close
تبلیغات در اینترنت
شهادت امام هادی

شهادت امام هادی

شهادت امام هادی

شهادت امام هادی
شهادت امام هادی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
1 14 aboozar
2 1272 amir004
0 1218 aboozar
0 501 aboozar
0 997 aboozar
3 747 aboozar
12 1784 aboozar
4 7195 amirsajad
0 2770 aboozar
0 2675 aboozar
0 2521 aboozar
0 4174 aboozar
0 1748 aboozar
1 18801 2505
6 6990 aboozar
0 15409 aboozar
1 2941 masoudfn
1 1955 aboozar
14 4417 aboozar
20 5124 aboozar

 

ای کعبه ی دل کوی تو یا حضرت هادی

وی قبله ی جان روی تو یا حضرت هادی

ای چشم همه سوی تو یا حضرت هادی

 ای خلق ثناگوی تو یا حضرت هادی

آیینه جلال نبی کیست تویی تو

چارم علی از آل نبی کیست تویی تو

تو اختر برج نبوی شمس هدایی

ماه علوی آیینه ی حُسن خدایی

فرمانده ی ملک قدر و جیش قضایی

آری تو علی ابن جواد ابن رضایی

خوبان جهان نور هدایت ز تو دارند

ارواح رسل روح ولایت ز تو دارند

تو جانی و در کالبد کل وجودی

 تو وجه خدا آینه ی غیب و شهودی

تو نیت و تکبیر و قیامی و قعودی

تو رابطه ی خلق و خداوند ودودی

از فیض تو منت به سر خلق نهادند

با مهر تو دادند به ما آنچه که دادند

متوکل ملعون اومد لشکریانش نشون امام هادی داد، گفت: سپاه منو می بینی، آقا فرمود: میخوای سپاه منم ببینی؟ گفت: سپاه شما، امام فرمود: آری، دست از مقابل صورت رد کرد فرمود نگاه کن، دید زمین و آسمان، شرق و غرب، ملائکه، سر و پا مسلح، فرمود: سپاه من اینها هستند ولی ماه به دنیا تو کاری نداریم.

از سامره خیزد به فلک نور حقایق

دل ها به طواف حرم قدس تو شایق

مرهون تو روز و شب و ساعات و دقایق

روزی خور خان کرمت جمله خلایق

مدح تو ندای حق و جبریل منادی

نام تو علی کنیه زیبای تو هادی

آقا به خیرال فرمود: چه خبر از بغداد؟ از واثق چه خبر؟ عرض کرد: آقا حالش خوب بود، ده روز ازش جدا شدم، فرمود: برخی مردم مدینه میگن مرده، (یعنی خودش) از متوکل چه خبر؟ گفت: بیچاره است، گوشه ی زندان، فرمود: به سلطنت رسیده، از ابن زَیاد چه خبر؟ عرض کرد: مردم دورشن خیلی هوادار داره، فرمود: بیچاره شده؛ چند روز بعد قاصد اومد همه ی این اخبار داد، حقایق در دست امام هادیِ،

من آبرو از خاک در سامره دارم

من خاطره ها از سفر سامره دارم

من جلوه طور از شجر سامره دارم

من عشق دو قرص قمر سامره دارم

هر جا که روم مرغ دلم در حرم توست

چشمم به تو و لطف و عطا و کرم توست

تو حجت حق خلق به تایید تو بنده

توحید و نبوت به تَولای تو زنده

جبرئیل به بام تو یکی مرغ پرنده

در بین قفس رام تو شیران درنده

کردند چو بر ماه جمال تو نظاره

پروانه صفت گرد تو گشتند هماره

ای جود تو همچون یم و افلاک حبابت

آن وقت که رسید از ستم خصم عذابت

گریم به تو و غصه بیحد و حسابت

افسوس که بردند بسوی بزم شرابت

بر خیرگی خصم و بی شرمی او اُف

خاکم به دهن جام میت کرد تعارف

ای از غم تو بر جگر سنگ شراره

وی در همه ی عمر ستم دیده هماره

تو آیه تطهیری، دشمن به چه جرأت

با جام می خود به سویت کرده اشاره

از هجر تو باید کمر کوه شود خم

جایی که گریبان ولایت شده پاره

سوزد جگرم بر تو که با پای پیاده

همرای عدو رفتی او بود سواره

دنبال مرکب میدوندش، مردمم جمع شدن نگاه کردن،

از تیغ زبان زخم فراوان به دلت بود

کز زهر ز پا تا به سرت سوخت دوباره

فوجی پی آزار دلت دست گشودن

قومی ز دعا تو گرفتن کناره

خدا لعنت کنه یحیی بن هرثمه، رفت دنبال آقا از مدینه بیاردش، مأمور بودن آقا رو آزار بدن، اینقده تو راه کرامات دیدن، سپاهیان آرام شدن احترام نگه داشتن، وقتی رسیدن به سامرا، متوکل گذاشت از شهر رفت که پیداش نشه، چکار کنیم، عین عمه جانه سه ساله اش توی خرابه نگه اش داشتن...

 

 

یا امام هادی دلم، در خونتون رو میشناسه

کسی که بد بهت بگه، حوالش با دست عباسه

همیشه به سامرا وحرم شما مینازیم

صد دفعه اگه خراب شهدوباره از نو میسازیم

کرمتو عشقه،علمتو عشقه

اسم نقی و سامرا و حرمتو عشقه

به خدا من غلامتم، پادشاه سامرایی تو 

میدونی که دوست دارم، نوه ی امام رضایی تو

دوباره ببین میخونمآقا جامعه کبیره

آخرش محبت تودیگه دستمو میگیره

کرمتو عشقه،علمتو عشقه

اسم نقی و سامرا و حرمتو عشقه

آرزومه بمیرمو، توی راه تو فدایی شم 

 الهی از تو سامرا، یه روزی کرب و بلایی شم

فدای شیش گوشت آقا میدونی مست حسینم

خواب دیدم با تو شب قدر توی بین الحرمینم

کرمتو عشقه علمتو عشقه

اسم نقی و سامرا و حرمتو عشقه

 

 

می خواست جان سپاردوجانی دگرنداشت

  هنگام كوچ بود ولی بال و پر نداشت

چشمش ز پنجره سوی مهتاب خیره بود

معلوم بود این شب آخر سحر نداشت

افتاده بود روی زمین آه می كشید  

اگه اشك نداری، اگه می بینی چشمت خشكه، ناله كه داری خرج كنی، امام صادق علیه السلام فرمود:خدا رحمت كنه اونی كه تو مصیبت های ما آه می كشه، بگو:آه. اگه تصور كنی آه كه هیچی، فریاد می زنی،  

افتاده بود روی زمین آه می كشید  

اما كسی ز  حال دل او خبر نداشت

با خاطرات تلخ خودش گرم می گرفت

جز اشك،  یار و همدمی آخر به بر نداشت

می دونی یاد چی اوفتاد، یاالله ، بچه غیرتی های شیعه

یاد دمی كه در پی مركب دویده بود 

 با ناله ای كه در دل دشمن اثر نداشت

نوش جونت این جام محبت مولات، افتاده بود یاده اون لحظه ای كه، اومدن نیمه ی شب، از تو خونه كشیدنش بیرون، پای برهنه تو كوچه ها، كجا بردنش، مجلس شراب بردنش، باور می كنی یا نه، میخوای بزنی بزن، می خوای داد بزنی بزن، راسته، دروغ نیست، بچه شیعه باید بمیره، كشوندش تو مجلس شراب، با سر برهنه، شراب تعارف كرد، وای، وای،

یاد دمی كه قبر خودش را نظاره كرد

عجب حرومزاده ای بود این متوكل، عجب ملعونی بود، تو خونه ی آقا جلوی آقا، قبرش و كند، ای وای بمیرم، من فكر می كنم می گم شاید برا خود آقا، مرگ شیرین بود، راحت می تونست بشه، اما برا بچه هاش چقدر سخته، بمیرم برا امام عسگری

یاد دمی كه قبر خودش را نظاره كرد

 با ظالمی كه شرم از آن خون جگر نداشت

می ریخت اشك و

نه امام هادی، همه ی اهلبیت ما اینجوری جون دادند، ان شاءالله ما هم اینجوری جون بدیم، ان شاء الله ما هم دم آخر گریه كنیم جون بدیم، چه گریه ای، نه گریه ی ترس، نه گریه ضعف، نه گریه ی نیاز، ان شاءالله دم آخر اینجوری بمیریم،

می ریخت اشك و نوحه گودال می سرود

ازخواهری غریب و حسینی كه سر نداشت

از دختری كه بعد عمو در مسیر شام 

 دیگر به غیر زجر و سنان همسفر نداشت

از سـوز زهـر تشنـه شـد و گفـت یا حسین

 ای كـاش هیـچ وقـت ربـابت پسر نداشت

كجا ببرمت، همین یه مسیر مسیر روضه ی من، می گن امام عسگری، خیلی فردا بی تابی كرد، وقتی بدن بابا رو دید، وقتی داغ بابا دید، یا امام عسگری، شنیدم گریبان چاك زدی، شنیدم به سر و صورت زدی، شنیدم برا داغ بابات، بلند گریه كردی،  مگه چه كردن با بابات، مگه چه جوری كشتنش، اگه شما گریبان چاك زدی، پس زین العابدین چی بگه كربلا، یا الله، گریبان چاك زد امام عسگری، اما كربلا، زین العابدین دید همه دارن بدنهارو دفن می كنن، هیچكی به بدن حسین نگاه نمی كنه، حسین...........عمه چرا بدن بابامو دفن نمی كنن، مگه بابای من، مسلمون نیست، چرا بدنهای خودشونو دفن می كنن، یكی نبود بگه زین العابدین، صبر كن، الان یه كاری می كنن، دیگه بدن بابات پیدا نباشه،  الان ده نفر میان، اسباشونو میارن، فرج امام زمان بگو حسین.....

 

 

امشب اومدیم برا امام هادی گریه کنیم، اینقده این آقا غریبه، خادمای حرمش شیعه نیستند، یکی از علماء نقل می کرد، می گفت: زمان طاغوت ما از حوزه ی علمیه خرجیمونو گرفتیم، یکماه رمضون کامل رفتیم سامراء فقط نشستیم تو حرم قرآن خونیدم، اینقده غریبه ، کسی تو حرم نبود، مارو فرستادن حرم از خلوتی در بیاد، آی سامراء، آی سرداب

زبیداد ستم هم ساختم

هرکی خیلی اذیت میشه کی و صدا می کنه؟مادرشو، خواهی ، نخواهی

زبیداد ستم هم ساختم، هم سوختم، مادر

سراپا سوختم چون شمع و نور افروختم، مادر

زخون سینه ات نخل ولایت جان گرفته

من برای آبیاری خون دل اندوختم، مادر

شراره زهر آتش زد همه عمق وجودم را

به فریادم برس آتش گرفتم سوختم، مادر

شب تنهایی گرفته بود دلم

انگاری آتیش زدن به حاصلم

تن اشک روی چشام لرزیده بود

آخر غربت و با چشم دیده بود

هنوزم اون همه غم تو خاطره

که می دید قبر آقاش بی زائره

دل مردمونش و پر کینه دید

سامراء رو شبیه مدینه دید

سامراء گفتی دلم بیچاره شد

باز به صحرا پا گذاشت آواره شد

سامراء هم حرم قنشگ داره

گنبد زرد طلائیه رنگ داره

سامرا می گی دلم گل می کنه

به دو تا امام توسل میکنه

سامراء بیگانه با هر شادیه

سامراء قبر امام هادیه

شنیدم شبونه ریختند تو خونش

اومدن به هم زدن آشیونش

می گه یه بار دیدم آقا داره گریه می کنه، گفتم: آقا برا چی ناله می زنی، آقا فرمود: فرش و کنار بزن، کنار زدم، دیدم یه قبر کندن، فرمود: این قبر و کندن جلو روم، می گن، امشب تو این قبر دفنت می کنیم، هر روز تهدید

شنیدم قبرش و کندن پیش روش

کاسه ی زهرو گذاشتند روبروش

شنیدم درد دلش بود بی حساب

شبونه آوردنش بزم شراب

بعد اون بزم شراب با سوز و درد

یاد عمه زینب و حسین مدد

یاد یه حرفی اوفتادم وسط شعر، بعضی چیزا ، بی برنامه آدمی بهش ملهم می شه، میگه، گفتم آقا فرمود، هر روز می گن، دفنت می کنیم تو این قبر زنده زنده، زنده به گور، این طوری تهدید کردن امام هادی رو، آی بمیرم یه هم چین چیزیم تو اهلبیت داشتیم، میگه دیدم امام سجاد علیه السلام، داره گریه می کنه، تو خرابه گفتم: آقا چی شده، چرا ناله می زنی، فرمود: این نگهبانایی که جلوی خرابه ایستادن، با زبان رومی حرف میزنن، امام زمان به هر زبانی، مسلطه، می گه امشب دیدم، این نگهبانها دارن با هم حرف می زنن، با زبان رومی، آقا مگه چی گفتن، گفت: امشب یکی به اون یکی میگفت: میدونی فردا چکار می خوان بکنن؟چکار می خوان بکنن؟گفت دستوره فردا، این دیوار خرابه رو رو اهلش خراب کنن، هر جا آتیش گرفتی ناله بزن..

خداوندا ببین بال و پرم سوخت

تماشا کن ببین خاکسترم سوخت

رسید این ارث برما از همان روز

که زینب گفت: بابا مادرم سوخت

میان آتش تب گریه کردم

تمام روز تا شب گریه کردم

از آن روزی که رفتم بزم مستان

به یاد عمه زینب گریه کردم

هر نوکری باید یه گریزی بزنه کربلا، ماه رجبه، فردا  آخرین نفسش ها شو تو دامن امام عسکری زد، صلی علیک یا اباعبدالله شو گفت، براش کفن آوردن،  ای بی کفن حسین، جانم، یه وقت امام سجاد فرمود: بنی اسد برین یه قطعه حصیر بیارید، حصیر آوردن، پاره پاره بدن اربابتونو ، آی آی، این یعنی چی؟یعنی قسمت به قسمت بدن و میان حصیر گذاشت، حسین...........

 

 

ای کعبه ی دل کوی تو

یا حضرت هادی

وی قبله ی جان روی تو

یا حضرت هادی

ای چشم همه سوی تو

یا حضرت هادی

 ای خلق ثناگوی تو

 یا حضرت هادی

ای یارم، دلدارم، دلدارم

ابن الجواد

تو اختر برج نبوی شمس هدایی

ماه علوی آیینه ی حُسن خدایی

فرمانده ی ملک قدر عشق رضایی

آری تو علی ابن جواد ابن رضایی

من آبرو از خاک در سامره دارم

من خاطره ها از سفر سامره دارم

من جلوه طور از شجر سامره دارم

من عشق دو قرص قمر سامره دارم

  

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2120
    کل نظرات : 176
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 5
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,812
    بازديد ديروز : 2,201
    بازديد کننده امروز : 352
    بازديد کننده ديروز : 435
    گوگل امروز : 217
    گوگل ديروز: 257
    بازديد هفته : 11,812
    بازديد ماه : 31,778
    بازديد سال : 878,212
    بازديد کلي : 6,816,434
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.212.93.234
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید