close
تبلیغات در اینترنت
ولادت امام جواد

ولادت امام جواد

ولادت امام جواد

ولادت امام جواد
ولادت امام جواد
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1232 amir004
0 1200 aboozar
0 475 aboozar
0 973 aboozar
3 729 aboozar
12 1727 aboozar
4 7168 amirsajad
0 2752 aboozar
0 2654 aboozar
0 2500 aboozar
0 4156 aboozar
0 1725 aboozar
1 18766 2505
6 6950 aboozar
0 15371 aboozar
1 2924 masoudfn
1 1937 aboozar
14 4361 aboozar
20 5024 aboozar
0 3309 aboozar

 

از آسمون رو زمین دلا شادی می شینه

ولادت پسر سلطان ایران زمینه

خدای جود و سخا

امام مهر و وفا

قرار جان رضا قرار جان رضا

محو چشمای تو ماه و ستاره

دل گرفتار خال لب یاره

مثل تو دلبری هیچ کی نداره

دیگه با هیچ کسی کاری ندارم

بسته دلبر خم زلف نگارم

ابن رضا مددی ابن رضا مددی

   

روی زمین همه عاشقا دل بی قرارن

چون از بهشت غنچه ناز حسینو میارن

به قلب پر تب وتاب

بده بده می ناب

به عشق عشق رباب

می زدم از میخانه اصغر

تشنه روی مه پاره اصغر

بسته ام دل به گهواره اصغر

طبق طبق دل مست و خمارم

نفس نفس صدای دل زارم

علی اصغر همه دار و ندارم

مدد علی اصغر مدد علی اصغر

 

 

آیینه ی سوم حیدر

داداش کوچیک تر اکبر

ستاره ی کهکشون مدینه

رو دومن خورشید و ماه می شینه

تو آغوش مهربون سکینه

میخواد عمو رو ببینه

تا که چشماشو می بنده

بهشت و صد بار میبینه

وقت گریه با لبخندش

رقیه آروم می گیره

عمه عاشق کاسه ی نگاشه

بوسه ی حسین روی گونه هاشه

نبض زندگیش تو نفساشه

تو افق روشن دریا

باطنین غصه و رویا

مادری که قبله ی آسمونه

کنار یه گهواره كنج خونه

مثل یه فرشته بیدار می مونه

داره لالایی می خونه


با نسیم سبز بهاری

روح سعادت می شه جاری

از عالم بالا ندا می رسه

ترانه ی لطف و دعا می رسه

آیینه ی جود خدا می رسه

پسر رضا می رسه

جبرئیل به گوش دنیا

دوباره کوثر می خونه

کور بشه ان شاءالله هرکی

امام و ابتر می خونه

هرطرف بری همه دلا شاده

وقت گفتن حاجت و مراده

سائل ها بیاید شب جواده

مادری که قبله ی آسمونه

کنار یه گهواره كنج خونه

مثل یه فرشته بیدار می مونه

داره لالایی می خونه

خدای سخاوت و  جوده

باعث و بانی وجوده

بوی قدمهاش همه جا پیچیده

سایه رو سر آسمون کشیده

نور کرمش به زمین رسیده

 

 

دلا تازه تر شده

غصه در به در شده

آقامون امام رضا

صاحب پسر شده

بارون نم نم رو گونش

آسمونیا اومدن خونش

تا اینکه روزیشون بردارن

از پر قنداقه ی دردونش

زهرای اطهر

موسی بن جعفر

عیدی میدن همه

مثل حیدر

یا جواد الائمه

تا همیشه تا ابد

ماه میبینه خوابشو

اگه باد کنار بده

گوشه ی نقابشو

خواب رو دستای ریحانه

فرشته فکر آیینه قرآنه

راه ورود سائلا امشب

باب الجواد صحن سلطانه

چشماش زهرایی

قلبش دریایی

به به چه پسر بابایی

 

 

ای قمر شمس ولایت جواد

ای گهر بحر عنایت جواد

حجت حق باب مراد همه

نجل علی دسته گل فاطمه

بر همه خوبان جهان سروری

محمد استی و علی پروری

چشم رضا از همه سو سوی تو

ماه رجب شیفته ی روی تو

روی دل آرای تو بدر رجب

لیله ی میلاد تو قدر رجب

جود به خاک درت آرد سجود

بسته به جود تو تمام وجود

حسن تو مرآت خداوند تو

بهشت بابا گل لبخند تو

بی خردان طعنه ی دیگر زدند

بر پدرت تهمت ابتر زدند

ولادت تو کوثری دگر بود

روشنی چشم و دل پدر بود

نور شد و نور شد و نور شد

چشم همه تیره دلان کور شد

عطر ریاحین جنان خاک تو

روح رضا در بدن پاک تو

باب تَولای تو باب خدا

مُصحف روی تو کتاب خدا

بین امامان ز عطای زیاد

تویی ملقب به امام جواد

تو دست جود خالق اکبری

جواد اهلبیت پیغمبری

بحر نَمی از کرمت یا جواد

جود گدای حرمت یا جواد

روی تو شمس الشرف اهلبیت

ای دُر ناب صدف اهلبیت


 

هر صبح چهارشنبه مقیم تو می شوم

از زائران صبح نسیم تو می شوم

روزی اگر به طور مرا راهیم كنند

سوگند می خورم كه كلیم تو می شوم

وقتی كه از محله ی ما می كنی عبور

كوچه نشین دست كریم تو می شوم

در پشت بام گنبد زرد و طلائیت

مثل كبوتران حریم تو می شوم

كم كم در ابتدای خیابان كاظمین

دارم همان گدای قدیم تو می شوم

بخشنده تو، خدای کرم تو

جواد تو، ابن الرضا تو

حضرت باب المراد تو

 

 

وقتی بساط عشق بازی چیده می شد

سجاده ی سبزی کنارش دیده می شد

یک پیرِ عاشق با دعای مستجابش

در امتحانِ عاشقی سنجیده می شد

صبرش اگر چه شُهره ی هفت آسمان بود

گه گاهی از زخم زبان رنجیده می شد

گویا دوباره کوثری در بین راه است

کم کم سحر شام دل غمدیده می شد

از نور زهراییِ این  فرزند خورشید

طومار غربت در جهان برچیده می شد

دانید این اسطوره ی دلدادگی کیست؟

در آسمان ها این چنین نامیده می شد

او کیست؟ آقازاده ی شمس الشموس است

آرامش جان و دلِ سلطان طوس است

او مثل نوری جلوه کرد و بهترین شد

همچون رسول الله پیغمبر ترین شد

از آسمان ها آمد و جاری تر از اشک

مانند زهرا مادرش کوثرترین شد

سر تا به پایش بود توحید مجسم

بر باده ی رب الکرم ساغر ترین شد

او چند سالی گر چه مهمان بود ما را

اما تجلی کرد و نام آور ترین شد

بر تار گیسویش گره خورده دل ما

این شاه زاده، تک پسر، دلبرترین شد

شد زنده یاد یوسف لیلا دوباره

ابن الرضا بود و علی اکبر ترین شد

در چند جایی که عیان شد غیرت او

با نام زهرا مادرش حیدر ترین شد

فرمود بابایش از او بهتر نباشد

مولودی از او با برکت تر نباشد

او آمد و ابن الرضایی کرد ما را

از برکت نامش خدایی کرد ما را

مُشتی ز خاکیم و قدم بر ما نهاد و

تا عرش برد و کبریایی کرد ما را

صوت دل آرای مناجاتش سحر ها

سر مست جانان و هوایی کرد ما را

بوسیدن خال رطب دارش در این ماه

مهمان بزم با صفایی کرد ما را

یک قطره ی اشک از کنار سفره ی او

هر نیمه ی شب مردی بکایی کرد ما را

از گوشه ی صحن و سرای کاظمینش

مست حسین و کربلایی کرد ما را

نیمه نگاه اوست تسکین الفؤادم

مست امیر کاظمین، عبدالجوادم

 

یه گوشه ی ایوون، آیینه و شمعدون

دلداه و مجنون، خیلی عاشقونه

گل یاس گلدون، با صدای بارون

باز شده غزل خون، ترانه می خونه

امشب شب توسل و مراده

خدا حاجت دلامونو داده

آخه میلاد حضرت جواده

رو لبای حضرت عشق، وا شده گل های لبخند

كوری چشم حسوداش، بسوزونید عود و اسفند

جواد ابن الرضا مدد، مدد، مدد

امشب شب عیده، داره م‍ژده می ده

كه دیگه رسیده، نسیم سعادت

شب شوق و شوره، عالم پر نوره

لحظه ی ظهوره، خدای كرامت

خدا مهرش و تو دلم می ذاره

توی كرامت همتایی نداره

از سر زلفش معجزه می باره

به هوای كاظمینش، شده باز قلبم هوایی

می بره دل از دو عالم، اون دو تا گنبد طلایی

جواد ابن الرضا مدد،  مدد، مدد

 

 

بر شادی پیغمبر و زهرا صلوات

بر آینه ی علی اعلی صلوات

هم مولد اصغر است و هم روز جواد

بر کرب و بلا و طوس یکجا صلوات

***

معشوق، به باد داده گیسو صلوات

بر نوگل کربلا ز هر سو صلوات

نقّاره زدند، ماه پیدا شده است

بر جلوه ی آن هلال ابرو صلوات

***

بر دلخوشی ضامن آهو صلوات

جانم! بفرست باز بر او صلوات

آمد دو علی دو جلوه از پیغمبر

بر هر دل مشتاق علی گو صلوات

***

بر روی جواد، باز بهتر صلوات

بر ناز نگاه علی اصغر صلوات

این نیست صدای این همه جمعیت!

بفرست بلندتر به حیدر صلوات

 

 

امشب به جهان آمده پیغمبر دیگر 

یا کعبه گرفته است به بر حیدر دیگر 

یا از حسنین است عیان منظر دیگر 

دارد به سرِ دست، رضا کوثر دیگر

بُشری که دلِ آل محمد همه شاد است 

این مژده بگویید که میلاد جواد است

ای بحر تجلی گهرت باد مبارک 

ای شاخه ی طوبا ثمرت باد مبارک 

ای شمس ولایت قمرت باد مبارک 

میلاد گرامی پسرت باد مبارک

این قبله ی اربات مراد است، مراد است 

الحق که جواد است جواد است جواد است

با ماه بگویید چراغ سحر است این 

با مهر بگویید که از مهر، سر است این 

طفلش نتوان گفت که خیرالبشر است این 

جانم به فدایش پسر است این پسر است این

ما را به پسر بودن او فخر از آن است 

کو بعد پدر، رهبر خلق دوجهان است

این است کز آغاز خداوند ستودش 

این است که بگشود نبی لب به درودش 

این است که افتاد «کرامت» به سجودش 

این است که جود آمده مرهون وجودش

جوشد ز کفش لطف و عنایات خدایی 

آرند به سویش همگان دست گدایی

سرتا به قدم حسن خداوند جلیلش 

مرآت جمال نبوی روی جمیلش 

زوار حرم آدم و نوح است و خلیلش 

مأمون شده در اوج شهی عبد ذلیلش

این است که در محضر او زاده ی «اکثم» 

آورد چو یک کودک ناخوانده الف، کم

این است همان مخزن اسرار الهی 

وابسته به علم ازل نامتناهی 

بی‌پرتو او علم سیاهی است سیاهی 

دارد خبر از ابر و هوا و یم و ماهی

کز معجزه‌اش هوش پرید از سر مأمون 

گویی که جدا روح شد از پیکر مأمون

ای از ازلت نام دل‌آرای محمد 

وی آینه ی طلعت زیبای محمد 

سرتا به قدوم تو سراپای محمد 

بوسیده پدر روی تو را جای محمد

از جود تو یا فضل تو یا علم تو گویم 

وز خلق تو یا خوی تو یا حلم تو گویم

با این همه اوصاف خدایی ز خدایت 

در حیرتم آخر چه بگویم به ثنایت 

گوهر چه بوَد تا که بریزند به پایت 

فرمود پدر: ای پدرم باد فدایت!

تو مصحف زهرایی و قرآن رضایی 

تو روح رضا، قلب رضا، جان رضایی

فردوس بَرد سجده به خاک قدم تو 

رضوان شده پیوسته گدای کرم تو 

هنگام عطا ظرف وجود است کم تو 

حجِ حرم الله، طواف حرم تو

از ما همه دریوزگی و عجز و گدایی 

از تو همه لطف و کرم و عقده‌گشایی

بگذار که سرگرم هیاهوی تو باشم 

تا جان به لبم هست، ثناگوی تو باشم 

باشد که فقط تشنه لبِ جوی تو باشم 

مولا کرمی کن که سگ کوی تو باشم

آن روز که خلقت همه دامان تو گیرند 

زنجیر مرا دست غلامان تو گیرند

تو دست عطا و کرم و لطف خدایی 

تو در دو جهان از همگان عقده‌گشایی 

تو حج و تو میقات، تو مروه، تو صفایی 

ما جمله گدا و تو جواد ابن رضایی

جود و کرم از توست، تضرع صفت ماست 

والله گدایی درت سلطنت ماست

من میثم آلوده ی بی‌دست و زبانم 

در باغ بهار تو کم از برگ خزانم 

مگذار برِ باد به کوی دگرانم 

بگذار در اطراف گلت خار بمانم

من با همه گفتم که جواد است امامم 

باشد که بخوانی ز ره لطف، غلامم

 

 

امشب به شبستان ولایت قمر آمد

خورشید جمالات خدا جلوه‌گر آمد

طوبای تمنای رضا را ثمر آمد

در بیت رضا باز رضای دگر آمد

میلاد جواد‌بن جوادبن جواد است

این باب مراد است مراد است مراد است

****

خیزید که امشب شب شادی و سرور است

خیزید که میلاد تجلیگه نور است

هر لحظه هزاران شب شوق و شب شور است

از پا ننشینید شب صبح ظهور است

رخسار خداوند، عیان آمده امشب

یا باز، محمّد به جهان آمده امشب؟

این موهبت و لطف خداداد، مبارک

بر آل محمّد شب میلاد، مبارک

این عید بود بر همه اعیاد، مبارک

میلاد جوادبن‌رضا باد، مبارک

جود و کرم و لطف حق آغاز شد امشب

قرآن به روی دست رضا باز شد امشب

****

سر تا به قدم آینۀ حسن خدایی

کارش ز همه خلق جهان عقده‌گشایی

جان همگان در قدمش باد فدایی

جود آمده بر درگه او بهر گدایی

در وسعت ملک ازلی نور ببینید

ای چشم بد از ماه رخش دور! ببینید

****

ای ماه رجب بوسه بزن بر سر و رویش

ای مهر ببر سجده به خاک سر کویش

ای لیلۀ قدر این تو و این طرۀ مویش

ای خلق خدا روی بیارید به سویش

این باب کرم، باب دعا، باب مراد است

والله جواد است جواد است جواد است

****

ای چشم رضا محو تماشای جمالت

جبریل، پرش سوخته در سیر کمالت

خورشید برد سجده به ایوان جلالت

میراث محمّد شرف و خُلق و خصالت

بالیده رضا لحظه‌به‌لحظه به وجودت

مشهورتر از کل امامان شده جودت

****

داده است خداوند به فضل تو گواهی

در کودکی‌ات سینه پر از علم الهی

دادی خبر از ابر و هوا و یم و ماهی

مأمون که نبودش به درون غیر سیاهی

گویی که شراری شد و یکباره برافروخت

در آتش بغض و حسد و کینۀ خود سوخت

****

در سن طفولیتت ای عالِم عالَم

علم ازل و علم ابد بود مجسم

زانو زده در محضر تو زادۀ اکثم

نه زادۀ اکثم که تمام علما هم

تا زنگ ز آینۀ دل‌ها همه شوید

قرآن به زبان تو سخن گفته و گوید

****

من سائل لطف و کرمت بودم و هستم

هرجا که روم در حرمت بودم و هستم

یک قطرۀ کوچک ز یمت بوده و هستم

موری سر خاک قدمت بودم و هستم

با آن که گناهم را دانستی و دانی

آنی ز دل خویش نراندی و نرانی

هرچند که دائم خجلم از گل رویت

سوگند به رویت نروم از سر کویت

امروز دگر گشتم ریگ ته جویت

ای لطف و کرم عادت و احسان همه خویت

تنها نه ز رأفت به روی دوست بخندی

بر دشمن خود هم در این خانه نبندی

****

من شاخۀ خاری به گلستان شمایم

هرجا بنشینم به سر خوان شمایم

یک عمر نمک‌گیر نمکدان شمایم

از لطف شما نیز ثناخوان شمایم

ای چشم تو چشم کرم و لطف الهی

باشد که به «میثم» کنی از لطف نگاهی

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 14
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,528
    بازديد ديروز : 3,239
    بازديد کننده امروز : 364
    بازديد کننده ديروز : 659
    گوگل امروز : 282
    گوگل ديروز: 640
    بازديد هفته : 14,326
    بازديد ماه : 62,084
    بازديد سال : 807,608
    بازديد کلي : 6,745,830
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.167.112.42
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید