close
تبلیغات در اینترنت
متن مداحی شهادت امام حسن عسکری

متن مداحی شهادت امام حسن عسکری

متن مداحی شهادت امام حسن عسکری

متن مداحی شهادت امام حسن عسکری
متن مداحی شهادت امام حسن عسکری
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 233 aboozar
1 778 aboozar
0 549 aboozar
3 565 aboozar
0 686 aboozar
10 615 aboozar
0 728 aboozar
1 598 aboozar
9 1792 aboozar
0 1200 aboozar
0 1182 aboozar
0 908 aboozar
0 2100 aboozar
0 1346 aboozar
0 1870 aboozar
3 1582 aboozar
12 3090 aboozar
0 2251 aboozar
4 8200 amirsajad
0 3599 aboozar

مسموم وا اماما ... شهید وا اماما ...
مولا امام عسکری ، آقا امام عسکری ...
مثل امام مجتبی ، تنها امام عسکری ...
غریب سامرا ، حبیب آشنا
برای تو زبون گرفته امشب آسمون
عزیز فاطمه ، عزیز مصطفی
چرا بهار عمر تو دیگه شده خزون
امام عسکری،امام عسکری،امام عسکری ...
مولا امام عسکری ، آقا امام عسکری ...
مثل امام مجتبی ، تنها امام عسکری ...
مظلوم امام عسکری ، مسموم امام عسکری
میره از این دیار غم ، مغموم امام عسکری
بیاد مادرش ، دمای آخرش
میخونه نوحه زیر لب به یاد کوچه ها ...
که مادر و زدن ، یه عده بی حیا
خزونی شد شکوفه ی تموم غنچه ها ...
به یاد کوچه ها،به یاد کوچه ها،به یاد کوچه ها ...
مولا امام عسکری ، آقا امام عسکری ...
مثل امام مجتبی ، تنها امام عسکری ...
بارون امام عسکری ، محزون امام عسکری
مثل حسین و بچه هاش ، دلخون امام عسکری
سیه شده هوا ، شبیه کربلا
ببین که تشنه پر زده رو خاک حجره ها ...
نه زیر دست و پا ، نه روی نیزه ها
نمیشه روضه ای مثه شهید سر جدا
به روی نیزه ها،به روی نیزه ها،به روی نیزه ها ...
مولا امام عسکری ، آقا امام عسکری ...
مثل امام مجتبی ، تنها امام عسکری ...

 

زده آتیش به جون من زهر کینه بیا مهدی
سامرا شد برای من چون مدینه بیا مهدی
ای قرار دلم بیا ... همه ی حاصلم بیا
میسوزِ جگر من تب دارِ پیکر من
این دم اخر من  اومدِ مادر من
چرا شکسته پهلوش کبود هر دو بازوش
رنگی به رخ ندار زخمی کنج ابروش
وای مادرم   
در هوای تو بی قرارم ای نگارم بیا مهدی
به خدا روز و شب ندارم ای بهارم بیا مهدی
ای قرار علی بیا ....ذوالفقار علی بیا
منتظر مادر تو ... اجدادِ اطهر تو
انتقام حسین فریاد اخر تو
بیا و در بیار اون دوتا نامردو از خاک  
تا دنیا از وجودِ دشمناتون بشه پاک
آقا بیا آقا بیا
تک سوارِ حجازی من صاحب ما بیا مهدی
اخرین وعده ی اللهی غائبِ ما بیا مهدی
ای مسافر بیا بیا.... نور حاظر بیا بیا
مدینه کربلایی،کاظمین سامرایی
هرجا هستی نگارا قطعا در قلب مایی
دعا بکن واسه ما واسه ی رهبر ما  
دعا بکن ببینیم روز ظهورت آقا
آقا بیا آقا بیا


"اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا مُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْنَ عَلِی اَیُّهَا الزَّكِىُّ الْعَسْكَرِىُّ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا..."گداهایِ سامرا معروفن،ما هم امشب گدای سامرا باشیم،گدا نباید دستش پایین باشه..." یا وَجیهاً عِنْدَاللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَاللّهِ..."

ای جلوۀ خداییِ بی انتها حسن

خورشیدِ روشنِ سحرِ سامرا، حسن

بی تو عبودیت به خدا بت پرستی است

نور خدا، مُکَمِّلِ توحیدِ ما، حسن

امشب عروجِ زخمیِ بالِ مرا ببر

تا سامرا ، مدینه ، نجف ، کربلا ؛ حسن

در بینِ خانوادۀِ زهرایِ مرضیه

باید شوند تمامِ علی زاده ها حسن

دوتا حسن دارن این خاندان،هر دو هم فرزند علی هستند،جانم فدایِ هر دوشون،اما این کجا و اون حسن کجا،این حسنی که میخوای براش گریه کنی،حرم داره،یه ضریح خوشکل داره،امشب دورش شلوغِ،حرمش پر از زائرِ...بمیرم برا اون حسن...

بسته میشه پروندۀ دو ماهۀ اشک و عزا

با گریه بر روضه هایِ غریبِ شهرِ سامرا

دو ماهه آزگار شده،دلها همه غرقِ محن

گریۀ غربتِ شماست که آبرو داده به من

آقا یه امشبُ بیا به مجلس ما سر بزن

 مگه شبِ عزایِ پدرت نیست؟یاصاحب الزمان! مگه نمیگن:صاحب عزا دَمِ در ایستاده؟اصلاً من چرا میگم به ما سر بزن،تو قبل از ما اومدی،ما همه اومدیم بگیم:سرت سلامت،"آجرک الله"...

آقا یه امشبُ بیا به مجلس ما سر بزن

الهی سایه ات کم نشه،ازسر ما آقایِ من

نامِ حسن یه عمریۀ به دلِ ما جلا میده

مادرش امضاء میکنه،خودش یه کربلا میده

نام حسن رو می برم،یه آهِ حسرت میکِشم

مدینه جلوه گر میشه،با روضه هاش جلو چِشَم

موندم به تو بگم غریب،یا به غریبِ مدینه

خوب شد مدینه نبودی،چشمت روز بد نبینه

بچه باشی نتونی که مادرت رو یاری کنی

مادر کمک بخواد ازت،نشه براش کاری کنی

خوب شد میون کوچه ها،مثلِ امامِ مجتبی

ندیدی مادر رو زدن،یه عده بی شرم و حیا

خوب شد مدینه نبودی،جلویِ چشمایِ ترت

یه ضربه با غلاف،یهو بشکنه دستِ مادرت

وای مادرم....

خوب شد مدینه نبودی،ببینی بینِ کوچه ها

مادرِ هجده ساله ات رو،افتاده زیرِ دست و پا

زهر دو تا کار با بدن میکنه،اول اینکه آدم رو تشنه میکنه،عطش غالب میشه به بدن...وقتی اسمِ عطش میاد...بمیرم برای اربابمون امام حسین که لب هاش مثل دو تا چوب خشک بهم می خورد...اسم زهر که میاد...ای خدا! مگه بچۀ شیر خواره،مگه علی اصغر چقدر آب می خواست که تیری که  به گلوش زدن هم مسموم بود و هم سه شعبه بود...فقط همین رو بگم:یه کاری کردن،یه بلایی سَرِ حسین آوردن،که از آسمان پیامِ تسلیت رسید،برای هیچ شهیدی،اما تا تیر رو زدن به گلو،ندارسید: "صَبرَاً لَکَ یا حسین!..." خدا ندا میده:صبر داشته باش حسین...

دومین اثرِ زهر بهم خوردنِ تعادلِ،امام رضا هم تعادلش بهم خورد،چی میخوام بگم؟ میخوام بگم:مَرد اگر تعادلش بهم بخوره عیبی نداره،مَردِ...اما وای به روزی که یک زن تعادلش بهم بخوره.... چرا مادرِ ما تو کوچه ها تعادلش بهم خورد؟ مادرِ مارو زهر دادن؟ نه...چرا مادرِ ما تو کوچه ها هی به دیوار می خورد؟ یه جور دیگه هم میشه تعادلِ کسی رو بهم بزنی...چه جوری؟ چند نفری به یک نفر حمله کنن...کمربندِ علی رو گرفت،دیدن حریفِ فاطمه نمیشن...یه نفری داره علی رو میبَره...یه کاری کنید دستِ فاطمه جدا بشه...ریختن دورِ مادرِ ما...

من ایستاده بودم،دیدم که مادرم را

دشمن گهی به کوچه،گاهی به خانه می زد

گردیه بود قنفذ،هم دست با مغیره

او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد

حرف من رو نشنیده بگیر .. یه جوری زدن،دیگه مادرِ ما تا آخرِ عمرش درست راه نمی رفت..." مُنَهَّدَةَ الرُّكن"....امان از بی کسی،ای دادِ بیداد...

امان از کوچه هایِ بی مُروَّت

امان از مردمِ بشکسته بیعت

ببرمت امشبی کربلا،روضه بدونِ کربلا انگار یه چیزی کم داره...یک امام رو با زهر کاری کردن که تعادلش بهم بخوره،مادرِ مارو با غلاف شمشیر...با تازیانه...یه آقایی هم سراغ دارم کربلا...سوارِ ذوالجناح...عطش غالب شده بود بر حسین....زخم ها،تیرها،شمشیرها...دیدن هر کاری کنن حسین از ذوالجناح نمی اُفته...چه کردن؟یه نانجیبی با نیزه به پهلوش زد...تعادلش رویِ ذوالجناح بهم خورد،" فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ ، عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ عَلَى خَدِّهِ الْأَیْمَنِ..." از بالایِ ذوالجناح با صورت...ای حسین...

 

ما بین بچه های فاطمه فرق نیست که

ترس یزیدیان همه "اصلِ ولایت" است

بر خاک می کِشند تو را این حرامیان

این بی حیا شدن همه اش از لجاجت است

یا امام حسنِ عسکری! قربونت برم آقا! اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ همینطورِ،اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ باید غریب باشه،اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ می زننش...این یه بیت رو سادات منو ببخشن...آقا!...

سیلی که می‌زنند به دیوار میخوری

محکم لگد زدن به تو از روی نفرت است

این بیت رو ببینم یادِ کجا می اُفتی...

بس کن نزن، زمین و زمان می‌خورد به هم

نفرین کند که لرزه به ارکانِ خلقت است

رحمت بس است، رو کن از آن هیبت خودت

نه، صبر در قبیله‌ی حیدر وراثت است

اصلاً انگار تو این قبیله باید صبر کنند،زن رو می زنن باید همسر صبر کنه،یا امام حسن!آقا!...

ذکر لبم شده همه شب "یابن العسکری"

می‌آید آن‌که در پَسِ اسرارِ غیبت است

از یُمن توست "سامره" شد "سُرِّ مَن رَءآه"

سرداب سامرای تو "بابُ الاِجابت" است

انگار غربت تو به پایان نمی‌رسد

سوغات سامرای تو تربت نه، غربت است

هر جایی رفتی مراسم ترحیم،صاحب عزا دَمِ در می ایسته،خوش آمدی میگه،امشب صاحب عزا ، خودِ امام زمانِ،دَمِ در ایستاده،خوش آمد میگه،آی عزادارای پدرم! خوش اومدید...ما امشب اومدیم خودمون رو بهت نشون بدیم،ما هم اومدیدم آقا! اما تو رو ندیدیم یوسفِ فاطمه!...

صدا زد خادمش رو،ظرف آبی براش بیاره،میگه:ظرف آب رو برداشت آورد،داد دستِ امام حسن،اینقدر این آقا ضعیف شده،دست ها میلرزه،بدن داره میلرزه،ظرف آب رو که به دست امام حسن داد،اینقدر که دست ها میلرزید،ظرف آب رها شد،ریخت رو زمین،صدا زد:آی خادم!برو پسرم مهدی رو خبر کن،مهدیم بیاد...اینجا امام حسن پسرش مهدی رو صدا زد،یه مادری هم من میشناسم،پسرش مهدی رو صدا زد،ما بینِ در و دیوار قرار گرفت،صدا زد: مهدی جان! بیا...کمکِ مادرت کن....

اومد امام زمانِ من و تو...کنار پدرش،ظرف آبی رو برداشت،با دستای مبارکِ خودش نزدیکِ دهان امام حسن...اینقدر امام حسن ضعیف شده،دندان ها بهم میخوره،میلرزه،ظرف رو آورد جلو...میگه:امام حسن شروع کرد گریه کردن،صدا زد: بابا! چرا گریه می کنید؟گفت:برا تو گریه میکنم،خیلی غریبی،بعد از من بیابون گرد میشی...بعد از من خیلی بی کس میشی...

من میگم:شاید ظرف آب رو جلو امام حسن آوردن،یاد لب های خشک حسین هم افتاده باشه،یاد اون لحظه ای که راوی میگه:دیدم لب های حسین داره بهم میخوره...از لب ها داره خون جاری میشه...لبها خشکیده است...ظرفِ آب رو برداشتم برا حسین آب ببرم،تا اومدم تویِ گودال دیدم اون نانجیب داره بالا میاد،ظرفِ آب رو ازم گرفت،برای کی داری آب می بری؟ گفتم:مگه نمی بینی حسینِ فاطمه تشنه است؟ گفت:نمیخواد آب ببری،الان خودم سیرابش کردم...اما دیدم بدنش داره میلرزه،چرا بدنت داره میلرزه؟ صدا زد:آخه اون لحظه ای که نشستم رو سینۀ حسین،دیدم یه صدایی داره میاد،یکی هی داره میگه: "بُنیَّ!..." پسرم...حسین...

بهترین کفن ها رو برای امام حسن عسکری آوردن...جعفرِ کذاب اومد به این بدن نماز بخونه،دیدن از دور یه بچۀ چهار ساله ای داره میاد جلو...برید کنار من باید بر این بدن نماز بخونم....اومد جلو...ایستاد جلو،نمازِ مَیِّت رو خوند....امامِ،باید امام رو امام خاک کنه،بدن امام حسن عسکری رو داخل قبر گذاشت...

کربلا هم امام سجاد بابا رو داخلِ قبر گذاشت...میگه:دیدم داخلِ قبرِ، اما از قبر بیرون نمیآد...سر به این بدن گذاشته داره های های گریه میکنه...یا امام سجاد! چرا از قبر بالا نمی آیید؟ صدا زد: آخه هر میتی رو که خاک میکنن،طرفِ راستِ صورتش رو روی خاک میذارن،اما من هر چی نگاه میکنم،بابام سر به بدن نداره...ای حسین

 

روضه میخونی امشب تنها
شال عزات و دیدم آقا
ناله زدم باچشم گریون    
آجرک الله یبن الزهرا
پدرت گوشه ی بستر
تو جوونی شده پرپر
 
شبیه مادر
سینه میزنم شب شهادت
صاحبِ عزا سرِت سلامت
وایِ من از این غمهای تو      
 
خون به دلم از اشکای تو
بس که غریب بود حتی خونش
تحت نظر بود بابای تو
سامرا دل پریشونه
 
شده قبرش غریبونه
میون خونه
بین بسترش دور از مدینه
دست و پا میزد با زهر کینه
پدرت گوشه ی بستر
تو جوونی شده پرپر
 
شبیه مادر
سینه میزنم شب شهادت
صاحبِ عزا سرِت سلامت
آب میرسونی مثل سقا  
تو به لبای خشک بابا
حرف عطش شد یادِت افتاد  
طفل رباب و موج دریا
دیدی می لرزه هی دستاش
ظرف آب میخوره به لبهاش
غصه تو چشماش
دیگه ندیدی لبای خونی
نه بزم مِی ، نه خیزرونی
سینه میزنم شب شهادت
صاحبِ عزا سرِت سلامت


امام زمان،تو روضه بخوان
از این غم هجران نمانده توان
به هم زده ای،زمین و زمان
كجای ِ جهانی امید ِجهان
از این غم دوری بگو چه كنم؟
تو ماندی و اشك،غروب و سحر
بدیده نشستی و خون جگر
گرفته دلم برای دلت
كه هستی عزادار ِ داغ پدر
به غیر ِ صبوری بگو چه كنم؟
دارد دنیا دنیا
چشمام دریا دریا
آقا صحرا صحرا می گردی
داری یك دنیا غم
خسته از این عالم
هر روز هرشب هر دم پر دردی
وای،وای وای وای....
بدون ِ شما كجا بروم
بیا كه شبی كربلا بروم
نگاهی بكن به خواهش من
اجازه بده سامرا بروم
یه گوشه ی سرداب بشینم و بس
بشینم و دم بگیر ِ دلم
ترانه ی یابن الحسن همه دم
به ناله ی عشق به حرمت اشك
تو خلوت ِ راز ِ شبای حرم
یه شب تو رو تو خواب ببینم و بس
نور ِ چشم ِ مولا
هر جا هستی آقا
جان ِ بی بی زهرا،یادم باش
دور از این دنیایی،اما فكر مایی
هر وقت كربلایی،یادم باش
حسین،وای وای وای


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3048
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 19
    تعداد اعضا : 292
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,616
    بازديد ديروز : 3,706
    بازديد کننده امروز : 764
    بازديد کننده ديروز : 1270
    گوگل امروز : 844
    گوگل ديروز: 1571
    بازديد هفته : 18,294
    بازديد ماه : 65,398
    بازديد سال : 65,398
    بازديد کلي : 8,457,240
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 100.26.179.196
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید