close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شب هفتم محرم,روضه شب هفتم محرم,شب هفتم محرم,هفتم محرم,محرم,مت

متن روضه شب هفتم محرم,روضه شب هفتم محرم,شب هفتم محرم,هفتم محرم,محرم,مت

متن روضه شب هفتم محرم,روضه شب هفتم محرم,شب هفتم محرم,هفتم محرم,محرم,مت

متن روضه شب هفتم محرم,روضه شب هفتم محرم,شب هفتم محرم,هفتم محرم,محرم,مت
متن روضه شب هفتم محرم,روضه شب هفتم محرم,شب هفتم محرم,هفتم محرم,محرم,مت
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 229 aboozar
1 774 aboozar
0 548 aboozar
3 565 aboozar
0 684 aboozar
10 613 aboozar
0 722 aboozar
1 597 aboozar
9 1785 aboozar
0 1192 aboozar
0 1182 aboozar
0 907 aboozar
0 2100 aboozar
0 1343 aboozar
0 1867 aboozar
3 1582 aboozar
12 3085 aboozar
0 2250 aboozar
4 8198 amirsajad
0 3597 aboozar

ای مشعل محفل الستم

وی گشته علَم، به روی دستم

خون گلویت نمی‌گذارد

تا بُعد زمان دهد شکستم

ای خندۀ فتح، بر لب تو

خون تو، قوام مکتب تو

شش ماهۀ من اگر چه فردی

تو مرد شهادت و نبردی

سرباز همیشه فاتح من

لبخند بزن که فتح کردی

تا داد تـو بر فلک رسانم

خون تو به آسمان فشانم

از خون گلو، کنم نگارت

تا خود ببرم، حضور یارت

هم، دوش من است قتلگاهت

هم، سینه من بوَد مزارت

قلب پدر است، حائر تو

زوّار مننــد، زائـر تـو

همه سوال می کردن از امام سجاد علیه السلام...بچه ی منو کجا دفن کردی؟بابای من کجاست ؟ عموم کجاست ؟قاسم کجاست ؟ علی اکبر کجاست ؟رباب سوال کرد آقا جان! بچه ی منو کجا دفن کردی ؟ فرمود: رو سینه ی بابام خوابوندیمش ...

بر آب وضوت، خون فشاندی

بر دوش پدر نماز خواندی

پیغام مرا ز حلق خونین

بر گوش جهانیان رساندی

مظلوم‌ترین شهید بابا

لبخند بزن امید بابا

ای کوثر مصحف شهادت

لبخند تو بهترین عبادت

حیف است که کشته‌ات بخوانم

امروز، تو یافتی ولادت

هر چند که شد صدات خاموش

خون تـو نمـی‌شود فـراموش

هفتاد بهشت را، دری تو

هفتاد فرشته را، پری تو

هفتاد ذبیح را، تو شاهد

هفتاد سپهر اختری تو

خون گلویت، مرا وضو داد

حتی به شهادت آبرو داد

از خون گلو، خضاب کردی

خون، بر جگر رباب، کردی

در عین سکوت، آب‌ها را

از العطشت، کباب کردی

زخـم گلـویـت سـزد بـخندد

چون دوست تو را چنین پسندد

دریای نخورده آب، اصغر !

خجلت زده‌ات رباب، اصغر !

از تیر سه شعبه آب خوردی

سیراب شدی، بخواب اصغر!

کشتنـد ز داغ تو، مرا هم

گشتیم شهید هر دو با هم

معراج تو از تو تا حسین است

در خون تو نقشِ «یا حسین» است

تنها تو شوی به دست من دفن

تشییع تو نیز با حسین است

آن روز که روز حشر کبراست

قنداقه تو به دست زهراست

قربان صورتش....

طفلی که شکل فاطمه بوده است سیرتش

حالا  سیرت این بچه چه طور شبیه فاطمه است ؟ وقت گفت هل من ناصر ینصرنی ...ناله از خیمه ها بلند شد .حسین برگشت به خیمه ،خواهر مگر نگفتم داد نزنید ؟ فرمود آقاجان! تا گفتی: من بی یارم این بچه غلت زد، خودش رو از روی گهواره زمین انداخت .بابا منم ببر...من نمردم هنوز...هنوز یه علی تو بساطت داری ...من علی اصغرتم ...شمشیرت منم ...منو ببر کمکت کنم .

قربان صورتش 

طفلی که شکل فاطمه بود ه است سیرتش

هرچند که کودک است

  اما نگاه کن به علی رفته هیبتش....

روضه خونای کوچه گرد کیا یادشونه ؟می پرسیدیم، بیشترین روضه ای که میخونید چیه ؟  می گفت: روضه موسی بن جعفر علیه السلام باب الحوائج ...روضه قمر بنی هاشم علیه السلام باب الحوائج ...روضه ام البنین علیها سلام ...ای جان ...بیشترین روضه ای که میخونید ؟هر کی گرفتاره سراسیمه میاد میگه: یه  روضه ی علی اصغر، از لای چهارقدش یه پولی به من میده میگه یه روضه علی اصغر برا من بخون ...

بابَ الحوائجی ...

یک قطره ی کم است ز موج کرامتش ...

دوزخ شود بهشت

در حشر اگر جلوه کند با شفاعتش

از فرش تا به عرش

عالم تمام غرقِ دریای رحمتش

خدا به پنجه ی مشکل گشای اصغر داد

تمام سلطنت خویش در ازای حسین

جمع ملائکه صف بسته اند

بین نمازِ جماعتش

در فقه کربلا

ثابت شده است بر همگان مرجعیّتش

وقت تلظّی است

اهلِ کلام، تشنه ی فنّ بلاغتش

با حرف نزدنش یه بلاغتی به خرج داد که باباش احتجاج کرد فرمود :اَما تَرَونَه کَیفَ یَتَلَظّی عَطَشا...؟!ببین داره لب به هم میزنه ...

آمد حسین

 با زیباترین فراز کتاب هدایتش

یک قطره آب خواست

 افسوس اهلِ کوفه نکردند اجابتش

لیتکم فی یوم عاشورا جمیعا تَنظُرونی ...آی مردم کاش شما عاشورا بودید ...کیف اَستَسقی لِطِفلی ...برا بچه ام آب خواستم .فَاَبَوا اَن یَرحَمونی ... از اینکه به من رحم کنن ...

یک قطره آب خواست

 افسوس اهلِ کوفه نکردند اجابتش

آری نسیم هم

 خیلی مراقب است زمانِ زیارتش

 سربسته است حرف،اهل کنایه باش

لطیف است صورتش

یعنی تا امشب لبهاش ترک نداشت ..

بیچاره مادرش ..

جان میکَند عزیز دلش در برابرش

لعنت به حرمله

میشد بلند،نعره الله اکبرش

یک شعبه داشت ...آه ...

اما نگاه کرد به آن تیرِ دیگرش

بر روی دستِ شاه یک روضه بی سر است

که خواندند اصغرش...

قنداقه پاره شد...

محکم رسید تیر و به هم ریخت پیکرش

از استخوان گذشت

آری برید از سه طرف هر سه خنجرش

تیر سه شعبه بُرد

از صورتش کمی و تمامیِ حنجرش

افتاد بر زمین

 از روی شانه های علی بر زمین، سرش

می آید از گلو

همراه خون صدای نفس های آخرش...

یک سر به نیزه رفت...

پیش نگاهِ حرمله... بیچاره مادرش ...

عمرش به سر رسید...

وقتی به مادرِ علی اصغر خبر رسید

یک باره پیر شد

از انتهای خیمه زنی تا  به در رسید

شش ماهه دیدی یا نه ؟ حتما دیدی ...به حق علی اصغر امام حسین همه مریضا نه بچه ها، بزرگترا ...بیماری های روحی و روانی همه مریضی ها با دست علی اصغر شفا پیدا میکنه .همیشه  این یادت باشه تیر آخر تو چله کمان همینه .هر موقع خیلی گرفتار میشی برو زیر آسمان از رو بیچارگی سه بار بگو یا حسین ...

زیر این آسمانی که یه روز اربابت دود میدید... عالم فدای آقای من و شما ..سه چهار سال اول عمرشون ابی عبدالله خیلی کم حرف میزدن .اصلاً کم حرف بودن ابی عبدالله.... سه چهار سال اول ابی عبدالله حرف نمیزد .فقط برای باباش و مادرش ، فقط برای جدش رسول خدا شیرین زبانی می کرد .فقط برای امام حسن .فقط برای اصحاب نزدیک .کسی نمیشنید امام حسین زیاد صحبت کنه .وقار رو ببین .کشته منو ...

یه روز تقریبا چهار سالش بود ابی عبدالله دیگه خیلی تو مدینه یاوه گوها شروع کردن حرف زدن ک شنیدیم پسر علی مشکل گفتگو و حرف زدن داره.زبونش میگیره .نمیتونه حرف بزنه .لال شده ...یواش یواش پیغمبر ناراحت شدن یه روز تو مسجدالنبی بعد از نماز رسول خدا منبر تشریف میبردن .یه روز بعد از نماز اشاره کرد حسین جان منبر برو .خطبه ای خواند در سن چهار پنج سالگی ...همه مبهوت ...علمای علم بلاغت همه موندن ....برا شما حرف نمیزنه ..اما خوب برا زینبش لالایی میخونه ...

اومدن خدمت پیغمبر گفتن: آقاجان! ما همه زراعتمون سوخته ،بیچاره شدیم  ، از سمت عراق آمده بودن ،یا رسول الله! دعا بفرمایید.بعضی جاها نوشتن خدمت امیرالمومنین رسیدن و تو کوفه بود .مولا فرمود :  حسین جان یه دعای استسقا براشون بخون .گناه دارن ...اونایی که قائل ان تو کوفه بودن میگن: حسین! دست بلند کرد گفت: ربنا ...گفت ربنا آسمون ابری شد ....

نفس ببین،به شروع  دعای استسقاء

گرفت بارش رحمت ز ربنای حسین

همه به دست و پاش افتادن، آقا جان!  ممنونتیم . خودمون نوکرتیم .ایشالله یه روز جبران کنیم .جبران کردن ....

 امام خمینی فرمود : تکلیف ما را سیدالشهدا معلوم کرده است.... آقایی که تکلیف برا عالم مشخص میکنه همچین تیر به گلوی بچه اش خورد ، یه قدم طرف خیمه رفت،به رباب چی بگم ؟باز برمی گشت،...آب دیگه به کار بچه نمیاد ...ردپای حسین رو میدیدی میفهمیدی چقدر این آدمی که اینجا رفته مضطر شده...

آخر  دور شد از خیمه . رفت پشت خیمه ها ...بدن رو روی زمین خوابوند .تیر رو از تو بازو و گلو کشید ...آخه گلو به بازو دوخته شد با تیر ...با یک دست با غلاف خنجر قبر کوچکی کند .آخه میدونه اینا با اسب رو بدن ها میتازن .این بدن طاقت نداره .بدن شیرخواره رو توی قبر گذاشت، اومد خاک بریزه یه وقت دید مادرش صدا میرنه: آقاجان! من با بچه ام خداحافظی نکردم ،بذار یه بار دیگه بچه ام رو ببینم ...

هرکس که دید رأس تو را روی نیزه ها...

آهی کشید و گفت که بیچاره مادرش ....

حسیــــن...وااااااااای....وااااااااای....

اگر دشمن بر این صحرا بتازه

دیگه چیزی از این پیکر نمونه ...

حسیــــــن... حسیــــن ...وااای ...واااای...

سر تو قاتل مادر شده نیزه نشین

بس که افتاد زمین

سر نیزه بزرگ است برای سر تو

به فدای سر تو

دیدم از تیر  سه شعبه گلم از خواب پرید

گوش تا گوش درید

نعشه های بدنت

بچه ها دست بابا خونی شده

گمونم شیش ماهه قربونی شده

عباشو بروی اصغر کشیده

حسینن حسین حسین

میروی قدری آرام تر

 


بازدید : 7

برچسب های مفید : , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3033
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 17
    تعداد اعضا : 292
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,269
    بازديد ديروز : 2,651
    بازديد کننده امروز : 444
    بازديد کننده ديروز : 938
    گوگل امروز : 351
    گوگل ديروز: 957
    بازديد هفته : 3,920
    بازديد ماه : 51,024
    بازديد سال : 51,024
    بازديد کلي : 8,442,866
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.172.195.82
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید