close
تبلیغات در اینترنت
امام حسن (ع)

امام حسن (ع)

امام حسن (ع)

امام حسن (ع)
امام حسن (ع)
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 4 aboozar
1 17 aboozar
2 1280 amir004
0 1226 aboozar
0 505 aboozar
0 1004 aboozar
3 756 aboozar
12 1792 aboozar
4 7206 amirsajad
0 2773 aboozar
0 2679 aboozar
0 2526 aboozar
0 4185 aboozar
0 1755 aboozar
1 18809 2505
6 7002 aboozar
0 15414 aboozar
1 2948 masoudfn
1 1960 aboozar
14 4431 aboozar

میشه که حتی وسط سینه زدن گریه کنیم

میشه توی ماه حسین برا حسن گریه کنیم

دوباره حاجت بگیرید همه با ذکر یا حسن

گدای بی نوا من و کریم با وفا حسن

خود امام حسین میگه گریه کنید برا حسن

من بمیرم براش یه عمر بی یارو بی حبیب بوده

فدای اون آقایی که تو خونشم غریب بوده

غریب حسن غریب حسن

کاشکی نگاهی بکنه تا گره هامون وا بشه

آرزوی هر شبمو زیارت بقیع بشه

دل شده بی تاب بقیع دل شده آباد حسن

ما به فدای حسن و فدای اولاد حسن

ایشالا زود ساخته بشه پنجره فولاد حسن

ایشالا به زودی زود حرم براش بنا کنیم

صحن مدینه رو مثل مشهد و کربلا کنیم

غریب حسن غریب حسن

گریه های ما همه از بارون چشم ترشه

خود این آقا اولین روضه خونه مادرشه

هی ناله میزد و میگفت با حال زار و مضطری

الهی که زخمی نشه بال و پر کبوتری

جلو چشای پسری نخوره سیلی مادری

شرمندگی سخته چقدر پیش نگاه مادری

هی میگه کاش تو کوچه ها سد نشه راه مادری

غریب حسن غریب حسن

 

ای سلام حسین، حسن
ای تمام حسین، حسن
ای امام حسین، حسن
صلح تو قیام کربلا
پیروت امام کربلا
آخرین لحظه ی زندگیت
بر لبت کلام کربلا
ای سلام حسین، حسن
ای تمام حسین، حسن
ای امام حسین، حسن
فدای جگر پاره ات
که خون شد برای مادرت
فدای تو که غم حسین
شراره زده به پیکرت
ای سلام حسین، حسن
ای تمام حسین، حسن
ای امام حسین، حسن
ای غریب در وطن، یاحسن
شاه خونین کفن، یاحسن
اسم رمز قیام حسین یا حسن
هم صدای حسین، حسن
دلربای حسین، حسن
مقتدای حسین، حسن
ندادی به احدی خبر
ز داغ جگر شعله ور 
برای صورت نیلی و
برای اثر میخ در ....
ای سلام حسین، حسن
ای تمام حسین، حسن
ای امام حسین، حسن
خانه ات معبد انبیا
خاک تو مسجد اولیا
شد درخشنده از نور تو
گنبد مرقد کربلا ...
ای همه باورم حسن
ای خدای کرم حسن
قبله ی بی حرم حسن
بقیع تو حرم خدا
بقیع تو خود کربلا
به زودی همگی عازمیم
به سمت حرم مجتبی
ای سلام حسین حسن
ای تمام حسین حسن
ای امام حسین حسن
صلح تو قیام کربلا
پیروت امام کربلا
آخرین لحظه ی زندگیت
بر لبت کلام کربلا
ای سلام حسین حسن
ای تمام حسین حسن
ای امام حسین حسن
یا حسن حسن


 

تصور کن که این آقا برای خود حرم دارد

کریم آل طاها چند تا باب الکرم دارد

 شب و روزم عزا شد اهل بیتم را صدا کردم

به لطف مادرش در خانه بزمی دست و پا کردم

 به پاس لطف بسیاری که آقا کرد در حقم

منم دارایی ام را نذر خرج روضه ها کردم

 نشد که سرمه ی چشمم کنم خاک مزارش را

ولیکن دیده را با خاک پرچم آشنا کردم

رمضان تا محرم از محرم تا صفر هرشب

نشستم روی سجاده حسن جان را صدا کردم

خودش با دست خود من را نشانده بر سر سفره

اگر کم از سر این سفره بردارم خطا کردم

 به هر ماتمسرایی سر زدم دیدم حسینیه ست

حسینی ام ولی در دل حسنیه بنا کردم

 اگرچه بر سر و سینه زدم با روضه های او

ولی با خویش میگویم خطا کردم خطا کردم

نفهمیدم که آقایم به هرچه کوچه حساس است

از او شرمنده ام امشب اگرکه کوچه وا کردم

از آنجایی که حتی خواهرش لطمه به صورت زد

میان روضه ها من هم به زینب اقتدا کردم ...

+یکم روضه بخونم ... یا امام حسن ...

آری یک عمر دلش غرق عزاداری بود ...

+خدا خیرت بده خوب برا امام حسن عزاداری کردی ... شام غریبان امام مجتبی ، بین ما رسمه بزرگی که از بین ما میره ، دفنش میکنن ، اولین شب قبرش همه میان تو خونه ش جمع میشن ... تو خونه ی امام حسن هم ابی عبدالله نشسته بود ، اباالفضل بود ، زینب بود ، قاسم بود دیگران بودن ... امشب بگو آقا ممنونیم ما رم از خودتون دونستید راهمون دادید اجازه دادید بیایم براتون گریه کنیم و ناله بزنیم ....  

 آری یک عمر دلش غرق عزاداری بود ...

تا چهل سال فقط کار حسین زاری بود ...

از همان کوچکی اش کوچه گرفتارش کرد

جگر خون شده اش حامل اسراری بود

 دم به دم تکیه به دیوار غریبی میداد

آنکه بر مادر خود فکر عصا داری بود

هفت بار از اثر زهر به خود پیچیده

بارها این جگرش صید جفا کاری بود

 آخرین بار که زهر از گلویش پایین رفت

روزه بود و به خدا لحظۀ افطاری بود

از همان روز که در خانۀ آقا آمد

نقشۀ جعدۀ ملعونه جگر خواری بود

+خدا خودش و باباش و داداشش رو لعنت کنه ... باباش تو شهادت امیرالمؤمنین دست داشت ، دخترش امام حسن رو زهر داد ، پسرشم رفت کربلا تو قتل ابی عبدالله ....

زیر لب زمزمۀ وا حسنا زینب داشت

خواهری که همه جا در صدد یاری بود

 ناگهان دید به احوال تعجب زینب

تشت رنگین شده و لخت جگر جاری بود

با خبر کرد در آن حال برادرها را

باز هم دخت علی فکر پرستاری بود ...

بی خبر بود ز آثار هلاهل ای وای

اثر سودۀ الماس عجب کاری بود ...

قاسم اش در بغل حضرت عباس گریست

کار عبدالله دردانۀ او زاری بود ...

با وجودی که خودش حال عجیبی دارد

همه جا ام مصائب پی دلداری بود ...

+میخوام جای دیگه ببرمتون ....

آنکه در تشت طلا پاره جگر دید همان

دید در تشت طلا اوج گرفتاری بود

خیزران بود و لب قاری قرآن در تشت

غرق در خون دهن و لعل لب قاری بود

+همچین که سر و از تشت برداشت ، دیدن لب و دهان امام حسن خون آلوده ... خدای نکرده تا حالا دیدید دندانت یا دهانت یه ضربه ای ببینه ؟لب و دهانت خون آلود میشه ... تا زینب چشمش افتاد به لب و دهان امام حسن ، چنان به صورتش لطمه زد ...صدا زینب خواهرم گریه هات رو نگه دار ... یه روزی میاد ، تو وارد یه مجلسی میشی ... آه ....

 +اجازه بدید شام شهادت امام حسن یه روضه از ابی عبدالله بخونم ... آخه دید حسین داره خیلی شدید گریه می کنه ، گفت حسین جان گریه چرا میکنی ؟ ...گفت داداش مثل تو رو دارم از دست میدم ...گفت حسین جان هیچ روزی مثل روز تو نیست ...سرت رو میان تشت قرار میدن ... وارد مجلس می کنن ... راوی میگه دیدم تا سر رو وارد کردن زن و بچه رو پا بلند شدن ....ای حسین .....

 

چونانکه خالق احد و ذوالمنن یکیست
بین تمام حسن فروشان حسن یکیست
تو ماه عالمی و هزارانت انجمن
گویند متفق که مه انجمن یکیست
هر کس که دید روی تورا بین پنج تن
اقرار کرد کاینه پنج تن یکیست
گرچه تو و علی و نبی را سه پیکر است
جان تو علی و نبی در بدن یکیست
اسرار غیب آینه ایست روبه روی توست
عین الهی و پیش تو سر و علم یکیست
صبر تو بست دست تو را ور نه دست تو
با دستهای حیدر خیبر نشین یکیست
هر جا سفر کنم دل من در بقیع توست
آری بر این مسافر تنها وطن یکیست
مردی چو جدو باب و حسین وتو نیست نیست
چونانکه مثل حضرت صدیقه زن یکیست
مهر تو ثبت مهر مسلمانی من است
بی تو طریق کفر و مسلمان شدن یکیست
ای کائنات سفره عام تو یا حسن
ای فوق وهم علم و مقام تو یا حسن
روح مسیح طوطی گلزار معرفت
جان کلیم مست کلام تو یا حسن
صدق و صفا دو شیفته ی خلق و خوی تو
صبر و رضا دو طائر راه تو یا حسن
قرآن روی سینه ی زهرا و حیدری
آینه ی تمام نمای پیمبری
من جگر پاره ی زهرایم و پاره جگرم
همه رایارم و خود از همه مظلوم ترم
عمر من بود محرم همه روز و همه شب
قاتل از زهر جفا کشت به ماه صفرم
لب فرو بستم و دیدم که اهانت میکرد
قاتل مادر مظلومه ی من بر پدرم
قسمتم بود به مسجد که ز طفلی هر روز
قاتل مادر خود را سر منبر نگرم
تا در آن کوچه رخ یاس نبی گشت کبود
تیره شد صورت خورشید به پیش نظرم
مضطرب بودم و لرزیدم و حیران بودم
که چه سان مادر خودرا به سوی خانه برم
درهمان لحظه که شد مادر من نقش زمین
من نگه کردم و او گفت خدایا پسرم


خواب دیدم این دلم دوباره حزینه

خواب دیدم دارم من میزنم به سینه

گریه کن نوحه خون یه پرچم روی دوش

با پای پیاده میرم تا مدینه

تو خواب دیدم یه گل خریدم

با گریه داشتم میدویدم

عمود یکهزار و عشقه

خدا رو شکر حرم رسیدم

غوغا تو حرم به پا بود

مدینه کرببلا بود

تو خواب دیدم تو بقیعم

گنبد طللا به پا بود

آسمون داره باز ستاره میباره

حسن حرم داره حسن حرم داره

پیچیده تو عالم صدای نقاره

حسن‌ حرم داره حسن حرم داره

آقام آقام آقام حسن یا مولا

افتخارم اینه من اسیر توام

عاشق سینه چاک تو‌مسیر توام

خواب دیدم زیر ایوون طلایی تو

عاشق پرچم بی نظیر تو ام

صحن سرا شور و صفا بود

اذن دخول یا زهرا بود

شبیه مشهد الرضا بود

ایوون طلا تو‌عشقه

آقا نوکراتو عشقه

خواب دیدم دونه میریختم

آقا کبوتراتو عشقه

مدینه دیدنیه شلوغ زوارت

حسن حرم داره حسن حرم داره

باب القاسم که میری پر از گرفتاره

حسن حرم داره حسن حرم داره


غریب یعنی تو

غریب یعنی، غریب بین وطن

غریب یعنی تو

غریب یعنی حسن

گله داری از مردم دنیا

تو غریبی حتی توی خونه

یکی نیست مرهم شه واسه زخمات

حال و روز خیلی پریشونه

چه بی طرفداری حسن

غریب و بی یاری حسن 

هنوز دلت میلرزه از غمای کوچه

هنوز عزاداری حسن

غریب یعنی تو

غریب یعنی غریب بین وطن

غریب یعنی تو غریب یعنی حسن

نگاه کن آقا گداهات پای سفرت اومدن

روی لبهاشون کریم یعنی حسن

شده حسن حسن

شده حاتم درگیر نگاهت

در خونش روی همه بازه

گره داره هرکس توی کارش

براش آقا زود چاره میسازه

دوا و درمونی حسن

پناه و سامونی حسن

برا کویر خشکِ قلب غصه دارم

تو مثل بارونی حسن

چه بی طرفداری حسن

غریب و‌بی یاری حسن

هنوز دلت میلرزه از غمای کوچه

هنوز عزاداری حسن

غریب یعنی تو 

غریب یعنی غریب بین وطن

غریب یعنی تو غریب یعنی حسن

حسن،حسن...

شهید یعنی تو

سرت رو نی همه دیدن به عین

شهید یعنی تو 

شهید یعنی حسین

حسین.....

تو غریبی اما همه دیدن

دم آخر جسم تو کفن شد

بدنی که صد چاکه حسین ِ

تو غریبی همه تای حسن شو

چه جسم صد چاکی حسین

سرت شده خاکی حسین

تنت به زیر دست و پای مرکب اما

سر تو افلاکی حسین


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2131
    کل نظرات : 176
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 8
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,300
    بازديد ديروز : 3,068
    بازديد کننده امروز : 114
    بازديد کننده ديروز : 534
    گوگل امروز : 30
    گوگل ديروز: 378
    بازديد هفته : 7,173
    بازديد ماه : 43,415
    بازديد سال : 889,849
    بازديد کلي : 6,828,071
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.236.234.60
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید