close
تبلیغات در اینترنت
سایر متن و اشعار

سایر متن و اشعار

سایر متن و اشعار

سایر متن و اشعار
سایر متن و اشعار
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
3 130 aboozar
1 169 saeednajafi
12 303 aboozar
4 6224 amirsajad
0 2074 aboozar
0 1877 aboozar
0 1732 aboozar
0 2907 aboozar
0 1108 aboozar
1 16936 2505
6 5697 aboozar
0 13880 aboozar
1 2357 masoudfn
1 1514 aboozar
14 3426 aboozar
20 3684 aboozar
0 2596 aboozar
0 1664 aboozar
0 1968 aboozar
0 1741 aboozar

 

تیر از کمان رها شد          با حلقت آشنا شد

با تیر حرمله، آه            سر از تنت جدا شد 

قربان روی ماهت            آخر چه بُد گناهت

منگرچنین به بابا            می میرم از نگاهت

پرپر زدی به دستم           دیدم، تنت، شکستم

حیران شدم عزیزم       گریان به تو نشستم

طفل نخورده آبم              دل از عطش کبابم

بینم چوحنجرت را         ازغم به پیچ وتابم      

از جور کین هلاکی          مدفون به زیر خاکی

در خاک تیره اصغر     یک دُر تابناکی

مظلوم شیر خوارم             جان کرده ای نثارم

از خون حنجر تو      گل گون شده عذارم

ای طفل شیر خواره           مقتول ماه پاره

ای کا ش خنده ات را   بیند پدر دوباره

ای گل نوشکفته             ای ازعطش نخفته

بابا مصیبتت را        جز با خدا نگفته

تاب غمت ندارم               خون گشته قلب زارم

بابا ببین چگونه           آمد گره به کارم

تا تیرکین روان شد            نا گه تو را نشان شد

خون گلویت اصغر         تقدیم آسمان شد

داغت به دل نشسته        درخود مرا شکسته

جان می کَنم چوبینم       این دیدگان بسته
با مادرت چه گویم            با خواهرت چه گویم

با عمه غمین  و              دیده ترت چه گویم

ای شیرخواره اصغر           ای ماه پاره اصغر

بسته به روی من شد      هر راه چاره اصغر

 

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهد

امشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد

فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین

 گوید به زین العابدین باشد وداع آخرین

ای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین

 فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان

این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجوان

این در صدای الحذر آن در نوای الامان

 این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب حسین در کربلاگردد به دور خیمه ها

گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخا

گاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا

فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب همه اطفال او را تشنگی در گفتگو

غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده مو

باشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو

فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می کند

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر

هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سر

گوید که ای جان پدرعزم سفر مگر داری

سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

 

 

دو برادر دوبرادر دو شجاع بی نظیر

این علمدار سپاه او امیر

این حسین اوابالفضل جوان

این امام او امیر کائنان

این یکی از نسل پیغمبر بود

اون یکی نور دل حیدر بود

این یکی از سوی یمین او یسار

کرده جنگ با گروه نابکار

دو برادر دو برادر دو ابر مرد  دلیر

در میان روبهان مانند شیر

لشکر از هر سو به هم پیچیده شد

جنگجویان را به هر بگریز شد

هرکه می امد به جنگ این دومرد

با نگ تکبیر ابالفضل رشید

روح در جان حسینش می دمید

گفت این فرزند پیغمبر منم

گفت ان از زاده حیدر منم

گفت ان بابم علی مرتضاست

گفت این مادر مرا خیر النساست

گفت این عباس نام اور منم

گفت ان از زاده حیدر منم

مظلوم حسین جان، سقا ابالفضل

 

 

بخواب اي غنچه ‏ي پرپر، بخواب اي کودک مادر

علي اصغرم لالاي، لايي مادرم لالاي‏

عزيزم از چه بي‏تابي چرا مادر نمي‏خوابي؟

گمانم تشنه آبي، علي اصغرم لالاي‏

مزن آتش به جان من، مبر تاب و توان من

ببين اشک روان من، علي اصغرم لالاي‏

چرا مادر علي جانم نمي‏گيري تو پستانم

چه مي‏خواهي نمي‏دانم، علي اصغرم لالاي‏

عزيز من مکن غوغا بخواب اي کودک زيبا

مسوزان قلب مادر را، علي اصغرم لالاي‏

مزن آتش دل من را مسوزان حاصل من را

علي اصغرم لالاي، لالايي مادرم لالاي‏

چه شور است اين به سر داري، مگر ميل سفر داري؟

مکان و منزل من را علي اصغرم لالاي‏

نخوابم در کنار تو خزان گردد بهار تو

چنين مادر مکن زاري، علي اصغرم لالاي‏

 

 

آب می گوید حسین ، بی تاب می گوید حسین
از سر شب تا سحر مهتاب می گوید حسین
دیده می گوید حسین ، نادیده می گوید حسین
هر کجا باشد دلی غمدیده می گوید حسین
یار می گوید حسین ، دلدار می گوید حسین
روز و شب هر دیده بیدار می گوید حسین
ناس می گوید حسین ، احساس می گوید حسین
تا قیامت حضرت عباس می گوید حسین
نار می گوید حسین، بسیار می گوید حسین
این زبان تا لحظه دیدار می گوید حسین
نوح می گوید حسین، ذی روح می گوید حسین
زنده باشد هر دلی با روح می گوید حسین
شاد می گوید حسین ، ناشاد می گوید حسین
هر نسیم باد با فریاد می گوید حسین
کام می گوید حسین، ناکام می گوید حسین
فاطمه گریان به هر ایام می گوید حسین
کوه می گوید حسین بشکوه می گوید حسین
دم به دم هر شیعه نستوه می گوید حسین
جان جان گوید حسین ، هفت آسمان گوید حسین
ماه و خورشید و ستاره هر زمان گوید حسین

 

نه آهی مانده تا از دل برآرم
نه اشکی تا که از خجلت ببارم
همه سرمایه‌ام این دست خالی است
فقیرم غیر از این چیزی ندارم
دگر از خویشتن مأیوسم اما
به فضل و رحمتت امیدوارم
گناهم را به یک «العفو» گفتن
تو می‌بخشی ، ولی من شرمسارم
جحیمت را کنم دریای رحمت
به اشک مخفی شب‌های تارم
اگر خوبم اگر بد ، هر که هستم
امیرالمؤمنین را دوست دارم

 

زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی
ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان
زینب زینب زینب سرگشته دوران آواره طوفان
زینب زینب زینب حفظ عهد و پیمان شیر شه مردان
زینب زینب زینب محبوبه جانان قرآنینه قوربان
زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی
ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان
زینب زینب زینب شمشیر دو پهلو دان برنده بیان زینب
زینب زینب زینب قارداش باشونین اوستونده زولفی آراران زینب
زینب زینب زینب صحرای مصیبت ده غمنن قوجالان زینب
زینب زینب زینب قارداش باشونین قانی زولفینده حنا زینب
زینب زینب زینب پیمان حَقَ مظهر قرآنه او لان یاور
زینب زینب زینب حجب و ادبه مظهر شأن و شرف منبر
زینب زینب زینب دائم گوزی قان یاشلی باشینده قارا معجر
زینب زینب زینب زهراسی اولن گوندن آماج بلا زینب
زینب زینب زینب تعبیر رسا زینب تسبیح خدا زینب
زینب زینب زینب محراب عبادت ده تفسیر دعا زینب
زینب زینب زینب پروندۀ خونین شاه شهدا زینب
زینب زینب زینب محکم سوزی اوستونده مردانه دوران زینب
زینب زینب زینب کاخ ستم و ظلمی قل باغلی یخان زینب
زینب زینب زینب چوخ قمچی دگن باشی محمل ده یاران زینب
زینب زینب زینب یولّاردا پرستاری حبُ الاُسرا زینب
زینب زینب زینب سر قافله نهضت اوز نهضتنه قیمت
زینب زینب زینب اولّ ده گورن عزت آخرده چکن ذلت
زینب زینب زینب آغلار گزی غربتده قارداشلارونا حسرت
زینب زینب زینب جان سینه ده سوئلرده وای بخته قرا زینب
زینب زینب زینب هم نایب زهرایه هم دیننه پیرایه
زینب زینب زینب آقزوندا شیرین سوزلر غمنن دولانان وایه
زینب زینب زینب ایستکلی رقیه یینن قبری اولان همسایه
زینب زینب زینب هیچ گور میین عمرینده بیر لحظه صفا
زینب زینب زینب زینب جان نقدنه دین اوسته ارزان ورن زینب
زینب زینب زینب غربت ده اولن یالقوز محتاج کفن زینب
زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
غم قهرمانی زهرا نیشانی ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان

 

 

سفره باز است بیایید غذا آماده ست

هر کجا صحبت توبه ست خدا آماده ست

بهترین فصل پریدن به خدا اکنون است

بال پرواز بگیرید هوا آماده ست

شهر را با خبر از سفره احسان سازید

آن کریمی که کشد ناز گدا آماده ست

ای که جا مانده ای از توبه ی ماه شعبان

فرصت توبه در این ثانیه ها آماده ست

خوب یا بد همه آیید که دعوت شده اید

که در این بزم برای همه جا آماده ست

دیگر از دردگناه آه کشیدن کافیست

هر چه درد است بیارید دوا آماده ست

الهی العفو ...

ماه احسان علی و حسن و فاطمه شد

سفره ی شمس جدا ، شاه جدا آماده ست

شام جمعه ست با آمدن ماه خدا

سفره ی مادری خون خدا آماده ست

آخر درد دلم روضه بخوانم خوب است

مجلس گریه ی ما اهل بکاء آماده ست

دل من پر زده و باز به گودال رسید

تا سر شاه عطش نیزه چرا آماده ست ...

تا نشیند به روی بوسه گه پیغمبر

خواهرش دیدکه یک چکمه به پا آماده ست

حسین وای...

تیز میکرد سر خنجره خود را نامرد

حرمله گفت که ای شمر بیا آماده ست


 

باز هم توبه کنان پشت درت آمده ام

شب به امید عطای سحرت آمده ام

نظری کن که پی یک نظرت آمده ام

نفس آلوده به سوی گذرت آمده ام

یاد دادی که اگر عاصی و سرگردانم

زشت این است رخ از روی تو برگردانم

مست بود، دید امام صادق علیه السلام در گذر دارن تشریف میارن، حالا چه کنم با این بوی دهانم، روش برگردون طرف دیوار، مست بود ولی حیا کرد، همین که امام صادق داشت رد می شد فرمود: تو هر حالی هستید از ما رو برنگردونید. یعنی رو برگردوندن از خدا بدتر از مستی....

نعمتم دادی و با نعمت تو بد کردم

مهلتم دادی و تقصیر مجدد کردم

لطف کردی عوضش غفلت بی حد کردم

بار ها آنچه ز من بر نمی آمد کردم

چه کنم عذر مرا گر نپذیری امشب

کاش از این بی سرو پا دست بگیری امشب

چشم من خشک شده حال بکا نیست که نیست

جرات معصیتم هست حیا نیست که نیست

دست بی خیر مرا اذن دعا نیست که نیست

خبری در دلم از نور خدا نیست که نیست

تا بخواهی تو در این قلب هوس هست که هست

حس وابستگی ام بر همه کس هست که هست

بار عام از تو رسیدست که دعوت شده ام

یکی از سفره نشینان ضیافت شده ام

خوب شرمنده این رسم رفاقت شده ام

باز بد جور هوایی زیارت شده ام

کربلا قبله ی دل هاست دلم تنگ شده

شاهد حال من آقاست دلم تنگ شده

پدری آمده آرام کند دختر را

زینب اینجاست که بوسه بزند حنجر را

آمده زنده کند خاطره مادر را

دم رفتن زده محکم گره معجر را

چقدر خواسته با گریه از او تا نرود

میدود پشت سر شاه که تنها نرود

کاش کور میشدم نمیدیدم کسی رو سینه ات نشسته، با لگد بدنت زیر رو کرد آی بابا... از اینجا به بعد من از حال رفتم دنیا سیاه شد، حالا فهمیدم؛ من الذی قطع وریدک رگ های گردنت کی بریده. ای حسین.....

 

 

از گنه دم  به دمم آتش طوفنده شدم
هم شدم از توبه خجل،هم زتو شرمنده شدم
صاحب من خالق من داور من یاور من
حیف تو را داشتم و غیر تو را بنده شدم
شعله ای از نار بودم شاخه ای از خار بودم
با نظر رحمت تو باغ گل از خنده شدم
قطره بودم بحر شدم ذره بودم مهر شدم
بلکه درخشنده تر از مِهر درخشنده شدم
وصل تو شد عزت من هجرتو شد ذلت من
با تو سرافراز ولی بی تو سرافکنده شدم
وای بر این بندگی ام، مرگ براین زندگی ام
مرده یک عمرم و در خاک لحد زنده شدم
بار خدایا کرمی، از یم اخلاص نمی
کز شرر عُجب و ریا آتش سوزنده شدم
سیل گنه برد مرا، بحر بلا خورد مرا
وای که من غرق در این بحر خروشنده شدم
خاک قدوم ولی ام، میثم دار علی ام
با نفس شیر خدا زنده و پاینده شدم
*
فرمود: موسی اگه یه بار منو صدا میزد، دستشو می گرفتم میاوردمش بیرون ،
 
آخه سفینه ی نجات بودن کار موسی نیست، من وقتی کشتی نجات به دادم برسه میگم : حسین ... ای حسین

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1984
    کل نظرات : 166
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 178
    تعداد اعضا : 266
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 9,501
    بازديد ديروز : 32,224
    بازديد کننده امروز : 3814
    بازديد کننده ديروز : 13975
    گوگل امروز : 5320
    گوگل ديروز: 18937
    بازديد هفته : 9,501
    بازديد ماه : 219,651
    بازديد سال : 836,079
    بازديد کلي : 5,507,902
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 107.22.118.242
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید