close
تبلیغات در اینترنت
شهادت امام علی نقی

شهادت امام علی نقی

شهادت امام علی نقی

شهادت امام علی نقی
شهادت امام علی نقی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1070 amir004
0 1096 aboozar
0 381 aboozar
0 897 aboozar
3 662 aboozar
12 1532 aboozar
4 7070 amirsajad
0 2691 aboozar
0 2562 aboozar
0 2424 aboozar
0 4009 aboozar
0 1667 aboozar
1 18572 2505
6 6703 aboozar
0 15259 aboozar
1 2872 masoudfn
1 1889 aboozar
14 4206 aboozar
20 4734 aboozar
0 3236 aboozar

 

ای کعبه ی دل کوی تو یا حضرت هادی

وی قبله ی جان روی تو یا حضرت هادی

ای چشم همه سوی تو یا حضرت هادی

 ای خلق ثناگوی تو یا حضرت هادی

آیینه جلال نبی کیست تویی تو

چارم علی از آل نبی کیست تویی تو

تو اختر برج نبوی شمس هدایی

ماه علوی آیینه ی حُسن خدایی

فرمانده ی ملک قدر و جیش قضایی

آری تو علی ابن جواد ابن رضایی

خوبان جهان نور هدایت ز تو دارند

ارواح رسل روح ولایت ز تو دارند

تو جانی و در کالبد کل وجودی

 تو وجه خدا آینه ی غیب و شهودی

تو نیت و تکبیر و قیامی و قعودی

تو رابطه ی خلق و خداوند ودودی

از فیض تو منت به سر خلق نهادند

با مهر تو دادند به ما آنچه که دادند

متوکل ملعون اومد لشکریانش نشون امام هادی داد، گفت: سپاه منو می بینی، آقا فرمود: میخوای سپاه منم ببینی؟ گفت: سپاه شما، امام فرمود: آری، دست از مقابل صورت رد کرد فرمود نگاه کن، دید زمین و آسمان، شرق و غرب، ملائکه، سر و پا مسلح، فرمود: سپاه من اینها هستند ولی ماه به دنیا تو کاری نداریم.

از سامره خیزد به فلک نور حقایق

دل ها به طواف حرم قدس تو شایق

مرهون تو روز و شب و ساعات و دقایق

روزی خور خان کرمت جمله خلایق

مدح تو ندای حق و جبریل منادی

نام تو علی کنیه زیبای تو هادی

آقا به خیرال فرمود: چه خبر از بغداد؟ از واثق چه خبر؟ عرض کرد: آقا حالش خوب بود، ده روز ازش جدا شدم، فرمود: برخی مردم مدینه میگن مرده، (یعنی خودش) از متوکل چه خبر؟ گفت: بیچاره است، گوشه ی زندان، فرمود: به سلطنت رسیده، از ابن زَیاد چه خبر؟ عرض کرد: مردم دورشن خیلی هوادار داره، فرمود: بیچاره شده؛ چند روز بعد قاصد اومد همه ی این اخبار داد، حقایق در دست امام هادیِ،

من آبرو از خاک در سامره دارم

من خاطره ها از سفر سامره دارم

من جلوه طور از شجر سامره دارم

من عشق دو قرص قمر سامره دارم

هر جا که روم مرغ دلم در حرم توست

چشمم به تو و لطف و عطا و کرم توست

تو حجت حق خلق به تایید تو بنده

توحید و نبوت به تَولای تو زنده

جبرئیل به بام تو یکی مرغ پرنده

در بین قفس رام تو شیران درنده

کردند چو بر ماه جمال تو نظاره

پروانه صفت گرد تو گشتند هماره

ای جود تو همچون یم و افلاک حبابت

آن وقت که رسید از ستم خصم عذابت

گریم به تو و غصه بیحد و حسابت

افسوس که بردند بسوی بزم شرابت

بر خیرگی خصم و بی شرمی او اُف

خاکم به دهن جام میت کرد تعارف

ای از غم تو بر جگر سنگ شراره

وی در همه ی عمر ستم دیده هماره

تو آیه تطهیری، دشمن به چه جرأت

با جام می خود به سویت کرده اشاره

از هجر تو باید کمر کوه شود خم

جایی که گریبان ولایت شده پاره

سوزد جگرم بر تو که با پای پیاده

همرای عدو رفتی او بود سواره

دنبال مرکب میدوندش، مردمم جمع شدن نگاه کردن،

از تیغ زبان زخم فراوان به دلت بود

کز زهر ز پا تا به سرت سوخت دوباره

فوجی پی آزار دلت دست گشودن

قومی ز دعا تو گرفتن کناره

خدا لعنت کنه یحیی بن هرثمه، رفت دنبال آقا از مدینه بیاردش، مأمور بودن آقا رو آزار بدن، اینقده تو راه کرامات دیدن، سپاهیان آرام شدن احترام نگه داشتن، وقتی رسیدن به سامرا، متوکل گذاشت از شهر رفت که پیداش نشه، چکار کنیم، عین عمه جانه سه ساله اش توی خرابه نگه اش داشتن...

 

 

یا امام هادی دلم، در خونتون رو میشناسه

کسی که بد بهت بگه، حوالش با دست عباسه

همیشه به سامرا وحرم شما مینازیم

صد دفعه اگه خراب شهدوباره از نو میسازیم

کرمتو عشقه،علمتو عشقه

اسم نقی و سامرا و حرمتو عشقه

به خدا من غلامتم، پادشاه سامرایی تو 

میدونی که دوست دارم، نوه ی امام رضایی تو

دوباره ببین میخونمآقا جامعه کبیره

آخرش محبت تودیگه دستمو میگیره

کرمتو عشقه،علمتو عشقه

اسم نقی و سامرا و حرمتو عشقه

آرزومه بمیرمو، توی راه تو فدایی شم 

 الهی از تو سامرا، یه روزی کرب و بلایی شم

فدای شیش گوشت آقا میدونی مست حسینم

خواب دیدم با تو شب قدر توی بین الحرمینم

کرمتو عشقه علمتو عشقه

اسم نقی و سامرا و حرمتو عشقه

 

 

می خواست جان سپاردوجانی دگرنداشت

  هنگام كوچ بود ولی بال و پر نداشت

چشمش ز پنجره سوی مهتاب خیره بود

معلوم بود این شب آخر سحر نداشت

افتاده بود روی زمین آه می كشید  

اگه اشك نداری، اگه می بینی چشمت خشكه، ناله كه داری خرج كنی، امام صادق علیه السلام فرمود:خدا رحمت كنه اونی كه تو مصیبت های ما آه می كشه، بگو:آه. اگه تصور كنی آه كه هیچی، فریاد می زنی،  

افتاده بود روی زمین آه می كشید  

اما كسی ز  حال دل او خبر نداشت

با خاطرات تلخ خودش گرم می گرفت

جز اشك،  یار و همدمی آخر به بر نداشت

می دونی یاد چی اوفتاد، یاالله ، بچه غیرتی های شیعه

یاد دمی كه در پی مركب دویده بود 

 با ناله ای كه در دل دشمن اثر نداشت

نوش جونت این جام محبت مولات، افتاده بود یاده اون لحظه ای كه، اومدن نیمه ی شب، از تو خونه كشیدنش بیرون، پای برهنه تو كوچه ها، كجا بردنش، مجلس شراب بردنش، باور می كنی یا نه، میخوای بزنی بزن، می خوای داد بزنی بزن، راسته، دروغ نیست، بچه شیعه باید بمیره، كشوندش تو مجلس شراب، با سر برهنه، شراب تعارف كرد، وای، وای،

یاد دمی كه قبر خودش را نظاره كرد

عجب حرومزاده ای بود این متوكل، عجب ملعونی بود، تو خونه ی آقا جلوی آقا، قبرش و كند، ای وای بمیرم، من فكر می كنم می گم شاید برا خود آقا، مرگ شیرین بود، راحت می تونست بشه، اما برا بچه هاش چقدر سخته، بمیرم برا امام عسگری

یاد دمی كه قبر خودش را نظاره كرد

 با ظالمی كه شرم از آن خون جگر نداشت

می ریخت اشك و

نه امام هادی، همه ی اهلبیت ما اینجوری جون دادند، ان شاءالله ما هم اینجوری جون بدیم، ان شاء الله ما هم دم آخر گریه كنیم جون بدیم، چه گریه ای، نه گریه ی ترس، نه گریه ضعف، نه گریه ی نیاز، ان شاءالله دم آخر اینجوری بمیریم،

می ریخت اشك و نوحه گودال می سرود

ازخواهری غریب و حسینی كه سر نداشت

از دختری كه بعد عمو در مسیر شام 

 دیگر به غیر زجر و سنان همسفر نداشت

از سـوز زهـر تشنـه شـد و گفـت یا حسین

 ای كـاش هیـچ وقـت ربـابت پسر نداشت

كجا ببرمت، همین یه مسیر مسیر روضه ی من، می گن امام عسگری، خیلی فردا بی تابی كرد، وقتی بدن بابا رو دید، وقتی داغ بابا دید، یا امام عسگری، شنیدم گریبان چاك زدی، شنیدم به سر و صورت زدی، شنیدم برا داغ بابات، بلند گریه كردی،  مگه چه كردن با بابات، مگه چه جوری كشتنش، اگه شما گریبان چاك زدی، پس زین العابدین چی بگه كربلا، یا الله، گریبان چاك زد امام عسگری، اما كربلا، زین العابدین دید همه دارن بدنهارو دفن می كنن، هیچكی به بدن حسین نگاه نمی كنه، حسین...........عمه چرا بدن بابامو دفن نمی كنن، مگه بابای من، مسلمون نیست، چرا بدنهای خودشونو دفن می كنن، یكی نبود بگه زین العابدین، صبر كن، الان یه كاری می كنن، دیگه بدن بابات پیدا نباشه،  الان ده نفر میان، اسباشونو میارن، فرج امام زمان بگو حسین.....

 

 

جز درد و غصه سینه ما را مجیب نیست

زخمی به دل نشسته که هیچش طبیب نیست

خاکم به سر به حضرت هادی چه کرده اند

دشنام بر سلاله ی زهرا عجیب نیست

آقا دلت شکسته ز تیغ زبان خصم

غصه نخور توقعی از نانجیب نیست

ای یوسف شکسته دل من حلال کن

در ما اگر برای تو خیری نصیب نیست

غافل شدیم از تو و از روزگار تو

ور نه چنین جسور شدن در رقیب نیست

ما زنده ایم و قلب شما را شرر زدند

بر سینه ی تو آتشی از پشت در زدند

این دشمنان که زخم شما را نمک زدند

دیروز، کوچه، مادرتان را کتک زدند

امروز جنگ و غفلت عالیجانب ها

دیروز شام، زینب و بزم شراب ها

 

سامرا با صفا میشه

عشق و شور باز به پا میشه

سامرا یه روزی عاشقا

شبیه کربلا میشه

دل من خاک پای تو

نوکر نوکرای تو

تا آخر پای تو میمونم

فدای خادمای تو

مادر تو یه عالمه است

حیدرم مست فاطمه است

طرف حساب دشمنات آقا

دیگه سردار علقمه است

عمریه دیوونت شدم

هلاک تو، حیرونت شدم

خواب می دیدم تو سامرا

زائر ایوونت شدم

سامرا با صفا میشه

عشق و شور باز به پا میشه

سامرا یه روزی عاشقا

شبیه کربلا میشه

 

روح عالم، اسم اعظم

دل به غم دادی، حضرت هادی

عالم سیه پوشه، دلتنگی و داغش

پرپر شده تو فصل غم،  گلهای باغش

هر شب روی هم،  غم ناله داره

یه باغ پرپر، آلاله داره

امشب دل شیعه اسیره

تو چنگ بغضی بی اراده

آخه آقمون و کشیدن

تو کوچه باپای پیاده

روح عالم، اسم اعظم

دل به غم دادی، حضرت هادی

چشمای گریونش، زلف پریشونش

داره حکایت می کنه، از قلب خونش

صداش گرفته، چه نیمه جونه

شبیه عمه،  قدش کمونه

از اشک و آهِ بی قراری

باغ نگاش پُر شکوفه است

گاهی به یاد کربلا و

گاهی به یادشام و كوفه است

روح عالم، اسم اعظم

دل به غم دادی، حضرت هادی

 

 

امشب اومدیم برا امام هادی گریه کنیم، اینقده این آقا غریبه، خادمای حرمش شیعه نیستند، یکی از علماء نقل می کرد، می گفت: زمان طاغوت ما از حوزه ی علمیه خرجیمونو گرفتیم، یکماه رمضون کامل رفتیم سامراء فقط نشستیم تو حرم قرآن خونیدم، اینقده غریبه ، کسی تو حرم نبود، مارو فرستادن حرم از خلوتی در بیاد، آی سامراء، آی سرداب

زبیداد ستم هم ساختم

هرکی خیلی اذیت میشه کی و صدا می کنه؟مادرشو، خواهی ، نخواهی

زبیداد ستم هم ساختم، هم سوختم، مادر

سراپا سوختم چون شمع و نور افروختم، مادر

زخون سینه ات نخل ولایت جان گرفته

من برای آبیاری خون دل اندوختم، مادر

شراره زهر آتش زد همه عمق وجودم را

به فریادم برس آتش گرفتم سوختم، مادر

شب تنهایی گرفته بود دلم

انگاری آتیش زدن به حاصلم

تن اشک روی چشام لرزیده بود

آخر غربت و با چشم دیده بود

هنوزم اون همه غم تو خاطره

که می دید قبر آقاش بی زائره

دل مردمونش و پر کینه دید

سامراء رو شبیه مدینه دید

سامراء گفتی دلم بیچاره شد

باز به صحرا پا گذاشت آواره شد

سامراء هم حرم قنشگ داره

گنبد زرد طلائیه رنگ داره

سامرا می گی دلم گل می کنه

به دو تا امام توسل میکنه

سامراء بیگانه با هر شادیه

سامراء قبر امام هادیه

شنیدم شبونه ریختند تو خونش

اومدن به هم زدن آشیونش

می گه یه بار دیدم آقا داره گریه می کنه، گفتم: آقا برا چی ناله می زنی، آقا فرمود: فرش و کنار بزن، کنار زدم، دیدم یه قبر کندن، فرمود: این قبر و کندن جلو روم، می گن، امشب تو این قبر دفنت می کنیم، هر روز تهدید

شنیدم قبرش و کندن پیش روش

کاسه ی زهرو گذاشتند روبروش

شنیدم درد دلش بود بی حساب

شبونه آوردنش بزم شراب

بعد اون بزم شراب با سوز و درد

یاد عمه زینب و حسین مدد

یاد یه حرفی اوفتادم وسط شعر، بعضی چیزا ، بی برنامه آدمی بهش ملهم می شه، میگه، گفتم آقا فرمود، هر روز می گن، دفنت می کنیم تو این قبر زنده زنده، زنده به گور، این طوری تهدید کردن امام هادی رو، آی بمیرم یه هم چین چیزیم تو اهلبیت داشتیم، میگه دیدم امام سجاد علیه السلام، داره گریه می کنه، تو خرابه گفتم: آقا چی شده، چرا ناله می زنی، فرمود: این نگهبانایی که جلوی خرابه ایستادن، با زبان رومی حرف میزنن، امام زمان به هر زبانی، مسلطه، می گه امشب دیدم، این نگهبانها دارن با هم حرف می زنن، با زبان رومی، آقا مگه چی گفتن، گفت: امشب یکی به اون یکی میگفت: میدونی فردا چکار می خوان بکنن؟چکار می خوان بکنن؟گفت دستوره فردا، این دیوار خرابه رو رو اهلش خراب کنن، هر جا آتیش گرفتی ناله بزن..

خداوندا ببین بال و پرم سوخت

تماشا کن ببین خاکسترم سوخت

رسید این ارث برما از همان روز

که زینب گفت: بابا مادرم سوخت

میان آتش تب گریه کردم

تمام روز تا شب گریه کردم

از آن روزی که رفتم بزم مستان

به یاد عمه زینب گریه کردم

هر نوکری باید یه گریزی بزنه کربلا، ماه رجبه، فردا  آخرین نفسش ها شو تو دامن امام عسکری زد، صلی علیک یا اباعبدالله شو گفت، براش کفن آوردن،  ای بی کفن حسین، جانم، یه وقت امام سجاد فرمود: بنی اسد برین یه قطعه حصیر بیارید، حصیر آوردن، پاره پاره بدن اربابتونو ، آی آی، این یعنی چی؟یعنی قسمت به قسمت بدن و میان حصیر گذاشت، حسین...........

 

 

ای کعبه ی دل کوی تو

یا حضرت هادی

وی قبله ی جان روی تو

یا حضرت هادی

ای چشم همه سوی تو

یا حضرت هادی

 ای خلق ثناگوی تو

 یا حضرت هادی

ای یارم، دلدارم، دلدارم

ابن الجواد

تو اختر برج نبوی شمس هدایی

ماه علوی آیینه ی حُسن خدایی

فرمانده ی ملک قدر عشق رضایی

آری تو علی ابن جواد ابن رضایی

من آبرو از خاک در سامره دارم

من خاطره ها از سفر سامره دارم

من جلوه طور از شجر سامره دارم

من عشق دو قرص قمر سامره دارم

  

 

پول می داد امام هادی علیه السلام می گفت برید زیارت حسین علیه السلام،حالا من روضه رو می برم كربلا و عاشورا ،اونجایی كه امام هادی دوست داره،اینقده روضه از امام هادی داریم،دریای روضه اش خیلی وسیعه

اهل دردم غم هادی دارم

سامرایی است دل بی تابم

زنده ی فیض مدام یارم

مرده ی یك نفس سردابم

امشب از خویش برون می آیم

تا به چشمان پرآبش گریم

گاه برآه دل شعله ورش

گاه بر قبر خرابش گریم

كینه اهرمن تیره سرشت

بامدار طبق نور چه كرد

فتنه ی قوم پلید ابلیس

با جمال پسر حور چه كرد

دست تذویر دوباره بی رحم

آتش كینه ی خود را افروخت

در پس پرده ی تنهایی خود

مردی از نسل سلابت می سوخت

رفته رفته اثری سخت نمود

زهر در جان شریف آقا

در تب و تاب شد و سوسو زد

شمع چشمان شریف آقا

خاك  بر فرق من از این جمله

همه چو بسمل به قفس پرپر زد

پسرش پاره گریبان گریان

در عزاداری او بر سر زد

جگر زهر چشیده یعنی

آب گردیدن گل در آتش

هر كه از نسل علی شد مسموم

ناله زد فاطمه؛ مادر؛ آتش

تا نمانده به تن و دیده پر آب

سینه سوزان و لبش خشك ولی

زمزمه كرد و به سینه كوبید

كه فدای تو حسین بن علی

همه ی اهلبیت لحظات آخر جان دادن برا حسین گریه كردن،حتی قبل از شهادت ابی عبدالله،پیغمبر همین طور،فرمود:رو سینه ام باشه من آروم جون می دم،یه روز میادم رو سینه ی حسینم سنگین می شه،علی همین طور لحظات آخر دستای عباس و حسین و تو دست هم گذاشت ،مادر همین طور فرمود: علی جان برا من گریه كن،برا بچه هام گریه كن،برا این كربلایی خیلی گریه كن،امام مجتبی علیه السلام همین طور گفت:لایوم كیومك یا اباعبدالله.همه اهلبیت برا حسین گریه كردند

بر سر پای پسر سر بنهاد

لحظه ی آخر جان دادن بود

از لبش ذكر نمی افتاد

یاد آن صحنه ی افتادن بود

یاد می كرد از آن ساعت كه

از فراز فرس آقا افتاد

تشنه لب با بدن غرق به خون

گوشه ای در دل صحرا افتاد

یاد آن یوسف افتاده به چاه

گرگ ها دوروبرش زوزه كشان

گرگ وحشی تری از راه رسید

چنگ زد گرگ سرش زوزه كشان

گوش كن مابقی قصه زمن

گر چه این روضه دهد آزارت

سر بریدند و دوان سوی حرم

این بود معنی قتل و غارت

ای حسین....

از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین

ناله ها می زد حسین،دست و پا می زد حسین

حسین...ای تشنه لب حسین،حسین....جان زینب حسین،حسین...ای بی كفن حسین،حسین....خونین دهن حسین...ای حسین

دلم برا حرمت پر میزنه،برا حرمت پر می زنه،سینه برا تو دلبر می زنه،شبا برا تو هق هق می كنم،به پای غمت دق می كنم.

هم چین زهر پاره پاره كرد،دل امام هادی رو همه ی اهلبیت لحظات آخر یاد مادر افتادن،هی صدا می زد،وای وای مادر ای مادر....

 

 

ای از غم تو بر جگر سنگ شراره

وی در همه ی عمر ستم دیده هماره

سنگینی اندوه تو از کوه فزون تر

غم های فراوان تو بیرون ز شماره

کی مثل تو در حبس ستم بازوی بسته

بر قبر خود از جور عدو کرده نظاره

تو آیه تطهیری، دشمن به چه جرأت

با جام می خود به سویت کرده اشاره

مظلوم وا اماما

مسموم وا اماما

از هجر تو باید کمر کوه شود خم

جایی که گریبان ولایت شده پاره

تا ماه جمالت به دل خاک نهان شد

بر چهره ز چشم حَسنت ریخت ستاره

از تیغ زبان زخم فراوان به دلت بود

کز زهر ز پا تا به سرت سوخت دوباره

مظلوم وا اماما

مسموم وا اماما

ای کعبه ی دل کوی تو یا حضرت هادی

وی قبله ی جان روی تو یا حضرت هادی

تو اختر برج نبوی شمس هدایی

ماه علوی آیینه ی حسن خدایی

فرمانده ی ملک قدر و جیش قضایی

آری تو علی ابن جواد ابن رضایی

می زد همه دم تیشه به طوبای امامت

فریاد که زد زهر ستم شعله به جانت

افسوس که مسموم شدی چون پدرانت

صد آه ز تن رفت برون تاب و توانت

سوزد جگرم بر تو و غمهای نهانت

من آبرو از خاک در سامره دارم

من خاطره ها از سفر سامره دارم

من جلوه ی طور از شجر سامره دارم

من عشق دو قرص قمر سامره دارم

مظلوم وا اماما

مسموم وا اماما

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 29
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 3,982
    بازديد ديروز : 4,356
    بازديد کننده امروز : 1277
    بازديد کننده ديروز : 1416
    گوگل امروز : 1388
    گوگل ديروز: 1622
    بازديد هفته : 8,338
    بازديد ماه : 295,078
    بازديد سال : 562,130
    بازديد کلي : 6,500,352
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.161.71.87
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید