close
تبلیغات در اینترنت
حضرت زینب (س)

حضرت زینب (س)

حضرت زینب (س)

حضرت زینب (س)
حضرت زینب (س)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 30 aboozar
3 37 aboozar
0 207 aboozar
10 110 aboozar
0 164 aboozar
1 128 aboozar
9 1120 aboozar
0 639 aboozar
0 642 aboozar
0 437 aboozar
0 1619 aboozar
0 853 aboozar
0 1412 aboozar
3 1137 aboozar
12 2531 aboozar
0 1805 aboozar
4 7740 amirsajad
0 3170 aboozar
0 3028 aboozar
0 2877 aboozar

آقا میدونم، اربعین امسال جا میمونم
غصه‌م میگیره، یه کاری کن دردت به‌جونم
عمریِ دارم، روضه برای تو میخونم
رخصت بده که، تا آخرش نوکر بمونم
دلم بدون کربلا خونه
چشای من ببین چه گریونه
حالا دیگه زمون هجرونه
میدونی که دوست دارم آقا
میخوام بیام بازم حرم آقا
با پدر و با مادرم آقا
((جانم‌ یاحسین، حسین‌حسین‌جانم یاحسین))
پاشو برادر، ببین بازم زینب رسیده
میشناسی منو، ببین که قد من خمیده
دور از تو حسین، میدونی دلم چی کشیده
چهل روز داداش، روی تو رو خواهر ندیده
چه شبایی بدون تو سر شد
خبر داری خرابه محشر شد
وقتی رقیه دیگه پرپر شد
هرجا بدون تو مارو بردن
بچه‌هایِ تو سیلی می خوردن
یه چند تاشون میون راه مردن

((جانم‌ یاحسین، حسین‌حسین‌جانم یاحسین))

 

من زینبم از صحنه های جنگ اومدم
از فتح شهر فتنه و نیرنگ اومدم
سرافراز ولی دلتنگ اومدم
عباس نبود سرِ رامون نشستن
عباس نبود دست ماها رو بستن
عباس نبود فرق منو شکستن
وای حسین حرف بود که شنیدیم
سنگ بود که می بارید
مشت بود که می اومد ، ولی خدا دید
عباس نبود سرِ رامون نشستن
عباس نبود دست ماها رو بستن
عباس نبود فرق منو شکستن
وای حسین حرف بود که شنیدیم ،
سنگ بود که می بارید
مشت بود که می اومد ، ولی خدا دید
من از چهل شامِ سیاه و تار اومدم
از زجر سرگردونی تو بازار اومدم
با این چشای خونبار اومدم
عباس ندید سنگایِ روی بامو
عباس ندید نالۀ دخترامو
عباس ندید هلهله هایِ شامو
وای حسین هیچ کسی توی بازار
حالم رو نفهمید
اشکامو ندیدی ، ولی خدا دید
 
عباس نبود سر رامون نشستن
عباس نبود دست ماها رو بستن
عباس نبود فرق منو شکستن  
وای حسین حرف بود که شنیدیم
سنگ بود که می بارید
مشت بود که می اومد ، ولی خدا دید
من اومدم با نیزه ها دنبال سرت
تو اومدی با سر به دنبال دخترت
منو کشت غمِ یاسِ پرپرت
من بودم و گریه و آه و ناله
من بودم و تنِ کبودِ لاله
من بودم و جنازه ی سه ساله
وای حسین از بس که کتک خورد ،
از بس که نخوابید
جونش به لب اومد ولی خدا دید
حسین...

 

 

 ای عمه سادات ، من برات بمیرم
از داغ تو ماتم میگیرم  
فدای تو ...
توئی ناموس کبریا
توئی بانوی کربلا
روحی نفسی لک الفداء
فدای تو ...
تو که ماتم کشیده ای
تو که سرو خمیده ای
تو که قطعا شهیده ای
کیه که ، ندونه
همیشه ، می‌مونه
دین و آئین و قرآن ، زیر دِینت
وجودت ، وجودش
نبودی ، نبودش
یدونه گریه کن ، واسه حسینت
 
وای   
داری میری کم کم ، با قدّ خمیده
صبر تو بانو سر رسیده
یکسال و نیم ...
روضه‌خونی و سینه زن
واسه‌ی عشق بی‌کفن
تو و اون کهنه پیرهن
یکسال و نیم ...
تو فقط اشک و ناله ای
داغ یک باغ لاله ای
عزادار سه ساله ای
دمای آخرت ، پیش چشم ترت
خاطراتی میاد ، واسه‌ت عذابه
امون از دل تو ، شده قاتل تو
که جامونده رقیه تو خرابه
 
وای   
 
اون که تورو کشته ، غصه های شامه
اون غصه‌ی بزم شرابه  
تو که دیدی ...
قامتای کمونی‌رو
رو به روت رأس خونی‌رو
لبای خیزرونی‌رو
چی کشیدی ...
با روی نیلی و کبود
جائی که محرمی نبود
شنیدی طعنه از یهود
دیگه داری میری ، حالا دم میگیری
بیا که خواهر تو ، خیلی تنهاست
ای پناه حرم ، سایه‌ی رو سرم
برای دیدنت ، بی تابم عباس
 
وای

 

 

دیدم به دست ساربان انگشترت رفت
دیدم که دستی سمت گوش دخترت رفت
دیدم به روی نیزه حتی حنجرت رفت
یک نیزه پشت خیمه پیش اصغرت رفت
هر کسی یه سری رو به نیزه زد،رباب دَرِ خیمه فقط آه می کشید،خدارو شکر علی اصغر رو حسین پشت خیمه ها خاک کرد،اما یک دفعه دیدن یه جماعتی با بیل و کلنگ دارن میان سمت خیمه ها...
یكی با نیزه اش از پشت میزد
یكی با چكمه و با مُشت میزد
خودم دیدم سنانِ دائمُ الخَمر
حسینم را به قصد كشت میزد
مادر رسید قتلگاه،تا حالا به مادر پشت نمی کردی پسرم...
خواهر بمیرد که دگر یاری نداری
تنها شدی و هیچ غمخواری نداری
دور و برت حتی عزاداری نداری
زینب اسارت می رود کاری نداری؟
جان برادر صبر هم اندازه دارد
زینب برای چند غم اندازه دارد
وقتی مسیر ما سر بازار افتاد
بر روی گل های تو رنگ خار افتاد
از ترس قلب دخترت از کار افتاد
زینب دوباره یاد آن دیوار افتاد
تازه در آن کوچه حسن با مادرم بود
اینجا ولی تنها سنان دور و برم بود
راستی گفتم سنان زیر گلویت یادم آمد
"
صلَّی اللهُ عَلَی العُریان، صلَّی اللهُ عَلَی العطشان، صلی اللهُ عَلَی مُرَمَّلٌ بالدِّماء"
این عبای پیمبر است حسین
 
نگذار اینقدر کشیده شود
بوسه گاه نبی خداحافظ
حیف اگر این گلو بریده شود
پیروهن ، تن ، بدن ، برادر ِمن
یوسفم خرج چند گرگ شده
این كه وضع گلو بریدن نیست
رگ رگت كوچك و بزرگ شده
خاک صحرا از خون تو رنگینه
مادرت داره می بینه
دشمن با خنده رو تنت می شینه
مادرت داره می بینه
خنجر از حنجر تو داره کینه
مادرت داره می بینه
دشمن موهاتو توی دست می گیره
خواهرت داره می بینه
خنجر با رگ های گلوت درگیره
خواهرت داره می بینه
می بینه زهرا تو رو زیر دست و پا
گم شد تو گودال صدات بین خنده ها
حسین.....


 

بنت الحیدر زینب زهرامنظر زینب
دم اولم حسین ، دم آخر زینب
کرده محشر زینب ، با برادر زینب
حسن و حسین خلاصه شدن در زینب
بعد عاشورا پیمبر دیگر زینب
ندهد به ظالمان نخ معجر زینب
شام و کوفه هم خطیبه‌ی منبر زینب
بنت الحیدر زینب ، حسین محور زینب
آنکه بر غم هست خاتم زینب است
ناخدای کشتی غم زینب است
عمه جانم زینب ، عمه جانم زینب ..

 جان جانان زینب ، نور ایمان زینب
عالم مفهمه ، روح عرفان زینب
علم و قرآن زینب ، تیغ برّان زینب
تاج و تخت ظالمان ، کرده ویران زینب
ای مبلّغ حسین پشت میدان زینب
مسجد کوفه معلم قرآن زینب
بی حسین نداره ماندنت امکان زینب
میدهد جان زینب ، پای پیمان زینب
کربلا شهریست ای دل شهریارش زینب است
اعتبارش از حسین و اقتدارش زینب است
عمه جانم زینب ، عمه جانم زینب ..
علی هیبت زینب ، با ابهّت زینب
برده از ملائکه گوی سبقت زینب
با صلابت زینب ، اوج عزت زینب
جبل الصبر مدد اسوه‌ی عفت زینب
داده با برادرش دست بیعت زینب
نوکری خواهی اگر تحت خدمت زینب
کافیست این همه را ، یک اشارت زینب
ذکر هیئت زینب ، مدد حضرت زینب
کربلا خواهی اگر از زینب کبری بخواه
چون کلید کربلا در اختیار زینب است
عمه جانم زینب ، عمه جانم زینب


تو رفتی،گله ای ندارم

خزونم،برا تو میبارم

برای سَرِ تو برادرم

یه دنیا دلشوره دارم

شده آرزوی خواهرت

تنها با قلب بی قرار

کاشکی سر تو رو زمین

آروم بذاره نیزه دار

تو بازار، خجالت از سرت کشیدم

تو بازار، به آخرین نفس رسیدم

تو بازار، به جون مادرم بریدم

حسین،حسین..

میبینی نمی بینه چشمام

نمونده رمقی به پاهام

خدایا چه سر و صداییِ

دَمِ این دروازه ی شام

میخنده حرمله حسین

چشماتو وا کن و ببین

اطراف نیزه ی علی

پا میکوبه رو زمین

تو بازار، حراجِ روسری و معجر

تو بازار، رو نیزه ها علی اصغر

تو بازار، رسیده کار ما به آخر

تو بازار، خجالت از سرت کشیدم

تو بازار، به آخرین نفس رسیدم

تو بازار، به جون مادرم بریدم

حسین،حسین..

رسیده نفس های آخر

میوفتم یاد تو برادر

تو گودال، سر تو رو می بُرند

بمیرم برای مادر

میزد صدا تو رو حسین

وای از کبودی تنت

دریای خون شدی چرا

حتی نمونده پیکرت

بُنَیَّ،تو رو به خاک و خون کشیدند

بُنَیَّ، سر از تنت چرا بریدند

بُنَیَّ، پاشو که تا حرم رسیدند

تو بازار، خجالت از سرت کشیدم

تو بازار، به آخرین نفس رسیدم

تو بازار، به جون مادرم بریدم

حسین،حسین..

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2807
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 23
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,321
    بازديد ديروز : 4,874
    بازديد کننده امروز : 360
    بازديد کننده ديروز : 1618
    گوگل امروز : 331
    گوگل ديروز: 1868
    بازديد هفته : 29,419
    بازديد ماه : 167,018
    بازديد سال : 1,143,778
    بازديد کلي : 8,012,995
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.175.191.150
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید