close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شهادت حضرت رقیه,شهادت حضرت رقیه,حضرت رقیه,متن روضه حضرت رقیه,

متن روضه شهادت حضرت رقیه,شهادت حضرت رقیه,حضرت رقیه,متن روضه حضرت رقیه,

متن روضه شهادت حضرت رقیه,شهادت حضرت رقیه,حضرت رقیه,متن روضه حضرت رقیه,

متن روضه شهادت حضرت رقیه,شهادت حضرت رقیه,حضرت رقیه,متن روضه حضرت رقیه,
متن روضه شهادت حضرت رقیه,شهادت حضرت رقیه,حضرت رقیه,متن روضه حضرت رقیه,
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 164 aboozar
1 705 aboozar
0 487 aboozar
3 508 aboozar
0 633 aboozar
10 553 aboozar
0 660 aboozar
1 544 aboozar
9 1671 aboozar
0 1128 aboozar
0 1125 aboozar
0 859 aboozar
0 2051 aboozar
0 1297 aboozar
0 1820 aboozar
3 1537 aboozar
12 3023 aboozar
0 2214 aboozar
4 8151 amirsajad
0 3560 aboozar

هر کسی تنهاست ذکرش میشود تنها حسین

هر کسی گم می شود را میکند پیدا حسین

اگه راه گم کردی بگو حسین .. اگه گم شدی تو این دنیا بگو حسین ..

دستگیری می کند از عاشقِ بی دست و پا

می نشاند نوکرِ آلوده را بالا حسین

کجایِ عالم ارباب اینجوری پیدا میشه که نوکرش این همه خطا ، اشتباه ، بعدم تو خونش راهش بده .. تازه صدِر جلسه بشونتش تازه بغلش کنه نوازشش کنه .. کجای عالم اینجوریِ ..

بر کسی دل بسته ام که دل نبسته بر کسی

از همه دل کنده ام در این جهان الا حسین

کار من گریه است از بدو تولد تا ابد

خیر دیگر که ندیدم من از این دنیا حسین

خیلی خوب گریه کنید .. انقدر محرم ها بیاد و بره زیر خروار ها خاک باشیم .. انقدر محرم ها بیاد ببینم همه عالم دارن میگن حسین تو نمیتونی بگی .. انقدر محرم ها بیاد و بره دستام تو کفن بسته باشه .. فرقی هم نمیکنه هر کی باشه حسرت میخوره .. حتی حبیب هم حسرت میخوره .. حبیب با اون مقام فرمود : فقط یه خواسته دارم برگردم دنیا بگم حسین .. بیام تو مجلسِ حسین براش گریه کنم .. حالا منو تو رو اینجا آوردن ..حیفه به خدا ..

بارها گفتم نمی بخشد ولی بخشید و گفت

بارِ آفت خورده ات را میخرد یک جا حسین

سیزده نورِ خدا را دوست دارم مثلِ هم

چون که میدانم در آنها هست استثنا حسین

فکرِ دیدارِ خدا بودم که بین روضه ها

وقت یا الله آمد بر زبانم یا حسین

هم امامت هم قیامت هم شفاعت میکند

روزِ محشر هم بیاید کار دارم با حسین

میدونی روز محشر چطوری میشه ؟ یهو میبینی تو اون وانفسا تو اون صحرا یه صدایی میاد : غَضُّوا أَبْصَارَكُمْ .. چشماتون و ببندید ناموس خدا میخواد وارد محشر بشه .. همه سرهارو پایین میندازند بی بی دو عالم میخواد بیاد رد بشه ..

بعضی روایات نوشته امام حسن افسار این مرکب و گرفته ، که حضرت زهرا سلام الله روش نشسته میاد یه گوشه از عرش یهو از یه گوشه ای یه آقایِ بی سری وارد محشر میشه بی بی سوال میکنه حسن جان این آقایِ بی سری که وارد محشر شده کیه ؟ امام حسن جواب میده مادر جان ، میخواد برا همه اهلِ محشر روضه بخونه .. هَذَا حُسَیْنٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ ...

هم امامت هم قیامت هم شفاعت میکند

روزِ محشر هم بیاید کار دارم با حسین

من فدای دختری که در خرابه بود و گفت

با همان لکنت به سختی چند تا بابا حسین

خورده ام از این و آن مشت و لگد حالا بگو

من شدم پیرتر یا مادرت زهرا حسین ..

من از سادات معذرت میخوام .. سادات شاید نتونن این حرف و تحمل کنن .. بگم صدا ناله ت بلند شه .. یه وقت یه مرد زمین می افته .. یه وقت هم یه زن زمین می افته ...

دست عدو بزرگتر از صورت من است ..

اون شب از رویِ اون ناقه

تویِ راه بینِ اون صحرا

بازی می کردم افتادم

انقدر غصه نخور بابا ..

غصه نخور بابا

تویِ راه بینِ اون صحرا

یکی دستش تو تاریکی

به گونه ام خورده چیزی نیست ..

هیچکس نمیدونه

بپرس از عمه میدونه

یکی از من یه گوشواره

امانت برده چیزی نیست

بابا .. موهای سرت سوخت ..

همچین که این سرُ از تو طبق می خواست برداره یهو از دستش رها شدُ افتاد .. گفت بابا میبینی بازوهام طاقت نداره .. از بس با تازیانه به این بازوهام زدن .. یه وقت یه مرد زمین می افته ، (آدم که دختردار باشه میفهمه) مرد زمین می افته بلند میشه .. زود یاعلی میگه پامیشه .. اما زن با مرد فرق داره ، زن وقتی زمین می افته خجالت میکشه .. قبل از اینکه بلند بشه از زیر چادر دورش و نگاه میکنه مردی ، نامحرمی ندیده باشه .. اما بازم طاقت داره بلند بشه از زمین ، اما یه وقت یه دختر کوچیک زمین می افته .. دختر وقتی زمین می افته از جا بلند نمیشه تا بابا نیاد بغلش کنه تا بابا نیاد بوسش کنه نوازشش کنه بلند نمیشه .. تازه هی میگه پاهام خیلی درد میکنه بابا ..

همچین که از ناقه زمین افتاد گفت حالا بابام میاد بلندم میکنه از دور دید یه سیاهی داره میاد .. گفت حتما بابامه .. تا اومد جلو دید نه باباش نیست خدا لعنتش کنه دید زجرُ .. تا دید این دختر زیر لب داره میگه یا زهرا .. یا زهرا .. گفت حالا که میگی یا زهرا یه کاری باهات بکنم که مثل مادر بزرگت بشی که دیگه جلو من نام زهرا رو نبری ...آنچنان با چکمه به پهلویِ این دختر زد  ...

من که بعد از تو به کوهِ دردها برخورده ام

 از یتیمی خسته ام از زندگی سر خورده ام

دخترت وقتِ وداعت از عطش بیهوش شد

زهر دوریِ تو را با دیدۀ تر خورده ام

دست سنگین یک طرف انگشترش هم یک طرف

با تمام خواهرانم مشت بر سر خورده ام

صحبت از مسمار اینجا نیست اما چکمه هست

با همین پهلو چنان زهرای بر در خورده ام

زیر چشمم را ببین خیلی ورم کرده پدر

بی هوا سیلیِ محکم مثلِ مادر خورده ام

حرف هایِ عمه خیلی سخت بر من میرسد

گوشِ من سنگین شده از بس مکرر خورده ام

هر طرف خم شد سرم سیلی سراغم را گرفت

گاه از این ور خورده ام گاهی از آن ور خورده ام

بابا ..

پشت خرابه دخترکی کج نشسته بود

میخواست تا که ادای مرا در بیاورد ..

دو تامون لبامون پر از خونِ

موهام مثلِ موهات پریشونِ

حالا مثلِ تو یه دندونه

شکسته دارم

دوتامون موهامون پر از دوده

قراره جدایی مگه بوده

یتیمی برا من هنوز زوده

سنی ندارم

حق داری نشناسی ، موهام سفید شده

این روزا لرزشِ ، دستام شدید شده

از بینِ دخترا ، من خسته تر شدم

زودتر بیا بریم ، که دردسر شدم ..

نمی‌پرسم انگشترت چی شد

نپرسی ازم معجرت چی شد

ببین قسمت دخترت چی شد

توی خرابه

تو شام صد دفعه کربلا دیدم

بلا دیدی بابا بلا دیدم

سرت رو تو طشت طلا دیدم

حالم خرابه

امشب بیا خودم ، مادر بشم برات

خاکا رو پاک کنم ، از صورت و لبات

حالا که اومدی ،  بیشتر پیشم بمون

لبهاتُ می‌بوسم ، قرآن برام بخون

سرِ روی نیزه ،بابام میشی ؟!

همون مهربون که میخوام میشی ؟!

تو هم‌بازی این روزام میشی ؟!

می‌بینی تنهام

خیال کن نریخته موهای من

ببین سالمه ابروهای من

دیگه خسته نیست زانوهای من

بشین روپاهام

من فرض میکنم ، آغوش داریُ

من رو تو آغوشِ ، گرمت میذاریُ

تو فرض کن منم ، گوشواره دارمُ

اصلاً نگاه نکن این ، گوش پاره‌مُ

همچین که این سرُ گذاشت رو پاهاش .. سرُ بغل کرد .. بابا یادته شبا میومدم رو پاهات میخوابیدم .. برام لالایی میخوندی .. برام قصه تعریف میکردی .. حالا منم پاهامُ دراز میکنم سرتو رو پاهام ‌میذارم .. میخوام برات لالایی بخونم ..

لالا لالا ، گلم لالا ..

بابایِ خوشگلم لالا ..

اینقد با باباش حرف زد ، راوی میگه یه مرتبه دیدم از موها شروع کرد هی نوازش می‌کرد .. همه جارو یکی یکی سوال می‌کرد: بابا ؛ موهات چرا سوخته؟!

(کوتاه کنم روضه رو) همچین که رسید به این لب‌ها گفت : بابا دیگه از این ‌نمیگذرم .. موهات سوخته بود حرف نزدم  ..پیشونیت شکسته بود حرف نزدم ...( نوشتن صورت هجده زخم کاری داشته) از همه گذشتم ، ولی از این نمیگذرم بابا ..

 

آخه همه‌ی این زخمایی که تو صورتت هست ، تو سرت هست من ندیدم ، نمیدونم کجا این زخما پیش اومده برات ..

اما بابا دیروز یه صحنه‌ای دیدم باور نمی‌کردم ، حالا فهمیدم چی شده .. حالا که من اونجا بودم این صحنه رو دیدم منم خودمو مثل تو میکنم (چی؟!) دیروز می‌دیدم چوب یزید بالا میره، دستای عمه‌م بالا می‌رفت ، چوب که پایین میومد قدم نمیرسید ببینم به کجا میخوره ..حالا فهمیدم اون نامرد با این لبهات چیکار کرده ...ای حسین ...

 


بازدید : 57

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3008
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 3
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 161
    بازديد ديروز : 1,310
    بازديد کننده امروز : 61
    بازديد کننده ديروز : 550
    گوگل امروز : 45
    گوگل ديروز: 583
    بازديد هفته : 161
    بازديد ماه : 27,363
    بازديد سال : 1,498,599
    بازديد کلي : 8,367,816
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.94.200.93
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید

مطالب تصادفی