close
تبلیغات در اینترنت
متن مدح ولادت امام جواد

متن مدح ولادت امام جواد

متن مدح ولادت امام جواد

متن مدح ولادت امام جواد
متن مدح ولادت امام جواد
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 951 aboozar
0 504 aboozar
0 492 aboozar
0 330 aboozar
0 1508 aboozar
0 763 aboozar
0 1298 aboozar
3 1031 aboozar
12 2360 aboozar
0 1670 aboozar
4 7620 amirsajad
0 3077 aboozar
0 2936 aboozar
0 2795 aboozar
0 4516 aboozar
0 2008 aboozar
1 19323 2505
6 7420 aboozar
0 15748 aboozar
1 3288 masoudfn

اگر دست و بالت کمی خالی است

اگر حال و روز تو بی حالی است

اگر آسمان در قفس می کشی

اگر قسمتت بی پَرو بالی است

اگر کار و بار تو پیچیده و

اگر چند وقتی بد اقبالی است

اگر تار و پودت گره خورده است

اگر غصه ها نقش این قالی است

اگر رنگ و روی تو زرد است و سرد

اگر مثل پاییز یک شالی است

علاجت فقط یک نفس یا علی است

خدا هست با آنکه او با علی است

خدا در شکوه جلال علیست

خدا در ظهور جمال علیست

خدا در نزولش علی می شود

خدا در مقامش کمال علی است

حرام خدا و حلال خدا

حرام علی و حلال علیست

پیمبر پس از سِیرِ معراج گفت

که ما هرچه دیدیم مالِ علی است

علی چارده مرتبه آمده

علی عین میلاد آل علی است

علی گفته و غرق عین اش شدیم

همه راهی کاظمینش شدیم

مرا فارغ از قیل و قالم کنید

مرا راحت از خشکسالم کنید

محال است لب را به مِی تر کنم

مرا تشنه ی این محالم کنید

مرا بشکنید و بسازید باز

تَرَکهای روی سفالم کنید

فقط روی چشمان خود می کشم

از این خانه هرچه”حوالم”کنید

مرا می کشاند دو گنبد طلا

شب رفتنم شد حلالم کنید

ببینید رویای جبریل را

مبارکترین کودک ایل را

شلوغ است اگر آستان جواد

پُر از برکت است آسمان جواد

گدایی به شاهی مقابل نشست

چه ها می کند تکه نان جواد

پیمبر پدر با خدیجه شدو

رضا نیز با خیزران جواد

علی اکبر خانه ام را ببین

رضا می شود مدح خوان جواد

شبیه نماز حسین است این

نماز رضا با اذان جواد

فقط شانه ات را به دیوار نِه

فقط زیر لب گو بجان جواد

تو را می دهد تا قیامت مراد

گره وا کند خاک باب الجواد

خدا خواست تا بیکرانش دهد

و در یک افق سه جوانش دهد

علی جان آقای کرب وبلاست

حسین آمده تا سه جانش دهد

فقط دوست دارد ببیند علی

فقط دوست دارد همانش دهد

علی در سه صورت تماشایی است

علی را سه جلوه نشانش دهد

علی اصغرش هم علی اکبر است

اگر فرصت امتحانش دهد

خدا خواست تا بی کرانش دهند

و در یک افق سه جوانش دهند

علی جان اقای کرب و بلاست

حسین امده تا سه جانش دهند

فقط دوست دارد ببیند علی

فقط دوست دارد همانش دهند

علی در سه صورت تماشایی است

علی را سه جلوه نشانش دهند

علی اصغرش هم علی اکبرست

اگر فرصت امتحانش دهند

به صف فطرس و جبرئیل و رباب

که نوبت به نوبت تکانش دهند

زمین خورده ها را که جان می دهند

به باب الحوائج نشان می دهند

اگر بار ما از کرم می کشد

بمیرم برای پدر بار غم می کشد

رسیده بگوید اگر قد کشد

شبیه عمویش علم می کشد

غریبی ببین تشنگی اش ببین

که کار پدر بر قسم می کشد

گمانم به دنبال گهواره است

کسی که به اتش حرم می کشد

فقط مادرش اه دنبال او

در ان راه پر پیچ و خم می کشد

ببر نام او را خدا بعد از ان

به حجم گناهت قلم می کشد

رباب است یک فاصله تا حسین

چها کرده این حرمله با حسین....

صلی الله علیک یا اباعبدالله

 

آسمان از سر خورشید تو خواب افتاده

یا که از چهره‌ی این طفل نقاب افتاده

عدد سائل این خانه زیاد است امروز

شعر وارد شده از باب جواد است امروز

باز با لطف رضا کار من آسان شده است

کاظمین دلم امروز خراسان شده است

دوست دارم که بگردم حرم مولا را

بوسه باران کنم از یاد تو پایین پا را

بنویسید که تقویم، بهاری بشود

روز او روز پسر نامگذاری بشود

خالق از دفتر توحید، جِناس آورده

جهلِ این قوم چرا چهره شناس آورده؟

خالق از دفتر توحید، جِناس آورده

جهلِ این قوم چرا چهره شناس آورده؟

شک ندارم که از این حیله‌ی ابترمانده

رو سپیدی‌ست که بر چهره‌ی کوثر مانده

به رضا طعنه زدن جای تأسف دارد

گر چه یعقوب شده، مژده‌ی یوسف دارد

این جوان کیست که معنای قیامت شده است

سندِ محکمِ اثباتِ امامت شده است

این جوان کیست که سیمای پیمبر دارد

بنویسید رضا هم علی اکبر دارد

گندمی باشد اگر رو نمکش بیشتر است

با پیمبر صفت مشترکش بیشتر است

اهل‌بیت آینه‌ی بی‌مَثَل قرآنند

این جوان کیست که از خطبه‌ی او حیرانند؟

الا که روح خدا در تن امام رضایی

کتاب وحی روی دامن امام رضایی

بهار و باغ و گل و گلشن امام رضایی

چراغ چشم و دل روشن امام رضایی

جواد بیت امامت شفیع روز قیامت

خدا ز عرش رساند به کاظمین سلامت

تو خود جوادی و جود است سائل حرم تو

کریم تر ز کریم است سائل کرم تو

به وقت بذل و عطا ظرف عالم است کم تو

هماره بر سر خلق است سایه علم تو

تو هم امام هدایی تو هم ولی خدایی

تو هم امام حسینی تو هم امام رضایی

 

اگر چه دید به ظاهر به سن طفل صغیرت

فتاد زاده اکثم به پا و گشت حقیرت

به دانشت متحیر به علم گشت فقیرت

گرفت روشنی، از پرتو سراج منیرت

به منطق همگان خاتم سکوت نهادی

به یک سوال جواب هزار مسئله دادی

اگر چه وصف تو را با دو صد زبان نتواتنم

هزار بار شوم بی زبان گر از تو نخوانم

خدا گواست که مهر شماست بسته به جانم

عنایتی که کند قبولم امام زمانم

چه بهتر این که همان منقبت سرای تو باشم

تو در گشایی و من میثم سرای تو باشم

 

دست کریم روزی من را زیاد داد
آبی طلب نکردم و دیدم مُراد داد
از خال ِ هاشمی ِ لبش کعبه ساختم
مرا حکایت ِ سر زلفش به باد داد
شکر خدا که فاطمه در راه بندگی
کار مرا حواله به خیرالعباد داد
با یا رضا به حلقه ی این در زدم ولی
دیدم جواب سائل خود را جواد داد
اینجا اگر تمام گداها نظر شدند
احساس می کنند که محتاج تر شدند
نزد کریم تحفه بهتر می آورند
کاسه گلاب ناب ز قمصر می آورند
مهمان مان کنید بگویید یا جواد
تا اشک را ز چشمه ی کوثر می آورند
در کاظمین عریضه نوشتیم دست ِ جمع
دیدیم یا رضا زحرم در می آورند
آنانکه آشنای همین خانواده اند
کی رو به سوی خانه ی دیگر می آورند
صحرا چقدر صورت لیلا کشیده است
مجنون منم که دیده به دریا کشیده است
توصیف آفتاب هم بکنم باز ناقص است
مثل پدر درست به زهرا کشیده است
شب تا سحر دعای جوادالائمه است
ما را حساب کرده و بالا کشیده است
میل رسیدن ِ دو سه بوسه به مرقدش
مشتاق را به آن سر دنیا کشیده است
باید دخیل بود به دردانه ی رضا
وقتی قرار شد برسانند به کربلا
یک بام دارد و دو هوا،غیر این که نیست
صحن شماست صحن رضا،غیر این که نیست
هر چند برده نوکر تو آبروی تو
من منتصب شدم به شما،غیر این که نیست
از من مگیر گوشه ی باب الجواد را
حاجات دنیوی ِ گدا،غیر این که نیست
خدا گواه ِ نه اصلاً خودت گواه
دارم هوای کرب و بلا،غیر این که نیست
پس باز هم بیا و جواب مرا بده
پس باز هم بیا و بخر کربلا بده


ای که دل از حب شما شیداترین است
عمری که با تو بگذرد زیباترین است
سروی که در باغ ولایت ریشه کرده
در بوستان معرفت رعناترین است
هر شیعه ای که از نفس های تو جان یافت
در مرده زنده کردن اون عیسی ترین است
مریم ترین زن مادر تو بود در اصل
در خانه ی بابای تو زهراترین است
از اهل بیت ماریه زوج رسول است
آری عروس هفتم بیت بتول است
او که رسول کبریا مدحش سروده
سرمشق مادرهای ما مام تو بوده
موسی بن جعفر جد تو داده سلامش
او را امام هشتمین ما ستوده
هر چند با تهمت دل او را شکستند
یک لحظه از روی شما غافل نبوده
از آیه ی تطهیر سهم خود گرفته
در کوی خوبان گوی سبقت را ربوده
او که صدف بر گوهر پاک تو گردید
بر آرزوی خود رسید وقتی تو را دید
تو آمدی دین خدا ابتر نباشد
تا خدشه ای در دین پیغمبر نباشد
هستی مبارک که مبارک تر ز تو نیست
در وصف تو حرفی از این بهتر نباشد
صوم و صلاه و حج ندارد ذره ای سود
حب شما در سینه ی ما گر نباشد
بی تو قیامت رونقی اصلا ندارد
تا تو نیایی صحبت از محشر نباشد
بی مهر تو صدها گره در کار افتد
هر کس ندارد حب تو در نار افتد
تو آمدی جود و سخا معنا بگیرد
با تو دل ما ذکر یا زهرا بگیرد
رسوا شود هر کس که در تو شک نموده
در بین اصحاب سقیفه جا بگیرد
تو مثل زهرا در جوانی جان سپردی
تا که شهادت در جوانان پا بگیرد
در کام عاشق تلخ گردد هر حرامی
تا از توسل بر شما تقوا بگیرد
حتی به سن کودکی ات مرد بودی
رسواگر هر ناکس نامرد بودی
تو سفره دار جود بسیار رضایی
تو رونق گرمی بازار رضایی
تو میزبان زائر شاه رئوفی
تو منتهی الامال زوار رضایی
تو حرز می بخشی بر آنکه دشمن توست
تو بهترین آئینه ی کار رضایی
بی نام تو راهی سوی محشر نداریم
اذن دخول ما به دربار رضایی
روزی ما کن در رجب طوف رضا را
هم سامره هم کاظمین هم کربلا را


داده جنون هستی من را به باد
روز نخستین که شنیدم جواد
میچکد از کنج لبانم شراب
خانه ات آباد خرابم ، خراب
سنگ تراشی دل سنگم گرفت
تیشه زد و ساخت از آن دُر ناب
شانه زد و یکسره ، دل ریخت ، ریخت
در خم آن گیسوی پر پیچ و تاب
وای اگر دست تو افتد دلم
فارغم از روز حساب و کتاب
جاذبه ی محض مرا نور کن
حضرت خورشید به جانم بتاب
جذبه ی پیغمبر  امی ، جواد
ای بابی انت و امی جواد  
نیست فقط روز مبادا کریم
هست همه روز و شبم با کریم
یاد گرفته است که بر هیچ کس
رو نزند این دلم الا کریم
هر چه گره بیشترم می زند
می شود این فاصله ها  تا کریم
خواهش ما جرعه ای از آب بود
داد ولی پهنه ی دریا کریم
بس که در بسته زدم خسته ام
باز نشد هیچ در امّا کریم
در نزده ،در به رویم باز کرد
باز همین طائفه اعجاز کرد
فیض مسیحایی ات عیسی بَرَد
دست به دامان تو موسی برد
از همه دل می برد آقای من
بیشتر از حضرت زهرا برد
روی پرش لطف کن و پا گذار
رتبه ی جبریل به بالا برد
شکر برایت حرم آخر رسید
ناله ی مجنون دل لیلا برد
بال بده ،تا حرم کاظمین
با نفس وای حسینم حسین
مثل همیشه دم ایوان طلا
نام تو شد نام تو سوگند ما
نام تو را گفتم و باران گرفت
خیس شد از گریه ی ما صحن ها
پنجره فولاد گره باز کرد
از من افتاده به لطف شما
مثل همیشه دم باب الجواد
حاجت ما بود که آقا رضا
جان جوادت ببرم کاظمین
تا که بخوانیم به پایین پا
آمدم ای شاه پناهم بده  
خط امانی ز گناهم بده
وای اگر غصه ی مادر نبود
حال تو اینقدر مکدر نبود
مثل حسن شد جگرت نیز
حیف که بالین تو خواهر نبود
کاش زمین آب نمی ریختند
حیف به جز خنده پس در نبود
شکر خدا قسمت تو بام شد
گودی و نامحرم و خنجر نبود
شکر خدا پیش نگاهت زبام
بر سر نیزه سر اصغر نبود
بزار بریم با اجازه امام جواد در خانه ی امیرالمومنین
 
دلم غیره ایوان پناهی نداشت
دلم زائری بود و راهی نداشت
دلم در بساطش جز آهی نداشت
علی داشت انرا که شاهی نداشت  
به دور امیر کرم گشته ام
صدو ده قدم در حرم گشته ام
به او گفتم ای شاه راهم بده
امان نامه ای بر گناهم بده
لیاقت به یك دم نگاهم بده
پناهی ندارم پناهم بده
صدا زد پریشانی ات با علی
اگر خسته جانی بگو یا علی
همین لحظه ها بود پیدا شدم
علی گفتم و از زمین پا شدم
شب و روز حیران مولا شدم
گدا بودم او خواست آقا شدم
دلِ من بدون علی بی كس است
بمیرم ، ببینم علی را بس است
تحمل به این نور لابد نبود
ترك خوردن كعبه بی خود نبود
و كعبه كه جای تَرَدُد نبود
پس اینها همه یك تولد نبود
خدا خواست ثابت كند بر جهان
علی هست یكتاترین در جهان
فقیری كه انگشتر از او گرفت
سلیمان شد و ذكر یاهو گرفت
زمین تخت او آسمان تاج او
به دوش نبی بود معراج او
اگر مدح او بر لبم جا گرفت
یدالله دستان من را گرفت
به من گفت از مرد خندق بگو
بیا از علیٌ مع الحق بگو
سه بار از نبی اذن میدان گرفت
علی هست پس مصطفی جان گرفت
نبی گفت جانم به قربان او
علی جان من هست و من جان او
علی با خدا و خدا با علی
علی یا خدا گفت ، حق یاعلی
امیری نداریم الّا علی
اگر ناتوانی بگو یا علی


 

ای قمر شمس ولایت جواد

ای گهر بحر عنایت جواد

حجت حق باب مراد همه

نجل علی دسته گل فاطمه

بر همه خوبان جهان سروری

محمد استی و علی پروری

چشم رضا از همه سو سوی تو

ماه رجب شیفته ی روی تو

روی دل آرای تو بدر رجب

لیله ی میلاد تو قدر رجب

جود به خاک درت آرد سجود

بسته به جود تو تمام وجود

حسن تو مرآت خداوند تو

بهشت بابا گل لبخند تو

بی خردان طعنه ی دیگر زدند

بر پدرت تهمت ابتر زدند

ولادت تو کوثری دگر بود

روشنی چشم و دل پدر بود

نور شد و نور شد و نور شد

چشم همه تیره دلان کور شد

عطر ریاحین جنان خاک تو

روح رضا در بدن پاک تو

باب تَولای تو باب خدا

مُصحف روی تو کتاب خدا

بین امامان ز عطای زیاد

تویی ملقب به امام جواد

تو دست جود خالق اکبری

جواد اهلبیت پیغمبری

بحر نَمی از کرمت یا جواد

جود گدای حرمت یا جواد

روی تو شمس الشرف اهلبیت

ای دُر ناب صدف اهلبیت


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2528
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 12
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 3,031
    بازديد ديروز : 3,359
    بازديد کننده امروز : 626
    بازديد کننده ديروز : 625
    گوگل امروز : 533
    گوگل ديروز: 582
    بازديد هفته : 12,695
    بازديد ماه : 72,687
    بازديد سال : 821,920
    بازديد کلي : 7,691,137
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.171.183.163
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید