close
تبلیغات در اینترنت
امام حسن (ع)

امام حسن (ع)

امام حسن (ع)

امام حسن (ع)
امام حسن (ع)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 30 aboozar
3 37 aboozar
0 207 aboozar
10 110 aboozar
0 164 aboozar
1 128 aboozar
9 1120 aboozar
0 639 aboozar
0 641 aboozar
0 437 aboozar
0 1619 aboozar
0 853 aboozar
0 1412 aboozar
3 1137 aboozar
12 2530 aboozar
0 1805 aboozar
4 7739 amirsajad
0 3170 aboozar
0 3027 aboozar
0 2877 aboozar

تو بیکران آسمونی بالاتر از فهم زمینی
حالا دیگه همه میدونن آقا معز المومنینی
بمیرم من که محرم بجز غم نداری
بمیرم من رو زخمات یه مرحم نداری
بمیرم که توی خونه محرم نداری
صحن چشام شده پر از ستاره
باز میخونم با دل پاره پاره
سینه زنا حسن حرم ندار
آه و واویلا غریب زهرا ...
قربون اون که تو رواقش خاکی میشه بار کبوتر
همه میگن حسین غریبه حسن شده از حسین غریبتر
غریب اون که قبرش یه زائر ندار
غریب اون که حتی مجاور ندار
غریب اون که غم از مزارش میبار
از آسمون اشکِ عزا می باره
زهرا میگه با دلِ پاره پاره
سینه زنا حسن حرم ندار
آه و واویلا غریب زهرا ...
داره تو رو میکشه کم کم بغضی که داری توی سینه
نمیره از خاطرت آقا جسارتِ اهل مدینه
چی دیدی که یه شبه موهات سفید شد
دلت دیگه از این دنیا نا امید شد
همه میگن حسن تو کوچه شهید شد
ای وای موندن اثر ندار
 
برا مرغی که بال و پر ندار
از درد تو ببین خبر ندار
آه و واویلا غریب زهرا...

 

کشتن تورو کشتن تورو

میون صحرا تشنه

کشتن تورو کشتن تورو

غریب و تنها تشنه

کشتن تورو کشتن تورو

کنار زهرا تشنه

واویلا

میون صحرا جون دادی

غریب و تنها جون دادی

میون مقتل ای مظلوم

به پیش زهرا جون دادی

اینجوری روبه روی خواهر

تو نزن دست و پا برادر

مادرم اومده کنارت

بمیرم ای غریب مادر...............

کشتن تورو کشتن تورو

خیلی داداش نامردند

کشتن تورو کشتن تورو

حمله به خیمه کردند

کشتن تورو کشتن تورو

دور حرم میگردند

واویلا

یاد بابام حیدر کردم

یاد غم مادر کردم

قرارمون چی شد داداش

چجوری بی تو برگردم

پاشو داداش که تو عذابم

پاشو ببین در اضطرابم

پاشو نزار به ما بخندند

دلواپس دل ربابم

بمیرم ای غریب مادر...............

 

حسن جان ...

چهل ساله که ساکتی دیگه بس نیست،حسن جان

چقدر زجر کشیدی تو جات این قفس نیست،حسن جان

لبت غرق خون تو سینت نفس نیست،حسن جان ...

بگو از .. همه حرفایی که شنیدی

بگو از .. همه صحنه هایی که دیدی

بگو از .. غم و غربتی که کشیدی

حسن جان .. حسن جان .. حسن جان ..

حسن جان ...

یکم حرف بزن تا سبک شی برادر،حسن جان

چهل ساله که هی تو خواب میگی مادر،حسن جان

میری کوچه میشه غمت چند برابر،حسن جان

ابی عبدالله التماسش میکرد داداش ...

چی دیدی .. مگه کی باهاتون درافتاد

چی دیدی .. نمیگی چطور مادر افتاد

چی دیدی .. مگه مادرم با سر افتاد

حسن از کوچه چهل سال به خود میگوید

حرف ها را به برادر بزند یا نزند

دست بالا برود چون که به رویِ مادر

روضه برپا شده دیگر بزند یا نزند

 

یعنی حرمت مادر رو جلوش شکستن .. همین بس که جلو چشم یه بچه ای یه نفر بخواد دست رو مادرش بلند کنه ..

دست بالا برود چون که به رویِ مادر

روضه برپا شده دیگر بزند یا نزند

زهر تلخ است ولی با دلُ جان می نوشی

جعده در ظرف تو شکر بزند یا نزند

مانده تقدیر که آیا بشود یا نشود

از سر تشت حسن پا بشود یا نشود

گفت داداش تو رو بارها زهر دادن، هربار زهر و پس دادی حالت بهتر شده .. گفت حسین این زهر با اون زهرها فرق میکنه، جگرم داخل تشت ..

آنکه باید همۀ فاجعه را میداند

سر این زخم اگر وا بشود یا نشود

جا نشد در دلشو در وسط تشت چه سود

پاره های جگرش جا بشود یا نشود

به عبدالزهرا فرمود،گفت روضۀ من اینه :

کوچه ها علت پیریِ تو را میداند

بر سر تشت قدت تا بشود یا نشود

مادری هستی و در نزد تو هم زهرا هست

مدفن گمشده پیدا بشود یا نشود ...

فرمود عبدالزهرا، روضۀ مارو اونطوری که هست نمیخونی برامون؟.. گفت آقاجان من روضۀ شمارو اون چیزی که شنیدم خوندم، شنیدم شمارو مسموم کردن، شنیدم پاره های جگرتون داخل تشت، شنیدم به بدن نازنینتون تیر زدن .. شنیدم نزاشتن بدنتون رو کنار قبر پیغمبر ببرن .. فرمود عبدالزهرا اینا همه روضه های من هست . اما روضۀ اصلی اینه برا گریه کنام اینطوری بگو ...

من دستم تو دست مادرم بود .. داشتیم از مسجد به سمت خونه میومدیم ، خوشحال بودم گفتم الان میرم برا بابا میگم مادر چه کرد .. میگم حقشُ چطور از اینا گرفت .. اما این خوشحالی چند دقیقه بیشتر طول نکشید .. یه وقت دیدم وسط کوچه نانجیب اومد .. دست به دیوار گذاشت ، مادرم هی عقب عقب سمت دیوار رفت .. چندتا نامحرم اومدن ، باورم نمیشد اینطور حرمت مادرم رو بشکنن .. عبدالزهرا چنان بی هوا سیلی ...

 من غریب این دیارم

که همه ازم بریدن

این جماعت جانمازُ

از زیر پاهام کشیدن ..

با کی بگم که ، دل پریشونم

شد هم زبونم ، تشنۀ خونَم ..

چشمام ابر آسمونِ

لبهام غرقِ لخته خون ..

یادِ خنده هایِ قنفذ

قلبِ من رو میسوزونه ..

عمریِ طعنه شنیدم

شبها غرق اضطرابم

عمریِ که خاطرات

کوچه ها میده عزابم

یه عمر امام حسن جلو چشمش میرفتن بالا منبرها به بابایِ مظلومش سب میگفتن .. یه عمر ، جلو چشمای امام حسن، سبّ و لعن میکردن امیرالمومنینُ ، نوشتن همه جا صبر کرد به جز اون لحظه ای که اون نانجیب مغیرۀ ملعون رفت بالا منبر ، تا اومد سبّ کنه حضرت از جا بلند شد فرمود ، بشین نانجیب تو دیگه بشین ، من یادم نرفته جلو چشمای من ، انقدر با غلاف شمشیر به بازویِ مادرم زدی ...

دستش بلند شد ، ای داد بی داد

انقدر با پا زد ، از نفس افتاد ...

دست مادرم میلرزید

چشماش جایی رو نمیدید

مادر ، از رو خاک بلند شد

راهِ  خونه رو می پرسید ..

زینبم گریه نکن که

تو روزایِ سختی داری

یه روزی لباتُ رویِ

رگایِ پاره میزاری ...

اونجا میفهمی ، که کی غریبه

تو قابِ چشمات ، شیبُ الخَضیبِ ..

شمر و میبینی که خواهر

رویِ عرشِ حق نشسته

مثله سینۀ حسینت

قلبِ فاطمه شکسته ..

بعضیا نوشتن ، امروز تشت و پاره هایِ جگر امان حسن ، داخل تشت جلو امام مجتبی بود، اما تا شنید خواهرش زینب داره از در میاد، اشاره کرد فرمود تشت رو ببرید .. زینب نبینه .. زینبم طاقت نداره ..

همه مراعاتِ حالِ زینب و کردن .. باباش امیرالمومنینم وقتی با سر خون آلود داشتن میاوردنش جلو در خونه، فرمود حسنم حسینم زیر بغلمُ رها کنید با پای خودم وارد شم .. زینب طاقت نداره منو با این حال ببینه .. مادرش زهرا هم مراعاتش رو میکرد .. همه مراعات کردن،بزا اینکه میدونستن چه صحنه هایی رو زینب میبینه ، برا اون لحظه ای که اومد بالا تل زینبیه ایستاد .. چه صحنه ای دید که رو کرد به حرم جدش رسول الله .. صدا زد :

صَلّی عَلَیکَ مَلیکُ السَّماءِ هذا حُسَینٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مُنْقَطَعُ الاعْضاءِ هذا حُسَینٌ ... اگه زینب این لحظه رو ندیده بود نمیتونست برا پیغمبر تشریح کنه هذا حُسینٌ مجزوزُ الَّرأسِ مِنَ القَفا ...

حسین ...

 

زائر اربعینم ، زائر موکبایِ بین راهم
خیلی دلم گرفته ، مونده میونِ سینه بغض آهم
یه لشگر سر سپرده ، یه سیل با شکوه دیدم
ولی سئوال من اینه یه چیز و من نفهمیدم
چرا حسن اینقد غریبه ؟
چرا یه ضریحم نداره ؟
اگه یکی خواست زائرش شه
آخه کجا پس سر بزاره ؟
الهی بمیرم حسن جان .....
وقتی دلم میگیره ، میرم با پایِ دل به سمت مشهد
سلام میدم همیشه ، میون صحن انقلاب به گنبد
امام رضا در خونت ، همش برو بیا دیدم
آقا سئوال من اینه یه چیز و من نفهیدم
چرا حسن اینقد غریبه ؟
یه شب زیارت نداره ؟
چی میشه یه شمع و چراغی
یکی روی خاکش بزاره ؟
الهی بمیرم حسن جان .....
غصه یکی دوتا نیست ، غریبی از امام حسن جدا نیست
روضه همیشه سخته ، اگر که کوچه باشه کار ما نیست
سربسته میگم یه روزی ، تو کوچه راهشو سد کرد
این روزگار بی غیرت ، با آلِ مصطفی بد کرد
چادر یه مادر رو خاکا
یه پسری حیرون تو کوچه
دروغ ایشاالله تمومش
که دیده حسن خون تو کوچه
الهی بمیرم حسن جان ....

 

زینبم تو گرفتی با حسین روی دامن سرمو

من میرم جای شما ببینم مادرمو

پیش مادری که با پرِ زخمی پر کشید

دلیل رفتنشُ جز خودم کسی ندید ..

مادری که گیسوهاش مو به مو سفید میشد

ذره ذره آب میشد ، روز به روز شهید میشد

شاهدِ شکستنش کسی غیرِ من نبود ...

من دیدم که گونه هاش چه جوری شدن کبود

دست سنگین مثل برق،از رویِ سرم گذشت

دست من به رویِ خاک،پیِ گوشواره میگشت

بی صدا گریه میکرد یاعلی یاعلی .. اسم بابامُ میبرد

تا میخواست بلند بشه دوباره زمین میخورد

خوبه که دور و وَرَم پُرِ از محارمم ...

ازمیونِ همتون دیگه امشب عازمم

سر من رو دامنِ مهربونِ برادرم

قاسمم گریه نکن ... انقده بالاسرم

قاسمم یادت نره تا عمو کنارتِ

سختیای زندگی با عمو بهارتِ

قاسمم یه روز میاد عمو تنها میشه

پیش چشم تو سیاه همه ی دنیا میشه

اون روزه که تو باید جانشینِ من بشی

تویِ میدونِ بلا ، یه تنه حسن بشی

حسن شد؛ چه حسنییمن شد؛ چه عقیقِ یمنیهمه جاش کبود شد .... سر رو برگردوند ...

خواهرم گریه نکن گریه تُ بذار کنار

همه اشکِ چشمتو برا کربلا بذار

یه روزی تو خاک و خون،تنِ بی سر میبینی

فرمود حسین جان من الان چشمم میبندم و باز میکنم ، صورت تو رو میبینم ... ای قربون صورتت ... سرمو برمیگردونم عباسمو میبینم ... ای قربون عباسم .... اما یه روز میاد تو چشمتو باز میکنی جلو چشمات خاکه .... سر رو که برمیگردونی ، از روی خاک میبینی بچه هات دارن خودشون رو میزنند ... این ور برگردونی چکمۀ شمر کنارته ...‌. الان اشک منو شما پاک میکنی .. قربون صورت خون آلودت حسین ....

یه روزی تو خاک و خون،تنِ بی سر میبینی

سرِ یه شیرخواره رو رویِ خنجر میبینی

یه روزی که میبینی اوج اشک و ناله رو

درمیاری از آتیش دخترِ سه ساله رو

یه نگاه به عباس ... زینبم

یه روز از رو نیزه ها جلویِ پایِ حرم

میبینی که افتاده سرِ سقایِ حرم

 

هرجا روی خاک میشینم
هرجا سنگ قبر میبینم گریه م میگیره
زیر سایه بون میشینم گریه م میگیره
نه گنبدی نه چراغ نه صحن و رواق
میمیره برات شیعه به خدا
بازم نم بارون رو گونمون میزنه
دوباره غمت داغ روی قلب منه
منی که برام هرجا مشکلی پیش اومد
فقط رو لبم ذکر یا امام حسنه
 آقام آقام آقام یابن الزهرا
وقتی تو حرم میشینم
صحن مشهد و میبینم گریه م میگیره
طاق و گنبد و میبینم گریه م میگیره
نه صحن و ایوونی نه روضه خونی
می باره قلبم رو خاک بقیع
یه روز تو مدینه برات حرم میسازیم
حرم برا تو شاه با کرم می سازیم
جلوی حرم صحن قاسم بن حسن
آره میسازیم آقا خوبشم میسازیم
بازم نم بارون رو گونمون میزنه
دوباره غمت داغ روی قلب منه
منی که برام هرجا مشکلی پیش اومد
فقط رو لبم ذکر یا امام حسنه
 آقام آقام آقام یابن الزهرا

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2807
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 16
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,086
    بازديد ديروز : 4,874
    بازديد کننده امروز : 301
    بازديد کننده ديروز : 1618
    گوگل امروز : 248
    گوگل ديروز: 1868
    بازديد هفته : 29,184
    بازديد ماه : 166,783
    بازديد سال : 1,143,543
    بازديد کلي : 8,012,760
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.175.191.150
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید