close
تبلیغات در اینترنت
شب سوم محرم

شب سوم محرم

شب سوم محرم

شب سوم محرم
شب سوم محرم
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 250 aboozar
1 794 aboozar
0 564 aboozar
3 579 aboozar
0 703 aboozar
10 629 aboozar
0 746 aboozar
1 611 aboozar
9 1833 aboozar
0 1219 aboozar
0 1201 aboozar
0 925 aboozar
0 2118 aboozar
0 1364 aboozar
0 1884 aboozar
3 1595 aboozar
12 3104 aboozar
0 2262 aboozar
4 8211 amirsajad
0 3607 aboozar

یکی بود یکی نبود

صورت من شده کبود

آخه کنار قافله حرمله بود

عمو نبود

یکی بود یکی نبود

هیشکی به جز خدا نبود

پناهی جز یه بوته خاک

میان اون صحرا نبود

دست یکی گوشواره بود

دست یکی گهواره بود

انگشترت رو که دیدم

 موهام سفید شد زود زود

یکی بود یکی نبود

تو قافله سقا نبود

از اون همه آب زلال

 یه قطره سهم ما نبود

یکی بود یکی نبود

شکستیم از عمق وجود

اگه میگفتیم آب می خوایم

سهم ما جز کتک نبود

یکی بود یکی نبود

غیر بابا هیشکی نبود

تا که میگفتم بابایی

مارو زدن

جان بابا جان بابا

 

از سفر آمده وقت سفر آمده است

مکن ای صبح طلوع

لبلۀ قدر من است و پدرم آمده است

مکن ای صبح طلوع

 

لالا سر بریده از قفا، بخواب روی پاهام بابا

هیچی نگو آخه هنوز درد میکنه لبت بابا

رقیه قربون رگای نامرتبت بابا

چرا نمیگی راز مگو تو ماجرای خنجر و گلوتو

بشکنه اون دستی توی آتیش

 شبه موهات سوزنده موتو

سرت که بردن به نیزه سپرده بابا حسین

بمیرم که لبات هنوز آب نخوردن بابا حسین

غریب گیر آوردن بابا حسین

حالا بابا بزار که از خودم بگم

برای چی پیر شدم بگم

توی راه شام یه شب که از قافله جا موندم باباجون

زجر اومد دیگه خودم فاتحه مو خودنم باباجون

یادم نمیره کابوس اون شب

منو کشیدش به پشت مرکب

یادم نمیره بخاطر من زد

تازیونه به عمه زینب

با قد خمیدم رو خارا دویدم بابا حسین

چقدر حرف بد از حرمله شنیدم بابا حسین

 

شور و نفس های منی رقیه

از تو میخونم علنی رقیه

سرم رو میشکونم برات با این ذکر

حب و غمت اجننی رقیه
عشق یعنی مستی پای تو

این شور و روضه های تو

رحمت به کل نوکرات

 لعنت به منکرای تو 
کوری منکرای تو بی بی میخونم

کلب رقیه بودم و هستم میمونم

یا رقیه یا رقیه.....

دلم برا تو میزنه ای جونم

گریه برات کار منه ای جونم
مال خودت کردی و رفت هر کی که

 دیوونه و سینه زنه ای جونم

ذکر این سینه زن تویی 
حک روی این بدن تویی

شیرینه اسمت رو لبم

 حلوای قند من تویی
جونم به عشق تو تو که مافوق عشقی
آخر یه روز به عشق تو میشم دمشقی 

 یا رقیه یا رقیه........

دلم رو بردی دلبر اربابم

 سه آیه داری کوثر اربابم

وقتی تو هستی دختر اربابم

 خوشم که من غلام این اربابم

هستی تو مثل فاطمه

خاک پات کل عالمه

جا داری رو دوش عمو

 ای عشق شاه علقمه

وقتی رقیه میری روی دوش سقا

از عرش خود خدا میخونه ماشاءالله

یا رقیه یا رقیه.....

 

قرارمون بود بیایسر قرارم پدر
حالا که تواومدیآروم ندارم پدر
قرار بودبیای پیش رقیه تو خرابه
کو آغوشت تو آغوشت بخوابه
چشاتو وا کن این افتاب بتابه
سرت رو میبوسمبه روی زانوهام
نیفتی از دستمامون از بازوهام
نه تو دستی دارینه من مویی دارم
که دستاتو بابابزاری تو موهام

قرارمون بود بیایسر قرارم پدر
حالا که تواومدیآروم ندارم پدر
من الذی ایتمنی.........
دست حرامی شدهحوالۀ صورتم
این جای انگشترهنه چالۀ صورتم
تو گوشم صدای مادرت میپیچه بابا

که افتاده کنار کوچه بابا
فدک، مادر، کتک یعنی چه بابا
یه بی رحم ظالممنو زجر آور زد
که انگاری قنفذلگد بر مادر زد
بهش گفتم آقااین انگشتر مال
بابامه اون هم باهمون انگشتر زد

قرارمون بود بیایسر قرارم پدر
حالا که تواومدیآروم ندارم پدر
دلم گرفته چقدر دلخورم از ادما
به گریه افتادم از خندۀ نامحرما
نگاه کنمنو عمه الان همسنیم انگار
نگاه کن پیر شدیم تو کوچه بازار
ما بودیم و یه عده مردم آزار
اگه جا میموندمکتک میخورد عمه
به سختی تا اینجامنو آورد عمه
حالا قبل از اینکهبمیرم آهسته
میدونم قبل از منواسه تو مرد عمه

قرارمون بود بیایسر قرارم پدر
حالا که تواومدیآروم ندارم پدر

 

بابا ای لعنت به شامیا، وای

صد رحمت به کربلا، وای

از این نا مسلمونا، وای

اینقدر آزار ندیده بودم

بین انزار نرفته بودم

من تا حالا به عمرم بابا

کوچه بازار نرفته بودم

کوچه های یهود عمومون نبود

 بین آتیش و دود عمومون نبود

صورتا شد کبود  عممون نبود

بابا از چشم ترم بگم یا

از درد سرم بگم یا

از حال حرم بگم بابا

دیگه طاقت ندارم بابا
خواب راحت ندارم بابا
من به جایی جز آغوش تو

اصلا عادت ندارم بابا
خولی و شمر و زجر

با هم یار شدند

سخته دست اینا گرفتار شدند

همه از دخترت طلبکار شدند

بابا این قصه به سر رسید، وای

بعد مجلس یزید، وای

شد موهام همه سپید، وای

خیزرون تا بالا می برد

عمه رو هی صدا می کردم

زیر لب تا میخوندی قرآن

واسه لب هات دعا می کردم

به لبات چوب میزد سر بی بدن

چقدر داد زدم بابامو نزن

ولی افتاد زمین بابا حرف من

هی زد تو رو هی زد تو رو

بین انزار نرفته بودم

من تا حالا نو عمرم بابا

کوچه بازار نرفته بودم

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3051
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 9
    تعداد اعضا : 292
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,174
    بازديد ديروز : 8,853
    بازديد کننده امروز : 409
    بازديد کننده ديروز : 3504
    گوگل امروز : 520
    گوگل ديروز: 4781
    بازديد هفته : 17,882
    بازديد ماه : 91,438
    بازديد سال : 91,438
    بازديد کلي : 8,483,280
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.168.111.191
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید