close
تبلیغات در اینترنت
مدح ولادت حضرت فاطمه

مدح ولادت حضرت فاطمه

مدح ولادت حضرت فاطمه

مدح ولادت حضرت فاطمه
مدح ولادت حضرت فاطمه
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 951 aboozar
0 504 aboozar
0 492 aboozar
0 331 aboozar
0 1508 aboozar
0 763 aboozar
0 1298 aboozar
3 1031 aboozar
12 2360 aboozar
0 1670 aboozar
4 7620 amirsajad
0 3077 aboozar
0 2936 aboozar
0 2795 aboozar
0 4516 aboozar
0 2008 aboozar
1 19323 2505
6 7420 aboozar
0 15748 aboozar
1 3288 masoudfn

 

ای حُسنِ مطلع همۀ عاشقانه ها

حس لطیف پرشده بین ترانه ها

زهراترین ستارۀ اوجِ کرانه ها

از تو شنیده اند تمام زمانه ها

دیگر به خانۀ همه دختر مقدس است

با جلوۀ تو واژۀ مادر مقدس است

دیگر رسیده است زمان رسیدنت

سیب بهشت، لحظه ی از شاخه چیدنت

گوشِ خدا نشسته به پای شنیدنت

چشمان مرتضی شده مبهوت دیدنت

تو آمدی برایِ نبی مادری کنی

هجده نفس به پایِ علی حیدری کنی

هر واژۀ رسیده کنار تو کال شد

عاشق شدن بدونِ تو امری محال شد

تصویر آب با نظر تو زلال شد

قرآن به یمن سورۀ تو لم یزال شد

شبهای قدر ما به تو پیوند خورده است

تقدیر را خدا به دو دستت سپرده است

هر كس كه دم زده ز كلامت كلیم تر

ای از همه به امر ولایت سهیم تر

در بین خانوادۀ رحمت ، رحیم تر

هر نسل دورتر شده از تو ، عقیم تر

نسل تو نسل یلتقیان و مطهر است

هر کس که بوده دشمنِ نام تو ابتر است

یک مصحفِ الهیِ غرق مطالبی

مثل اصولِ دینی و ارکانِ واجبی

تو مظهر العجائبِ شاهِ عجائبی

مصداق دیگر اسداللهِ غالبی

قرآن نوشته است به دریا مُلَّقبی

اصلاً علی تویی که به زهرا مُلَّقبی

تو آمدی جهانِ محقر بزرگ شد

با تو مقام و رتبۀ مادر ، بزرگ شد

هر کوچکی به نام تو دیگر بزرگ شد

اینگونه بود سورۀ کوثر بزرگ شد

هستی ، شبیه دستۀ دستاس دست توست

عالم فدایی دلِ حیدر پرست توست

جاری شد از خروشِ قنوت تو صد قنات

ای دختر مباهله، ای همسر زکات

نام تو نقش بر علم کِشتی نجات

ای مادر حماسۀ حی علی الصلاه

در کربلا و شام، تو در یاد زینبی

حس غرورِ مخفی فریاد زینبی

فرزندهایِ تو همه طوفان غیرتند

در جنگ و صلح مرد نبرد و شهامتند

فرزندهایِ تو همه مست ولایتند

لب تشنه های جام شراب شهادتند

فرزندهایِ تو حسنی و حسینی اند

دلداده هایِ نهضت پاکِ خمینی اند

موج محبتت به دلِ ما نشسته است

با عشقِ تو طناب تعلق گسسته است

مادر! شبیه تو دل ما هم شکسته است

بر سینه ام جمال علی نقش بسته است

این سینه را به سینۀ سَینا نمی دهم

یک ذرّه از محبت زهرا نمی دهم

 

داریم به دل گرمیِ طوفانِ نجف را

داریم به لب مِدحت سلطانِ نجف را

داریم به سر سجده به ایوانِ نجف را

خوردیم فقط شُکرِ خدا نانِ نجف را

ما نانِ علی خورده ، نمک گیرِ غدیریم

سوگند به زهرا همه درگیرِ غدیریم

دل اول این شعر به ایوان نجف رفت

گفتیم همه فاطمه و جان به نجف رفت

باید به در خانۀ زهرا بنشینیم

تا لطفِ خدا را به تماشا بنشینیم

تا در خنک سایۀ طوبی بنشینیم

تا ظِلّ قیامت همه بالا بنشینیم

بوسیدن دستان شما واجب عینی است

تعظیم تو بر شیرِ خدا واجب عینی است

دستی که زده بوسه پیمبر فقط این است

آن دخترکی که شده مادر فقط این است

کفوی که شده معنی حیدر فقط این است

یاسی که شده قبلۀ قمصر فقط این است

خانم ، حرمی از تو در این سینه خدا ساخت

از نورِ رُخت یازده آئینه خدا ساخت

بالاتر از آن خط که نوشتند تو هستی

مدحی که نخواندند و نگفتند تو هستی

با نقطۀ با ، نقطۀ پیوند تو هستی

آئینۀ قدیِ خداوند تو هستی

چیزی به جز از نور خداوند نداری

سوگند به توحید که مانند نداری

بانو چه شگفت است هبوطی که تو داری

قدر است چه قدری ملکوتی که تو داری

یا جمع جلال و جبروتی که تو داری

صد رشته قنات است قنوتی که داری

ای آنکه به تو تکیه کند شیرِ خداوند

ای خطبۀ تو غیرتِ شمشیر خداوند

از روز ازل هر تپشت یاد علی بود

نبضت ، ضربانت ، نفست ناد علی بود

این هشت فلک فاطمه آباد علی بود

خانم همۀ حرفِ تو فریاد علی بود

از ریشۀ آن چادر اگر ریشۀ شیعه است

از خطبۀ برّنده‌ ات اندیشۀ شیعه است

در سینه اگر آتشی از شور تو داریم

در دست اگر رایتِ منصور تو داریم

ما چشم فقط جانب منشور تو داریم

دردیم چه غم ، نور علی نور تو داریم

از بارشت ای باد ، پر از لاله شد این باغ

از لطفِ نگاه تو چهل ساله شد این باغ

هر جا که بلند است به زیرِ قدمِ ماست

بر هرچه سه تیغ است شکوهِ علم است

هر بیش که دارند در این پهنه کم ماست

موجیم که که آسودگیِ ما عدم ماست

ما درس جز از محضرِ اسلام نگیریم

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

هر باد مخالف شده جوشن به تن ما

هر لاله توان داد به برخاستنِ ما

با ماست همیشه نفس بت شکن ما

در سایۀ زهراست تمام وطن ما

صائب چه خوش آورد ز شرح جگر ما

«آسایشِ منزل نبود در سفر ما»

یک روز از این ظلم گران هیچ نماند

از دشمن اسلام نشان هیچ نماند

از آل فلان آل فلان هیچ نماند

از حسرت این پیر و جوان هیچ نماند

یک روز از این دل پر پرواز بسازیم

در خاک بقیع چهار حرم باز بسازیم

گفتید که : سرگرم پریشانی خویشم

سرخوش ز سبویِ غم پنهانی خویشم

شرمندۀ جانان ز گران جانی خویشم

دل بستۀ یارانِ خراسانی خویشم

یاران خراسانی‌ ات امروز به گوشند

لب تر بکنی پایِ شما مرگ بنوشند

 

منبر توحید ذاتا وامدار فاطمه‌ست
حاملِ وحی ‌استُ و وحی ‌از آبشار فاطمه‌ست
هم نبوت هم امامت در مدارِ فاطمه‌ست
بهترین اوصاف رب در اِنحصار فاطمه‌ست
لافَتی تصدیق الا ذوالفَقار فاطمه‌ست
تا نوشتیم از خدا آیات کوثر جلوه کرد
نام زهرا آمدُ الله اکبر جلوه کرد
عصمت زهرا شب قدر پیمبر جلوه کرد
گاه دختر جلوه کردُ و گاه مادر جلوه کرد
نورِ خاتم جلوه‌ای از شاهکار فاطمه‌ست
شه‌پرِ جبریل با رخصت از این در،شد بلند
خاک‌بوسی کرد فِضه،عاقبت زر شد بلند
تا به‌پای حضرت صدیقه با سر شد بلند
رتبۀ ایمان سلمان صد برابر شد بلند
این مقام ویژۀ خدمتگذارِ فاطمه‌ست
روی تاج عرش طبق نصِ لولا فاطمه
نقش شد زهرا سلام الله علیها فاطمه
بس که زهرا شد علی و هست مولا فاطمه
در نجف چیزی نمی‌بینی الا فاطمه
آینه در آینه آنجا مزار فاطمه‌ست
هست زهرا “قابِ قوسینِ ” مصلای علی
جانماز فاطمه‌ست عرش معلای علی
این علیِ فاطمه‌ست و اوست زهرای علی
رویِ گردنبند زهرا نام زیبای علی
روی سربندِ علی نقشُ نگارِ فاطمه‌ست
والی‌دین گاه‌حیدر هست و گاهی فاطمه‌ست
بهترین برنامۀ اسلام‌خواهی فاطمه‌ست
باخدا حل میشود مشکل گواهی فاطمه‌ست
مملکت‌داری توحیدی_الهی فاطمه‌ست
کشور اسلامى ایران، دیارِ فاطمه‌ست
دین بدون فاطمه نوعی لطیفه‌سازی است
از تن سرزندۀ اسلام جیفه‌سازی است
ننگ بر فکری که دنبالِ خلیفه‌سازی است
رهبری با شیوۀ شورا سقیفه‌سازی است
رهبر زهرایی ما افتخار فاطمه‌ست
درد ما این است دین بازیچۀ تزویر شد
واژۀ تکلیف، ذبحِ واژۀ تدبیر شد
دیدی آخر غفلت بسیار دامن‌گیر شد
آی حزب‌الله برخیزید ، آقا پیر شد
تحت فرمانِ ولی بودن شعار فاطمه‌ست
خسته ایم از زُهد تو خالیِ دنیادوست‌ها
خسته ایم از طرز اسلام اروپادوست‌ها
وای از لبخند استکبار دون،با دوست‌ها
از خطاب تندرو گفتن،به آقادوست‌ها
این میانه‌رو شدن‌ها اِنکسار فاطمه‌ست
لشکر اسلام در خیبر،توکل بایَدت
سوریه، لبنان، یمن، دست‌توسُل بایدت
اربعینی در ریاضت‌ها تکامل بایدت
تا چهل‌ساله شدن قدری تحمُل بایدت
اربعین انقلاب ما بهارِ فاطمه‌ست


زهرا بهانه‌ایست که عالم بَنا شود
او آمده که مادر آئینه‌ها شود
او آفریده گَشت که یک چَند مدتی
نورِ خدا به روی زمین جابه‌جا شود
او آفریده شد که در این روزهای سخت
زهرا شود، علی شود و مصطفی شود
او مادر تمامیِ دلهای حیدریست
باید که کُفِ فاطمه شیرِ خدا شود
هرکس مگر که مادرِ معصوم میشود؟
او آمده که مادرِ کرببلا شود
زهرا اگر نبود چگونه به عالمی
صدها روایت از مِی کوثر عطا شود
بی‌اذن فاطمه کسی اصلاً اجازه داشت؟
بر روی خاک و اوج فلک پیشوا شود
ای خوش‌به‌حال آن‌که در آن لحظۀ حساب
با انتخاب مادریه او سَوا شود ......
مادر سلام روز ظهورت مبارک است
لعنت بر آن که منکر صدق شما شود
ما را گدای خانۀ لطفت حساب کن
ما را برای نوکری‌ات انتخاب کن
مادر تویی قدر شما بی‌نهایت است
هر جمله‌ی تو شامل صدها روایت است
در هر کجا که نام شما ذکر می‌شود
تفسیر پایداری و صبر و صَلابت است
جبریل با هزار مَلک ریزه‌خوار توست
سوگند خورده هر شبِ اینجا ضیافت است

هر کس مقام نوکری‌ات را فروخته
جانِ حسینُ و جانِ حسن بی‌لیاقت است
تاریخ ثبت کرده که این جان‌نثاری‌ات
بهر علی نمونه‌ی اصل ولایت است
سلمان ز خاک خانۀ تو رزق میگرفت
این‌است روزُ شب همه‌کارش ارادت است
شاگرد برترین تو واللهِ زینب است
تندیس عفت استُ خداوند عصمت است
از گَرد چادرت همه عالم درست شد
صدها هزار بیرق و پرچم درست شد
خورشید سبزِ نیمه‌شبِ انتظار،تو
شیرینیِ همیشۀ فصل بهار،تو
ابری‌ترین هوایِ تو سجاده‌های شب
هر روز تا به شب نفس روزه دار،تو
ای رحمت تو شاملِ حال تمام خلق
روی سرم دوباره زِ رحمت ببار،تو
ما هر چه هست از تو و لطفت گرفته‌ایم
تا روز حشر پیش خدا اعتبار،تو
ما با علی امام تو هم‌رأی می شویم
هر دم برای شیر خدا ذوالفقار،تو
آن‌روز که تمامی مردم پیاده اند
بر روی ناقه‌های بهشتی سوار،تو
آنجا برای این که شفاعت شویم ما
حتماً دو دستِ ساقی خود را بیار،تو
محشر به نام پاک تو محشور می‌شویم
بی‌اذن تو ز درب جنان دور میشویم


این عشق که پیدا شدنش دست خودم نیست
به طبع که شیدا شدنش دست خودم نیست
جا کرده به دل پا شدنش دست خودم نیست
شامی است که یلدا شدنش دست خودم نیست
از دست من این می رسد آواز بخوانم
از شوق و شکوه ِ شب پرواز بخوانم
حال من و امثال مرا کیست بفهمد؟
نقص رطب کال مرا کیست بفهمد؟
تعبیر شب فال مرا کیست بفهمد؟
خاکستری بال مرا کیست بفهمد؟
از بس پی یا فاطمه یا فاطمه رفتی
دور و بر او کسوت پروانه گرفتی
هرچند ثواب سخن از فاطمه کم نیست
وصف کمی از فاطمه هم کار قلم نیست
رفتن به سوی منزل او کار قدم نیست
این سیل نمایان شده جز قطره و نم نیست
الله که توصیف نشد با لب و ابرو
زهرا که عیان نیست به جز بر علی و هو
ای آینه ی دیده ی مرآتی ِ معراج
حُسن سحر ِ پیر خراباتی ِ معراج
خوش طعم ترین سیب ملاقاتی معراج
ای دخترک احمد و سوغاتی ِ معراج
پس چله نشینی پدر داد نتیجه
از بوی خوشت بود که افتاد خدیجه
بالا بنشین و به همه حکم بران و
پیغام خدا را به خلائق برسان و
گهگاه به این سائل مسکین بده نان و
گهگاه کمی چادر خود را بتکان و
بفرست نسیمی که هلاکیم ز گرما
محتاج نگاهیم خودت چاره بفرما
من منتظرم دست به دستاس بگیری
نان پخت کنی تیرگی از ناس بگیری
محشر کنی از خاک هم الماس بگیری
دست همه را با  یَدِ عباس بگیری
مدیون توام عاشق گندم شدنم را
در محشر کبریِ شما گم شدنم را


در میان شعر تو بانو اگر حاضر شدم
خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم
درخیالم صحن وگنبد ساختم زائر شدم
نام شیرین تو بردم فاطمه ، شاعر شدم
بی بی جان
رشته ای برگردن ابیات من افکنده دوست
می برد شعرمرا آنجاکه خاطرخواه اوست
ناگهان دیدم میان خانه ی پیغمبرم
چون خدیجه غرق نوری از جهان دیگرم
چرخ میزد یک نفس روح القدس دورو برم
تا نوشتم فاطمه ، بوسید برگ دفترم
ازشکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک
آسمان رابا خودش آورده این دختر به خاک
ای محمد ....
دشمنت را دوست ابتر می کند
خانه ات را بوی ریحانه معطر می کند
دیدنش بار رسالت را سبکتر می کند
دختر است اما، برایت کار مادر می کند
دختران آیات رحمت،مادران مهر آفرین
می شود ام ابیها هر دو با هم بعد ازین
یک زره خرج جهازت،حسن هایت بی شمار
باتو حیدر روز خیبرحرز می خواهدچه کار
بی بی جانم
تا تو از تیغ دو دم با عشق می گیری
 
غبار بعد ازین مستانه ترصف میشکافد ذوالفقار
قوت بازوی مولایی به مولا فاطمه
قصه ی پیوند دریایی به دریا فاطمه
در هوای عاشقی با هم کبوتر می شوید
هردو کوثر می شوید و هر دو حیدر  ...
هست شیرین نامتان، قند مکرر میشوید
هر دو در "کفوا احد" با هم برابر میشوید
بیت هایم ، بر در بیت تو  زانو میزنند
شاعران تنها برای یک نظر رو میزنند
در کسا بی پرده با الله صحبت می کنی
هل اتی را سفره ی نور و کرامت میکنی
فکرخلقی نیمه شب باحق که خلوت میکنی
درغم همسایه ترک خواب راحت میکنی
مادری الحق چه می آید به نامت فاطمه
میدهد از سوی ما مهدی سلامت فاطمه
امتحان پس داده ای درآسمان ها پیش ازین
سالها بر عرش می تابی،نورت چون نگین
حضرت حق چون دلش آمد بیایی برزمین
واقعا الحمدالله رب العالمین
جلوه ی نور تو را تنها خدایت دیدو بس
فاطمه قدر تو را تنها علی فهمید و بس
عالمی درحیرت از این آسیاب چرخاندنت
با تبسم خستگی را از علی پوشاندنت
درعجب روح الامین ازطرزقرآن خواندنت
پیش نابینا میان حصن چادر ماندنت
حجب میراثت، حیا سایه نشین چادرت
داده دل حتی یهودی هم به دین چادرت
سفره ی نان خالی اما سفره ی انعام پر
خانه ات میخانه ،ساقی با سخاوت جام پر
از تو راضی و دلش از گردش ایام پر
کعبه از بت خالی اما کوچه از اصنام پر
ای زبانت ذوالفقار حیدر بی ذوالفقار
بت شکن برخیز بسته دست او را روزگار
عصا سلاح کلیم است نی سلاح علی
علی به وقت حوادث عصا نمیگیرد
عصای فتح یدالله ذکر یا زهراست
بدون فاطمه فیض از خدا نمیگیرد


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2529
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 14
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 465
    بازديد ديروز : 3,362
    بازديد کننده امروز : 93
    بازديد کننده ديروز : 683
    گوگل امروز : 50
    گوگل ديروز: 588
    بازديد هفته : 13,491
    بازديد ماه : 73,483
    بازديد سال : 822,716
    بازديد کلي : 7,691,933
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.171.183.163
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید