loading...

آئین مستان

حضرت عباس (ع)

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
مقتل امام حسن عسکری علیه‌السّلام ‌ 7 1905 aboozar
مقتل امام رضا علیه‌السّلام 9 1580 aboozar
مقتل امام حسن مجتبی علیه‌السّلام 9 1082 aboozar
اهانت مرد شامی به امام حسن مجتبی (ع) 0 646 aboozar
مواعظ مهم امام حسن مجتبی (علیه السلام) در ساعات پایانی عمر 0 582 aboozar
متن مقتل ---- زیارت جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین 0 557 aboozar
عسکری صحیح است یا عسگری؟ 0 3451 aboozar
متن مقتل حضرت رقیه (س) 1 6568 aboozar
خطبه زین العابدین (علیه السلام) در کوفه 0 2792 aboozar
متن مقتل امام سجاد (علیه السلام) 3 3593 aboozar
حاج محمدباقر منصوری مداح اهل بیت (ع) درگذشت. 0 3184 aboozar
نیازها و بایدهای هیئت داری در کلام رهبری 10 3417 aboozar
کلاس مداحی حاج میثم مطیعی برای نوجوانان 0 4092 aboozar
احادیث درمورد ایام عزاداری 1 3532 aboozar
متن مقتل معتبر حضرت زهرا (س) 9 7075 aboozar
چرا نام پدر میثم مطیعی در لیست ترور منافقین قرار گرفت؟ 0 4900 aboozar
حاج غلامرضا سازگار:دوست دارم درحال ذکر اباعبدالله الحسین(ع) از دنیا بروم 0 5842 aboozar
توصیه خواندنی امام حسن عسکری (علیه السلام) به شیعیان 0 4324 aboozar
کتاب مقتلی که دکتر میثم مطیعی در حال ترجمه آن است 0 5493 aboozar
دعای پایان ماه صفر 0 4131 aboozar
خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 1785 زمان : نظرات (1)

پشت و پناه حرم ساقی طفلان من

دلبر ام البنین قوت دستان من

با وفا تنهام نگذار

با وفا موندم بی یار

با وفا دادی بر بادم

کار من بی تو زاره

بی تو میشن آواره

ای برادر خونوادم

ای حیدرم وای ،دلاورم وای ، برادرم وای

دیده به راه توئه بین حرم دخترم

اما شدی غرق خون نه نمیشه باورم

غرق خون چشمای تو

رو زمین دستای تو

مشک تو شد پاره پاره

ترس تو چشم زینب

جون من اومد بر لب

خالی شد پشتم یک باره

صاحب لوا نرو ای ، با وفا نرو

مشکل گشا نرو ، برادرم نرو

ای حیدرم وای،دلاورم وای، برادرم وای

بی تو برادر شکست حیثیت لشکرم

ای کس و کارم بگو چی میشه وضع حرم

قامتم خم شد آخر

فرق تو مثل حیدر

وا شده ای وای از این غم

ای تموم احساسم

 نیزه زاری عباسم

جون میدم پیش تو کم کم

شدم حزین وای

خوردم زمین وای ، از روی زین وای

ای حیدرم وای،دلاورم وای، برادرم وای

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 601 زمان : نظرات (0)

 

تشنه بودیم، بوی آب می رسید از علقمه

از تو نخلا، می رسید رایحۀ فاطمه

از میونِ، گرد و خاک سمت حرم می رسید

بابا گریون، قدّه خم روی لباش زمزمه

با این که غم داشتیم

صاحب عَلَم داشتیم

عَمومونُ کُشتن

همینُ کم داشتیم...

عمو جونم! تا تو بودی، سر و سامونی داشتیم

تو که رفتی، چشِ گریونی داشتیم

بعد تو بیچاره شدیم، دنبال زینب همه آواره شدیم

بی هوش و گوشواره شدیم

با این که غم داشتیم

صاحب عَلَم داشتیم

عَمومونُ کُشتن

همینُ کم داشتیم...

رفتی و رفت، دشمنت سمت حرم صف به صف

ناله ها و ضجه ها می رسید از هر طرف

تا عمودِ خیمتُ، دستای بابا کشید

عمه میزد بر سرش، دستشُ رو به نجف

عمه هزار بار مُرد

خیمه گرفت آتیش

همه میگن: بابا!

چرا نیاوردیش؟

عمه هزار بار مُرد

خیمه گرفت آتیش

عمه میگه:داداش!

چرا نیاوردیش؟

عمو جونم! تا تو بودی دشمنامون می ترسیدن

تا تو رفتی، چشم تو رو دور می دیدن

ماها گریون بودیمُ، اونا همش می خندیدن

با این که غم داشتیم

صاحب عَلَم داشتیم

عَمومونُ کُشتن

همینُ کم داشتیم...

اشک باباس، که نشوند ما رو به روزِ سیاه

بی قرارُ، تشنه و بی کَسِ و بی پناه

جای خالیت، میکِشه پنجه به زخم دلش

اون دمی که، قاتلش می رسه تو قتلگاه

چشمت و دور دیدن

غارتمون کردن

سر بسته باید گفت

همه چیُ بُردن

عمو جونم، تا تو بودی چاره داشتیم

کی لباس، پاره داشتیم؟

تو که رفتی سر به صحراها گذاشتیم

پا برهنه، روی خارا گذاشتیم

با این که غم داشتیم

صاحب عَلَم داشتیم

عَمومونُ کُشتن

همینُ کم داشتیم...

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 638 زمان : نظرات (0)

 

دستم نرسیده به ضریح تو دوباره

این نوکرت آقا ، بگو جز تو کیُ داره

مدیون توام نه حرف امروز منه

احوالِ دلم همیشه پا سوزِ منه

رو زخمایِ من تویی که مرهم میزاری

دنیا اومدم گفتن ابوالفضلُ داری

دستامو رها نکن ، قلبم پر ماتمه

تنگه دلِ من برات ، ای امیر علقمه

اباالفضل ذکر مادرمی ..

اباالفضل سایۀ سرمی ..

اباالفضل اباالفضل اباالفضل

حرف از کرم تو توی عالم شده رایج

هرکی پر درده بگه یا باب الحوائج

هستیِ منی برادرت هستیِ تو

دستم رو بگیر ، فدایِ بی دستی تو

تنها تویی که عالمُ داری زیر دین

لبریز غمم یا کاشف الکربِ الحسین

تو نا امیدیِ من ، ذکر رو لب تویی

در بند مرامتم ، سلطانِ ادب تویی

اباالفضل ذکر مادرمی ..

اباالفضل سایۀ سرمی ..

اباالفضل اباالفضل اباالفضل

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 900 زمان : نظرات (0)

 

علمدارم بمون ، سپهدارم بمون

درتاب و در تبم ، ابالفضل

زمین خوردم پاشو ، کم آوردم پاشو

کفیل زینبم ، ابالفضل

کم آورده ، پیشت مردی

علمدارم ، وفاکردی

فقط میخوام ، که برگردی

گلامون ، آبرو میخوان

نمیخوان آب ، عمو میخوان

نمیخوان مشک ، سبو میخوان

تا از دستات ، عَلَم افتاد

توو خیمه خواهرم افتاد

چه ترسی توو ، حرم افتاد

میخونه روضه گوشواره

داره میلرزه گهواره

منو راحت نمیذاره

غمت ، چیشده پرچمت

"عباس باوفا ، سقای کربلا"

ای قمرِ علی ، یادآورِ علی

ای هاشمی نَسَب ، ابالفضل

فقط یه طور داداش ، تکون بخور یواش

لشگر میره عقب ، ابالفضل

ببین دارن کجا میرن

سراغ از خیمه میگیرن

مگه از جونشون سیرن

پاشو غوغای تو میشم

خودم‌ دستای تو میشم

قد و بالای تو میشم

دلم داره گله پاشو

جلوی حرمله پاشو

ببین شد ولوله پاشو

میاد از خیمه‌ها فریاد

جواب زجر و باید داد

رقیه از نفس افتاد

نرو ، قسم میدم ‌تو رو

"عباس باوفا ، سقای کربلا"

ای خواهش حرم ، آرامش حرم

امیدِ خواهرم ، ابالفضل

دارم سوال ازت ، بهم بگو فقط

اینجا بود مادرم ، ابالفضل

شنیدی مس چه آهی داشت

نوای قتلگاهی داشت

زیرِ چشماش سیاهی داشت

شده بازوت مثل بازوش

یه روز که رد شدن از روش

جای در موند روی پهلوش

بابا حیدر تنش میسوخت

جلو چشماش زنش میسوخت

یه زن که دامنش میسوخت

یه زخمی که نمک میخورد

جلو مردش کتک میخورد

همینطور داشت تَرَک میخورد

جلو چشماش کتک میخورد

 

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 832 زمان : نظرات (0)

 

مرا کن در حرم مهمان ابالفضل

به درد من تویی درمان اباالفضل

به قول شاعری که آذری گفت

دیر زینب سنه قربان ابالفضل

شدم عباس من بی تو مردد

که بعد از تو سر خیمه چه آید

نمی دانم چه شد در راه برگشت

خداوندا علمدارم نیامد

تو پناه خیمه هستی عباس

پس چرا دو دیده بستی عباس

تا ببینی حال روز من را

کمرم را تو شکستی عباس

بردار علم ساقی حرم

گرفته علقمه عطری سراسر

زعطر یاسهستی پیامبر

رسیده مادری پهلو شکسته

کنار علقمه غوغاس مادر

همیشه غبطه میخوردم به حالت

الی مادر به فربان جمالت

حسین من چه راضی شد از تو

علمداری تو گشته مدالت

تویی صاحب مدارج عباس

لطف و مهرت شده رایج عباس

 کار من خورده به دستت گره

الدخیل باب الحوائج عباس

 

 

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 1238 زمان : نظرات (0)

 

ای غریبانِ جهان منتظرت

همه دل سوختگان منتظرت

مرتضی ندبه برایت خواند

فاطمه سینه زنان منتظرت

کی بقیعِ حسن آباد شود

جگرش ناله کنان منتظرت

بی کفن از تو کفن میخواهد

سر او رویِ سنان منتظرت

زینب خسنه زمین افتاده

در حرم قد کمان منتظرت

یک سه ساله که زِ غم پیر شده

در خرابه نگران منتظرت

علم اُفتاده و ساقی بی دست

مشکِ سقایِ جوان منتظرت

خدا شاهده محاله کسی امشب از در خونه اباالفضل دست خالی برگرده.. از عالمایِ بزرگه میگه در مجاورت حرم ابی عبدالله خواب دیدم درعالم رویا ، رسول خدا دور تا دورشُ گرفتن ، ملائک هستند ، یه ملک نزدیک اومد عرض داشت یا رسوالله حامل پیغامم از آقازادتون قمربنی هاشم .‌

گفت آقاجان عباس سلام رسوند میگه همسر حاجی "آل کبه" تو حرم من پناهنده شده بچه ش از دنیا رفته اما چنان داره ضجه میزنه میگه عباس من کاری به این حرفا ندارم از تو برمیاد بخوای مرده ام رو زنده کنی .. آقا چیکارکنم ..

پیغمبرفرمود اجازه بده از محضر حق تعالی باید سوال کنم ‌...

سوال کردن خبرآوردن یارسول الله به عباس سلام برسون بگو عمر این جون دیگه تمون شده .. این ملک با احترام این پیامُ گرفت رفت حرم اباالفضل . این عالم میگه دارم میبینم این صحنه هارو دوباره دیدم این ملک اومد سرشُ پایین انداخت عرضِ داشت یا رسول الله ، اباالفضل یه پیغام دیگه ام داده ؛ میگه به خدا بگو یا منصبِ باب الحوائجی رو از من بگیر .. یا اگه کسی مثل این مادر دلسوخته اومده درِ خونم گره شُ باز کنه .. آخه من جوابِ ناله های این زنُ چی بدم ..

میگه پیغام رسوندن. حق تعالی سلام رسوند به اباالفضل بگو نه ما منصبی که بهت دادیم ازت پس نمیگیریم .. عمر این جوان تموم شده بود ، اما به عشقِ تو سی سال به عمرش اضافه میکنم ..

میگه از خواب بیدارشدم ، گفتم برم ببینم چه خبره حاجی آل کپه معروف بود سراغشُ گرفتم اومدم درِ خونش دیدم مشغول عزاداری اند گفتم چی شده؟ گفتن جوانِ حاجی دیشب از دنیا رفته ... منتظریم مردم جمع بشن برا تشیع جنازه.. گفتم جون کجاست؟.. گفتن تو اتاق مجاور کفن کردن آمادۀ تشییعِ .. گفت من یه همچین خوابی دیدم حاجی آل کپه کجاست؟.. آوردنش ، سلام کردم گفتم حاجی همسرت کجاست؟.. گفت مثل دیوانه ها رفت تو  حرم اباالفضل .. هی هرچی بهش گفتم زن ، عمرش تموم شده .. گفت من کار ندارم از عباس برمیاد مرده زنده کردن ..

گفتم حاجی من یه خوابی دیدم حتماً ناله هاش کاری شده .. اومدیم تو اتاقی که جوانُ کفن کرده بودن .‌. دیدم این پسر نشته داره این بندی که به دهانش بستن رو باز میکنه .. حاجی به گریه افتاد .. یه مرتبه دیدم خانمش داره از حرم برمیگرده .. گفت حاجی دیدی شفایِ پسرمُ گرفتم .. گفتم تو از کجا خبرداری ..‌ تو که هنوز پسرتُ ندیدی .. گفت تو حرم انقد ناله زدم از هوش رفتم یه وقت دیدم یه آقایی بی دست بالا سرم ایستاده .. فرمود پاشو مادر ، بچه ت خوب شده .. خدا عمر دوباره بهش داده ..

آره عزیز دلم هرکی دم خونه عباس بره نا امید برنمیگرده .. اما بمیرم برای این آقایی که خودش نا امید داشت میومد.. امید عباسُ نا امید کردن..

مشکُ به دندان گرفته .. وقتی نانجیبا دست از بدنش قطع کردن .. عجب عبارتی براش به کار بردن اباالقربه .. یعنی بابایِ مشک .. خودشُ روی مشک انداخته یعنی با زبان بی زبانی داره میگه اگه تیر دارید به من بزنید .. بزارید این آبُ برا رباب ببرم .. بزارید این آبُ برا رقیه ببرم .. اما یه لحظه وقتی نانجیب تیر به مشک زد ..

عبارتی که نوشته بعضی از مقاتلِ ، چهار هزار تیرانداز بودن .. کاری با عباس کردن مقاتل نوشتن  "کلقنفذ" مثل جوجه تیغی این بدن پر از تیر شده ...

میگن ابی عبدالله وقتی اومد نشست روی خاک ها .. دیدن یک به یک این تیرهارو داره جدا میکنه.. بعضی از روایات نوشت مشک به سینه دوخته شده بود...

مانده ام بعد تو ای ماهِ دل آرا چه کنم

ماهِ من گر که نیایم به تماشا چه کنم

ای علمدار مرا بی تو علمداری نیست

دیده بستی و نگفتی منه تنها چه کنم

پسر اُم بنین هر طرفی ریخته ای

کرده دشمن همه جا هلهله برپا چه کنم

*میگن ابی عبدالله کنارِ بدن خم شد همه لشکر دارن نگاه میکنن.. ببین حسین چیکار میخواد بکنه؛ عباس با اون وضع رو زمین افتاده باز این بدن میترسن .. کسی جرأت نکرد بیاد جلو ببینه چی شده کاره عباس تموم شده یانه ‌.. همه منتظرن ببین ابی عبدالله چجور حرف میزنه.. میگن دیدن تا خم شد رو زمین ، دست به کمر گرفت .. گفت : *الان انکسر ظهری* دیگه کمرم شکست .. *فبكى بكاءً شدیداً عالیاً ..* هرچی بلند بلند ناله میزد گریه میکرد ، برای اینکه گریه حسین به دل بعضی از اینا اثر نکنه یه مرتبه دستور داد گفت همه کف بزنید .. همه هلهله کنید..

میگن یه نفر تا ابی عبدالله کنارِ بدن نشست هی میگفت واعباسا .. یه مرتبه یه نانجیب گفت : های حسین چیشد اون عباست که بهش می نازیدی؟.. علمدارت چیشد؟..  یه نفر از اون طرف بلند شد داد زد گفت علمدار رو زمین افتاد هرکی میخواد سمت خیمه ها بره دیگه میتونه .. یه مرتبه دیدن ابی عبدالله دستُ و پا گم کرد .. عباسم هی داره خودشُ رو زمین تکون میده گفت داداش برو ‌..

گر بمانم به حرم پس که تو را جمع کند؟

پیش تو گر که بمانم حرمم را چه کنم؟

هرچه گشتم منِ سرگشته سرت نیست که نیست

نه سری مانده تو را ، نه قد و بالا چه کنم

عضو عضو بدنت رابه کناری چیدم

تازه اندازۀ اصغر شدی سقا چه کنم

مَحرَمَم خیمۀ من پر شده از نامحرم

گر به غارت برود زیورِ زن ها چه کنم

ای به قربان سرت فکر سر بازارم

گربه به بازار رود زینب کبری چه کنم

فرمود هر سواری بخواد از اسب به زمین بیوفته اول دستاشُ جلو میاره صورت آسیب نبینه .. اما برای گریه کنام بگو تمام تنم پر از تیر بود .. تیر توی چشمم دست در بدن نداشتم .. وقتی با عمود آهن به فرقم زد .‌.

یاعباس ..

رباب تویِ خیمه میخونه لالایی

هنوز داره اون داره میگه با آب میایی

دو تا دستات اینجاست خودت پس کجایی؟..

یاعباس ..

هنوز باورم نیست کنارت رسیدم

از اون قامتِ پهلوانِ رشیدم

روی خاکا چیزِ زیادی ندیدم

کنار تو آخر قدم خم شدعباس

چجوری زدن که تنت کم شد عباس

میدونی که راهی به جز این ندارم

سرت رو نگه دار تیر و در بیارم

اباالفضل .. اباالفضل ..

یاعباس ..

پاشو تا ببینن هنوز لشکری هست

پاشو تا تویِ خیمه ها دختری هست

پاشو تا که روی سرها معجری هست

یاعباس ..

پاشو تا رقیه نرفته خرابه

از الان رو با زوی زینب طنابه

ته این اسرات به بزم شرابه

پاشو تا نبینی رو نیزه سرم رو

زیرِ سم اسبا تنِ دخترم رو

پاشو تا کسی چشم به خیمه ندوزه

پاشو تا تو آتیش رقیه نسوزه

 

 

تعداد صفحات : 18

درباره ما
Profile Pic
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 3320
  • کل نظرات : 204
  • افراد آنلاین : 27
  • تعداد اعضا : 339
  • آی پی امروز : 402
  • آی پی دیروز : 947
  • بازدید امروز : 7,117
  • باردید دیروز : 11,454
  • گوگل امروز : 76
  • گوگل دیروز : 394
  • بازدید هفته : 7,117
  • بازدید ماه : 290,996
  • بازدید سال : 575,186
  • بازدید کلی : 19,081,014