close
تبلیغات در اینترنت
اشعار ولادت

اشعار ولادت

اشعار ولادت

اشعار ولادت
اشعار ولادت
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1062 amir004
0 1094 aboozar
0 380 aboozar
0 896 aboozar
3 662 aboozar
12 1525 aboozar
4 7067 amirsajad
0 2688 aboozar
0 2560 aboozar
0 2422 aboozar
0 4004 aboozar
0 1666 aboozar
1 18568 2505
6 6699 aboozar
0 15253 aboozar
1 2872 masoudfn
1 1889 aboozar
14 4204 aboozar
20 4730 aboozar
0 3236 aboozar

ولادت امام رضا (ع)

 

وقتی خدا ز روح خودش بر جهان دمید

از لا مکان به کون و مکانش زمان دمید

خلق قدیم او که همان خلق نوری است

با اذن او به جملۀ ذرات جان دمید

بعد از هزارها سنه از خلق نوری اش

تازه مشیتش به زمین و زمان دمید

روحی برای زنده شدن در تن زمین

روحی میان کالبد آسمان دمید

وقتی که او قضا و قدر را شروع کرد

در ظرف هر که قدر رضایش توان دمید

با چهارده افاضه ی حبل المتینی اش

در هر چه خواست نغمۀ گرم و گران دمید

از نور مصطفی همه افلاک خلق شد

نور علی به نور نبی در نهان دمید

آن گه بنای خیر کثیرش خدا گذاشت

وز نور فاطمی به گِل انس و جان دمید

از هر نگاه فاطمه یک خلق تازه شد

از مهر و ماه تا همه کهکشان دمید

نور حسن چو جلوه به اجلال خویش کرد

از هیبتش زمین و سپس آسمان دمید

نور حسین رحمت رحمانی اش وزید

وز تابش بهشت جمالش جنان دمید

سجاد او برای عباد بصیر او

در شب چراغ منبر و محراب جان دمید

روحی که بود در نفسش باقر العلوم

در عالمان با عمل هر زمان دمید

بابی برای شیعه شدن آفریده شد

در مکتبش امام ششم روح و جان دمید

موسی به جان خویش بلایی گران خرید

وز لطف خود به اهل ولایت امان دمید

حالا سخن ز عالم آل محمد است

آن که ز علم خود به قلم دُر فشان دمید

آن خلقتی که جنس وجودش پیمبری ست

آن ناطقی که دُر ز لبش هر کران دمید

آن خلقتی که خود شده خلاق کائنات

جانی دوباره در دل قرآنیان دمید

آن مظهری که مظهر توحید ناب شد

تا در حدیث سلسله نطق و بیان دمید

شیئی بلد نبود که تسبیح هو کند

نامش هزار و یک به ملائک زبان دمید

آن که خدا ز روح خودش می دمد به او

بر جسم و جان ما نفسی می توان دمید

آمد بهار معتدل رافت رحیم

بارید ابر رحمت و ایمان از آن دمید

آقاترین، رئوف ترین، با وفاترین

مصداق کامل همه ی صالحان دمید

از صلب پاک و مکرم عبور کرد

نوری که از وجود سمانه جوان دمید

نوری سترگ در وسط حجره ای حقیر

آری رضای فاطمه سجده کنان دمید

جانی عزیز در بغل نجمه با ادب

موسی بن جعفر آمد و او را اذان دمید

روح الامین فرشته ی وحی خدا به یک

شیدایی تمام به سویش دوان دمید

گهواره ای شبیه به هودج برای او

از آسمان به حجرۀ او ارمغان دمید

خلد برین قدم به زمین می نهد یقین

بوی بهشت از نفسش ناگهان دمید

ایرانیان! برای شما میهمان رسید

نه، بلکه در میان شما میزبان دمید

هر ضامنی که ضامن آهو نمی شود

سلطان انس و جان به قضایی چنان دمید

بی ادعا برای خدا کار می کند

از مشرق وجود، کس بی کسان دمید

هر کس به او عقیدۀ کامل دهد نشان

داند خدا به سینه ی جانش نشان دمید

آن کس که دست اوست همه رزق روح ما

وز خاک پای اوست همه آب و نان دمید

حاجت برای شیعه شدن از درش بخواه

زیرا بهشت آرزوی شیعیان دمید

دستی برای شیعه شدن سوی آفتاب

شمس جمال قاطبه ی مصلحان دمید

خورشید مصلحان جهان یوسف رضاست

از نسل اوست تاج سر منجیان دمید

با این که او به زهر جفا کشته می شود

اما رضا به زندگی جاودان دمید

وقتی که پیش ظلم علم می شود قدش

انگار که عدالت کامل عیان دمید

بعد از رضا به ابن رضا می شود خطاب

هر حجتی که قبل امام زمان دمید

وقتی ولایتش همه جا را فرا گرفت

لعنت بر آن که در جگرش شوکران دمید

یا منتقم! ز خصم رضا انتقام گیر

مژده بده که منتقم مومنان دمید

 

ولادت امام رضا (ع)

 

طلوع شمس ندیدی ز نجم اگر محسوس‏

ببین ز نجمه به عالم طلوع شمس شموس‏

نموده انفس و آفاق را قرین سرور

شهی که نفس نفیسش بود انیس نفوس‏

تبارک الله از این روز اسعد میمون‏

که هست مولد شاه حجاز خسرو طوس‏

خدیو خطه‏ی طوس آن که عارفان ندهند

گدائی در او را به حشمت کاووس‏

امام جن و بشر کش بر آستانه‏ی قدس‏

ملایک‏اند دمادم به ذکر یا قدوس‏

مه سپهر ولایت شهی که در هر صبح‏

زند به خاک درش آفتاب گردون بوس‏

ز رشک خادم کویش رواست خازن خلد

همی گزد لب و بر هم زند کف افسوس‏

عجب نباشد اگر فایق آمد از هر باب‏

گه مباحثه با عالم یهود و مجوس

چه جلوه ذره کند در مقابل خورشید

چه صرفه قطره برد در کنار اقیانوس‏

چه شد دنائت مأمون و کینه‏توزی او

کجاست آن همه تزویر و حیله و سالوس؟!

بگو بیا و ببین حشمت خدائی وی‏

که آن به دیده‏ی خلق خدا بود محسوس‏

همیشه بر سر بام جهان به کوری خصم‏

به نام نامی آن شه فلک نوازد کوس

درون جسم گدازد دل حسودانش‏

چنان که شمع گدازد میانه‏ی فانوس‏

شهی که وحش بیابان از او گرفته مراد

«صغیر» کی شود از لطف و رحمتش مأیوس‏

 

ولادت امام رضا (ع)

 

مژده ای اهل رضا روی رضا پیدا شد

جلوه ی حسن الهی به فضا پیدا شد

ضعفا روی به گلزار ولایت آرید

که گل روی معین الضعفا پیدا شد

غنچه ی نجمه به دامان سحر گاه شکفت

بوی گل در نفس باد صبا پیدا شد

علوی طلعت او آینه ی حسن خداست

بر همه آینه ی حسن خدا پیدا شد

موسی آن طلعت نادیده که در طور ندید

صبحدم در حرم موسی ما پیدا شد

جلوه ی باطن اسرار نهان را نگرید

به خدا آینه ی غیب نما پیدا شد

جان فشانید که جانان دو عالم آمد

درد آرید که ناگفته دوا پیدا شد

نجمه را نجمه نخوانید خدا می داند

این سپهری است کز او شمس ضحی پیدا شد

به دعا دست بر آرید چرا خاموشید؟

قبله ی حاجت ارباب دعا پیدا شد

چنگ بر چنگ زن آهنگ غریبی بنواز

چه نشستی که غریب الغربا پیدا شد

کعبه ی جان به حرمخانه ی موسی آمد

یا که در مروه ی دل نور صفا پیدا شد

سوره ی فتح بخوانید علی می آید

آیت صبر بیارید رضا پیدا شد

با قضا گوی که مولای قدر می آید

با قدر گوی که سلطان قضا پیدا شد

اهل ایران همه جان از پی ایثار آرید

که ولی نعمت و مولای شما پیدا شد

کیمیایی نظری آمده کز یک نگهش

از درون سیه سنگ طلا شد

اختر برج ولایت چه مبارک سرزد

ماه افلاک ولایت چه بجا پیدا شد

گر چه گفتند که در خوف و رجا باید بود

خوف از خویش برانید رجا پیدا شد

آمد از راه کریمی که به باب کرمش

تاج شاهی به قدمهای گدا پیدا شد

ای ز غم خسته برو غصه به دریا افکن

ای گره بسته بیا عقده گشا پیدا شد

برق رحمت زد و اوراق غضب را سوزاند

قلم عفو پی محو خطا پیدا شد

نقش شیر از نگهش شیر ژیانی گردید

بی عصا معجز موسی و عصا پیدا شد

نه به محشر نه به برزخ نه به میزان نه صراط

این چراغی است که نورش همه جا پیدا شد

لاله ی آرزوی آل محمد رویید

گوهر گمشده ی اهل ولا پیدا شد

تا چو «میثم» به درش دست گدائی نگرفت

کس ندانست در این خانه چه ها پیدا شد

 

ولادت امام رضا (ع)

 

هر دل صدای آمدنت را شنیده است

با صد هزار امید،به سویت پریده است

در ازدحام این همه عاشق حریم تو

زیباترین تجلی عشق و عقیده است

وقتی شمیم ناب تو آمد سروش گفت

امشب نسیم رحمت یزدان وزیده است

یا ایها الرئوف، به یمن قدوم توست

این خوان رحمتی كه خداوند چیده است

ماه فلك، چو مهر اگر مات نور توست

صد كهكشان نور در این روضه دیده است

این جا به جای اشك، ز چشمان زائران

بهر نثار مقدم تو گُل دمیده است

ای میزبان عالم و آدم، كه روزگار

مهمان نوازتر ز تو هرگز ندیده است

مدهوش سر ز خاك برآرد به رستخیز

لب تشنه ای كه جرعه ز جامت چشیده است

غرق عنایتند همه در حریم تو

فرقی نمی كند ز كجا كس رسیده است

دارم امید آن كه معطر شود ز تو

اشكی كه با امید به خاكت چكیده است

تنها امید این دل بی دست و پا توئی

وقتی كه از تمامی عالم بریده است

فصل ولادت تو «وفائی» به اشك شوق

بر عرض تهنیت به حضورت رسیده است

 

ولادت امام رضا (ع)

 

صبحدم برخواست بر عرش از زمین بانگ خروس

گفت: تابید ای ملایک جلوۀ شمس‌الشموس

آسمان! بر خاک سینای ولایت خاک شو

ماه! از گردون فرود آ ماه موسی را ببوس

الله‌الله این همان آیینۀ حسن خداست

یا خدای لامکان کرده است در امکان جلوس؟

نجمه! امشب رحمةللعالمین آورده‌ای

یا که از کعبه امیرالمؤمنین آورده‌ای؟

ای مه ذیقعده این خورشید گردون‌پرور است

بلکه نُه دریای عصمت را یگانه گوهر است

چارده خورشید در ماه جمالش جلوه‌گر

یا سپهر چار اختر روی دست مادر است

هم قلم آمد به زانو هم ز کار افتاد دست

دیدم این مولود از توصیف ما بالاتر است

این علی سوم این چشم و چراغ مرتضاست

این امام هشتم این مولا علی موسی‌الرضاست

آسمان! آیینه شو آیینۀ جان را ببین

روح شو از پای تا سر روح ایمان را ببین

ذکر قدقامت بگو تعظیم کن قامت ببند

سینه را سی‌پاره کن سی جزو قرآن را ببین

خانۀ موسی‌بن‌جعفر را چو جان در بر بگیر

طلعت زیبای سلطان خراسان را ببین

طور موسای محمد را شجر پیدا شده

اختری زیباتر از قرص قمر پیدا شده

این رئوف اهل‌بیت این شمع جمع عالم است

این مسیحا نه! مسیحای مسیح مریم است

این تمام علم را نزد خدا آموخته

این همانا عالم آل رسول خاتم است

لطف او هنگام جود از بذل هستی بیشتر

عمر گیتی هرچه باشد در ثنای او کم است

گرچه در تحت لوایش وسعت ملک خداست

هم گدا با او هم او با هر گدایی آشناست

آفرینش پیکر پاکی بود جانش رضاست

شیعه توحید و خطاب و دین و قرآنش رضاست

بی‌ولای او بود ایمان چو جسم مرده‌ای

وح ایمان را کسی دارد که ایمانش رضاست

دشمن اینجا می‌شود پامال، چون مور ضعیف

اهرمن را گو که این کشور سلیمانش رضاست

ما ولای مرتضا داریم از دشمن چه باک؟

تا در این کشور رضا داریم از دشمن چه باک؟

ما از اول با پر پروانه‌اش افروختیم

گرد شمع عارضش پیش از ولادت سوختیم

پیش‌تر از بود خود بودیم دور این حرم

شیر ناخورده تولای رضا آموختیم

قطره‌ای هستیم و در دریای احسانش گمیم

هر کجا باشیم زوار امام هشتمیم

ای حریم قدس تو بیت‌الحرام جان ما

مهر تو پیش از ولادت عهد ما پیمان ما

هم به دنیا هم به عقبی هم به میزان هم صراط

با همه گفتیم لطف توست پشتیبان ما

گنبد تو در زمین خورشید اهل آسمان

سایۀ گلدسته‌هایت حافظ ایران ما

ما گدایی را در این دولت‌سرا آموختیم

از ولادت دیده بر باب الجوادت دوختیم

ای گدای چار صحنت انس و جان از چارسو

وی ملک از آسمان بر درگهت آورده رو

بس‌که آقا و کریمی مثل یار آشنا

هر فقیر بی‌زبانی با تو دارد گفت‌وگو

آن‌چنان با زائر خود مهربانی می‌کنی

که گمان دارد دگر زائر نداری غیر از او

زائر از هر در که آید احترامش می‌کنی

بر تو ناگفته سلام اول سلامش می‌کنی

یابن‌زهرا! ضامن آهو گرت خوانم خطاست

یک نگاهت روز محشر ضامن خلق خداست

مرقد تو کعبه، صحنت سامرا و کاظمین

مشهد تو هم مدینه هم نجف هم کربلاست

این سخن را از امام بت‌شکن دارم به یاد

پایتخت کشور ایران خراسان رضاست

گرچه در مشهد حریمی محترم داری رضا

در دل هر فرد ایران یک حرم داری رضا

کیستم من؟ تشنه‌کام جام سقاخانه‌ات

خالی‌ام یک لحظه لبریزم کن از پیمانه‌ات

یا به دار‌الذکر خود یک لحظه آبم کن چو شمع

یا برافروز و بسوزان با پر پروانه‌ات

لقمۀ احسان و بذل و جود تو در کام من

کوه سنگین گناه ماست روی شانه‌ات

هرچه هستم«میثم»کوی شمایم یا رضا

آشنایم آشنایم آشنایم یا رضا

 

ولادت حضرت معصومه (س)

 

تا دل غمزده را شور و نوایی ندهند

دیدگان را زکرم اشک و بکایی ندهند

قلب عاشق به خدا گر حرمَ الله شود

فرصتش بر عمل جرم و خطایی ندهند

تا روی دلبر ما کعبه ی اهل نظر است

عارفان، دل به دو صد ملک و بنایی ندهند

تا ز معشوق نیاید خبر از بهر وصال

عاشقان را خبر از وصل و جدایی ندهند

دردمندی قدم اول این راه بود

تا نخواهند، تو را درد و بلایی ندهند

بنده را وقت سحر مَحرم اسرار کنند

آدمی را به جز این قدر و بهایی ندهند

بی گمان هر که به دنبال هوا و هوس است

لحظه ای بر دل او نور و ضیایی ندهند

مرغِ در بندِ قفس را پر پروازی نیست

تا که او را خبر از روز رهایی ندهند

درِ بیت الشرف اهل کرم باز اما

هر کسی را به خدا اذن گدایی ندهند

شد مدال شرف و عزت ما عشق علی

این نشان را که به هر بی سر و پایی ندهند

هر که شد صاحب عز و شرف و جاه، او را

حرم و بارگه و صحن و سرایی ندهند

تا که در سینۀ ما عشق تلاطم دارد

تا ابد خطه ی ایران حرم قم دارد

ای ز یمن قدمت ارض و سما نورانی

دیده ی عرش نشینان ز شعف بارانی

ز تماشای رخت، حور و ملک مست شوند

همه مدهوش بمانند ازین حیرانی

در حریم ملکوتی تو باشد بانو

حضرت روح الامین را شَرف دربانی

رنگ رخساره خبر می دهد از سِرِ درون

که تو اسرار و علوم علوی می دانی

گرچه از نسل رسول عربی می باشی

هاشمی زاده و از سلسلۀ شاهانی

بارها گفته ام و تا به ابد می گویم

که تو شهبانو ی جود و کرمِ ایرانی

گوییا زینب کبری به سخن می آید

هر زمانی که خطابه به جهان می خوانی

جلوه ی فاطمی ات همچو برادر باشد

بی جهت نیست که مانند رضا می مانی

زین سبب خواسته در آل علی  حضرت حق

تو کریمه شوی و منصب او سلطانی

هرکه دلتنگ مدینه ست به قم می آید

تا کند گریه به یاد حرمی پنهانی

از کرم گر که نگاهم نکنی می میرم

می شود سهم دلم بی سر و بی سامانی

کعبه ی مردم قم، قبلۀ حاجات تویی

روح ایمان و دعا، عمه ی سادات تویی

آمدی پاک ترین جلوه ی داور باشی

و گل یاس بهشتیِ معطر باشی

وارث علم نبی، محرم اسرا خدا

آمدی عالمه ی آل پیمبر  باشی

عصمت الله شوی چون که خدا خواسته بود

تا تو معصومۀ ذریۀ حیدر  باشی

آمدی بهر رضا دلبر و دلدار شوی

زینب ثانی دوران برادر باشی

آمدی زنده کنی خاطرۀ زهرا  را

حضرت فاطمه ی موسیِ جعفر باشی

شوره زار قم و تصویر بهشت حرمت

تشنگان را زکرم، زمزم و کوثر باشی

تا کند عفو خدا خیل گنه کاران را

آمدی شافعه ی عرصه ی محشر باشی

عمر کوتاه تو یادآور عمر زهراست

اینچنین جلوه گر روضه ی مادر باشی

زندگی ات غم و اندوه و بلا با خود داشت

و خدا خواست که اینگونه تو مضطر باشی

همچنان زینب کبری دلت آزرده شود

داغدار غم صد لاله ی پرپر باشی

بارها شکر نرفتی به اسیری که دگر

شاهد سنگ زدن بر سر دلبر باشی

روضه سربسته بخوانم که کنم ختم کلام

وای از کرب وبلا و سفر کوفه و شام

 

ولادت حضرت معصومه (س)

 

السلام ای مجدّدِ اسلام

ای به معنا مبلغ احکام

السلام ای کریمۀ عترت

ای مدار سخاوت و اکرام

ای نشان از خدیجۀ کبری

وی مرامت ز فاطمه پیغام

السلام ای سلیله الزهرا

آیه الله واجب الاِعظام

السلام ای عقیله الثانی

زینب دوم از غمِ ایّام

ای رضا را تمام قد شیعه

عطر او از تو گردد استشمام

لفظ صدّیقه جزو اَلقابت

در صداقت بفاطمه همگام

اهل بیت از تو گفته اند همه

بسکه هستی میانشان خوشنام

عابده زاهده محدّثه ای

در مقام تو نیست هیچ ابهام

در طوافت عبا و عمّامه است ...

یک لباسی چو جامۀ احرام

ای به سر سایۀ تو ، اَلمِنَّه

اشفعی للغریب فی الجنه

ای مقامت کنیز رحمانی

وی به آل رسول ارزانی

ای دل و جان حضرت کاظم

وی دلت جلوه گاه سبحانی

ای سفیر بلند آوازه

که تویی زائر خراسانی

نام تو هر کجا که می آید

آبرو بخش بزم روحانی

دومین فاطمه که بی همتاست

در میان زنان قرآنی

دامن نجمه هست گلریزان

از تو با غنچه های رضوانی

در حقیقت تویی تویی تسلیم

در همه امتحان ایمانی

هر کسی تابع تو می گردد

میرسد تا عروج انسانی

ای که در قم بلند مرتبه ای

نه فقط بر زنان ایرانی

مورد احترام نوع بشر

سایه ات شوکت مسلمانی

ای به سر سایۀ تو ، اَلمِنَّه

اشفعی للغریب فی الجنه

یک زن و این همه ثنا بانو !

این همه در خدا فنا بانو !

زن نه دوشیزه ای شرف پرور

در تمام زمانه ها بانو !

هجرتت عبرت همه تاریخ

در ره یاری خدا بانو !

کربلا را دوباره کردی خلق

مثل بانوی کربلا بانو !

هر چه دیدی مصیبت و هجران

یاد کردی ز نینوا بانو !

با همین ابتکار زینبی اَت

اصل دین را شدی بقا  بانو !

آفریدی حماسه ای جاوید

با صبوری به ابتلا بانو !

خوش درخشیدی ای ستارۀ عشق

در میان ستاره ها بانو !

از مدینه قیام تو تا قم

مایۀ نصرت رضا بانو !

انقلاب از تو پا گرفت اینجا

ای مجیب امام ما بانو !

درس عشق و شهادت و ایثار

از تو شد مشق جبهه ها بانو !

ای مراجع غلام درگاهت

وی خلایق ترا گدا بانو !

بانیِ فیضیه تویی بی بی!

حوزۀ علمیه ترا بانو !

منتقم را بخوان که می آید

به دعای دل شما بانو !

انتقام برادرانت را

گیرد از خصم بی حیا بانو

انتقام حسین و زهرا را

گیرد از اشقی الاشقیا بانو

ای به سر سایۀ تو ، اَلمِنَّه

اشفعی للغریب فی الجنه

با دلی مملو از محبّت تو

آمدم در کنار تربت تو

رو سیاه آمدم به شرم حضور

تا ببخشد خدا به حرمت تو

بانوی بانوان موسایی !

تشنه ام تشنۀ عنایت تو

من کجا  این حریم با عظمت

این هم از شیوۀ کرامت تو

حرم اهل بیت شهر قُمَت

مومنین طالب زیارت تو

بر سر شیعه سایه افکنده است

از ازل پرتو ولایت تو

خار چشمان دشمنان شَهرَت

نور چشمان دوست شُهرَت تو

اسوۀ بانوان نجابت توست

الگوی هر زن است عفت تو

ای تجلی گه امام زمان

حرم با صفای حضرت تو

جمکران زائر شب و روزت

عزّت زائران ز عزّت تو

زائر مشهد الرضا هربار

گیرد اذن سفر ز جنّت تو

آستان تو آشیان مَلک

مأمن جبرئیل دولت تو

انبیا قدر دان کوثری اَت

اولیا مفتخر به نعمت تو

ای شفاعتگر همه شیعه

عالمی تشنۀ شفاعت تو

ای به سر سایۀ تو ، اَلمِنَّه

اشفعی للغریب فی الجنه

 

ولادت حضرت معصومه (س)

 

ای پناه اهل محشر عید میلادت مبارک

ای همه روح مطهّر عید میلادت مبارک

ای رخت مرآت مادر عید میلادت مبارک

ای گل باغ پیمبر عید میلادت مبارک

ای قم از خاکت معطّر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

ای سلام چارده معصوم بر جان و تن تو

نام تو معصومه و عصمت گلی از دامن تو

بضعۀ موسایی و قم گشته طور اَیمن تو

پا به چشم قم نهادی قلب قم شد گلشن تو

یافت این خاک از تو زیور عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

نور از هر سو به ایوان طلایت سجده آرد

حور بر خاک قدوم زائرت صورت گذارد

جود با کلِّ وجودش هر چه دارد از تو دارد

دانش از گلدسته‌هایت بر سر فیضیّه بارد

علم را صحن تو سنگر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

دخت و اخت و عمۀ‌ سه حجت داور تویی تو

پارۀ تن بر رسول و احمد و حیدر تویی تو

فلک استقلال ملک شیعه را لنگر تویی تو

گر در جنّت ز قم وا می‌شود، آن در تویی تو

بضعۀ یاسین و کوثر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

قبه‌ات را اقتدار قبۀ الخضراست، آری

تربت تو تربت گمگشتۀ زهراست، آری

زائر تو زائر صدیقۀ کبراست، آری

صورتت را صورت انسیۀ الحوراست، آری

نخل «میثم» از تو پر بر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

 

ولادت حضرت معصومه

 

تا به معراج تقرب برسانند مرا

عقب قافله باید بكشانند مرا

وقف سرگرمی طفلان سر کوچه شدم

حرجی نیست که دیوانه بخوانند مرا

جای تسبیح میِ تازه زمین می ریزد

سر سجاده اگر که بتکانند مرا

تا كه در محضر یارم مكانم بالاست

چه خیالیست كه پایین بنشانند مرا

بارها جان مرا تا به لبم می آرد

تا كه یك بار سلامی برسانند مرا

شد پناهِ همگان هر كه پناهنده ی اوست

سگِ اصحابم و از خویش بدانند مرا

از همه دور كن و از حرمت دور مكن

پس  نرانید مرا تا که نرانند مرا

جان من عاریه ای بود كه نذرش كردم

بگذارید كه امشب بستانند مرا

جان به هر حال قرار است که قربان بشود

پس چه خوب است که قربان کریمان بشود

حرم امن تو کافی است هراسان شده را

مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت

تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است

خارج از دست خلیل است، گلستان شده را

گندم ری به تنور کرمت پخته شود

از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را

هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است

از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را

به در خانه ی تو بسته و وابسته شدیم

چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را

گر قرار است جبینش به قدومت نرسد

کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را

در محلّه خبر لطف تو  بهتر پیچید

پخش کردند اگر قصۀ مهمان شده را

شدنی نیست کرم داشته باشی، امّا

دستگیری نکنی دست به دامان شده را

پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت

تا ببندند به آن زلف پریشان شده را

ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم

گذری نیست به معراجِ تو حیران شده را

جلوه ای کردی و زهرای پر از جذبه ی تو

تا قم آورد دل شاه خراسان شده را

با گدایی حرم فخر به دنیا داریم

هرچه داریم از این دختر موسی داریم

تو اگر پا ندهی خواهش ما را چه کنیم

خشکسالیم همه حضرت دریا چه کنیم

تو بهشت آوری و تا حرمت را داریم

آرزوی سفر عالم بالا چه کنیم

تو عزیز همه ما نیز ذلیل همه ایم

پس تو را هیچ غمی نیست بگو ما چه کنیم

تو عطا هم نکنی عین عطایی اما

پس بگو با جگر سوخته حالا چه کنیم

تو بر آنی که ز ما دست بگیری امروز

ما برانیم که از هجر تو فردا چه کنیم

رهبر ما به کنار حرمت می آید

یعنی ای دختر موسی تو بفرما چه کنیم

مملکت، مملکت توست خودت یارش باش

رهبرم زاده ی زهراست نگهدارش باش

عرش هستی و ملک دور و برت ریخته اند

بال بر زیر پر رهگذرت ریخته اند

ترس ندارم ز سر وضع گنهکاری خویش

آنقدر برگ شفاعت به سرت ریخته اند

تو چه کردی که برای تو پدر می میرد

شان زهراست به درک پدرت ریخته اند

نخی از معجر تو وقت سفر دیده نشد

بسکه پوشیه و حله به سرت ریخته اند

 

ولادت امام حسن (ع)

 

دلم به خانه ی حیدر بهانه می گیرد

ز سفره خانه ی زهرا نشانه می گیرد

خوشا یتیمی و بی سرپرستیِ دوران

که توشه های حسن را شبانه می گیرد

ز دست پاک حسن لقمه لقمه میل کنم

مرا به زیر پرش عاشقانه می گیرد

سخن ز باج و خراج دو لقمه نان نکند

خدا فقط ز ولایش سرانه می گیرد

نماز و روزه و خمس و زکات و حج و جهاد

خوشا کسی که در این آستانه می گیرد

گدای کوی حسن هیچ گه پریشان نیست

که حب فاطمه را جاودانه می گیرد

خدا اگر که عطا را به من ببخشد باز

مرا به ناز قدوم حسن ببخشد باز

منم که رب غفوری چنان خدا دارم

که اعتقاد مقدس به هل اتی دارم

من اعتقاد ندارم جهنمی باشم

چرا که آب و گل از آل مصطفی دارم

من از قدیم در آغوش گرم مولایم

که زیر پای امام کریم جا دارم

نه نا امید بمانم ز فیض رحمت حق

نه تکیه گاه به جز نسل مرتضی دارم

دلم به مُلک و مَلک فخر می کند که اَلا

تمام خلق بدانند مجتبی دارم

قسم به آدم و حوا خلیفة اللهم

اگر چه ترک بهشت از گناه ها دارم

به چشم کوری هر که به خط اهرمن است

ولایت حسن مجتبی بهشت من است

هر آن که شیعه شود از هدایت حسن است

بهای شیعه به قدر ولایت حسن است

بهشت را به دو گندم عوض نباید کرد

بهشت هم به طفیل عنایت حسن است

به زیر پرچم اویند عالم تکوین

بهار جلوه ای از رنگ رایت حسن است

فرشتگان همه از نور مجتبی خرسند

بشارت ملکوت از رضایت حسن است

هم اوست ناطق قرآن و یوسف عترت

که اصل یوسف قرآن روایت حسن است

به معجزات، چه حاجت به کسب معرفتش

که ابتدای کرامت حکایت حسن است

رحیم مثل خدا در بیان نمی آید

کریم مثل حسن در جهان نمی آید

افاضه شد، دل ویرانه در حریم افتاد

ره فقیر به میخانه ی کریم افتاد

ز باب رحمت ساقی صدای باده رسید

لب خمار به پیمانه ی قدیم افتاد

شمیم رایحة المجتبی وزید از غیب

مشام گمشدگان را چه خوش نسیم افتاد

دوباره بوی حسن بوی یاس بوی بهشت

به سوی خانِ کریمان ره یتیم افتاد

به خاطرات ازل یک مرور باید داشت

که در کشاش قالو بلا چو بیم افتاد

حسن به دست حسینش سپرد دلها را

سپس به کرب و بلا راه مستقیم افتاد

من از نگاه حسن با حسین خو کردم

که با خدای حسن خوب گفتگو کردم

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 22
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,476
    بازديد ديروز : 4,852
    بازديد کننده امروز : 667
    بازديد کننده ديروز : 1546
    گوگل امروز : 776
    گوگل ديروز: 1736
    بازديد هفته : 2,476
    بازديد ماه : 289,216
    بازديد سال : 556,268
    بازديد کلي : 6,494,490
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.198.205.153
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید