close
تبلیغات در اینترنت
حضرت عباس

حضرت عباس

حضرت عباس

حضرت عباس
حضرت عباس
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1070 amir004
0 1096 aboozar
0 381 aboozar
0 898 aboozar
3 663 aboozar
12 1534 aboozar
4 7070 amirsajad
0 2691 aboozar
0 2562 aboozar
0 2424 aboozar
0 4009 aboozar
0 1667 aboozar
1 18572 2505
6 6705 aboozar
0 15261 aboozar
1 2872 masoudfn
1 1892 aboozar
14 4207 aboozar
20 4738 aboozar
0 3237 aboozar

 

جواد مقدم

 

 

روضه خون مشکت شده بارونه نگاهم

افتاد علم از دست که علمدار سپاهم

مدیون لب خشک تو دریا شده عباس

از داغ غم تو کمرم تا شده عباس

با پَرِ تو انگاری پَرم شکست

مثل سرت پشت لشکرم شکست

تو خیمه ها بغض دخترم شکست

اگه بهت داره میرسه صدام

پاشو بازم سقایی بکن برام

پاشو ببین میخندن به گریه هام

برادرم عباس دلاورم

با این دل خون و با همین قد خمیده

دستات و می بوسم میذارم روی دو دیده

ای کاش نمیدیدم رو سرت جای عموده

راستی یا ابالفضل مادرم اینجا نبوده

حس میکنم بوی یاس پرپر و

کنار تو بوده گویا مادر و

راحت بکش نفس های آخر و

اگر چه که داغت روی قلبمه

قبول باشه ای آقای علقمه

بوسیدن خاک پای فاطمه

برادرم عباس دلاورم

بعد تو دیگه سیرم از این دور و زمونه

بعد تو دیگه جای منم مقتل خونه

بعد تو چقدر معجر و خلخال میشه غارت

میری و تن من توی گودال میشه غارت

بی من و تو زینب چه بی طاقته

بی من و تو رو قلبش مصیبته

غمم برا روزای اسارته

روزایی که داره رنج بی حساب

روزایی که نالش میشه بی جواب

روزایی که دور دستش طناب

برادرم عباس دلاورم

سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس (ع) - روضه خون مشکت شده بارونه نگاهم - جواد مقدم

حاج مهدی سلحشور

خون شد دلم از ماتمت

پشتم شکسته از غمت

چی شد ای پشت و پناهم قامت رعنای تو

چرا آخه غرق خونه چشمای زیبای تو

مونده چشمم سوی تو

لاله گونه روی تو

چی شده بازوی تو

ای علمدار حرم

ای امید لشکرم

بعد تو بی یاورم

چه جوری ای ماه من، بی تو برگردم حرم

چه جوابی من بدم، به سوال دخترم

أینَ عَمِیَ العَباس

آخر نشد برادرم، آب برسونم به حرم

هرکاری کردم به سوی خیمه راهی وانشد

خواستم آبو برسونم به علی اما نشد

خون نشسته رو نگام

اشک شرمه تو چشام

چه جوری خیمه بیام

مشک غرق به خونم

زده آتیش به جونم

بذار اینجا بمونم

هنوزم تو گوشمه، ناله های العطش

روی دستای رباب، اصغر تو کرده غش

أینَ عَمِیَ العَباس

سینه زنی واحد شهادت حضرت عباس (ع) - خون شد دلم از ماتمت - حاج مهدی سلحشور 

 

حاج محمود کریمی

از عشق لبریزی، از نور سرشاری

ماه آل الله تا صبح بیداری

تو رفتی و بی یارم سقا و سپهدارم

دیدم سر راهم وای دستات و علمدارم

کُشتی من و با دست و پا زدن

رفتی همه هم و صدا زدند

ای وای همه به خیمه زدند ای وای

از عشق لبریزی، از نور سرشاری

ماه آل الله تا صبح بیداری

داغت رو قلب دریاست میدونم

تشنه برگشتی عباس ممنونم

من بی تو برم خیمه دست خالی و گریون

میگن همه با گریه عمومون و برگردون

پاشو ببین که بی برادرم

پاشو به خاطر اهل حرم

پاشو بدون تو کجا برم پاشو

کُشتی من و با دست و پا زدن

رفتی همه هم و صدا زدند

ای وای همه به خیمه زدند ای وای

از عشق لبریزی، از نور سرشاری

ماه آل الله تا صبح بیداری

از مشک پاره حسرت می باره

مادر افتاده پای گهواره

تو روی زمین و من نمیاد ازم کاری

من موندم و خواهرهات ما رو به کی میسپاری

برگرد قربون چشمای ترت

برگرد بریم کنار لشکرت

برگرد اب نشد فدا سرت برگرد

از عشق لبریزی، از نور سرشاری

ماه آل الله تا صبح بیداری

سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس (ع) - از عشق لبریزی، از نور سرشاری - حاج محمود کریمی 

حاج محمود کریمی

گرفته خون چش برادر حسین
بال و پر حسین ، دلاور حسین
غریبیه حسین رو امشب ببین
امون میدن به شیر ام البنین
+
فرمود:من امان داشته باشم پسر فاطمه امان نداشته باشه،من یه مو سر حسین رو به همه ی عالم نمیدم،حسین
غریبی حسین رو امشب ببین
امون میدن به شیر ام البنین
ای وای ....
دلم گرفته که بهش امون میدن
+
اینقده خجالت کشید
دلم گرفته که بهش امون میدن
فرشته ها دارن تو خیمه جون میدن
میگن دیگه نباش کنار حسین
بری کنار تمومه کار حسین
بکش کنار تموم شه کار حسین
+
میگن عباس
میگن تو اون طرف همیشه سر به زیر
+
چ دلاوری هستی،تو فارسی ،یکه تازی،چیه فرماندهی همش دست به سینه ات ایستادی،مثه نوکرا
میگن تو اون طرف همیشه سر به زیر
تو این همه سپاه بیا بشو امیر
+
چه فایده داره کنار حسین
تو خیمه شما که قحط آبه
ولی ماها اسبامونم سیرابه
+
کیا اومدن امان نامه از آتش بگیرن از دست عباس
غضب تو چشمای برادر حسین
میگه که زندگیم فدا سر حسین
+
کجا بیام،کجا بیام
غضب تو چشمای برادر حسین
میگه که زندگیم فدا سر حسین
+
میدونی اینجا چه خبره
من اومدم براش بمیرم فردا
دامن زهرا رو بگیرم فردا
+
فردا یه امان نامه ای نشونتون بدم،فردا شد
قیامتی شده کنار علقمه
فاطمه اومده برید کنار، همه
+
برید کنار مادرم اومد،برید کنار،آره،تو روضه ی عباس فاطمه میاد
قیامتی شده کنار علقمه
فاطمه اومده برید کنار همه
+
دست ندارم جلو پات بلند شم خانمم...آب ندارم جلو پات رو زمین بپاشم خانمم،چادرت خاکی شده،من پسر ام البنینم فاطمه اومده بالای سرم
قیامتی شده  کنار علقمه
مادرم اومده برید کنار همه
+
آقا دل شورت برا چیه
الهی عباست بمیره مادر
نیزه به پهلوهات نگیره مادر
شرمندمو از شرم
+
آخ مادر اومدی
شرمندمو از شرم،خونی شده اشکم
مادر حلالم کن که پاره شد مشکم
+
این خجالتو کجا ببرم
شرمندمو از شرم،خونی شده اشکم
مادر حلالم کن که پاره شد مشکم
+
چی شده تو ک تلاشتو کردی آخه
 
کشته منو خجالت از شیر خواره
فکر طناب و خواهر آواره
کشته منو خجالت از شیر خواره
فکر طناب و بچه و گوشواره
+
مادر ...
حالا که اومدی مادر قد کمون
حسین داره میاد یکم دیگه بمون
باید ببینه من سرم رو پاته
بازهم یکی از پسرات همراته
ای وای حسین،بازهم مگه شده
بیاد ببینه من سرم رو پاته
باز هم یکی از پسرات همراته،ای مادر
 
کجا رفتی با این جمله
یه جمله روضه شد
+
یکی از پسرات همراته
یه جمله روضه شد روضه ی مو به مو
دست رو شونم بذار یه یا علی بگو
+
پاشو بریم،تو کوچه ایما
یه جمله روضه شد روضه ی مو به مو
دست رو شونم بذار یه یا علی بگو
+
آخ مادر،سادات ببخشن
رو گونه جای دست اون بی دین بود
بشکنه دستش چقدر سنگین بود
+
از این دستا زیاد شد،تا دیدن دست عباس بالای نیزه ست، اینقدر دست ها بالا رفت سه ساله دیگه چشماش جایی رو ندید
ای وای حسین

روضه شهادت حضرت عباس (ع) - گرفته خون چش برادر حسین - حاج محمود کریمی

 

 

حاج محمود کریمی

 

 

 

 

ای مشرف بر تمام هستی

ای هستی من امام هستی

ای ساکن بام آفرینش

ای ذکر مدام آفرینش

ای جان همه فدات آقا

دستم به پره قبات آقا

تا مانده به دل امید برگرد

ای سرو قد رشید برگرد

هم داغ به جانمان رسیده

هم کارد به استخوان رسیده

تا کی سر عشق روی نیزه

خون می چکد از گلوی نیزه

ای حامی زینبین برگرد

ای منتقم حسین برگرد

امشب سر پای دار دارم

در کرب و بلا قرار دارم

+یابن الحسن

گفتی که قرار نهر علقم

بر دست فتاده پای پرچم

من میگویم شما بگریید

بر ساقی کربلا بگریید

+ روضمو با شعر بهت میگم، دونه دونه کلمهها رو دقت کن...

از صبح که بغض در گلو بود

هر جا که امام رفت او بود

در دل قَلَیان و چهره محجوب

سقای حرم کجا و ایوب

آن دم که علی به خاک افتاد

با سینه چاک چاک افتاد

آن دم که یتیم دست و پا زد

فرزند کریم دست و پا زد

هرگاه حسین رفت میدان

تا رٱس کسی نهد به دامان

در سایه تیغ بی امانش

ارباب به قامت کمانش

نعشی ز دل سپاه آورد

آن کشته به خیمه گاه آورد

لب بسته میان جمع میسوخت

خاموش به سان شمع میسوخت

+ این یه خط بیچارم کرده

مشغول دفاع و پاسداری

از صبح نکرده سوگواری

+ تجسم کن جان مولا، بدن علی اکبر تو خمیه زن ها ریختن دور علی اکبر، شروع کردن ناله زدن، جوونا گریه میکردن، فقط عباس روبروی دشمن ایستاده بود، بعضی وقت ها یه نگاه میکرد تو دلش اصلا آشوب بود، فرصت نکرد کنار این بدنا بشینه، ضمن اینکه جونش بود علی اکبر ها، زندگیش بود قاسم، اما نوبت خودش شد...

+آقا جان رفتم تو خیمه دیدم این بچه ها پیراهناشون بالا زن شکماشون رو زمین نمناک خیمه سقا گذاشتن، دارم میمیرم برم آب بیارم، برو اما درگیر نباش زیاد... اما داری میری تو صاحب لوای منی تو بری من چه کنم... نازدانه اومد یه مشک خشکیده خالی رو داد گفت: عمو این آب میکنی برا ما... چشم عمو فدای تو، دل بچه ها قرص شد عمو از خیمه بیرون اومد با چه هیبت علویی...

از خیمه برون امیر آمد

از بیشه برون چو شیر آمد

شمشیر به دست و مشک بر دوش

شد تشنگی خودش فراموش

فرمود حسین با ابالفضل

+امام حسین دهنه اسب گرفت، دستش گذاشت روی زانوی عباس و گفت: قربونت برم...‌آقا من سواره شما پیاده این خجالت کجا ببرم...

فرمود حسین با ابالفضل

جانم به فدات یا ابالفضل

+اما

گر علقمه بسته بود برگرد

تنها شده ایم زود برگرد

+زود بیای ها زود بیا..

از برق نگاه تیغ دارش

هر کس که رسید شد شکارش

یک لحظه نشست بر لب آب

در حسرت طفل در تب آب

ناچار در آب برد دست و

با مشک به آب خورد دست و

از آتش شرم سوخت هستش

از اینکه خنک شدست دستش

تفتیده لب آمد از شریعه

تا درس وفا دهد به شیعه

گر عاشق صادقی خطر کن

از امر مباه هم گذر کن

مردی نه فقط به زور بازوست

مردی نه به غرش است و نیروست

هستند زنان که مرد مردند

تاریخ بخوان ببین چه کردند

در اصل چراغ راه مردان

زهراست امید شاه مردان

انسیهٔ حوریست بانو

مردی زده پیش پاش زانو

کمن فات قلیله یک زن

کم من فائه کثیره دشمن

شد کرد به خطبه اش نشد را

چون مرد گرفت حق خود را

تسلیم نشد به زور تهدی

یک ذره به دل نداشت تردید

چون ترس نبود در مرامش

شد فانیِ در ره امامش

مردی نه فقط به زور بازوست

مردی نه به غرش است و نیروست

مردی نبود به دل شکستن

بر طفل صغیر آب بستن

این نیست نشان مرد بودن

پیراهن کشته را ربودن

آتش بکشند آشیان را

سیلی بزنند کودکان را

جسم پسری به پیش بابا

لب تشنه کنند ارباً اربا

مردی نبود که با سر تیر

نوشند به شیرخواره ای شیر

در مسلک مرد نیست غارت

بر راس به روی نی جسارت

ایتام به ریسمان کشیدن

چادر ز سر زنان کشیدن

مردیست به این که در امیری

دستان فتاده را بگیری

مردی به مروت است و همت

در عین خضوع با شهامت

کمن فات قلیله یک زن

کم من فئه کثیره دشمن

شد کرد به خطبه اش نشد را

چون مرد گرفت حق خود را

پشت دره نیمه شعله ور رفت

در آتش فتنه بی سپر رفت

هر چند گرفت پشت در را

تا شعله گرفت موی سر را

در با لگدی ز جای افتاد

بانوی علی ز پای افتاد

هر چند که محسنش فدا شد

محشر به میان کوچه ها شد

هر چند که گشواره افتاد

بر خواست ولی دوباره افتاد

هر چند زدند روی بازوش

از ضرب لگد شکست پهلوش

تسلیم نشد به زور تهدید

یک ذره به دل نداشت تردید

+عمری آموزش جنگ دیده بهش میگفتن ذخیره حسین اما وقتی گفتن: آب بیار گفت: چشم، بعد یه همچین یلی با همه روبرو شد تلاشش کرد، همه تلاشش به کار گرفت تا یه زمان؛ از اون زمان دیگه تلاشش نکرد، وقتی تیر به مشک خورد به خودش گفت: من دیگه حالا با چی برگردم... آب ریخت‌ آبرو ریخت... امان از اون ساعتی که اون نانجیب گفت: عباس حالا تو دست نداری من دست دارم، چنان عمود بالا آورد به سر بدون خود سر متلاشی شد، سپاه حسینم متلاشی شد...ای وای...

دامن کشان رفتی دلم زیر رو شد

چشم حرامی با حرم روبرو شد

+داشت میرفت طرف عباس یه عده تو نخل ها داد میزدن کار حسین تموم شد بریم...

خیمه ها در امان نیست

بیا برگرد بامن ای کس کارم

منو تنها نگذار ای علمدارم

آب به خیمه نرسید فدای سرت

+سرت سلامت، چه سلامتی تا ابرو سر پاره شده...یه جوری زدن که سر دیگه روی نیزه بند نشد سر رو با موهای خودش به نوک نیزه بستن یا به کنار لجام اسب حرمله ملعون همچین سر پایین میومد سر مرکب این سر روی زمین میخورد...یا قمر بنی هاشم...

ای حسین....

 روضه شهادت حضرت عباس (ع) - ای مشرف بر تمام هستی - حاج محمود کریمی 

 

 

حاج میثم مطیعی

 

احمد بن داوود کتاب الأخبار الطوال از معتبرترین کتب تاریخی نوشته: "لَمّا رَأى ذلِک العَبّاسُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام" ، هنگامى که عبّاس بن على عليه السلام ، اين  وضعيت را ديد "قالَ لِاءِخوَتِهِ عَبدِ اللّه ِ، وجَعفَرٍ، وعُثمانَ بَني عَلِيٍّ عَلَيهِ وعَلَيهِمُ السَّلامُ" ـ به برادرانش: عبد اللّه ، جعفر و عثمان ، پسران على ـ و مادر همگى آنها اُمّ البنين بود : "تَقَدَّموا، بِنَفسي أنتُم" گفت : پيش قدم شويد فدايتان شوم، "فَحاموا عَن سَيِّدِکم" و از سَرورتان ، حمايت کنيد "حَتّى تَموتوا دونَهُ" حتی پاى او جان دهيد "فَتَقَدَّموا جَميعاً" همگى پيش قدم شدند، "فَصاروا أمامَ الحُسَينِ عليه السلام ، يَقونَهُ بِوُجوهِهِم ونُحورِهِم"اومدن پيش روىِ حسين عليه السلام ، با سر و گلوى خود ، از او محافظت کردند .
"فَحَمَلَ هانِئُ بنُ ثُوَيبٍ الحَضرَمِيُّ عَلى عَبدِ اللّه ِ بنِ عَلِيٍّ فَقَتَلَهُ،" هانى بن ثُوَيب حَضرَمى ، به عبد اللّه بن على ، حمله کرد و اونو شهید کرد، "ثُمَّ حَمَلَ عَلى أخيهِ جَعفَرِ بنِ عَلِيٍّ، فَقَتَلَهُ أيضا"سپس به برادرش جعفر بن على حمله بُرد و او را نيز شهید کرد.
"ورَمى يَزيدُ الأَصبَحِيُّ عُثمانَ بنَ عَلِيٍّ بِسَهمٍ فَقَتَلَهُ"، و يزيد اَصبحى نيز عثمان بن على را با تير زد و او را شهید کرد.( یه کار دیگه هم کرد) "ثُمَّ خَرَجَ إلَيهِ فَاحتَزَّ رَأسَهُ،" عباس ایستاده داره نگاه میکنه وقتی تیر انداخت عثمان بن علی شهید کرد همون جا اومد بالای سرش ایستاد جلوی چشمای اباالفضل سر از بدن برادر جدا کرد) سپس به سوى او رفت و سرش را جدا کرد

یا اباالفضل یه حرفی میخوام بزنم، آقا جونم این برادرت بعد از شهادت سر از تنش جدا شد، من یه شهیدد یگه سراغ دارم که دز مقاتل مختلف مکررا گفتن، یکی اومد سر از تنش جدا کرد، اما یا اباالفضل اون شیدی که من میشناسم هنوز زنده بود، هنوز نفس می کشید هی به خیمه هاش نگاه میکرد، خوب شد نبودی ببینی اما زینبت دید...

یا اباالفضل اینجا سر این برادرتو جدا کردن خوب شد نبودی ببینی سرش با یه وضعیت خاصی جدا شد دورتا دور خواهرتو نامحرما گرفتن، زینب نوحه خون مقتل شد، اینقدر مصیبت عظیم بود که مرثیه خون زینب شد مخاطب پیغمبر، صدا زد: "یا مُحَمَّداه هذا حُسَیْنٌ، مَجْزُورُ الرَّأسِ مِنَ الْقَفا"، این حسین توست که از پشت سر از بدنش جدا کردن....

همون کسی که سر عثمان بن علی جدا کرد روایت میگه: اومد جلو عمربن سعد گفت: "أثِبني"، به من، پاداش بده، "فَقالَ عُمَرُ: عَلَيک بِأَميرِک" عمر گفت : برو از اميرت بگير "فَسَلهُ أن يُثيبَک".پاداش میخوای برو از عبیدالله بگیر...

اینجا راوی میگه که این سه برادر شهید شدن؛ "وبَقِيَ العَبّاسُ بنُ عَلِيٍّ" دیگه اباالفضل باقی موند، "قائِماً أمامَ الحُسَينِ" اومد پيشِ روى حسين ایستاد، "يُقاتِلُ دونَهُ" مى جنگيد، "ويَميلُ مَعَهُ حَيثُ مالَ" هر کجا حسين مى رفت ، همراهش مى رفت

اینجا رو از  المناقب لابن شهرآشوب نقل مبکنم نوشته: "کانَ عَبّاسٌ السَّقّاءُ قَمَرُ بَني هاشِمٍ،" "صاحِبَ لِواءِ الحُسَينِ عليه السلام" ، عبّاس، سقا ، ماه بنى هاشم و پرچمدار حسين عليه السلام بود. "وهُوَ أکبَرُ الإِخوانِ" او از ديگر برادرانش بزرگ تر بود. "مَضى بِطَلَبِ الماءِ" و در طلب آب مى رفت. "فَحَمَلوا عَلَيهِ وحَمَلَ هُوَ عَلَيهِم، وجَعَلَ يَقولُ" جنگ در گرفت کنار شریعه عباس شروع کرد رجز خوندن


"لا أرهَبُ المَوتَ إذِ المَوتُ رَقى از مرگْ" نمى هراسم ؛ زيرا مرگ ، ترقّى و صعودى است
"حَتّى اُوارى فِي المَصاليتِ لِقا" که مرا در پشت شمشيرها ، پنهان مى کند
"نَفسي لِنَفسِ المُصطَفَى الطُّهرِ وَقا" جانم ، سپر جان پاکيزه مصطفى باد
"إنّي أنَا العَبّاسُ أغدو بِالسَّقا" من ، عبّاسم که سقّا گشته ام
"ولا أخافُ الشَّرَّ يَومَ المُلتَقى" و به روز برخورد ، هراسى از شرّ ندارم
فَفَرَّقَهُم پس آنان را متفرّق کرد ، "فَکمَنَ لَهُ زَيدُ بنُ وَرقاءَ الجُهَنِيُّ مِن وَراءِ نَخلَةٍ زيد بن وَرقاى جُهَنى" ، در پشت درخت خرمايى به کمين او نشست ، "فَضَرَبَهُ عَلى يَمينِهِ" و بر دست راست عبّاس عليه السلام ضربه اى زد ، "فَأَخَذَ السَّيفَ بِشِمالِهِ" شمشير را به دست چپ گرفت ، "وحَمَلَ عَلَيهِم وهُوَ "يَرتَجِزُ" و به آنها حمله بُرد و چنين رَجَز مى خواند
"وَاللّه ِ إن قَطَعتُمُ يَميني" به خدا سوگند ، اگر دست راستم را قطع کنيد
"إنّي اُحامي أبَداً عَن ديني" من ، هميشه از دينم حمايت مى کنم
"وعَن إمامٍ صادِقِ اليَقينِ" و نيز از امام راستگو و استوارباورى
"نَجلِ النَّبِيِّ الطّاهِرِ الأَمينِ" که نواده پيامبرِ پاک و امين است
راوی میگه:
فَقاتَلَ حَتّى ضَعُفَاینقدر جنگید ضعیف شد، فَکمَنَ لَهُ الحَکيمُ بنُ الطُّفَيلِ الطّائِيُّ مِن وَراءِ نَخلَةٍ،حَکيم بن طُفَيل طايى ، از پشت درخت خرما به او کمين زد (این حکیم بن طفیل میدونید کیه هم دست چپ عباس قطع کرد هم همه ئقتی اومد سراغ عباس اون اومد لباس عباس برداشت برد کوفه) فَضَرَبَهُ عَلى شِمالِهِ، دست چپش را قطع کرد
فَقالَ

 يا نَفسُ لا تَخشَي مِنَ الکفّارِاى جان ! از کافران مترس
وأبشِري بِرَحمَةِ الجَبّارِو به رحمت خداى جبران کننده ، بشارتت باد
مَعَ النَّبِيِّ السَّيِّدِ المُختارِهمراه با پيامبر صلى الله عليه و آله ، سَرور برگزيده
قَد قَطَعوا بِبَغيِهِم يَساريبا سرکشى شان ، دست چپم را قطع کردند
فَأَصلِهِم يا رَبِّ حَرَّ النّارِپروردگارا ! آنان را به داغىِ آتش برسان
فَقَتَلَهُ المَلعونُ بِعَمودٍ مِن حَديدٍ. پس آن ملعون ، با عمود آهنين به سرش زد

اینجا قبل از اینکه آقا برسه کنار علقمه اینا یه کینه هایی تو دلشون بود اومدن بالای سر اباالفضل ایستادن، هی گشتن هی چرخیدن، دست ها رو که قطع کرده بودن ظاهرا همه ی دست جدا نشده بود اول شروع کردن دست ها رو برش برش دادن بریدن، نگاه کردن حالا باهاش چه کنیم چی به ذهنشون اومد رفتن سراغ اون پاهای رشیدش، از روی کینه شروع کردن بریدن... پس دیگه نگو چرا سمت خیمه ها نبرد اگه امام حسین میخواست این بدن و سمت خیمه ها ببره، اولا کی میخواست برگردونه خود امام حسین که به سختی رفت، همه دیدن حسین منکسراً حزیناً... دیدن دارخ کریخ میکنه کمرش خمه.... اگخ میتونست این بدن بون دست بدون پا اما پسر فاطمه تلاش کرد خواست این بدن جابجا کنه عباس گفت: میخوای با من چه کنی...

ای ساقی لب تشنگان عباس علمدارم

گوش بده یه جمله هم بگم ابن شهر آشوب اینجوری تموم میکنه میگه: فَلَمّا رَآهُ الحُسَينُ عليه السلام مَصروعاً عَلى شَطِّ الفُراتِ، بَکى... هنگامى که حسين عليه السلام ، او را بر [ کناره ] رود فرات ، افتاده ديد ، گريست...همه دور امام حسین حلقه زن دارن به اشکش میخندن

ای ساقی لب تشنگان عباس علمدارم

مقتل شهادت حضرت عباس (ع) - حاج میثم مطیعی 

 

حاج میثم مطیعی


+میخوام روضه یک مدافع حرمی بخونم که شرمنده شد... میخواد با رباب حرف بزنه...

نشد که آب بيارم، رباب شرمنده

عروس فاطمه و بوتراب شرمنده

به وقت گفتن لالا به روى گهواره

اگر چکيد ز چشمانت آب شرمنده

به گوش اصغر تشنه بگو عمو نرسيد

بگو که گفت عمويت بخواب شرمنده

+شب تاسوعا رسید...ای اهل حرم منتظر نباشید میر علمدار نیامد... رباب میدونم این حرف رو تو نمیزنی اما دارم برا دل خودم میگم...

نگو چرا نرسيد آب بر لب طفلم

که غير اشک ندارم جواب شرمنده

+ یه پیغام هم برا دخترا دارم خودت باید بهشون برسونی...

به دختران حرم هم بگو که سقا گفت

اگر شديد اسير طناب شرمنده

ميان علقمه بى مشک و دست افتادم

نخورد گرچه لبم هم به آب، شرمنده

+میدونی چرا؟ آب و به لب هاش نزد ولی باز هم شرمنده بود

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد

چشم من داد از آن آب روان تصویرش

اگر که بعد من آقای من در آن گودال

محاسنش شود از خون خضاب؛ شرمنده

السلام علی الخد تریب السلام علی الشیب الخضیب

 روضه شهادت حضرت عباس (ع) - نشد که آب بيارم، رباب شرمنده - حاج میثم مطیعی

 

 

 

حاج منصور ارضی

 

السلام علیک یا اهل بیت نبوه

دست تو بازاست پس روزی مارا میدهی

نه فقط ما که تو رزق انبیا را میدهی

دردهم داریم اگر اصلا پریشان نیستیم

مطمئنیم از شما حتما دوا را میدهی

اصلا از اسم تو معلوم است قبل خواستن

هرچه میخواهد دل تنگ گدا را میدهی

این شلوغی ها برای ما که مشکل ساز نیست

به گدایانی که می آیند جارا میدهی

هرچه سائل خواست از تو ده برابر میشود

خاک میخواهیم اما تو طلا را میدهی

چه آقایی هستی ...

وقتی از لطف تو حتی اجنبی ها میخورند

زودتر از زود نان آشنا را میدهی

تو نجف در کربلای مایی و با این حساب

هم نجف را میدهی هم کربلا را میدهی

مشک آوردند تا که باز سقایی کنی

پاسخ این التماس بچه هارا میدهی .... امشبه،شب تاسوعا،دستور از ابی عبدالله رسید برید آب بیارید،بریر میگه من ملازم و همراه عباس بودم، اقا ابوالفضل و علی اکبر و ... دنبال اقا بودیم منم کنارشون بودم میگه سوال کردم اقا فردا چه می کنی ؟ گفت بریر اگه اقام اجازه بده فردا احدی ازینا رو زنده نمیزارم ... مثل امروز بعد از ظهر یه وقت دیدن بچه های ام البنین یکی داره فریاد میزنه ای بچه های ام البنین براتون امان نامه اوردم ... هر کدومشون یه جایی پنهان شدن نمی دونن از خجالت چی کار کنن ... اخه شمرم برا بنی کلابه ام البنین هم برا بنی کلابه ...یا ابنا ام البنین چند بار صدا زد ابی عبدالله اومد دید عباس پشت خیمه ها داره گریه می کنه آروم دستشو گذاشت پشتش، گفت عباس جان دشمن هم صدات میزنه جواب بده ... تو عباسی ... گفت چشم اقا،اومد با یه نعره ای که خشمگین بود گفت نانجیب چی می گی گفت من از یزید برا شما چهارتا امان نامه گرفتم گفت نامرد من امان دارم پسر پیغمبر امان نداره ... من امان دارم بنات رسول الله امان ندارن ... امان نامه رو گرفت جلوی شمر پاره کرد،برگشت،دیگه نیومد خیمه رفت پشت خیمه ها اونجایی که ابی عبدالله دستور داده بود خندق بکنن ، خارها رو بکنن ...نشست اونجا گریه کرد ...ای خدا مردم کجا میفهمن داداشم غریبه .... یه وقت دید یه دامن کشان، عصمت کربلا اومد بالا سرش آروم شانشو فشار داد .... عزیزم احساس غریبی نکن کاری کردی تا قیامت همه ی عالم میدونن ...ممنونتم عباس ،تو فهمیدی که حسینم غریبه ...

یا علی پهلوان ما رفته

ماه از اسمان ما رفته

جان نداریم جان ما رفته

آخه ساقی خاندان ما رفته

رفته تا با شتاب برگردد

آب با مشک آب برگردد

قوم و فامیل زحمتش دادن

نیمه شب برگه دعوتش دادن

آشناهاش غربتش دادن

پیش زینب خجالتش دادن

امان الخائفین یل ام البنین

علمدارم شده نقش زمین ...

امیر لشکر من پناه خواهر من

ابوفاضل ابوالفضل ...

روضه شهادت حضرت عباس (ع) - دست تو بازاست پس روزی مارا میدهی - حاج منصور ارضی 

سید مجید بنی فاطمه

 

العطش کودکان، ناله و اشک رباب

ساقی لب تشنه رفت، در پی یک قطره آب

زاده ی ام البنین، رفت ولی برنگشت

سوخت دل مادری، آب و میسر نگشت

امیدخیمه شد ناامید، جی بلما لسکینه ای شهید

موج دریا، مشک سقا، اشک زهرا

یا ابوالفضل

مشک و علم یک طرف

دست قلم یک طرف

العطش کودکان، بین حرم یکطرفه

ناله ی ادرکنی اخی، میرسد از علقه

زاده ی ام البنین، شد پسر فاطمه

آبروی پیوسته شد جدا

کربلا، تازه شد، کربلا

ای تشنه لب، عشق زینب، کاشف الکرب

یا ابوالفضل

بعد تو دیگر حسین، بی کس و تنها شده

پای حرامی ببین، بین حرم وا شده

کرببلا والسلام، کار حسین شد تمام

میرود امشب اسیر، زینب او سوی شام

ای وای از چشم نامحرمان

ای وای از خنده های سنان

تا سقا رفت، حرمت ها رفت

یا ابوالفضل ....

سینه زنی شور شهادت حضرت عباس (ع) - العطش کودکان، ناله و اشک رباب - سید مجید بنی فاطمه

حاج محمود کریمی

 

کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل   
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل   
 
داغ تو، شکست، کمرم، پسرم
آتیش، زده بر، جیگرم، پسرم
از تو، دیگه بی، خبرم، پسرم
ای وای، پسرم، پسرم، پسرم  
تویی که تشنه از لب دریا رفتی
تو قلب دشمنا تک و تنها رفتی
به نیت زیارت زهرا رفتی
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل
 
بمیرم، برای دل سکینه
میخونه، روضه تو، برا مدینه  
رو دامنش اشک ام البنینه
مادر، فدای، تن پرپر تو
مادر، بمیره، برای سر تو
بالا سر تو، دم آخر تو
زهرا، اومده، جای مادر تو
سکینه و رباب و زینب گریونن
برا مدینه روضه هاتو میخونن
برای مشک پاره پارت دل خونن
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل
صل الله علیک یابن ام البنین
 
دل من، پریشونه، زینبینه
شب و روز، رو لبم شهادتینه  
شهادتین من، حسین حسینه
ای ساقیه، کرببلای حسین
سرسلسله ی شهدای حسین
من وقف توام، تو برای حسین
روح من و تو به فدای حسین
 
تو شاهد و شهیدی عند اللهی
تو آخرین فداییه ثاراللهی  
تو سر سپرده ی اباعبداللهی
صل الله علیک یابن ام البنین
کجایی میوه ی دلم اباالفضل
کجایی صاحب علم اباالفضل  
کجایی ای ماه حرم اباالفضل
صل الله علیک یابن ام البنین
همه لحظه گوشم، پی گفتگویش
همه عمر چشمم، به خیال رویش
چه شود غباری، ببرم ز خاکش
چه شود که جامی، زنم از سبویش
من و های و هویش، من و عطر و بویش
به شرار قهرش، به نگاه مهرش
به صفای خلقش، به خصال و خوی ش
به جبین و دستش
به دو چشم مستش
به بهار حسنش
که برون ز کویش
نروم مسلم ..
حسین

سینه زنی زمینه شهادت حضرت عباس (ع) زیان حال ام البنین (س) - کجایی میوه ی دلم اباالفضل - حاج محمود کریمی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 8
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 682
    بازديد ديروز : 4,653
    بازديد کننده امروز : 133
    بازديد کننده ديروز : 1495
    گوگل امروز : 120
    گوگل ديروز: 1656
    بازديد هفته : 9,691
    بازديد ماه : 296,431
    بازديد سال : 563,483
    بازديد کلي : 6,501,705
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.80.96.153
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید