close
تبلیغات در اینترنت
متن اشعار زنجیر زنی

متن اشعار زنجیر زنی

متن اشعار زنجیر زنی

متن اشعار زنجیر زنی
متن اشعار زنجیر زنی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 804 aboozar
0 322 aboozar
0 779 aboozar
3 602 aboozar
1 913 saeednajafi
12 1320 aboozar
4 6956 amirsajad
0 2605 aboozar
0 2472 aboozar
0 2322 aboozar
0 3782 aboozar
0 1592 aboozar
1 18222 2505
6 6553 aboozar
0 14793 aboozar
1 2807 masoudfn
1 1839 aboozar
14 4074 aboozar
20 4483 aboozar
0 3147 aboozar

 

تیر از کمان رها شد          با حلقت آشنا شد

با تیر حرمله، آه            سر از تنت جدا شد 

قربان روی ماهت            آخر چه بُد گناهت

منگرچنین به بابا            می میرم از نگاهت

پرپر زدی به دستم           دیدم، تنت، شکستم

حیران شدم عزیزم       گریان به تو نشستم

طفل نخورده آبم              دل از عطش کبابم

بینم چوحنجرت را         ازغم به پیچ وتابم      

از جور کین هلاکی          مدفون به زیر خاکی

در خاک تیره اصغر     یک دُر تابناکی

مظلوم شیر خوارم             جان کرده ای نثارم

از خون حنجر تو      گل گون شده عذارم

ای طفل شیر خواره           مقتول ماه پاره

ای کا ش خنده ات را   بیند پدر دوباره

ای گل نوشکفته             ای ازعطش نخفته

بابا مصیبتت را        جز با خدا نگفته

تاب غمت ندارم               خون گشته قلب زارم

بابا ببین چگونه           آمد گره به کارم

تا تیرکین روان شد            نا گه تو را نشان شد

خون گلویت اصغر         تقدیم آسمان شد

داغت به دل نشسته        درخود مرا شکسته

جان می کَنم چوبینم       این دیدگان بسته
با مادرت چه گویم            با خواهرت چه گویم

با عمه غمین  و              دیده ترت چه گویم

ای شیرخواره اصغر           ای ماه پاره اصغر

بسته به روی من شد      هر راه چاره اصغر

 

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهد

امشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد

فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین

 گوید به زین العابدین باشد وداع آخرین

ای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین

 فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان

این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجوان

این در صدای الحذر آن در نوای الامان

 این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب حسین در کربلاگردد به دور خیمه ها

گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخا

گاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا

فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب همه اطفال او را تشنگی در گفتگو

غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده مو

باشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو

فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می کند

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر

هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سر

گوید که ای جان پدرعزم سفر مگر داری

سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

 

 

دو برادر دوبرادر دو شجاع بی نظیر

این علمدار سپاه او امیر

این حسین اوابالفضل جوان

این امام او امیر کائنان

این یکی از نسل پیغمبر بود

اون یکی نور دل حیدر بود

این یکی از سوی یمین او یسار

کرده جنگ با گروه نابکار

دو برادر دو برادر دو ابر مرد  دلیر

در میان روبهان مانند شیر

لشکر از هر سو به هم پیچیده شد

جنگجویان را به هر بگریز شد

هرکه می امد به جنگ این دومرد

با نگ تکبیر ابالفضل رشید

روح در جان حسینش می دمید

گفت این فرزند پیغمبر منم

گفت ان از زاده حیدر منم

گفت ان بابم علی مرتضاست

گفت این مادر مرا خیر النساست

گفت این عباس نام اور منم

گفت ان از زاده حیدر منم

مظلوم حسین جان، سقا ابالفضل

 

 

آب می گوید حسین ، بی تاب می گوید حسین
از سر شب تا سحر مهتاب می گوید حسین
دیده می گوید حسین ، نادیده می گوید حسین
هر کجا باشد دلی غمدیده می گوید حسین
یار می گوید حسین ، دلدار می گوید حسین
روز و شب هر دیده بیدار می گوید حسین
ناس می گوید حسین ، احساس می گوید حسین
تا قیامت حضرت عباس می گوید حسین
نار می گوید حسین، بسیار می گوید حسین
این زبان تا لحظه دیدار می گوید حسین
نوح می گوید حسین، ذی روح می گوید حسین
زنده باشد هر دلی با روح می گوید حسین
شاد می گوید حسین ، ناشاد می گوید حسین
هر نسیم باد با فریاد می گوید حسین
کام می گوید حسین، ناکام می گوید حسین
فاطمه گریان به هر ایام می گوید حسین
کوه می گوید حسین بشکوه می گوید حسین
دم به دم هر شیعه نستوه می گوید حسین
جان جان گوید حسین ، هفت آسمان گوید حسین
ماه و خورشید و ستاره هر زمان گوید حسین

 

تشنگان حرم عشق همه گوش کنید

آب را از نظر خویش فراموش کنید

ناله واعطشا را همه خاموش کنید

 آب را از نظر خویش فراموش کنید

می رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین

کیست این لحظه کند روی به امداد حسین

خیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید

آب را از نظر خویش فراموش کنید

جسم عباس علمدار زمین افتاده

با لب تشنه نگهبان حرم جان داده

می ز جام غم و انده و الم نوش کنید

آب را از نظر خویش فراموش کنید

کیست مردانه چو عباس علم برگیرد

رمق از پیکره ظلم و ستم برگیرد

علم اشک و عزا را همه بر دوش کنید

آب را از نظر خویش فراموش کنید

گل نثار تن صدپاره عباس کنید

با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنید

جسم صدپاره عباس در آغوش کنید

آب را از نظر خویش فراموش کنید

امام حسین (ع)

 

مرغ دل ما زند پر به هوایت حسین

قبله عالم شده کرببلایت حسین

منم گدایت حسین منم گدایت حسین

کن نظری از کرم به این گدایت حسین

حسین حسین جان حسین

چرا فتادی چنین به خاک صحرا حسین

غرق بخون بی کفن به این گدایت حسین

سوخته از تشنگی تمام جانت حسین

تشنه چنین ندیده در لب دریا حسین

حسین حسین جان حسین

ای پسر فاطمه چرا تو بی یاوری

تو حجت کردگار وصی پیغمبری

تو شاه بی نوایی خدا را مظهری

در ره حق داده ای هستی خود را حسین

حسین حسین جان

گریه به مظلومیت پیمبران کرده اند

ناله ز داغ غمت پیرو جوان کرده اند

اشک ز داغت ز دیده گان کرده اند

جن و ملک از غمت در همه دنیا حسین

ارسال شده توسط: ذاکر اهل بیت (ع) بهمن مختاری

شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.


حضرت عباس

 

پس از خدای مهربون عباس کس و کاره منه

خوشم شب اول قبر اقام هوادار منه

وقتی کارم گیر میکنه گره تو کار پیدا میشه

یا ابل الفضل میگم و گره ز کارم وا میشه

ابل الفضل شه کربلایی،

ابل الفضل تو گره گشایی

ابل الفضل یا ابوفاضل ۳

هرکی ابل الفضلی باشه اقا باهاشه همیشه

توی تمومه زندگی هیچ موقعه تنها نمیشه

عکس ابل الفضل توی قاب قلب خستمه

ذکر ابل الفضل مددی ذکر دل شکستمه

ابل الفضل شه کربلایی

ابل الفضل تو گره گشایی

ابل الفضل یا ابوفاضل۳

منو نبرده کربلا خواسته که زائرش باشم

یاکه لیاقت ندارم یا خواسته تنهاتر نشم

یعنی میشه من یه روز برم تو بین الحرمین

دست تو سینه سلام بدم یا کاشف الکرب الحسین

اسم ابل الفضل رو لبم عزت و افتخارمه

سینه زدن برای تو واسه افتخارمه

ابل الفضل شه کربلایی،

ابل الفضل تو گره گشایی

ابل الفضل یا ابوفاضل۳

ارسال شده توسط: ذاکر اهل بیت (ع) بهمن مختاری

شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 30
    تعداد اعضا : 282
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 4,986
    بازديد ديروز : 4,956
    بازديد کننده امروز : 1524
    بازديد کننده ديروز : 1355
    گوگل امروز : 1815
    گوگل ديروز: 1477
    بازديد هفته : 4,986
    بازديد ماه : 106,109
    بازديد سال : 127,983
    بازديد کلي : 6,066,205
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.80.7.173
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید