز نفس می کشید هی به خیمه هاش نگاه میکرد، خوب شد نبودی ببینی اما زینبت دید...

یا اباالفضل اینجا سر این برادرتو جدا کردن خوب شد نبودی ببینی سرش با یه وضعیت خاصی جدا شد دورتا دور خواهرتو نامحرما گرفتن، زینب نوحه خون مقتل شد، اینقدر مصیبت عظیم بود که مرثیه خون زینب شد مخاطب پیغمبر، صدا زد: "یا مُحَمَّداه هذا حُسَیْنٌ، مَجْزُورُ الرَّأسِ مِنَ الْقَفا"، این حسین توست که از پشت سر از بدنش جدا کردن....

همون کسی که سر عثمان بن علی جدا کرد روایت میگه: اومد جلو عمربن سعد گفت: "أثِبني"، به من، پاداش بده، "فَقالَ عُمَرُ: عَلَيک بِأَميرِک" عمر گفت : برو از اميرت بگير "فَسَلهُ أن يُثيبَک".پاداش میخوای برو از عبیدالله بگیر...

اینجا راوی میگه که این سه برادر شهید شدن؛ "وبَقِيَ العَبّاسُ بنُ عَلِيٍّ" دیگه اباالفضل باقی موند، "قائِماً أمامَ الحُسَينِ" اومد پيشِ روى حسين ایستاد، "يُقاتِلُ دونَهُ" مى جنگيد، "ويَميلُ مَعَهُ حَيثُ مالَ" هر کجا حسين مى رفت ، همراهش مى رفت

اینجا رو از  المناقب لابن شهرآشوب نقل مبکنم نوشته: "کانَ عَبّاسٌ السَّقّاءُ قَمَرُ بَني هاشِمٍ،" "صاحِبَ لِواءِ الحُسَينِ عليه السلام" ، عبّاس، سقا ، ماه بنى هاشم و پرچمدار حسين عليه السلام بود. "وهُوَ أکبَرُ الإِخوانِ" او از ديگر برادرانش بزرگ تر بود. "مَضى بِطَلَبِ الماءِ" و در طلب آب مى رفت. "فَحَمَلوا عَلَيهِ وحَمَلَ هُوَ عَلَيهِم، وجَعَلَ يَقولُ" جنگ در گرفت کنار شریعه عباس شروع کرد رجز خوندن


"لا أرهَبُ المَوتَ إذِ المَوتُ رَقى از مرگْ" نمى هراسم ؛ زيرا مرگ ، ترقّى و صعودى است
"حَتّى اُوارى فِي المَصاليتِ لِقا" که مرا در پشت شمشيرها ، پنهان مى کند
"نَفسي لِنَفسِ المُصطَفَى الطُّهرِ وَقا" جانم ، سپر جان پاکيزه مصطفى باد
"إنّي أنَا العَبّاسُ أغدو بِالسَّقا" من ، عبّاسم که سقّا گشته ام
"ولا أخافُ الشَّرَّ يَومَ المُلتَقى" و به روز برخورد ، هراسى از شرّ ندارم
فَفَرَّقَهُم پس آنان را متفرّق کرد ، "فَکمَنَ لَهُ زَيدُ بنُ وَرقاءَ الجُهَنِيُّ مِن وَراءِ نَخلَةٍ زيد بن وَرقاى جُهَنى" ، در پشت درخت خرمايى به کمين او نشست ، "فَضَرَبَهُ عَلى يَمينِهِ" و بر دست راست عبّاس عليه السلام ضربه اى زد ، "فَأَخَذَ السَّيفَ بِشِمالِهِ" شمشير را به دست چپ گرفت ، "وحَمَلَ عَلَيهِم وهُوَ "يَرتَجِزُ" و به آنها حمله بُرد و چنين رَجَز مى خواند
"وَاللّه ِ إن قَطَعتُمُ يَميني" به خدا سوگند ، اگر دست راستم را قطع کنيد
"إنّي اُحامي أبَداً عَن ديني" من ، هميشه از دينم حمايت مى کنم
"وعَن إمامٍ صادِقِ اليَقينِ" و نيز از امام راستگو و استوارباورى
"نَجلِ النَّبِيِّ الطّاهِرِ الأَمينِ" که نواده پيامبرِ پاک و امين است
راوی میگه:
فَقاتَلَ حَتّى ضَعُفَاینقدر جنگید ضعیف شد، فَکمَنَ لَهُ الحَکيمُ بنُ الطُّفَيلِ الطّائِيُّ مِن وَراءِ نَخلَةٍ،حَکيم بن طُفَيل طايى ، از پشت درخت خرما به او کمين زد (این حکیم بن طفیل میدونید کیه هم دست چپ عباس قطع کرد هم همه ئقتی اومد سراغ عباس اون اومد لباس عباس برداشت برد کوفه) فَضَرَبَهُ عَلى شِمالِهِ، دست چپش را قطع کرد
فَقالَ

 يا نَفسُ لا تَخشَي مِنَ الکفّارِاى جان ! از کافران مترس
وأبشِري بِرَحمَةِ الجَبّارِو به رحمت خداى جبران کننده ، بشارتت باد
مَعَ النَّبِيِّ السَّيِّدِ المُختارِهمراه با پيامبر صلى الله عليه و آله ، سَرور برگزيده
قَد قَطَعوا بِبَغيِهِم يَساريبا سرکشى شان ، دست چپم را قطع کردند
فَأَصلِهِم يا رَبِّ حَرَّ النّارِپروردگارا ! آنان را به داغىِ آتش برسان
فَقَتَلَهُ المَلعونُ بِعَمودٍ مِن حَديدٍ. پس آن ملعون ، با عمود آهنين به سرش زد

اینجا قبل از اینکه آقا برسه کنار علقمه اینا یه کینه هایی تو دلشون بود اومدن بالای سر اباالفضل ایستادن، هی گشتن هی چرخیدن، دست ها رو که قطع کرده بودن ظاهرا همه ی دست جدا نشده بود اول شروع کردن دست ها رو برش برش دادن بریدن، نگاه کردن حالا باهاش چه کنیم چی به ذهنشون اومد رفتن سراغ اون پاهای رشیدش، از روی کینه شروع کردن بریدن... پس دیگه نگو چرا سمت خیمه ها نبرد اگه امام حسین میخواست این بدن و سمت خیمه ها ببره، اولا کی میخواست برگردونه خود امام حسین که به سختی رفت، همه دیدن حسین منکسراً حزیناً... دیدن دارخ کریخ میکنه کمرش خمه.... اگخ میتونست این بدن بون دست بدون پا اما پسر فاطمه تلاش کرد خواست این بدن جابجا کنه عباس گفت: میخوای با من چه کنی...

ای ساقی لب تشنگان عباس علمدارم

گوش بده یه جمله هم بگم ابن شهر آشوب اینجوری تموم میکنه میگه: فَلَمّا رَآهُ الحُسَينُ عليه السلام مَصروعاً عَلى شَطِّ الفُراتِ، بَکى... هنگامى که حسين عليه السلام ، او را بر [ کناره ] رود فرات ، افتاده ديد ، گريست...همه دور امام حسین حلقه زن دارن به اشکش میخندن

ای ساقی لب تشنگان عباس علمدارم

مقتل شهادت حضرت عباس (ع) - حاج میثم مطیعی 

 


بازدید : 208

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 7
    تعداد اعضا : 282
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 691
    بازديد ديروز : 5,832
    بازديد کننده امروز : 155
    بازديد کننده ديروز : 1334
    گوگل امروز : 132
    گوگل ديروز: 1456
    بازديد هفته : 691
    بازديد ماه : 70,485
    بازديد سال : 92,359
    بازديد کلي : 6,030,581
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.224.111.99
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید