close
تبلیغات در اینترنت
روضه

روضه

روضه

روضه
روضه
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 642 aboozar
0 287 aboozar
0 695 aboozar
3 558 aboozar
1 850 saeednajafi
12 1224 aboozar
4 6872 amirsajad
0 2557 aboozar
0 2412 aboozar
0 2257 aboozar
0 3712 aboozar
0 1548 aboozar
1 18087 2505
6 6478 aboozar
0 14659 aboozar
1 2744 masoudfn
1 1808 aboozar
14 3967 aboozar
20 4342 aboozar
0 3080 aboozar


اصلا نیازی نیست از بسترت پاشی

با درد پیش پای همسرت باشی

هِی گفتم از دردات هِی گفتی چیزی نیست

*مادر وقتی حالش خوب نیست بچه ها هول میکنند...مادرِ...میگه چیزی نیست...من خوبم...غصه نخورید...من خوبم...بعد مهر فاطمه به علی قابل وصف نیست...هیچ جای عالم نمیشه با چیزی مقایسه کرد...هی میگفت:چیزی نیست...آقا چیزی نیست...*

اصلا نیازی نیست از بسترت پاشی

با درد پیش پای همسرت باشی

هِی گفتم از دردات هِی گفتی چیزی نیست

گفتی اگه گاهی میُفتی چیزی نیست
 
*چیزی نیست...تو ۱۸سالته...چرا اینطور راه میری...*

تو دست به دیواری گفتی یکم خستم ۲

دیدم قنوتت رو  گفتی یکم دستم...

این بچه ها سایه رو سَر میخوان بانو

تا وقت دامادی مادر میخوان بانو

از رفتن و از من کمتر بگی ای کاش

مادر میخواد زینب فکر عروسیش باش

چشمِ پر آب تو نقشِ برآبم کرد

تابوت تو اومد خونه خرابم کرد

دنیا عجب خاکی روی سرم ریخته

هم مویِ زینب هم خونَم بهم ریخته

طفلی حسن هر شب تو خواب عزاداره

هی میگه دیواره هی میگه گوشواره

زینب با دل شوره هی روتو میبوسه

شونه که می اُفته بازوتو میبوسه

*ای واااای...ای واااای....ای واااای...*
 

تو خسته ای من میدونم من خسته ام تو میدونی

خونم با سیلاب شد خراب تو این شبای بارونی


*اونقدر آروم حرف میزد...تا میومد صدا گریه بلند بشه میگفت:حسینم بدخواب میشه...بچه هام بیدار میشن...شاید اولین کسانی که آستین به دهن گریه میکردند خودِ خانوم و مولا بودند...ولی کار به یه جایی رسید دید علی داره می میره...گفت:آقاجان! راحت گریه کن...*

تو خسته ای من میدونم من خسته ام تو میدونی

خونم با سیلاب شد خراب تو این شبای بارونی

یادت میاد اون روزایی که خواستگاری کردم و

تو عمرِ من اون روزی بود که بی قراری کردم و

یادت میاد اون روزی که قدم گذاشتی رو چشام

همون شبی که اولین نگاهت افتاد تو نگام

یادت میاد دست تورو بابات گذاشت تو دست من

میگفت علی جان، فاطمه است تموم بود و هست من

میگفت که باید کم کنی بارِ غم از شونِ علی

فاطمه جان از این به بعد جونِ تو و جونِ علی

فاطمه جان ممنونتم باتو دلم غمگین نبود

تموم نه سال زندگیم هیچی مِثِش شیرین نبود
 

*اما از اولش قرار بود من محرم راز تو باشم...تو محرم راز من...*

کار تو بی حکمت که نیست که رو گرفتی فاطمه

اگه حالت خوب نیست چرا به من نگفتی فاطمه؟!

بمون بهار من بمون

بمون کنار من بمون

سپر نمیخواد شوهرت

ای ذوالفقارِ من بمون

بمون عزیزم حیدر تو فتنه ها تنها نذار

ایشالا خوب میشی نرو رو قلبم پا نذار

حاج مهدی سلحشور

 

کربلا دجله را خبر کن زود

قافله با شتاب آمده است

تکه ای ابر سایبان بفرست

شیر خوار رُباب آمده است

یاد تیغ و تُرنج افتادی

به تو حق میدهم که حیرانی

قدو بالای دیدنی دارد

علی اکبر است می دانی

بوی شهر مدینه را حس کن

این دو آئینه ی سخا هستند

مثل من بُغض کرده ای آری

یادگاران مجتبی هستند

مثل پروانه گرد اربابت

نوجوانان زینب کبری

بهترین هدیه شد برای حسین

لب خندان زینب کبری

کربلا از فرات خودت بگو قدری

آخه، ساقی این خیام عباس است

آبه سرد و خنک به او برسان

چون به قولی که داده حساس است

کربلا زینب است این بانو

عزتش را مگر نمی بینی

ای نگو دشت از چه میلرزد

هیبتش را مگر نمی بینی

داغدار قبیله آمده است

أشک و خون دارد او به دیده هنوز

کربلا زود سر به زیر انداز

سایه اش را کسی ندیده هنوز

خشکسالی اومده، اومدن در خونه ی امیرالمومنین، آقا خشکسالی داره ما رو از پا میندازه، آقا فرمود: برید سراغ حسینم، حسینم اگه دستاش بالا بیاره کسی دست رد به سینه اش نمیزنه، اومدن سراغ ابی عبدالله، آقا دستاش بلند کرد؛ خدا بر این مردم بارانت رو نازل کن، ابری آمد همه جا رو سیراب کرد، همه مردم اومدن دور خونه ی علی حلقه زدن، آقا ممنونتیم زمینامون داشت می خشکید، حیواناتمون داشتن می مردن، ممنونتیم آقا قول میدیم یه روزی تلافی کنیم؛ آی حسین.....

وقتی قافله اومد با کاروان روبرو شد، ابی عبدالله دید این قافله همه تشنه اند، در معرض هلاکت اند، مشک های رو که گفته بود منازل قبل پر کنند، فرمود: مشک ها رو بیارید، همه ی لشکر سیراب کنید، دونه دونه آقا سیراب کرد، علی بن تحان میگه: من از لشکر عقب مونده بودم وقتی رسیدم همه سیراب شده بودند، تا رسیدم از راهی اومدم با ابی عبدالله روبرو شدم، تا آقا رو دیدم اون لحظات ضعف بر من غالب شد رو زمین افتادم أن غریب بود به هلاکت برسه، یه وقت ابی عبدالله اومد جلو فرمود: چیه، گفتم: آقا دارم از تشنگی می میرم، فرمود: عباسم مشک آب بردار بیار، مشک جلو آورد فرمود: بیا از آب بخور گفتم: آقا توان ندارم، آقا خودش در مشک باز کرد آب میریخت تو دستش میاورد جلو فرمود: حالا بخور؛ از دست های حسین آب خورد، آقا فرمود: ظاهراً مرکبت هم تشنه اس، خود آقا افسار مرکب گرفت، مرکب هم آب داد، اینقدر آب در اختیارشون قرار داد، تور راویت اومده که آب رو اسباشون می ریختند، حیوناشون سیراب کردی اما وقتی علی اصغرتو آوردی رو دست صدا زدی، اگه به من رحم نمی کنید لااقل به این شش ماهه رحم کنید، ببیندید مثل ماهی داره دهنش می بنده و باز میکنه، آی حسین....

مرحوم دربندی این روایته میگه: ابی عبدالله تا رسید به زمین کربلا، جبرئیل نازل شد به زمین کربلا، گفت: حسین خوش آمدی، یادته قرار داشتیم با هم، این عهدی که به گردن تو بوده از عالم زر حالا وفتشه، ابی عبدالله فرمود: جبرئیل من اینقدر عاشق شهادت بودم وعده ما روز دهم بود اما من هشت روز زودتر اومدم، وعده با من بود اما زینبم هم آوردم، رقیه امم آوردم، بچه هامم آوردم. جبرئیل رفت دفعه ی بعد که برگشت، روز عاشورا میدونی با چه منظره ای مواجه شد، دید حسین تو گودال رو زمین افتاده، نانجیب جلو چشم زینب رو سینه ی حسین نشسته، زینب دست بر سر گذاشته داد میزنه: وا محمدا، و علیا، "هذا حسین مرمل بالدما مقطع الاعضاء مسلوب العمامة و الرداء" آی حسین.....

 دانلود روضه شب دوم محرم ورود کاروان به کربلا

گلچین بهترین روضه و سینه زنی از شهادت حضرت مسلم بن عقیل در سالهای گذشته با مداحی حاج منصور ارضی، حاج محمود کریمی، حاج سعید حدادیان، حاج محمدرضا طاهری، حاج حسن خلج، حاج مهدی سلحشور، سید مهدی میرداماد، کربلایی حمید علیمی، عبدالرضا هلالی، حاج حسین سیب سرخی، سید مجید بنی فاطمه، جواد مقدم، حاج مهدی مختاری، حاج مهدی اکبری و احد قدمی به صورت صوتی در ادامه مطلب آماده دانلود میباشد.

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 281
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 771
    بازديد ديروز : 2,536
    بازديد کننده امروز : 240
    بازديد کننده ديروز : 718
    گوگل امروز : 195
    گوگل ديروز: 741
    بازديد هفته : 771
    بازديد ماه : 58,520
    بازديد سال : 649,414
    بازديد کلي : 6,950,731
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.224.91.58
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید