close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه وفات حضرت معصومه

متن روضه وفات حضرت معصومه

متن روضه وفات حضرت معصومه

متن روضه وفات حضرت معصومه
متن روضه وفات حضرت معصومه
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 964 aboozar
0 506 aboozar
0 496 aboozar
0 337 aboozar
0 1510 aboozar
0 765 aboozar
0 1302 aboozar
3 1038 aboozar
12 2363 aboozar
0 1677 aboozar
4 7630 amirsajad
0 3081 aboozar
0 2938 aboozar
0 2799 aboozar
0 4521 aboozar
0 2011 aboozar
1 19331 2505
6 7430 aboozar
0 15756 aboozar
1 3291 masoudfn

ای دختر خورشید، ای خواهر دریا

زهرا ترین زینب، زینب ترین زهرا

  ماه مقیم قم،مهتاب بیت النور

در سایه سار توست، سرتاسر دنیا

 از آه لبریزم، از اشک سرشارم

این قطره را دریاب، دریاب ای دریا

 فهم حقیر ما،پایین تر از پایین

فهم بلند تو،بالاتر از بالا

 لبخند معصومت،مهر رضایت زد

بر شوق خواهرها،عشق برادرها

 با امام رضاعلیه السلام از یک مادرند،موسی بن جعفر فرزندان زیادی داره،اما هر دوی این بزرگواران،هم علی بن موسی الرضا،هم این خانوم،حضرت معصومه سلام الله علیها،از حضرت نجمه اند...مادرشون یه مادر بزرگوار لذا خیلی بهم علاقه شدید داشتن،تاریخ میگه:بعد از حسین و زینب،دیگه خواهری و برادری مثل این دو نفر ندید،اولین خواهر و برادر عالم که دل عالم رو زیر و رو کردن،همتون خبر دارید،بعد از سید الشهدا و عقیله ی بنی هاشم،این خواهر و برادر رو مثال می زدن....

 تنها به دست توست،ای سوره ی انفاق

دنیای ما امروز،عقبای ما فردا

 ماییم و چشم تر،ای چشمه ی کوثر

بر ما عطایی کن،از فیض اعطینا

 وقتی ضریحت را،با گریه می بوسیم

در چشممان پیداست،آن قبر ناپیدا

 باز از تو می گویم،یا حضرت زینب

باز از تو می خوانم،یا حضرت زهرا

قرار بود بیایی کبوترش باشی

دوباره آینه‌ای در برابرش باشی

نه اینکه پر بکشی و به شهر او نرسی

میان راه پرستوی پرپرش باشی

 امام رضا منتظر بود،نامه نوشت برا خواهرش،قرار بود بیاد همدم برادر بشه،اما به برادر نرسید...

مدینه شهر غریبی برای فاطمه هاست

نخواست گم شده‌ای مثل مادرش باشی

 خدا رو شکر از مدینه اومدی،به ما یه حرم دادی،به ما اعتبار دادی،دلمون برا قبر مادرمون فاطمه تنگ میشه،لااقل حرم تو بیاییم،اگه شما نبودید ما کجا می رفتیم؟

 خدا تو را به دل تشنه ی زمین بخشید

کتاب روشنی از سوره ی کوثرش باشی

 به قم رسیدی و گم کرد دست و پایش را

چو دید آمده‌ای سایه‌ی سرش باشی

 تو مهمون نبودی خانوم،تو صاحب خانه ی مایی،تو ولی نعمت مایی،ما سر سفره ی تو هستیم،شما سایه ی سر مایی،امشب یه سفارش مارو به داداشت امام رضا بکن...آی امام رضایی ها خوب شبی اومدید،خوب جایی اومدی،دلمون برا حرم داداشت یه ذره شده..

 اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد

و تا همیشه تو یاس معطرش باشی

 کرامتت همه را یاد او می‌اندازد

به تو چقدر می‌آید که خواهرش باشی

 خدا نخواست تو هم با جواد کوچک او

گواه رنج نفس‌های آخرش باشی

 نخواست باز امامی کنار خواهر خود

نخواست زینب یک شام دیگرش باشی

از مدینه تا خراسان راه زیاده،نتونستی برسی،مدینه کجا،خراسان کجا...نرسیدی،ندیدی،اما یه خواهری از خیمه زد بیرون،از خیمه تا گودال...از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد: حسین...

بی بی جان! ندیدی داداشت فرشای حجره رو کنار بزنه،رو خاک دست و پا بزنه،اما عمه تون اومد تو گودال...

خانوم جان!اصلاً می رسیدی،اصلاً با جواد الائمه تو حجره هم می رفتی،نهایتاً سر برادرت رو بغل می کردی،سمّ شوکران جگر برادرت رو پاره کرده بود،سرش رو بغل می کردی،داداشت جون میداد...بمیرم برا زینب،وقتی رسید دید سر رو بردن،لباس رو بردن،رسید دید داداشش حسین  یه جای سالم نداره،حسین....

 

 

شب شهادت بی بی حضرت معصومه سلام الله علیهاست

بعد از پدر حالا نگارم را گرفتند

از من تمام روزگارم را گرفتند 

از این جدایی جان من بر لب رسیده

هستی من تاب و قرارم را گرفتند 

انگار قسمت نیست وصل ما دوباره

در ساوه شوق بی شمارم را گرفتند

 اما داداش...امام رضا...

اما خیالت تخت هر جایی رسیدم

خویشان و نزدیکان کنارم را گرفتند

حالم بد است اما خدا را شکر در قم

با مهربانی حال زارم را گرفتند

با احترام و عزت و شوکت کمی از

این بار غم‌ هایی که دارم را گرفتند 

حتی زمان پر زدن از این قبیله

مردم همه دور مزارم را گرفتند

 اما دیگه کنایه بسه،روضه ی تو لفافه بسه

در شام اما خواهری مضطر چنین گفت :

یا رب ببین دار و ندارم را گرفتند

بالا و پایین رفتن از ناقه چه سخت است

وقتی همه ایل و تبارم را گرفتند

 نیمی ز معجر سوخت … نیمی را کشیدند

اصلاً تمام اعتبارم را گرفتند

 در گوش من مانده صدای ذوالجناحش

می‌گفت : با نیزه ، سوارم را گرفتند

 سرش رو اشقیا می برّن

چقدر بی حیا می برّن

بمیرم از قفا می برّن

پیش چشم زهرا می برّن

 شکسته شد سبوی ارباب

وقتی نشسته روی ارباب

تو پنجه هاش موی ارباب

دشنه رو زد گلوی ارباب

 دریای خون گودال

حسین کشون گودال

نشسته روی زانو

مادر میون گودال

غرق خون گلوش می کردن

با لگد پشت و روش می کردن

عوض پیروهن نامردا

تنش رو نیزه پوش می کردن

شد قطعه قطعه جون ارباب

همدم خاک و خون ارباب

میاد به زیر نعل اسب ها

صدای استخون ارباب

 یکی به پهلو می زد

یکی به بازو می زد

حالا برای غارت

سنان به شمر رو می زد

 اما فیکم مسلم

مگه بینتون مسلمونی نیست

اما فیکم مسلم

بخدا این رسم مهمونی نیست

 چه بی هوا زدنت

چه بی حیا زدنت

زدن و باز خندیدن

به دست و پا زدنت

اما فیکم مسلم

 ای حسین

 

 

یا حضرت معصومه شنیدیم وقتی اومدین قم،مردم قم پذیرایی کردن،گُل ریختن،حتی مردی نزدیک مَحم ل تون نشد، محله های قم زنونه،مردونه شد،هیچ مردی حق نداشت از مسیر عبور فاطمه ی معصومه رد بشه  فقط زن ها می رسیدن زیارت اما امام رضا فرمودند: برا هر چی خواستید گریه کنید برا جد غریبم حسین گریه کنید، بی بی جان شما تو قم خرابه نشین نشدید خانوم  بی بی جان کسی توی قم به شما بی ادبی نکرد خانوم  دعوا بود سر مهمون نوازیشون  ولی من بمیرم برا اون خواهری که از از دروازه ی شام وارد شهر شد  

شامیان خنده بر پاره گریبانی مان می کردند

خنده بر بی سر و سامانی مان می کردند

 پشت دروازه ی ساعات معطل بودیم

خوب آماده ی مهمانی مان می کردند

 از سر کوچه ی بی عاطفه تا ویرانه

سنگ را راهی پیشانی مان می کردند 

هر چه ما آیه و قرآن و دعا می خواندیم

بیشتر شک به مسلمانی مان می کردند

 شرم دارم که بگویم به چه شکلی ما را

وارد بزم طرب خوانی مان می کردند

بی بی جان اومدیم بگیم:اگه بودیم ما هم مثل اهل قم،احترام می کردیم،ادب می کردیم،یه عُمر ریزه خواره سفری شماییم  یا امام رضا سرت سلامت آقا یا امام رضا روز شهادت خواهرتون   

آقا سلام خواهرتان روبراه نیست

دور از تو کار هر شب او غیر آه نیست

می خواست تا به طوس بیاید ولی نشد

ور نه رفیق بی کسی ات نیمه راه نیست

وقتی به قم رسید خرابه نشین نشد

آسوده باش خواهر تو بی پناه نیست

یک مرد هم نیامده نزدیک محملش

شب را به آفتاب که اذن نگاه نیست

اذنم بده به طعنه بگویم به شامیان

در قم محب فاطمه بودن گناه نیست

 دروازه را که دید به یاد رباب گفت

در شهر شام هیچ کسی سر به راه نیست

زینب کجا و محمل بی سایبان کجا

بال و پر رقیه کجا ریسمان کجا

 فرج امام زمان ناله بزن:یا زهرا

 

خوب شد این دم آخر گره بر کار نخورد

خوب شد کار تو به مردم بی عار نخورد

 خوب شد میخ به پیراهن تو گیر نکرد

گل بی خار به گلبرگ شما خار نخورد

گرچه پشت در این خانه شلوغ است ولی

بی هوا صورت تو بر در و دیوار نخورد

 خوب شد دور و بر تو همه از سادات اند

چشم ناپاک به این قافله یک بار نخورد

 بد به دل راه نده شأن تو را می دانیم

اصلا اینجا که مسیرت سر بازار نخورد

 دم دروازه در آن فاصله بلوا که نشد

بین بازار النگوی تو پیدا که نشد

تو کس و کار منی ، شمر جلودار شده

 حالا بزار روضه بگم شما هم بلند بلند برا این خانم گریه کنی  همه مردم جمع شدن ، سادات ، همه مستاصل ، چی می خواد بشه ؟ یه وقت دیدن دو تا سوار اومد خیالشون راحت شد بدن رو با احترام دفن کردن  این یه دونه  یه جا هم مردم مستاصل ، این همه بدن رو زمین ، اینا کی ان ؟ بگم ؟  سه روز از عاشورا گذشته بود ، طائفۀ بنی اسد اومدن کربلا دیدن بدن ها رو نمی شناسند  یه وقت دیدن یه سوار داره میاد  امام سجاد  اومدن جلو  آقا  شما اینا رو می شناسید ؟ گفت آره  اومد جلو  اون حبیب  اون ظهیر   اون علی اکبر  یه وقت دیدن شروع کرد خودشو زدن  آقا چی شد ؟  گفت اون بدن رو می بینید که پاره پاره ست  لباسشم بردن  سر هم نداره   اون بدن بابام حسین

 

 

یک صبح مى ‏شود که برایم دعا کنى

یا نیمه شب به شوق نمازم صدا کنى

مرغ دل از قفس تن به درکشى

در آسمان صحن و سرایت رها کنى

+بی وفا نباش،زود به زود برو قم،دست ادب رو سینه بذار،بگو:یا فاطمه...یه جوری گفتم یا فاطمه! یاد این شعر افتادم:

یا فاطمه من عقده ی دل وا نکردم

گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم

+مدینه روضه میخوندیم با صدای آهسته؛آخه اونجا اگه بلند بلند گریه کنی بی احترامی میکنند،قانون مدینه همیشه همین بوده،وسط روضه یه پیرمرد آمد دست گذاشت رو شونم گفت:روضه خوان یه سوال دارم؛چند روزه دارم میگردم قبر مادرم رو پیدا نمیکنم،اگه بلدی به من بگو ... جدی میگفت ... خیلی جدی ...

ما را به پادشاهى عالم در آورى

یعنى که در حریم بلندت گدا کنى

امروزه کاینچنین به کرامت زبانزدى

تا رستخیز بهرِ شفاعت چها کنى

تو زائر مدینه ‏اى و طوس مى ‏روى

ما را ببر که زائر قبرِ رضا کنى

+قربون کبوترای حرمت امام رضا،دلم تنگ شده برات،دلت مشهد نمیخواد دلت هوای پنجره فولادش رو نکرده! حضرت معصومه رو التماس کن

تو زائر مدینه ‏اى و طوس مى ‏روى

ما را ببر که زائر قبرِ رضا کنى

این جا که آمدى سخن از تازیانه نیست

+به نیت دیدن برادر از مدینه حرکت کرد،یادش میاد اون روزی که برادر میخواد از مدینه حرکت کنه،بی بی ها،دخترا، همه رو گفت بیاید برا من گریه کنید، آقا گریه پشت سر مسافر خوب نیست، فرمود:گریه کنید! اون مسافری که به وطن برمیگرده پست سرش نباید گریه کرد...حضرت معصومه حرکت کرد با برادرا،خاندان،اهلبیت...شهر ساوه دشمنای اهلبیت اومدن،برادراشو کشتن،خاندانش رو کشتن...مریض شد این صحنه ها رو دید،قربونت برم...فرمود:من رو قم ببرید،خدا روشکر یه جای نزدیک بود بهش پناه ببرید...آخه فرمود: از پدرم شنیدم که موسی بن جعفر فرمود:قم محل سکونت شیعیان ماست...راهی هم از ساوه تا قم نبود...فدای عمه جانت بشم...عصر روز یازدهم جایی رو نداشت بره...همه رو سوار کرد؛کجا میخوان ببرنت زینب

+بی بی حضرت معصومه وارد قم شد؛مریضه؛مردم قم همه جمع شدن،همه احترام کردن؛همه دست ادب به سینه گذاشتن؛بزرگ خاندان اشعری آمد،خودش افسار مرکب بی بی رو گرفت؛پیرمرد پیاده میرفت بی بی سواره بود...آی بی بی! میدونی شهر شام چه خبر بودهمه جمع شدن اما کسی دست ادب به سینه نذاشت؛مردای شام دستاشونو مشت کرده بودن،سنگ آماده کرده بودند؛کسی دختر  ناقه ی دختر علی رو هدایت نکرد؛بی بی همه تازیانه ها آماده بود...

خودم دیدم که عمه...

+ای بی بی ای کاش من شهر شام بودم وقتی اون دستای نامرد بلند میشد یه دستو نیگه میداشتم  میگفتم این دخترا تازیانه کم نخوردن...سیلی کم نخوردن...ای حسین....

این جا که آمدى سخن از تازیانه نیست

حرفى ز بى وفایى و ظلم زمانه نیست

در دست‏هاى مردم شهر تو سنگ نیست

یعنى سلام مردم تو وحشیانه نیست

سیلى نزد کسى به رُخ داغدار تو

اینجا خبر ز خون دل و دردِ شانه نیست...

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2531
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 10
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 524
    بازديد ديروز : 3,180
    بازديد کننده امروز : 135
    بازديد کننده ديروز : 594
    گوگل امروز : 81
    گوگل ديروز: 404
    بازديد هفته : 20,004
    بازديد ماه : 79,996
    بازديد سال : 829,229
    بازديد کلي : 7,698,446
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.92.148.165
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید