close
تبلیغات در اینترنت
مناجات با خدا

مناجات با خدا

مناجات با خدا

مناجات با خدا
مناجات با خدا
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
9 948 aboozar
0 503 aboozar
0 488 aboozar
0 328 aboozar
0 1507 aboozar
0 763 aboozar
0 1297 aboozar
3 1031 aboozar
12 2358 aboozar
0 1667 aboozar
4 7614 amirsajad
0 3075 aboozar
0 2936 aboozar
0 2793 aboozar
0 4516 aboozar
0 2006 aboozar
1 19321 2505
6 7420 aboozar
0 15746 aboozar
1 3285 masoudfn

 

"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُم وَ أهلِك أعدائَهُم
لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ ، حسبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِیلُ نِعْمَ الْمَوْلَى‌ وَنِعْمَ النَّصِیر
أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذی لا إِلـهَ إِلاّ هو اَلْحَیُّ الْقَیُّومُ ، الرَّحْمنُ الرَّحیمُ ذُوالجَلالِ وَ الإِکْرامِ وَ أَتُوبُ إِلَیْه
بِالحُجَّةِ اِلهی العفو..."

در این کویرِ تشنه پُر از دیده ی تَریم
چشم انتظار چشمه ی جوشانِ آخریم
ما را مصیبت و غمِ دوری هلاک کرد
ای منجیِ بشر نظری کن که مُضطَریم
آره مضطریم ، اما مضطر حقیقی زینبِ، دور تا دورش رو دشمن گرفته بود،اما دلش می گفت:حسین رو رها نکن برو جایی که دل میگه،اومد بالا تَل زینبیه، نزنید حسینم رو....
از کودکی به آلِ علی دل سپرده ایم
دلداده ی قدیمی ِ آلِ پیمبریم
هر بار روضه خوان به شهیدان گریز زد
دیدیم بین معرکه در خون شناوریم
هر روضه ای که بود ما هم تو روضه بودیم، روز هشتم ما هم با علی اکبر اِرباً اربا شدیم،روز نهم انگار با اباالفضل تیکه تیکه شدیم، روز عاشورا اسب رو بدن امام حسین فقط نرفت،انگار ما هم زیر سُمِ اسب پرپر زدیم....
خدمتگزار فاطمه بودن کجا و ما
ما عبد فضه ایم و غلامانِ قنبریم
ماه خدا رسیده و در بین اهلبیت
شکر خدا که سی شب مهمان مادریم
مادر چرا رنگ از رُخ ماهت پریده؟
مادر چرا خون از گریبانت چکیده؟
مادر چرا دیگر نمی آید صدایت؟
رفتی ز دنیا یا خدا داده شفایت ؟
با فاطمه در آتش عشق تو سوختیم
ما خاکسار کوچه ی تو، خاک آن دَریم
بِالحُجَّةِ اِلهی العفو...

 

 

گرچه شایسته ی هر گونه ملامت هستم

مهمان تو در این ماه کرامت هستم

دور ماندن ز غمت عاقبتش در به دری است

بر سر کوی تو دنبال اِقامت هستم

از سزاواریِ من نیست مرا می بخشی

شرم سارِ کرم و لطف و مرامت هستم

دل بیمار از آن شد که ز تو دور افتاد

تا که نزدیک تو هستم به سلامت هستم

نکند از من و بهبودی من نا اُمیدی

که به هنگام دعا غرق کسالت هستم

یا که شاید نکند از نظرت افتادم

دیدی که از بس چنین در پی غفلت هستم

بهر من از نَفَسِ اهل عبادت نشدم

بس که محروم ز اصحاب سعادت هستم

من خودم درد سر خویش شدم می دانم

من خودم باعث این خواری و ذلت هستم

رمضان هست ولی باز ز خود می پرسم

این من هستم که سر کوی تو دربست هستم

کرم فاطمه گر حشر نگیرد دستم

پیش همه رسوای قیامت هستم

اگر آقای خراسان نرسد بر دادم

بر پای ساحت تو غرق خجالت هستم

من دلم گرم حسین است مرا می بخشی

هرچه هم باشم اگر بچه ی هیئت هستم

 

 

من اشتباه کرده ام ولی مرا رها نکن

بجز تو کیست که به این بی سر و پا کمک کند

گناه کردنم به آبروی من لگد زده

به این بدونِ آبرو ، کسی چرا کمک کند

اگر حوار میزنم ، اگر که جار میزنم

میان راه مانده ام ، یکی مرا کمک کند

نگو که تحبس الدعا شدم ، نگو رها شدم

بگو چه حربه ای است به من ، بجز دعا کمک کند

برای من که قبح غفلت و گناه ریخته

حیا بهترین دواست ، به من حیا کمک کند

بیا مرا درست کن ، بیا ضرر نمیکنی

نمیشود خدا همش ، به خوبها کمک کند

به هر کجا که میروم ، ضمانتم نمی کنند

به طوس میروم مگر ، امام رضاکمک کند

اگر که خورده کار من گره ، گره گشا که هست

به عاشقان،رقیه ، گره گشا کمک کند

چقدر تا دم سحر ، سر بریده ی پدر

به دخترسه ساله رویِ  نیزه ها کمک کند

زناقه زجر لعنتی مرا زمو بلند کرد

به دخترتو بابا ، عمه زیر چکمه ها کمک کند

 

 

ای آنکه گشودی به رویم باز دری را

خرج منِ آلوده نمودی نظری را

شرمنده تر از نوبت قبل آمدم ای وای

دیدی ز من آیا تو گرفتارتری را

من نوسفرم،راه دراز است،غریبم

کو خضرِ رهی راه بَرَد نو سفری را

قانع نشده دل، که گنهکارترینم

غفلت زده از دست دَهَم هر سحری را

از خجلت جرم و گنه آتش نگرفتم

تا اینکه گرفتند ز من چشم تری را

ستاریِ تو گرچه شده شامل حالم

من ترک نکردم صفتِ پرده دری را

گفتند شهادت هنر مرد الهی است

باید به کجا برد غم بی هنری را

در راهِ پُر از فتنه ی این آخر دوران

با نام علی دفع کنم هر خطری را

ما چشم به راهیم که با فاطمه آید

همراه برد نوسفرِ محتضری را

یابن الحسن! کجایی؟...

من آمدم گدایی...

وقت افطارت چه جوریِ؟اول این جوری دست رو سینه ات میذاری سلام بدی یا نه؟

سلامِ دل بی واهمه

به روزه دارِ فاطمه...

 

 

پر از تب و غم و آهم، مگر نمی بینی

غریق بحر گناهم ،مگر نمی بینی

 در این جهان که دلِ من اسیر آن گشته

بدون پشت و پناهم مگر نمی بینی

شکسته باده ام، اما دل مرا مشکن

بده به میکده راهم، مگر نمی بینی

ای خدایِ من،ماهِ رمضون رسیدِ،مگه نمی بینی؟ حالِ من خرابِ...

گمان مکن که دلِ شب، تکبّری دارم

به عجز خویش گواهم، مگر نمی بینی

 بحقِ امام رضایِ رئوفم، الهی العفو...

 مگو که از چه صدایت برون نمی آید

فتاده در ته چاهم، مگر نمی بینی

 اگه به فریادِ من نرسی کارِ من تمومه،اگه منو انتخاب نکنی شیطون منو با خودش بُرده،به دادم برس...به فریادم برس...

 دلم ز هجر شهیدان شکسته شد، یا رب

سرشک دیده گواهم، مگر نمی بینی

بگو به مهدی زهرا، که من به هر لحظه

به انتظارِ نگاهم ،مگر نمی بینی

 امام زمان منتظرت هستم با شما شبهای قدر قرآن به سر بگیرم،منتظرم نماز عید فطر به شما اقتدا کنم،آقاجان!...ای پسرِ زهرا بحق مادرت،که بین در و دیوار صدا زد:" یا فِضَّةُ خُذینی " فضه بیا به دادم برس... وَ اللَّه فَقَدْ قُتِلَ ما فی اَحْشائی" فضه محسنم رو کشتن


 

دلِ ما معتکف کوی خدا شد الحمد

درِ این ماه به روی همه وا شد الحمد

رحمت و مغرفت از لطف خدا می‌بارد

دعوت عام ز هر شاه و گدا شد الحمد

به گنهکار بگو ماه دعا شد برگرد

حاجت عبد خطاکار روا شد الحمد

آری یک عمر اگر توبه شکستی بازآی

توبه این‌جاست که پُر قدر و بها شد الحمد

دست بردار ،تهی دستیِ ما عیبی نیست

که شفیع همه کَنزُالفقراء شد الحمد

جوشش عفو کریم و نظر لطف رحیم

آنقدر هست که بر ما هم عطا شد الحمد

خُفتَم و خواب مرا فیض عبادت دادند

لب فرو بستم و تسبیح خدا شد الحمد

از سحر تا دم افطار لبم آب نخورد

پس نصیب عطشم آب بقا شد الحمد

جگرم سوخت کمی یاد حسین افتادم

نفسم هم نفسِ کرببلا شد الحمد

ساقی‌ام حضرت سقای حرم عباس است

مشک او، اشک شد و گریه‌ی ما شدالحمد

این گنهکار کجا و سحر کوی حسین

مستجاب عاقبت انگار دعا شدالحمد

از شب قدرِ همان سال گذشته تا حال

بارها قسمت من صحن رضا شد الحمد

عن‌قریب است که گویند فلانی جا ماند

باز هم قافله رفت و دلمان این‌جا ماند

امشب روضه ی امام رضا بخونیم،نکنه بمیریم،بریم زیر خاک،روضه ی اون آقایی که مثل مار گزیده به خودش می پیچید،هیچکی نمی تونست کمکش کنه،از هیچ جا نمی اومدن کمکش، دلم میخواد یه بار دیگه بیام دَمِ باب الجوادش،بگم:قربون جوادت،قربون جوادت...قربون جیگر دوتایی تون،که پاره پاره شد،آخه توی امام ها دو نفر دست و پا زدن از اثر زهر،یکی هم تو قتگاه دست و پا می زد...الهی به امام رضا:الهی العفو

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2524
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 12
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,491
    بازديد ديروز : 2,977
    بازديد کننده امروز : 284
    بازديد کننده ديروز : 655
    گوگل امروز : 210
    گوگل ديروز: 562
    بازديد هفته : 7,796
    بازديد ماه : 67,788
    بازديد سال : 817,021
    بازديد کلي : 7,686,238
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.237.249.90
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید