close
تبلیغات در اینترنت
شعر مناجات حضرت مهدی

شعر مناجات حضرت مهدی

شعر مناجات حضرت مهدی

شعر مناجات حضرت مهدی
شعر مناجات حضرت مهدی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 37 aboozar
4 109 aboozar
0 39 aboozar
0 38 aboozar
2 1324 amir004
0 1261 aboozar
0 534 aboozar
0 1033 aboozar
3 781 aboozar
12 1876 aboozar
4 7255 amirsajad
0 2802 aboozar
0 2707 aboozar
0 2552 aboozar
0 4218 aboozar
0 1783 aboozar
1 18866 2505
6 7076 aboozar
0 15441 aboozar
1 2987 masoudfn

در سایه ی لوای تو منزل گزیده ایم

اما چه سود روی تو هرگز ندیده ایم

آقا کجاست جای تو در زندگیمان

در عمر خویش بدون تو نفس ها کشیده ایم

از روی معرفت قدمی بر نداشتیم

اما بدون معرفت عمری دویده ایم

گاهی همین دعا و فغان ها حجاب ماست

پیله به دور خویش پیاپی تنیده ایم

وقت عمل ز گفته ی خود ساده بگذریم

هرگز عمل نکرده به آنچه شنیده ایم

راضی نشد دل تو از این بندگی ما

آن را که بود باب دل خود گزیده ای

تو رشته ی محبت خود را گره زدی

هرجا که ما زمعصیت آن را بریده ایم

من رشته ی محبت تو پاره می کنم

شاید گره خورد به تو نزدیکتر شوم

بیگانگی نگر که من و یار چون دو چشم

همسایه ایم و خانه ی هم را ندیده ای


عمری است در هوای خودت گریه می کنی

عمری است با نوای خودت گریه می کنی

گاهی کنار تربت مخفی مادرت

بر خاک آشنای خودت گریه می کنی

یک شب کنار پنجره فولاد می روی

با حاجت و دعای خودت گریه می کنی

شب های جمعه زائر شش گوشه می شوی

با یاد کربلای خودت گریه می کنی

یابن الحسن...

با خواندن زیارت ناحیه تا سحر

با سوز روضه های خودت گریه می کنی

لایق نبوده ایم انیس غمت شویم

با درد و غصه های خودت گریه می کنیم

ما که اهمیت به غیابت نمی دهیم

از غربتت برای خودت گریه می کنیم

هر هفته نامه های مرا می زنی ورق

بر حال این گدای خودت گریه می کنی

کس تاب آن نداشته همگریه ات شود

تنها تو پا به پای خودت گریه می کنی


اميد قلب خسته در اين شب سياهی
در راه مانده‌ای را درياب با نگاهی
ديگر بيا که بی‌تو از دست رفته‌ ام من
ای وای از تباهی، ای وای از تباهی
افتاده بودم از پا در جاده ‌ی غم اما
دادم به خود تسلا ديگر نمانده راهی
در سايه ‌سار لطفت جايی برای ما هست
با دل چه کرده بی‌ تو شب‌ های بی ‌پناهی
برگرد ای انیس شب گریه ‌ی مدینه
عمری ‌ست مانده آقا بر راه تو نگاهی
ای التیام سیلی، با چشم ‌های نیلی
مادر تو را صدا زد هر شام و صبحگاهی
یک گوشواره گم شد، در بین کوچه و رفت
یک گوشواره از دست در غارت سپاهی
انگشتری به دست تو دوخته دمادم
چشمان حسرتش را از بین قتلگاهی


 

زمان لطف ، صحبت از حقارتم نمی کنی
کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی
تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی
مرا مؤاخذه برای غفلتم نمی کنی
دلم شکسته و کسی به داد من نمی رسد
میان راه مانده ام ، حمایتم نمی کنی
چه نذرها نکرده ام ، که زیر و رو شود دلم
به هر دری که می زنم اجابتم نمی کنی
اسیر ظلمت دلم شدم ، عزیز فاطمه
به یک دعا مرا غریق رحمتم نمی کنی
اگر بناست سهم من همیشه دوری ات شود
چرا مرا نمی کُشی و راحتم نمی کنی
کسی من خراب را به سوریه نمی برد
در این بساط عاشقی ضمانتم نمی کنی
فدای عمه ای که با دل شکسته ناله زد
برادرم چرا نظر به غربتم نمی کنی
بزرگ این قبیله ام  مرا نزن عقیله ام
چرا حیا و شرم از شرافتم نمی کنی

 

نذر دیدار رخت را کی ادا خواهم کرد
همه را غیر تو یکروز رها خواهم کرد
زیر بال و پر تو بودن من بندگی است
رو به تو گر بکنم رو به خدا خواهم کرد
تو اگر یک سحر از کوچۀ ما رد بشوی
یک قدمگاه دراین کوچه بنا خواهم کرد
مادرم دست مرا داد به دستت آقا
مادرم را همۀ عمر دعا خواهم کرد

 هر قدر هم که محلم ندهی آقا جان
دم به دم اسم تو را باز صدا خواهم کرد
دیر یا زود مهم نیست ولی آخر سر
من خودم را بغل امن تو جا خواهم کرد
هرچه سرمایه بدستم برسد شکی نیست
نذر یک شب سفر کرببلا خواهم کرد
جان اگر بر لب من هم برسد آرامم
پنج تن را به دم مرگ صدا خواهم کرد

 

 

بیا که خانه ی دل بی تو رو به ویرانی است

 امشب باید جوری امام زمانمون رو صدا بزنیم، جوری طلب کنیم، ما هم مثل رقیه که به مراد دلش رسید، ماهم به مراد دلمون برسیم، التماست این باشه:خانم جان، عمه جان، دختر سه ساله، به ما یاد بده چه جوری امام  مون رو صدا بزنیم.

بیا که خانه ی دل بی تو رو به ویرانی است

هوا بد است،  هوا ابری است، طوفانی است

خزان گذشت و خزان فراق هست هنوز

بدون تو همه ی فصل ها زمستانی است

شب فراق بلند است یا شب یلدا

کجا شبی چو شب انتظار طولانی است

یکی از فراز های زیارت ناحیه رو برات بگم، امام زمان میخواد جدش رو معرفی کنه، خیلی امشب با زیارت ناحیه کار دارم، می خوام اصلاً روضه ی این سه ساله رو از ناحیه برات بخونم، ببینی امام زمان سلام هایی که به جدش میده از روضه ی خرابه و  از زبانحال دختر سه ساله است.امام زمان می خواد جدش رو معرفی کنه، میگه: کُنْتَ رَبیعَ الاَیْتامِ یا جدا تو بهار دل یتیمانی..یه چیز همین الان بگم، بی خود نبود تا سرش اومد خرابه دخترش گفت:صفا آوردی بابا، خرابه رو روشن کردی بابا کُنْتَ رَبیعَ الاَیْتامِ امام زمان داره به جدش میگه، الله اکبر، حدیثی است از امام عسکری، فرمود: سخت تر از اندوه یتیم بی پدر، کسی است که امامش رو نمی بینه. آخرالزمان شیعیان ما در اندوه گرفتاری سختی مبتلا میشوند، امامشون حاضر، اما بهش دسترسی ندارند، امشب بگو:آقاجان ما هم یتیمیم، امشب بیا یه سری به ما بزن، مجلس مارو صفا بده، میخوای بگی، باشه بگو:یا صاحب الزمان، یا صاحب الزمان....شما راحت امامتون رو صدا بزنید، کسی به شما سیلی نمی زنه، راحت باشید، تا صبح هم بگی یا صاحب الزمان، کسی تو رو اذیت نمیکنه، قربون اون دختر برم هر بار گفت: بابامو می خوام، زدنش....

شب فراق بلند است یا شب یلدا

کجا شبی چو شب انتظار طولانی است

کمی برای تو بگذار روضه خوان باشم

که چشمت از غم جدت همیشه بارانی است

امشب از امام زمان بخواه کمکت کنه اشک بریزی، بگو:آقا جان شنیدم عمه ات رو زدن، میذاری براش داد بزنم؟

مریض عشق شدم بس به روضه خو کردم

فقط دوای من این است گریه درمانی است

بابا میخوام ضرب المثل رو عوض کنم، مگه نمیگن:خنده بر هر درد بی درمان دواست، من قبول ندارم، ما حسینی ها یه چیز دیگه ای میگیم، ما میگیم: گریه بر هر درد بی درمان دواست،  اون هم گریه برای سر بریده، گریه برای دختر تازیانه خورده.رقیه نیمه شب از خواب بیدار شد، عمه بابام کجاست؟عمه همین الان کنارم بود

عمه شب محبوبامشب

معلوم حالم خوب امشب

می تپه قلبم مثل گنجشک

عمه دلم آشوب امشب

عمه ببین که جای اون دست

سرخی هنوز رو گونه داره؟

عمه بابام امشب میآدش

آی بچه ها کی شونه داره؟

از درد لب هام زیر دندون

زخم های رو لب هام میسوزه

شب ها چقدر سرده خرابه

زخم کف پاهام میسوزه

عمه بابام بیاد خرابه

 منم باهاش میرم ایشاالله

بابام بیاد میگم بهش که

عمه یه پا مرد ماشاءالله

میگم بهش وقتی که رفتی

عمه به جای من کتک خورد

افتادم از رو ناقه اون شب

با مشت دندونام ترک خورد

افتادم و از حال رفتم

خوابیده بودم با لگد زد

اصلاً نفهمیدم که چی شد

بابا خلاصه خیلی بد زد

حسین......

یه جوری گریه کرد نانجیب از خواب نحسش بیدار شد، گفت:صدای کی میآد از توی خرابه؟ گفتند:یتیم حسین بهانه ی بابا گرفته، نانجیب نگفت:سر باباشو براش ببیرید، نگفت:سر باباشو تقدیمش کنید، می دونی چی گفت؟ ارفعوا رأس ابیها و اطرحوا الیها سر باباش رو ببرید بندازید جلوش..یه دفعه دید یه سر بریده جلوش گذاشتن، خیره خیره نگاه کرد.

یه حسی داره میگه الان

جونم به روی لبهام اومد

عطر بابام بوی سیب

عمه کمک کن بابام اومد

دیدی دخترها باباشون بعد چند روز میآد، اینجوری میشن

گم کردم عمه دست و پامو

رمق نموده توی دستام

عمه مراقب باش نیوفته

بابام رو بگذار روی پاهام

عمه بابام به اندازه ی کافی خورده زمین، از سر و روش پیداست، خیلی خاکی

چشمام نمی بینه که با دست

یه چیزی بگم:خرابه تاریک بود، سیلی چشم آدم رو تار میکنه، تشنگی چشم آدم رو تار میکنه،  سر رو گذاشت هی دست کشید

چشمام نمی بینه که با دست

دارم پی چشمات می گردم

تو حسرت یک بوسه بودم

دارم پی لب هات میگردم

دست گذاشت دید همه جا زخمی، فقط یه جا سالم مونده، نه نه، کاشکی سالم میذاشتند، یه دفعه دست گذاشت دید لب ها پاره پاره است، حسین........ تا دست گذاشت رو لب ها فَانْکبَّتْ عَلیهِ تقَبَّلُهُ و تَبْکی هی لب ها رو می بوسید هی گریه میکرد، صورتش رو گذاشت رو صورت، سرش رو آورد بالا،  وَ تَضربُ علی رَأسُها و وَجْهِها اینقدر تو سر و صورتش زد،  حَتّی امْتَلأَ فَمُها بِالدَّم لب هاش پر از خون شد.حسین..... یه دفعه صدای این دختر قطع شد، زین العابدین بلند شد ببینه چی شده، دید سر باباش یه طرف، دختر یه طرف، هی زینب تکونش میده، عمه، پاشو، عمه رو بی چاره نکن.

این پا و اون پا نکن بابا

چشمامو دریا نکن بابا

دارم میمیرم از این دوری

امروز و فردا نکن بابا

امشب نیآی دیگه فردا دیره

امشب نیآی دخترت میمیره

امشب نیآی دیگه کی از خولی

گوشواره های من و پس میگیره

تنم زخمی تنت زخمی

سرم زخمی سرت زخمی

بلند بگو:حسین...مثل رقیه تا نفس داری بگو:حسین....

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2156
    کل نظرات : 176
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 17
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,519
    بازديد ديروز : 3,519
    بازديد کننده امروز : 616
    بازديد کننده ديروز : 842
    گوگل امروز : 501
    گوگل ديروز: 799
    بازديد هفته : 18,129
    بازديد ماه : 51,877
    بازديد سال : 51,877
    بازديد کلي : 6,921,094
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.80.55.37
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید