close
تبلیغات در اینترنت
شعر ولادت

شعر ولادت

شعر ولادت

شعر ولادت
شعر ولادت
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
1 364 aboozar
0 216 aboozar
3 230 aboozar
0 361 aboozar
10 252 aboozar
0 357 aboozar
1 274 aboozar
9 1341 aboozar
0 830 aboozar
0 831 aboozar
0 578 aboozar
0 1775 aboozar
0 997 aboozar
0 1558 aboozar
3 1264 aboozar
12 2728 aboozar
0 1955 aboozar
4 7868 amirsajad
0 3296 aboozar
0 3174 aboozar

ولادت امام رضا (ع)

 

وقتی خدا ز روح خودش بر جهان دمید

از لا مکان به کون و مکانش زمان دمید

خلق قدیم او که همان خلق نوری است

با اذن او به جملۀ ذرات جان دمید

بعد از هزارها سنه از خلق نوری اش

تازه مشیتش به زمین و زمان دمید

روحی برای زنده شدن در تن زمین

روحی میان کالبد آسمان دمید

وقتی که او قضا و قدر را شروع کرد

در ظرف هر که قدر رضایش توان دمید

با چهارده افاضه ی حبل المتینی اش

در هر چه خواست نغمۀ گرم و گران دمید

از نور مصطفی همه افلاک خلق شد

نور علی به نور نبی در نهان دمید

آن گه بنای خیر کثیرش خدا گذاشت

وز نور فاطمی به گِل انس و جان دمید

از هر نگاه فاطمه یک خلق تازه شد

از مهر و ماه تا همه کهکشان دمید

نور حسن چو جلوه به اجلال خویش کرد

از هیبتش زمین و سپس آسمان دمید

نور حسین رحمت رحمانی اش وزید

وز تابش بهشت جمالش جنان دمید

سجاد او برای عباد بصیر او

در شب چراغ منبر و محراب جان دمید

روحی که بود در نفسش باقر العلوم

در عالمان با عمل هر زمان دمید

بابی برای شیعه شدن آفریده شد

در مکتبش امام ششم روح و جان دمید

موسی به جان خویش بلایی گران خرید

وز لطف خود به اهل ولایت امان دمید

حالا سخن ز عالم آل محمد است

آن که ز علم خود به قلم دُر فشان دمید

آن خلقتی که جنس وجودش پیمبری ست

آن ناطقی که دُر ز لبش هر کران دمید

آن خلقتی که خود شده خلاق کائنات

جانی دوباره در دل قرآنیان دمید

آن مظهری که مظهر توحید ناب شد

تا در حدیث سلسله نطق و بیان دمید

شیئی بلد نبود که تسبیح هو کند

نامش هزار و یک به ملائک زبان دمید

آن که خدا ز روح خودش می دمد به او

بر جسم و جان ما نفسی می توان دمید

آمد بهار معتدل رافت رحیم

بارید ابر رحمت و ایمان از آن دمید

آقاترین، رئوف ترین، با وفاترین

مصداق کامل همه ی صالحان دمید

از صلب پاک و مکرم عبور کرد

نوری که از وجود سمانه جوان دمید

نوری سترگ در وسط حجره ای حقیر

آری رضای فاطمه سجده کنان دمید

جانی عزیز در بغل نجمه با ادب

موسی بن جعفر آمد و او را اذان دمید

روح الامین فرشته ی وحی خدا به یک

شیدایی تمام به سویش دوان دمید

گهواره ای شبیه به هودج برای او

از آسمان به حجرۀ او ارمغان دمید

خلد برین قدم به زمین می نهد یقین

بوی بهشت از نفسش ناگهان دمید

ایرانیان! برای شما میهمان رسید

نه، بلکه در میان شما میزبان دمید

هر ضامنی که ضامن آهو نمی شود

سلطان انس و جان به قضایی چنان دمید

بی ادعا برای خدا کار می کند

از مشرق وجود، کس بی کسان دمید

هر کس به او عقیدۀ کامل دهد نشان

داند خدا به سینه ی جانش نشان دمید

آن کس که دست اوست همه رزق روح ما

وز خاک پای اوست همه آب و نان دمید

حاجت برای شیعه شدن از درش بخواه

زیرا بهشت آرزوی شیعیان دمید

دستی برای شیعه شدن سوی آفتاب

شمس جمال قاطبه ی مصلحان دمید

خورشید مصلحان جهان یوسف رضاست

از نسل اوست تاج سر منجیان دمید

با این که او به زهر جفا کشته می شود

اما رضا به زندگی جاودان دمید

وقتی که پیش ظلم علم می شود قدش

انگار که عدالت کامل عیان دمید

بعد از رضا به ابن رضا می شود خطاب

هر حجتی که قبل امام زمان دمید

وقتی ولایتش همه جا را فرا گرفت

لعنت بر آن که در جگرش شوکران دمید

یا منتقم! ز خصم رضا انتقام گیر

مژده بده که منتقم مومنان دمید

 

ولادت امام رضا (ع)

 

طلوع شمس ندیدی ز نجم اگر محسوس‏

ببین ز نجمه به عالم طلوع شمس شموس‏

نموده انفس و آفاق را قرین سرور

شهی که نفس نفیسش بود انیس نفوس‏

تبارک الله از این روز اسعد میمون‏

که هست مولد شاه حجاز خسرو طوس‏

خدیو خطه‏ی طوس آن که عارفان ندهند

گدائی در او را به حشمت کاووس‏

امام جن و بشر کش بر آستانه‏ی قدس‏

ملایک‏اند دمادم به ذکر یا قدوس‏

مه سپهر ولایت شهی که در هر صبح‏

زند به خاک درش آفتاب گردون بوس‏

ز رشک خادم کویش رواست خازن خلد

همی گزد لب و بر هم زند کف افسوس‏

عجب نباشد اگر فایق آمد از هر باب‏

گه مباحثه با عالم یهود و مجوس

چه جلوه ذره کند در مقابل خورشید

چه صرفه قطره برد در کنار اقیانوس‏

چه شد دنائت مأمون و کینه‏توزی او

کجاست آن همه تزویر و حیله و سالوس؟!

بگو بیا و ببین حشمت خدائی وی‏

که آن به دیده‏ی خلق خدا بود محسوس‏

همیشه بر سر بام جهان به کوری خصم‏

به نام نامی آن شه فلک نوازد کوس

درون جسم گدازد دل حسودانش‏

چنان که شمع گدازد میانه‏ی فانوس‏

شهی که وحش بیابان از او گرفته مراد

«صغیر» کی شود از لطف و رحمتش مأیوس‏

 

ولادت امام رضا (ع)

 

مژده ای اهل رضا روی رضا پیدا شد

جلوه ی حسن الهی به فضا پیدا شد

ضعفا روی به گلزار ولایت آرید

که گل روی معین الضعفا پیدا شد

غنچه ی نجمه به دامان سحر گاه شکفت

بوی گل در نفس باد صبا پیدا شد

علوی طلعت او آینه ی حسن خداست

بر همه آینه ی حسن خدا پیدا شد

موسی آن طلعت نادیده که در طور ندید

صبحدم در حرم موسی ما پیدا شد

جلوه ی باطن اسرار نهان را نگرید

به خدا آینه ی غیب نما پیدا شد

جان فشانید که جانان دو عالم آمد

درد آرید که ناگفته دوا پیدا شد

نجمه را نجمه نخوانید خدا می داند

این سپهری است کز او شمس ضحی پیدا شد

به دعا دست بر آرید چرا خاموشید؟

قبله ی حاجت ارباب دعا پیدا شد

چنگ بر چنگ زن آهنگ غریبی بنواز

چه نشستی که غریب الغربا پیدا شد

کعبه ی جان به حرمخانه ی موسی آمد

یا که در مروه ی دل نور صفا پیدا شد

سوره ی فتح بخوانید علی می آید

آیت صبر بیارید رضا پیدا شد

با قضا گوی که مولای قدر می آید

با قدر گوی که سلطان قضا پیدا شد

اهل ایران همه جان از پی ایثار آرید

که ولی نعمت و مولای شما پیدا شد

کیمیایی نظری آمده کز یک نگهش

از درون سیه سنگ طلا شد

اختر برج ولایت چه مبارک سرزد

ماه افلاک ولایت چه بجا پیدا شد

گر چه گفتند که در خوف و رجا باید بود

خوف از خویش برانید رجا پیدا شد

آمد از راه کریمی که به باب کرمش

تاج شاهی به قدمهای گدا پیدا شد

ای ز غم خسته برو غصه به دریا افکن

ای گره بسته بیا عقده گشا پیدا شد

برق رحمت زد و اوراق غضب را سوزاند

قلم عفو پی محو خطا پیدا شد

نقش شیر از نگهش شیر ژیانی گردید

بی عصا معجز موسی و عصا پیدا شد

نه به محشر نه به برزخ نه به میزان نه صراط

این چراغی است که نورش همه جا پیدا شد

لاله ی آرزوی آل محمد رویید

گوهر گمشده ی اهل ولا پیدا شد

تا چو «میثم» به درش دست گدائی نگرفت

کس ندانست در این خانه چه ها پیدا شد

 

ولادت امام رضا (ع)

 

هر دل صدای آمدنت را شنیده است

با صد هزار امید،به سویت پریده است

در ازدحام این همه عاشق حریم تو

زیباترین تجلی عشق و عقیده است

وقتی شمیم ناب تو آمد سروش گفت

امشب نسیم رحمت یزدان وزیده است

یا ایها الرئوف، به یمن قدوم توست

این خوان رحمتی كه خداوند چیده است

ماه فلك، چو مهر اگر مات نور توست

صد كهكشان نور در این روضه دیده است

این جا به جای اشك، ز چشمان زائران

بهر نثار مقدم تو گُل دمیده است

ای میزبان عالم و آدم، كه روزگار

مهمان نوازتر ز تو هرگز ندیده است

مدهوش سر ز خاك برآرد به رستخیز

لب تشنه ای كه جرعه ز جامت چشیده است

غرق عنایتند همه در حریم تو

فرقی نمی كند ز كجا كس رسیده است

دارم امید آن كه معطر شود ز تو

اشكی كه با امید به خاكت چكیده است

تنها امید این دل بی دست و پا توئی

وقتی كه از تمامی عالم بریده است

فصل ولادت تو «وفائی» به اشك شوق

بر عرض تهنیت به حضورت رسیده است

 

ولادت امام رضا (ع)

 

صبحدم برخواست بر عرش از زمین بانگ خروس

گفت: تابید ای ملایک جلوۀ شمس‌الشموس

آسمان! بر خاک سینای ولایت خاک شو

ماه! از گردون فرود آ ماه موسی را ببوس

الله‌الله این همان آیینۀ حسن خداست

یا خدای لامکان کرده است در امکان جلوس؟

نجمه! امشب رحمةللعالمین آورده‌ای

یا که از کعبه امیرالمؤمنین آورده‌ای؟

ای مه ذیقعده این خورشید گردون‌پرور است

بلکه نُه دریای عصمت را یگانه گوهر است

چارده خورشید در ماه جمالش جلوه‌گر

یا سپهر چار اختر روی دست مادر است

هم قلم آمد به زانو هم ز کار افتاد دست

دیدم این مولود از توصیف ما بالاتر است

این علی سوم این چشم و چراغ مرتضاست

این امام هشتم این مولا علی موسی‌الرضاست

آسمان! آیینه شو آیینۀ جان را ببین

روح شو از پای تا سر روح ایمان را ببین

ذکر قدقامت بگو تعظیم کن قامت ببند

سینه را سی‌پاره کن سی جزو قرآن را ببین

خانۀ موسی‌بن‌جعفر را چو جان در بر بگیر

طلعت زیبای سلطان خراسان را ببین

طور موسای محمد را شجر پیدا شده

اختری زیباتر از قرص قمر پیدا شده

این رئوف اهل‌بیت این شمع جمع عالم است

این مسیحا نه! مسیحای مسیح مریم است

این تمام علم را نزد خدا آموخته

این همانا عالم آل رسول خاتم است

لطف او هنگام جود از بذل هستی بیشتر

عمر گیتی هرچه باشد در ثنای او کم است

گرچه در تحت لوایش وسعت ملک خداست

هم گدا با او هم او با هر گدایی آشناست

آفرینش پیکر پاکی بود جانش رضاست

شیعه توحید و خطاب و دین و قرآنش رضاست

بی‌ولای او بود ایمان چو جسم مرده‌ای

وح ایمان را کسی دارد که ایمانش رضاست

دشمن اینجا می‌شود پامال، چون مور ضعیف

اهرمن را گو که این کشور سلیمانش رضاست

ما ولای مرتضا داریم از دشمن چه باک؟

تا در این کشور رضا داریم از دشمن چه باک؟

ما از اول با پر پروانه‌اش افروختیم

گرد شمع عارضش پیش از ولادت سوختیم

پیش‌تر از بود خود بودیم دور این حرم

شیر ناخورده تولای رضا آموختیم

قطره‌ای هستیم و در دریای احسانش گمیم

هر کجا باشیم زوار امام هشتمیم

ای حریم قدس تو بیت‌الحرام جان ما

مهر تو پیش از ولادت عهد ما پیمان ما

هم به دنیا هم به عقبی هم به میزان هم صراط

با همه گفتیم لطف توست پشتیبان ما

گنبد تو در زمین خورشید اهل آسمان

سایۀ گلدسته‌هایت حافظ ایران ما

ما گدایی را در این دولت‌سرا آموختیم

از ولادت دیده بر باب الجوادت دوختیم

ای گدای چار صحنت انس و جان از چارسو

وی ملک از آسمان بر درگهت آورده رو

بس‌که آقا و کریمی مثل یار آشنا

هر فقیر بی‌زبانی با تو دارد گفت‌وگو

آن‌چنان با زائر خود مهربانی می‌کنی

که گمان دارد دگر زائر نداری غیر از او

زائر از هر در که آید احترامش می‌کنی

بر تو ناگفته سلام اول سلامش می‌کنی

یابن‌زهرا! ضامن آهو گرت خوانم خطاست

یک نگاهت روز محشر ضامن خلق خداست

مرقد تو کعبه، صحنت سامرا و کاظمین

مشهد تو هم مدینه هم نجف هم کربلاست

این سخن را از امام بت‌شکن دارم به یاد

پایتخت کشور ایران خراسان رضاست

گرچه در مشهد حریمی محترم داری رضا

در دل هر فرد ایران یک حرم داری رضا

کیستم من؟ تشنه‌کام جام سقاخانه‌ات

خالی‌ام یک لحظه لبریزم کن از پیمانه‌ات

یا به دار‌الذکر خود یک لحظه آبم کن چو شمع

یا برافروز و بسوزان با پر پروانه‌ات

لقمۀ احسان و بذل و جود تو در کام من

کوه سنگین گناه ماست روی شانه‌ات

هرچه هستم«میثم»کوی شمایم یا رضا

آشنایم آشنایم آشنایم یا رضا

 

ولادت حضرت معصومه (س)

 

تا دل غمزده را شور و نوایی ندهند

دیدگان را زکرم اشک و بکایی ندهند

قلب عاشق به خدا گر حرمَ الله شود

فرصتش بر عمل جرم و خطایی ندهند

تا روی دلبر ما کعبه ی اهل نظر است

عارفان، دل به دو صد ملک و بنایی ندهند

تا ز معشوق نیاید خبر از بهر وصال

عاشقان را خبر از وصل و جدایی ندهند

دردمندی قدم اول این راه بود

تا نخواهند، تو را درد و بلایی ندهند

بنده را وقت سحر مَحرم اسرار کنند

آدمی را به جز این قدر و بهایی ندهند

بی گمان هر که به دنبال هوا و هوس است

لحظه ای بر دل او نور و ضیایی ندهند

مرغِ در بندِ قفس را پر پروازی نیست

تا که او را خبر از روز رهایی ندهند

درِ بیت الشرف اهل کرم باز اما

هر کسی را به خدا اذن گدایی ندهند

شد مدال شرف و عزت ما عشق علی

این نشان را که به هر بی سر و پایی ندهند

هر که شد صاحب عز و شرف و جاه، او را

حرم و بارگه و صحن و سرایی ندهند

تا که در سینۀ ما عشق تلاطم دارد

تا ابد خطه ی ایران حرم قم دارد

ای ز یمن قدمت ارض و سما نورانی

دیده ی عرش نشینان ز شعف بارانی

ز تماشای رخت، حور و ملک مست شوند

همه مدهوش بمانند ازین حیرانی

در حریم ملکوتی تو باشد بانو

حضرت روح الامین را شَرف دربانی

رنگ رخساره خبر می دهد از سِرِ درون

که تو اسرار و علوم علوی می دانی

گرچه از نسل رسول عربی می باشی

هاشمی زاده و از سلسلۀ شاهانی

بارها گفته ام و تا به ابد می گویم

که تو شهبانو ی جود و کرمِ ایرانی

گوییا زینب کبری به سخن می آید

هر زمانی که خطابه به جهان می خوانی

جلوه ی فاطمی ات همچو برادر باشد

بی جهت نیست که مانند رضا می مانی

زین سبب خواسته در آل علی  حضرت حق

تو کریمه شوی و منصب او سلطانی

هرکه دلتنگ مدینه ست به قم می آید

تا کند گریه به یاد حرمی پنهانی

از کرم گر که نگاهم نکنی می میرم

می شود سهم دلم بی سر و بی سامانی

کعبه ی مردم قم، قبلۀ حاجات تویی

روح ایمان و دعا، عمه ی سادات تویی

آمدی پاک ترین جلوه ی داور باشی

و گل یاس بهشتیِ معطر باشی

وارث علم نبی، محرم اسرا خدا

آمدی عالمه ی آل پیمبر  باشی

عصمت الله شوی چون که خدا خواسته بود

تا تو معصومۀ ذریۀ حیدر  باشی

آمدی بهر رضا دلبر و دلدار شوی

زینب ثانی دوران برادر باشی

آمدی زنده کنی خاطرۀ زهرا  را

حضرت فاطمه ی موسیِ جعفر باشی

شوره زار قم و تصویر بهشت حرمت

تشنگان را زکرم، زمزم و کوثر باشی

تا کند عفو خدا خیل گنه کاران را

آمدی شافعه ی عرصه ی محشر باشی

عمر کوتاه تو یادآور عمر زهراست

اینچنین جلوه گر روضه ی مادر باشی

زندگی ات غم و اندوه و بلا با خود داشت

و خدا خواست که اینگونه تو مضطر باشی

همچنان زینب کبری دلت آزرده شود

داغدار غم صد لاله ی پرپر باشی

بارها شکر نرفتی به اسیری که دگر

شاهد سنگ زدن بر سر دلبر باشی

روضه سربسته بخوانم که کنم ختم کلام

وای از کرب وبلا و سفر کوفه و شام

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2918
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 24
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,163
    بازديد ديروز : 14,412
    بازديد کننده امروز : 386
    بازديد کننده ديروز : 5497
    گوگل امروز : 609
    گوگل ديروز: 8767
    بازديد هفته : 49,615
    بازديد ماه : 129,190
    بازديد سال : 1,318,371
    بازديد کلي : 8,187,588
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 34.204.189.171
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید