close
تبلیغات در اینترنت
امام حسن عسکری (ع)

امام حسن عسکری (ع)

امام حسن عسکری (ع)

امام حسن عسکری (ع)
امام حسن عسکری (ع)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 4 aboozar
1 17 aboozar
2 1280 amir004
0 1226 aboozar
0 505 aboozar
0 1004 aboozar
3 756 aboozar
12 1792 aboozar
4 7206 amirsajad
0 2773 aboozar
0 2679 aboozar
0 2526 aboozar
0 4185 aboozar
0 1755 aboozar
1 18809 2505
6 7002 aboozar
0 15414 aboozar
1 2948 masoudfn
1 1960 aboozar
14 4431 aboozar

شاهی و عبد تو منم

جز تو به کی رو بزنم

هرجا برم میگم که  بندۀ امام حسنم

باز میگم  امشب  با شادی

عجب مولودی  عجب میلادی

من  قلبم  از غم  آزاده

آخه این سینه حسن آباده

با تو آروم میشه دلی که سرگردونه

عاشقونه برات با هر نفس میخونه

یا حسن یا حسن ، ذکر گدایی مونه

مولانا حسن، حسن حسن یا مولا

دلم چه مبتلا شده

کبوتری رها شده

تو شبِ میلاد آقام   زائرِ سامرا شده

باز  صحنت  باید  زیباشه

ضریحِ نوتون مبارک باشه

من اونجا عقلم مدهوشه

شبیه ارباب داری شش گوشه

الهی که بیام پابوس تو هرساله

دل بی تاب من به عشق تو میباله

شبِ میلاد تو ، امام زمان خوشحاله

با تو آروم میشه دلی که سرگردونه

عاشقونه برات با هر نفس میخونه

یا حسن یا حسن ، ذکر گدایی مونه

مولانا حسن، حسن حسن یا مولا

 

الا که موسم شادی و همدلی آمد

زمان ناد علیاً سینجلی آمد

زمین سامره را سینه منجلی آمد

دهم ولی ِّخداوند را ولی آمد

که دومین حسن از چهارمین علی آمد

بر آن علی به گل روی این حسن صلوات

 

وَلیِّ ذات خدا شاهِ انس و جان است این

جهان جان نه، که جان همه جهان است این

چراغ اهل زمین، ماه آسمان است این

به جسمِ شرع و تنِ اهل دین روان است این

امامِ ما، پدرِ صاحب الزمان است این

بر آن امام و بر این صاحب زمن صلوات

 

چراغ دیده رخ دلربای این پسر است

تمام عالم خلقت برای این پسر است

چو ذات حق به دلِ خلق جای این پسر است

دلِ شکسته دلان آشنایِ این پسر است

سخن اگر به مدیح و ثنای این پسر است

به صفحه و قلم و منطق و سخن صلوات

 

وزیده بوی گل مهر او ز هر چمنی

نیافریده خداوند همچو او حسنی

خوشا زبان و خوشا منطق و لب دهنی

که در ثنای وجودش برآورد سخنی

به یادِ رویش هر جا که هست انجمنی

سِزَد که خلق فرستد بر انجمن صلوات

 

سلام خلق و درود خدا به جان و تنش

فدای لیله ی میلاد و صبح آمدنش

جمال آینه ی ذات حیّ ذوالمننش

به باغ وحی دمد بوی گل ز پیرهنش

وجودِ مهدی موعود سَرو نسترنش

به باغبان و بر این سَرو نسترن صلوات

 

ز پرده چهره چو بی‌پرده همچو ماه نمود

دل امام دهم را به یک کرشمه ربود

شهادتین ز لبهای جانفزاش سرود

به فاطمه به علی بر ائمه گفت درود

سپس بخواندن قرآن، دهان چو غنچه گشود

به آیه آیه ی قرآن بر آن دهن صلوات

 

خدا ستوده به قرآنِ خود عیان او را

رسول خوانده امامِ جهانیان او را

ستوده حجّت حق، صاحب الزّمان او را

پدر گرفته در آغوش خود چو جان او را

نهاده بوسه به حُسنُ و لب و دهان او را

بر آن لبی که ورا گشته بوسه زن صلوات

 

سلام باد به جان و درود بر بدنت

روانِ عیسی مریم ز فیض پیرهنت

هزار موسیِ عمران به طور هم سخنت

نشانِ بوسه ی داود بر لب و دهنت

گرفته یوسفِ صدیق، جان ز فیض تنت

تو را ز جمله نبیّین به جان و تن صلوات

 

ز آب جوی تو خضر وجود رخ شوید

به شوق کوی تو پیر طریق ره پوید

زمان به گردش خود گردد و تو را جوید

بهشت لاله ی خود از دم تو می‌بوید

ز زلف پُرشکنت عطر تازه می‌روید

به عطر تازه آن زلف پُرشکن صلوات

 

خوشا دلی که بود باغِ جنّت غم تو

خوشا گلی که گرفته است فیض از دم تو

دل هزار سلیمان اسیر خاتم تو

سلام بر تو و بر مهدیِ مُکرّم تو

ثنای تو است نه تنها به نظم «میثم» تو

تو را ز پیر و جوان و ز مرد و زن صلوات

 

باز شد بی پرده پیدا حسن حی ذوالمنن
شد عیان در خانه ی چارم علی، دوّم حسن

از کویر خاک می رویند یاس و ارغوان
در ریاض قدس می رقصند سرو و نسترن

حبّذا مولود مسعودی که چون قرآن ورا
حضرت هادی شده از پای تا سر بوسه زن

وصف مدح او نشاید گر چه چون ریگ روان
ریزد از لعل لب روح القدس درّ عدن

هم ابوالمهدیش می خوانند هم ابن الرّضا
هم ولی الله هم نجل امام ممتحن

صلب پاک او به درّ سیزده دریا صدف
قامت او چارده معصوم را سرو چمن

می کند سیراب از شهد لبش خورشید را
طفل نوزادی که نوشد با ولای او لبن

می شود با تیغ غیب مهدی اش از تن جدا
هر کجا بیرون شود از آستین دست فتن

گر بپرسی کیست خاک راه سامرّای او
بر فراز آسمان خورشید می خندد که من

نی عجب در صحن او، کز طور سینا برتر است
گر دو صد موسی فتد مدهوش از آوای لن

عیسی گردون نشین با مهدی اش آرد نماز
موسی آرد التجا بر او در امواج محن

چشم بد دور، الله الله زین همه حسن و جمال
هم جمال اندر جمال و هم حسن اندر حسن

شب میلاد امامی مهربونه
بانی امشب خود صاحب زمونه
بیا و یه جوری نوکری کن آقا
اسمت تو لیست زائراش بخونه
شب مجنون ... شب لیلا شده
سور ساتی تو ... دلا برپاشده
یه علی بازم صاحب حسن شد
دوباره انگار،علی بابا شده ...
انت مولای یا حسن العسکری
فخرم اینه برات میکنم نوکری ...
عشق تو تو قلب من بی حد مرز
عشق تو به کل این دنیا می ارزه
حسنی صورت سیرتی آقاجون
پس با این حساب رو شونت شال سبز
حرمت مثله ،حرم کربلاست
ضریح شش گوش،توی عالم دوتاست
یه دونش ماله حرم حسین
یه دونش سهم ، حرم سامراست
انت مولای یا حسن العسکری
فخرم اینه برات میکنم نوکری ...
فدای گنبدی که طلایی رنگه
خیلی این دلم برا صحن تو تنگه
ثوابه امشب تقدیم کسی که
برا آزادی صحن تو می جنگه
به خدا دنیا میبینه اون روزی
میرسه آخر شیعه بر پیروزی
حرمت میشه پر از زائر
خالی جای مهدی نوروزی ...
انت مولای یا حسن العسکری
فخرم اینه برات میکنم نوکری ...

 

 

این خانواده که همه آقای ما شدند  
روزی رسان سفرۀ شبهای ما شدند
 
وقتی که پا به عرصۀ خلقت گذاشتیم
آغوش باز کرده پذیرای ما شدند
 
ماها یکی یکی همه مجنونشان شدیم
اینها یکی یکی همه لیلای ما شدند
 
نوکر شدن همان و سلیمان شدن همان
اینها دلیل رتبۀ والای ما شدند
 
دنیا و کل لذت آن مال دیگران
این خانواده لذت دنیای ما شدند
 
چیزی به جز محبت اینها نخواستیم
در هر شبانه روز تمنای ما شدند
 
حرف از عذاب و آتش دوزخ نیاوردید
این خانواده شافع فردای ما شدند
 
مثل عقیق که یمنش چیز دیگری است
این خانواده هم حسنش چیز دیگری است

می‌آیی و نشاط به عالم می‌آوری
در هر نفس بهار مجسم می‌آوری
 
دل می‌بری ز عالم و آدم بدون شک
تا عطری از پیمبر اکرم می‌آوری
 
حبل‌المتین خلق خدایی و بی‌گمان
راهی برای توبۀ آدم می‌آوری
 
بالای دست هر چه کریم است دست توست
نانی برای سفرۀ حاتم می‌آوری
 
دور خودت گدا همه شب جمع میکنی
با سفرۀ خانه‌ای که فراهم می‌آوری
 
راضی نمی‌شوی که مرا کم محل دهی
ابن‌الرضایی به حسابم می‌آوری
 
از سجدۀ سحر احدی با خدا نشد
با بچه‌های فاطمه گر آشنا نشد

بی آفتاب روی تو دنیا به کام نیست
خورشید بی اجازۀ تو روی بام نیست
 
سر تا به پا حسینی و پا تا به  سر حسن
جز تو کسی که مظهر حسین تمام نیست
 
از جود مجتبی چقدر ارث برده‌ای
هر سفره‌دار با کرمی که به نام نیست
 
عالی‌جناب پروری تو زبان‌زد است
در خانۀ تو حرف کنیز و غلام نیست
 
زائر در انتظار علیک‌السلام توست
بیهوده گرم گفتن عرض سلام نیست
 
روزی سه بار کعبه تو را می‌کند طواف
جز محرم نگاه تو بیت‌الحرام نیست
 
باید به خاک تو دل بست آخرش
وقتی که دردهای مرا التیام نیست
 
در زیر چتر لطف تو آسوده خاطرم
هر سایه‌ای که بر سر من مستدام نیست
 
نسل تو آخرین گل باغ ولایت است
جز طفل مکتب تو که حسن ختام نیست
 
باید به نسل اطهر تو احترام کرد
باید به پای مهدی قائم قیام کرد

یوسف اگر ملیح تو هستی ملیح‌تر
از بین انبیا به محمد شبیه‌تر
 
باید نوشت از برکات وجود تو
از نوح مهربان‌تر از عیسی مسیح‌تر
 
تنها تو با زبان خدا حرف میزنی
ای لهجه تو از همه عالم فصیح‌تر
 
دنیا ندارد از تو فقیهی بزرگتر
عقبا ندارد از بزرگی فقیه‌تر
 
راه رسیدن به تو را برگزیده‌ام
با توست راه سیر و سلوکم صحیح‌تر
 
یادش بخیر در حرمت خاکبوسی‌ام
از اشک چشم‌های ترم شد ضریح، تر
 
رنگ رواق‌های تو را شاد می‌زنم
در مشهد تو پنجره فولاد می‌زنم

ای آن که کار روز و شبت ذره‌پروری‌ست
چشمان تو هر آینه مشغول دلبری‌ست
 
روی گشادۀ تو همانند  فاطمه
جنس کلام و خطبۀ ناب تو حیدری‌ست
 
مشتاق خطبۀ تو ابوسهل‌های عصر
حیران یک حدیث لبت ابن‌جعفری‌ست
 
تنها علی که فاتح میدان نبوده است
در هر مناظرات، تو هم فتح خیبری‌ست
 
امشب به یُمن مقدمت اقرار می‌کنم
مستی‌ام از عنایت انگور عسکری‌ست
 
تنها نه مادر و پدرم خادمت شدند
این بنده‌زاده نیز به دنبال نوکری‌ست
 
هرکس گرفت چشم تو را می‌شود عزیز
وابستگی به مهر تو معیار برتری‌ست
 
زیباست کاظمین، نجف، کربلا ولی
سرداب سامرای تو یک چیز دیگری‌ست
 
فهمیدم از ارادت بر نام فاطمه
هرکس حسن شود همۀ عمر مادری‌ست
 
این شعرهای من که نشد باب میل تو
مدح تو کار دعبل و عمان و حمیری‌ست
 
با گفتن از تو فاطمه را شاد می‌کنم
صحن تو را دو مرتبه آباد می‌کنم

سر را برای هدیه به دلدار می‌دهیم
دل را به دست میثم تمار می‌دهیم
 
تاریخ شاهد است که اهل شهادتیم
هر بار با شهید شدن بار می‌دهیم
 
ما هم شبیه شیخ نمر با بصیرتیم
ما ذکر یا علی به سر دار می‌دهیم
 
باید نشاند بر سر جایش یهود را
بر بزدلان منطقه هشدار می‌دهیم
 
سید علی خامنه‌ای اذن اگر دهیم
ما پاسخی خشن به ستمکار می‌دهیم
 
تا فارس‌الحجاز خدا قد علم کند
دائم به خویش عدۀ دیدار می‌دهیم
 
همراه رهبرم عَلَم انقلاب را
صبح شهور دست علمدار می‌دهیم
 
آل سقوط حربۀ خود را غلاف کن
این بار چندم است که اخطار می‌دهیم
 
یک روز می‌رسد که میان رسانه‌ها
از کشته‌های تو فقط آمار می‌دهیم
 
آن برج‌های تا به فلک رفتۀ تو را
تقسیم می‌کنیم و به زوار می‌دهیم
 
بشنو که حرف اولمان حرف آخر است
دنیا به کام شیعۀ زهرا و حیدر است

شبیه زهرا جوانم

 غریبی برده امانم

خدایا این زهر کینه

زد امشب آتش به جانم

خدایا خزانی شد بهارم

به سینه نفس دیگر ندارم

کنار پدر باشد مزارم

غریبم، غریب سامرایم...

اگر می سوزد تن من

شده وقت رفتن من

شبیه جدم به غارت

نرفته پیراهن من

به صحرا نمانده پیکر من

بریده نگشته حنجر من

اسیری نرفته دختر من

غریبم، غریب سامرایم...

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2131
    کل نظرات : 176
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 8
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,304
    بازديد ديروز : 3,068
    بازديد کننده امروز : 114
    بازديد کننده ديروز : 534
    گوگل امروز : 30
    گوگل ديروز: 378
    بازديد هفته : 7,177
    بازديد ماه : 43,419
    بازديد سال : 889,853
    بازديد کلي : 6,828,075
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.236.234.60
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید