close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان

آئین مستان

آئین مستان

آئین مستان
آئین مستان
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 91 aboozar
3 247 aboozar
1 362 saeednajafi
12 594 aboozar
4 6351 amirsajad
0 2159 aboozar
0 2004 aboozar
0 1825 aboozar
0 3167 aboozar
0 1185 aboozar
1 17334 2505
6 5881 aboozar
0 14252 aboozar
1 2435 masoudfn
1 1569 aboozar
14 3525 aboozar
20 3770 aboozar
0 2668 aboozar
0 1718 aboozar
0 2039 aboozar

مهدی اکبری

روزایی که عاشقم بهترم پر میزنه دلم حرم

تا که بیاد اسمتو رو لبم ابری میشه چشم ترم

منمو نگاه تو، راه تو میکشه منو تا کجا

الهی که تا ابد دلبرم کم نشه سایه ات از سرم

من مجنونم میگیره دلم برات

پر میزنه تو هوات، دور و بر کربلات

باز میخونم اسمتو روی لبم

شده نماز شبم، اینکه بزنم صدات

به زیر بارونم، دوباره مجنونم

زیارت نامه ام رو، روبروت میخونم

میزنم دلو به دریا، تورو میبینم تو رویا

السلام علی الارباب، من غلامم تویی آقا

یا حسین مولانا

دوباره قدم قدم تا خدا دل شده با تو آشنا

عمود هزار و یک زائرا دور،  همه ی عاشقا

با چای تازه دم موکبا مستیه ما چه راحته

مسیر بهشت حق مستقیم از نجفه تا کربلا

پای خسته میرسه هر ثانیه

اینجا یه مهمانیه که مادرش بانیه

این شور و حال عنایت زینبه

عزمت مکتبه، ارتش جهانیه

این ارادت عشقه، به تو خدمت عشقه

اربعین تو صحنت، یه زیارت عشقه

اگه پر تاول پاهام، یا رقیه اس روی لبهام

السلام علی الارباب، رسیدم به آرزوهام

یا حسین مولانا

سینه زنی واحد ویژه اربعین حسینی (ع)  - روزایی که عاشقم بهترم پر میزنه دلم حرم- مهدی اکبری  

 

جواد مقدم

یه اربعینِ که از تو دورم

پاشو داداش که اومدم پیشت بمونم

یه اربعینِ دلم گرفته

حدیث غربتت رو من دارم میخونم

خواهرت اومده پاشو عزیز برادر

اومده خسته از سفر چه زار مضطر

چهل روزه ندیدمت سخته به والله

خودت پاشو دستی بکش رو قلب خواهر

دارم میسوزم از این فراغ و درد هجران

پاشو بهت بگم از کوفه و شام ویران

حسین من یا مظلوم

یه اربعینِ زخمیِ قلبم

از بس که داد زدم داداش، صدام گرفته

یه اربعینِ اسیر دردم

از بس که راه رفتم داداش، پاهام گرفته

به روی نیزه ها دیدی چیا کشیدم

دنبال رأس تو همش من میدویدم

پاشو برات بگم داداش از این جماعت

زخم و زبون هایی رو که اونجا شنیدم

هلهله بود غوغا، میرقصیدن جلو ما

وقتی سرت می افتاد می خندیدن به ماها

حسین من یا مظلوم

پاشو برادر اومده خواهر

از بس غصه خوردم از غمت شدم پیر

پاشو برادر اومده خواهر

عصای دست من بشو شدم زمین گیر

گفته بودی صبوری کن صبوری کردم

هرچی بهم سپردی رو برات آوردم

اما یکی جاموند داداش توی خرابه

شرمندتم رقیتو من نیاوردم

جاموند توی خرابه غنچه نازنینت

نشد بیارمش من کربلا اربعینت

حسین من برادر

سینه زنی واحد ویژه اربعین حسینی (ع) زیان حال حضرت زینب (س) - یه اربعینِ که از تو دورم - جواد مقدم

 

 

جواد مقدم

منزل به منزل خسته در اسارت

دیدم به هرجایی فقط جسارت

یک الامان از کوفیان بدنام

صد الامان از بی حیایی شام

دیگر ندارم یاوری، از من نمانده پیکری

من باغبان باغی از یاسم که شد نیلوفری

از کوفه و شام الامان

من شاهد بزم شراب شامم

بی حرمتی کردند و بر امامم

من شاهد لبها و ضرب به چوبم

سر را به محمل بی امان بکوبم

دشمن به دشنام آمده

سنگ لب بام آمده

آذین سهر یزید

رأس تو در شام آمده

از کوفه و شام الامان

دیگر از این غم ها شدم زمین گیر

شهر مرا اینگونه کرده تکفیر

سویی ندارد دیدۀ کبودم

خونین جگر از کوچۀ یهودم

میزد عدو یار تورا

دلدار و غم خوار تورا

با سنگ طعنه زد زکین

رأس علمدار تورا

دیگر ندارم یاوری، از من نمانده پیکری

من باغبان باغی از یاسم که شد نیلوفری

از کوفه و شام الامان

سینه زنی زمینه ویژه اربعین حسینی (ع) زیان حال حضرت زینب (س) - منزل به منزل خسته در اسارت - جواد مقدم 

 

حاج میثم مطیعی

پای پیاده، هم پای جاده

 ره می سپارم به عزم زیارت

در کوله بارم، چیزی ندارم

 غیر از دلی مست شوق شهادت

مولا، می خوام دلم پر از تو باشه

آقا، نخواه که از تو دل جدا شه

ای یار، دلدار، سالار

دلبسته یاد توام، وای وای وای

دربند و آزاد توام، وای وای وای

وای، نمی خوام بی تو زنده باشم

وای، نخواه تا که از تو جدا شم

آقا نظر کن، این شب رو سر کن

شام دمشق و یمن رو سحر کن

آقا حسین جان، زار و غریبیم

در جاده ها زائر عطر سیبیم

مولا، زمانه را ستم گرفته

آقا، دل یتیما غم گرفته

آقا آقا آقا

با اینکه چیزی ندارم، وای وای وای

که پای عشقت بذارم، وای وای وای

وای، به شوق تو آواره هستم

وای، به ذوق نگاه تو مستم

پای پیاده، همپای جاده

زائر شده این دل تنگ ساده

مولا یا مولا، دل بی قراره

دل عاشق و خسته از انتظاره

آقا، بهشت و بی شما نمی خوام

آقا، به شوق یاری تو می آم

آقا آقا آقا

دلبسته راه توایم، وای وای وای

دیوانه ماه توایم، وای وای وای

سرمست احساس توایم، وای وای وای

سرباز عباس توایم، وای وای وای

آه، به این زائرانت نگاه کن

آه، برای فرج هم دعا کن

سینه زنی زمینه اربعین حسینی (ع) - پای پیاده، هم پای جاده - حاج میثم مطیعی

حاج میثم مطیعی

ابن شهر آشوب نوشته در المناقب؛ وقتی سر آقای مظلوم ما شهر به شهر می بردن به سمت به شام، چه داستانهایی داشت این سر یه جا فرود اومدن در یک منزل اطراق کردن اسیران پیاده شدن....

"لَمّا جاؤوا بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام و نَزَلوا مَنزِلاً يُقالُ لَهُ قِنَّسرينَ" هنگامى كه سر حسين عليه السلام را آوردند و در منزلى به نام قِنَّسرين فرود آمدند، "اطَّلَعَ راهِبٌ مِن صَومَعَتِهِ إلَى الرَّأسِ" راهبى از دِيْرش به سوى سر حركت كرد، "فَرَأى نورا ساطِعا يَخرُجُ مِن فيهِ ويَصعَدُ إلَى السَّماءِ" و نورى را ديد كه از دهان آن ساطع بود و به آسمان مى رفت، راهب ده هزار درهم به آنان (نگهبانان) داد و سر را گرفت و به درون دِيرش برد، و بدون آن كه شخصى را ببيند صدايى شنيد كه مى گفت "طوبى لَكَ و طوبى لِمَن عَرَفَ حُرمَتَهُ" خوشا به حالت، خوشا به حال آن كه قَدر اين سر را شناخت، "فَرَفَعَ الرّاهِبُ رَأسَهُ و قالَ" راهب سرش را بلند كرد و گفت "يا رَبِّ بِحَقِّ عيسى تَأمُرُ هذَا الرَّأسَ بِالتَّكَلُّمِ مَعي" پروردگارا! به حقّ عيسى به اين سر بگو كه با من سخن بگويد.
"فَتَكَلَّمَ الرَّأسُ وقالَ" سر به سخن آمد و گفت: "يا راهِبُ أيَّ شَيءٍ تُريدُ؟" اى راهب ! چه مى خواهى؟ "قالَ: مَن أنتَ؟" گفت: تو كيستى؟ "قالَ: أنَا ابنُ مُحَمَّدٍ المُصطَفى" گفت: من فرزند محمّدِ مصطفى "و أنَا ابنُ عَلِيٍّ المُرتَضى" و پسر علىِ مرتضى هستم "و أنَا ابنُ فاطِمَةَ الزَّهراءِ" پسر فاطمه زهرا، "و أنَا المَقتولُ بِكَربَلاءَ" و مقتول كربلايم. "أنَا المَظلومُ أنَا العَطشانُ، فَسَكَتَ"من مظلوم و تشنه كامم و ساكت شد.
"فَوَضَعَ الرّاهِبُ وَجهَهُ عَلى وَجهِهِ فَقالَ" راهب صورت به صورتش نهاد و گفت: "لا أرفَعُ وَجهي عَن وَجهِكَ حَتّى تَقولَ: أنَا شَفيعُكَ يَومَ القِيامَةِ"صورتم را از صورت تو بر نمى دارم تا بگويى: «من شفيع تو در روز قيامت هستم
"فَتَكَلَّمَ الرَّأسُ فَقالَ" سر به سخن در آمد و گفت: "اِرجِع إلى دينِ جَدّي مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله" به دين جدّم محمّد درآى. "فَقالَ الرّاهِبُ : أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّه ُو أشهَدُ أنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّه" راهب گفت: گواهى مى دهم كه خدايى جز خداوند نيست و گواهى مى دهم كه محمّد پيامبر خداست. "فَقَبِلَ لَهُ الشَّفاعَةَ" آن گاه حسين عليه السلام پذيرفت كه شفاعتش كند.

آقا جونم ما خیلی به تو بدی کردیم، اما مولای من ما از بچگی در خونت بزرگ شدیم هر کی اربعین کربلا میخواد الان صدا بزنه حسین....

منبع: المناقب، ابن شهر آشوب

مقتل اسلام آوردن راهب مسیحی به وسیله سر مطهر سیدالشهداء (علیه السلام) - دکتر میثم مطیعی

 

حاج میثم مطیعی

 

ابن کثیر البداية والنهاية نوشته : "ما قُتِلَ قَتيلٌ إلَا احتَزّوا رَأسَهُ" هيچ شهيدى کشته نشد ، جز آن که سرش را جدا کردند ((سر همه بالای نیزه ها رفت، بزرگ و کوچیک...)) "وحَمَلوهُ إلَى ابنِ زِيادٍ" و آن(سرها) را نزد ابن زياد آوردند.[1]

سبط ابن جوزی تذکرة الخواصّ : "إنَّ ابنَ زِيادٍ نَصَبَ الرُّؤوسَ کلَّها بِالکوفَةِ عَلَى الخَشَبِ" ابن زياد ، همه سرها را در کوفه بر چوب نهاد " وکانَت زِيادَةً عَلى سَبعينَ رَأسا" سرها افزون بر هفتاد عدد بودند.[2]

سید ابن طاووس در لهوف نوشته : "أمَرَ ابنُ زِيادٍ بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام ، فَطيفَ بِهِ في سِکک الکوفَةِ" ابن زياد، فرمان داد که سر حسين عليه السلام را در کوچه هاى کوفه بچرخانند.

سید ابن طاووس در ادامه یه شعر آورده بخونم و ترجمه کنم براتون شاعر نوشته:

رَأسُ ابنِ بِنتِ مُحَمَّدٍ ووَصِيِّهِ
لِلنّاظِرينَ عَلى قَناةٍ يُرفَعُ
وَالمُسلِمونَ بِمَنظَرٍ وبِمَسمَعِ
لا مُنکرٌ مِنهُم ولا مُتَفَجِّعُ
کحِلَت بِمَنظَرِک العُيونُ عَمايَةً
وأصَمَّ رُزؤُک کلَّ اُذُنٍ تَسمَعُ
أيقَظتَ أجفانا وکنتَ لَها کرىً
وأنَمتَ عَينا لَم تَکن بِک تَهجُعُ
ما رَوضَةٌ إلّا تَمَنَّت أنَّها
لَک حُفرَةٌ ولِخَطِّ قَبرِک مَضجَعُ

سر فرزند دختر محمّد و وصىّ او را
براى تماشاگران، بر سر نيزه مى کنند
و مسلمانان مى بينند و مى شنوند
و هيچ يک، نه انکار مى کنند و نه به درد مى آيند .
چشم ها با ديدن تو، سرمه کورى مى کشند
و مصيبتت هر گوش شنوايى را کر مى کند .
چشم هايى را دچار بى خوابى کردى که مايه آرامش آنها بودى
و چشم هايى را خواباندى که از [هراس از]تو ، خواب نداشتند .
هيچ بوستانى نيست ، جز آن که آرزو دارد
مدفن تو و آرامگاه پيکرت باشد

مقتل چرخاندن سر مطهر سیدالشهدا (ع) در کوچه های کوفه - دکتر میثم مطیعی



[1]البداية والنهاية، ابن کثیر، ج ٨ ص ١٩٠

[2]تذكرة الخواصّ، سبط ابن جوزی : ص ٢٥٩

 

 

حاج محمود کریمی

وای وای

وقتی که می دیدم عمه م رو زیر تازیونه ها

وای وای

وقتی که رو نیزه سنگ خوردی از رو بوم خونه ها

وای وای

وقتی از رو نیزه افتادی رو خاک ها

وای وای

وقتی از رو نیزه دیدی منو بابا

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، با هر قدم مُردم

وای وای، ذره ذره جون دادم

وای وای، از رو ناقه افتادم

وای وای، اسمم رفته از یادم

وای وای

وقتی که لرزیدم از شرم اون چشمهای بی حیا

وای وای

وقتی که می دیدم میبندن سرها رو، روی نیزه ها

وای وای

 از دست نامردها تو کوچه و بازار

وای وای

 از سیل اشکهای این گریه ی زار زار

وای وای، تا اسم تو رو بردم

وای وای، سیلی و لگد خوردم

وای وای، با هر قدم مُردم

وای وای

وقتی که می پیچید زنجیرم دور این گلوی من

وای وای

وقتی که سر نیزه سرخ می شد با خون عموی من

وای وای

پیرم کرد درد این زنجیر روی دوشم

وای وای

از درد سیلی و زخم روی دوشم

وای وای، این چشم ها دیگه تاره

وای وای، از زخم های گوشواره

وای وای، از این معجر پاره

سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) - وای وای وقتی که می دیدم عمه م رو زیر تازیونه ها - حاج محمود کریمی  

 

حاج محمود کریمی

رو قلبم داغ تن بی کفنت مونده

تنهایی پیرهنت پیرهنت مونده

بیا و نزار اینقدر که چشمم به در باشه

نزار این دل تنها ازت بی خبر باشه

به یاد لباتم من، با چشمای بارونی

به اندازه ی دنیا، دلم خون میدونی

ای جان زینب

ای تنها همسفرم، همسفرت هستم

امشب من منتظرت منتظرت هستم

سر تو روی نیزه دل من رو می سوزوند

لبات تکون میخورد رو نیزه قران میخوند

تو کوچه ها چشمامو به چشم تو میدوختم

با هر قدم می میردم با هر نفس می سوختم

ای جان زینب

به یاد لباتم من، با چشمای بارونی

به اندازه ی دنیا، دلم خون میدونی

از تل زینبیه تا بغل گودال

با دست و پا زدنت بردی منو از حال

تو رفتی و از خیمه من اومدم دنبالت

تا دیدمت افتادم کنار اون گودالت

تو خاک و خون می غلطید

تن نیمه جون تو

توی دستاشون دیدم

سر غرق خونت رو

ای جان زینب

 سینه زنی زمینه زیان حال حضرت زینب (س) - رو قلبم داغ تن بی کفنت مونده - حاج محمود کریمی

 

 

جواد مقدم

گمانم ای برادر جان

نمی شناسی دیگه من رو

به دست من ببین جای

غل و زنجیر دشمن رو

منم یاسی برادر جان

که پژمرده ام برادر جان

ز نامحرم کتک خوردم برادر جان

حسین من حسین من حسین

ببین ای باغبون

گلای یاس و لاله

که صحرا شد، پر از ناله

پاشو بنگر رباب تو

تو صحرا با دل مضطر

با گریه داره میگرده

پی قبر علی اصغر

روی سینه ات،حسین من

علی اصغر،حسین من

پایین پات،حسین من

علی اکبر،حسین من

حسین من، حسین من، حسین من..

من و سکینه رفتیم

کنار نهر علقم

دلامون شد، پر از ماتم

معما شد برای من

اگه بوده سپهدارت

چرا اینقدر کوچیک پس

قد قبر علمدارت

سکینه گفت عمو عباس

به صد ماتم، عمو عباس

شده جسمت، عمو عباس

جدا ازهم عمو عباس

عمو عباس،عمو عباس،عمو عباس

سینه زنی اربعین حسینی (ع) - گمانم ای برادر جان - جواد مقدم 

 

سید مهدی میرداماد

رسید قافله ای از غم  سفر لبریز

دوباره زنده شد آن خاطرات حزن انگیز

یکی یکی همه نیلی و زرد افتادند

شبیه برگ درختان به موسم پاییز

روایت میگه:یکی یکی از بالای شترها افتادند،نذاشتند شتر ها زمین بشینه،تا رسیدن کربلا همه زن و بچه ها خودشون رو پرت کردن روی خاک

به بوی پیروهنی هر کدام می گیرند

یکی بهانه ی یوسف یکی سراغ عزیز

همه دارند گریه می کنند،همه دارن شیون می کنند،دیدی یه جایی پنجاه نفر هم گریه کنند یه صدای گریه مشخص ، حالا بین همه ی گریه های فردا:

صدای شیونی آمد که جان عالم سوخت

صدای شیون زینب برادرم برخیز

غریب و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای تو ام نیست هیچ دست آویز

چونان شدم که تو می خواستی دَم  رفتن

ندید اشک مرا این جماعت خون ریز

زبان حیدری ام دم به دم قیامت کرد

نگاه فاطمی ام شعله های رستاخیز

اگر چه دست مرا بسته بود دشمن تو

اسیر من شدم و او نداشت راه گریز

هراس دشمنت از محکمات قرآن بود

نداشت چاره و برداشت خیزران به ستیز

دیدحریف   زینب نمیشه، دید صدای تو ساکت نمیشه، دید آبروش داره میره، دیدم چوب  خیزران رو بلند کرد، حسین.. 

تو سنگ خورده ای آری، شکسته ای من هم

تو شعله ور شده ای، داغ دیده ای من نیز

زندگی بعد تو عذابه

رو دست من جای طنابه

تموم گلهات و آوردم

اما یکی موند تو خرابه

جای کبودی رو چشامه

سوغاتی  کوفه و شامه

چادر خاکیه رقیه

ببین داداش شال سیامه

هر کاری کردم که بمونه اما نشد اما نشد وای

نمیره زیر تازیونه اما نشد اما نشد

خواستم سر تو رو نبینه اما نشد اما نشد

همسفرم شه تا مدینه اما نشد اما نشد

فدای اون زینبی که پنجاه سال همه جا حسینش رو دیده،رسید کربلا دید حسینش زیر خاک ، زینب طاقت نیاورد،تا رسید کنار قبر گریبانش رو پاره کرد،تو زیر خاک باشی حسین،ای حسین....

روضه اربعین حسینی (ع) - رسید قافله ای از غم  سفر لبریز - سید مهدی میرداماد 

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2036
    کل نظرات : 169
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 22
    تعداد اعضا : 270
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 5,649
    بازديد ديروز : 6,148
    بازديد کننده امروز : 2089
    بازديد کننده ديروز : 2464
    گوگل امروز : 2433
    گوگل ديروز: 2816
    بازديد هفته : 29,425
    بازديد ماه : 143,186
    بازديد سال : 1,180,889
    بازديد کلي : 5,852,712
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.158.55.5
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید