loading...

آئین مستان

امام باقر (ع)

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
مقتل امام حسن عسکری علیه‌السّلام ‌ 7 1900 aboozar
مقتل امام رضا علیه‌السّلام 9 1573 aboozar
مقتل امام حسن مجتبی علیه‌السّلام 9 1077 aboozar
اهانت مرد شامی به امام حسن مجتبی (ع) 0 645 aboozar
مواعظ مهم امام حسن مجتبی (علیه السلام) در ساعات پایانی عمر 0 582 aboozar
متن مقتل ---- زیارت جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین 0 556 aboozar
عسکری صحیح است یا عسگری؟ 0 3450 aboozar
متن مقتل حضرت رقیه (س) 1 6565 aboozar
خطبه زین العابدین (علیه السلام) در کوفه 0 2789 aboozar
متن مقتل امام سجاد (علیه السلام) 3 3589 aboozar
حاج محمدباقر منصوری مداح اهل بیت (ع) درگذشت. 0 3183 aboozar
نیازها و بایدهای هیئت داری در کلام رهبری 10 3414 aboozar
کلاس مداحی حاج میثم مطیعی برای نوجوانان 0 4092 aboozar
احادیث درمورد ایام عزاداری 1 3529 aboozar
متن مقتل معتبر حضرت زهرا (س) 9 7071 aboozar
چرا نام پدر میثم مطیعی در لیست ترور منافقین قرار گرفت؟ 0 4899 aboozar
حاج غلامرضا سازگار:دوست دارم درحال ذکر اباعبدالله الحسین(ع) از دنیا بروم 0 5841 aboozar
توصیه خواندنی امام حسن عسکری (علیه السلام) به شیعیان 0 4323 aboozar
کتاب مقتلی که دکتر میثم مطیعی در حال ترجمه آن است 0 5491 aboozar
دعای پایان ماه صفر 0 4131 aboozar
خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 338 زمان : نظرات (0)

آمده ذی الحجه و افتاده ام یادِ منا
من شدم عمری اسیرِ خاطراتِ کربلا
در لَوایِ علم ، کارم روضه خوانی بوده است
چند سالم بوده که قدم کمانی بوده است
باقرم ، آنکس که پیرم کرده اند از کودکی
موقعِ دشنام سیرم کرده اند از کودکی ...
گرچه بر سجاده کارِ من دعا بوده فقط
منبرِ من روضه هایِ کربلا بوده فقط
قالَ باقر ، قالَ صادق میشود آخر ، حسین
نوحه ام حالا شده ، ای کشتۀ بی سر حسین
سوختم که پیکرم تشییع شد با یا حسین
چونکه در گودال رفته زیرِ دست و پا حسین
زهر ، کاری شد ولی با جانِ من کاری نداشت
کاشکی زنجیرها در حبس ، بیماری نداشت
دومین مردی که در زنجیر می آمد منم
هی زمین میخورد و گاهی دیر می آمد منم
زیرِ پایم آبله با خار میبینم هنوز
آنقدر شلاق خوردم تار میبینم هنوز ...
آه و زاری در بیابان داشتیم و خواب نه
سوختم وقتی که آتش بود اما آب نه
سوختم اما نه با این زهر ، بلکه در حرم
سوختم چون گفت عمه در حرم ، کو معجرم

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 457 زمان : نظرات (0)

 

هزار خاطرۀ غم نمیرود از یاد

غروبِ سرخِ محرم نمیرود از یاد ... 

چکارکردن ...چیکار کردن آقاجون ؟ میتونی یه جمله شو بگی ؟

به خون تمامیِ گلهایِ باغ آغشتن

نه گل ، نه غنچه ، نه بلبل ، تمام را کشتن

به کوچیک و بزرگمون رحم نکردن .....

حسین ...........

هزار خاطرۀ غم نمیرود از یاد ...

عمه هام میدویدن .... دامنِ عمه کوچولوم آتیش گرفته بود ...

آقا دیگه بگو از خاطراتت ....

به گاهوارِۀ خالیِ اصغرم سوگند

ربابُ خیمۀ ماتم نمیرود از یاد .....

خرجِ محرم و صفر رو بگیر ازین آقا ....

یه جوری شد اوضاع ، ما بچه ها تو این خیمه ها می گشتیم ، یه چیکه آب پیدا کنیم ... هی علی اصغر خودشُ از گهواره می انداخت پایین .... ای آقام ..... حسین ....

فرات بود و عطش بود و کودکانِ حرم ...

من در هر سنی باشم امامم ... من حجتِ خدا هستم ، اما عمه ها ، برادرا و برادرزادها و کوچولو هایِ دیگه طاقت نداشتن ... این دامن هایِ عربی رو بالا زدن ... رو کفِ خرابه .... جیگرم آتیش گرفته بود .... جیگرم می سوخت .....حسین .........

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 552 زمان : نظرات (0)

بسم الله الرحمن الرحیم

"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ،و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ،وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً،حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

شب شهادتِ امام محمد باقر همه حاجیایی هم که رفتن الان مکه هستن،اصلا کسی نیست تو مدینه،همه رفتن آماده بشن برا عرفات...ماها بریم بقیع شلوغ کنیم،هئیت بگیرم اونجا

منم که زنده نمودم خدا پرستی را

منم که شیخ و مرادم تمام هستی را

منم که زنده نمودم علوم قرآن را

کشانده ام به تماشا بهشتِ ایمان را

منم که زنده نمودم قیام جدّم را

منم که زنده نگه داشتم مُحرّم را

در اوج عرش مقامی رفیع دارم من

و غربتی چو غروب بقیع دارم من

منم که سنگ مزارم پَرِ کبوترهاست

منم که زائرِ تنهایِ هر شبم زهراست

منم که در نَفَسَم عِطرِ کربلا جاری است

شمیم غربت من در دل منا جاری است

هزار حرف نگفته میانِ دل دارم

هزار درد نهفته میانِ دل دارم

هزار حرف نگفته ز ماجرای حسین

چقدر روضه گرفتم فقط برای حسین

هزار حرف نگفته ز ظهرِ روز عطش

ز ماجرای رباب و ز داغِ سوز عطش

سه چار ساله ولی ماجرا که یادم هست

سری که رفت روی نیزه ها که یادم هست

همین که رفت عمو، قامت حسین خمید

همین که رفت عمو، ضرب تازیانه رسید

میان سلسله ها یک به یک قطار شدند

به روی ناقه ی عریان همه سوار شدند

چه زلف ها که در این ماجرا سپیده شدند

چه حرف ها که در این کوچه ها شنیده شدند

هنوز بر تن من جای سلسله است هنوز

هنوز بر کفِ پا زخم آبله است هنوز

هنوز قصّه ی بازار شام یادم هست

هنوز سنگ سرِ پشت بام یادم هست

چه ناله ها که در این سینه ها بریده شدند

چه موی ها که سَرِ هر گذر کشیده شدند

صدای دخترکی بی قرار یادم هست

هنوز قصّه ی آن نیزه دار یادم هست

هنوز در دل ما بُغض حرمله است هنوز

هنوز بر تن من جای سلسله است هنوز

شکست پهلوی آن دختری که خورد زمین

شبیه پهلوی آن مادری که خورد زمین

سه ساله بود ولی پیر عشق بابا بود

سه ساله بود ولیکن شبیه زهرا بود

از شام تا هشام فقط نا امید شد

پیش رقیه آخر سر روسپید شد

 از سَم گذشته بود، دلیل شهادتش

این بود که مصائب زینب شدید شد

 جا داشت ای کاش بود عمهْ رقیه کنار او

این درد هم به علت زهرش مزید شد

 روضه شنیدنی ست ولی پشت خیمه او

دیده که گوشواره کجا ناپدید شد

 پا می‌کشید و حجره چو گودال سرخ گشت

ازبس که محوِ روضۀ «او می‌کشید» شد

 پس می‌بُرید از بدنش درخیال خود

تا اینکه ظهر نوبت «او می‌بُرید»  شد

 او می‌بُرید و قصه به جایی رسید که

سوم امام کرب وبلا هم شهید شد

او می برید و من می بریدم

او از حسین سر،من از حسین دل...

 

قربون دست و پای میانِ ریسمانت برم،یا امامِ باقر! قربون سر شکسته ات میان کوچه ها و بازار،ای آقام....

جای ما الان بقیع خالیِ،امشب بشینیم بقیع برات گریه کنیم،دو سه شب دیگه هم،همه از بقیع بریم کوفه،تو حرم مسلم داد بزنیم،این شبا،شباییِِ که مسلم داره تو کوچه ها می گرده...

سیدالشهدا فرمود:تو همه چیز بعد از عباس،مسلم...تو وفا،تو شجاعت....

میگه:دیدم از لای در مسلم نمیه شب تو کوچه ها داره میره،پاش اومد کنار یه سگِ ماده ای که بچه هاش رو داشت شیر می داد،سگِ ماده خیلی خطرناک تر از حیوانای درنده ی دیگه است،اونم بچه داشته باشه...

سگ بلند شد مقابل مسلم نعره ای کشید،میگه:دیدم مسلم پلک به هم نزد،این مسلمِ...

اراذل کوفه رو می گرفت،پرت می کرد رو بام ها،آخر خندق کندن،با هزار کلک مسلم رو دستگیر کردن...

بعد همچین مسلمی زار زار گریه می کرد،طعنه بهش می زدن:چیه؟میخواستی رئیس بشی اینجا؟ می گفت: من گریه ام برا خودم نیست،گریه ام برا اینه شما نامردا نامه نوشتید حسین بیاد،نمی خواست بیاد،شما اصرار کردید،گفتید: باغامون سر سبزِ،بیابون هامون سرسبزِ،آقا نداریم بیا،نمی خواست بیاد،نامه نوشتید بیاد،بچه ی شیرخوارِ داره....

آی رفقا! مهمون کنید همدیگه رو،ولو به ارزون ترین خوراکی،آب،در دست ترین چیز،آبِ،گواراترین چیز،آبِ،دیگه آب دست همه میرسه،این همه نامه نوشتن....

از آب هم مضایقه کردن کوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

نیمه شب تو کوچه ها بچه های مسلم خسته شدن "محمد و ابراهیم"گفتن:بابا! مادیگه پاهامون درد گرفته...هی گوشه ی کوچه می نشستن،هی مسلم می گفت:پاشید بریم،خطرناکِ....

همه رفتن،درهارو بستن،خدا برا کسی غربت نیاره،خدا نیاره یه شهری همه بیان بگن: بیا خونه ی ما،قدمت بر چشم...چند روز بعد در رو به روت ببندن...

بچه هارو آورد دَرِ  خونه ی شریح قاضی،در زد،کیِ؟ منم مسلم بن عقیل،از پشت در گفت:مسلم! ما برا تو جا نداریم،گفت: من خودم نمیخوام بیام خونه ات،در رو باز کن،دو تا بچه هامو امانت بگیر،دختر علی،خانوم زینب وقتی اومد اینجا،بچه هامو بهشون بسپر...قبول کرد..

یه جوری بچه ها از بابا جدا شدن،بعد از چند لحظه دید دوباره در میزنن،کیِ؟ منم مسلم...گفتم برا خودت جا نداریم...فرمود: من خودم نمی خوام بیام داخل،دَم در یه بار دیگه بچه هامو ببینم...

خیلی سختِ،قرار نبود شهادت هر دوتاشون رو ببینه،الله اکبر،جان عالم فدای اون آقایی که صدا زد:

بالا بلندِ بابا،گیسو بلندِ بابا

علی اکبر!               

خرامان،خرامان

می بری از تنم جان

شهیدم کاکُلش در خون غلطونه

شهیدم خفته بینِ خاک و خونه

چشماتو قربون،زخماتو قربون

افتادی رو خاک،ای قد و بالاتو قربون

 امیرالمؤمنین،خدمت پیغمبر رسید،فرمود:آقا برا من دعا کن،پیغمبر فرمودن: "اَللهُم بِحَقِ عَلىٍ عِندَكَ اِغفِر لِعَلِىٍ !" خدایا به حق علی،علی رو ببخش، مولا عرض کردند:یارسول الله! این چه دعایی بود؟ فرمودند: آیا پیش خدا کسی بزرگوارتر از تو هست که او رو واسطه قرار بدم؟

خدایا بحق علی،مارو به مُحرم برسون،پیرهن سیاهِ ما آماده است،دیگ هامون آماده است،سیاهی های حسینیه رو زدیم،پرچم هامون آماده است،خدایا دلِ مارو آماده کن،الهی بحق امیرالمؤمنین فرج آقای مارا برسان.....

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 321 زمان : نظرات (0)

مهدی اکبری

میباره چشمامون امشب ، دلا از غصه لبالب
همه روضه خوانِ عزایِ ، رییسُ علمدارِ مذهب   
دوباره ، سرکینه و بغض حیدر
تداعی ، میشه روضۀ داغِ مادر
عزادارِ امشب موسی بن جعفر ، واویلا ...
سلام ای آقایِ غم کشیده
زِ رنج و محنت قدِت خمیده
سلام ای آرام قلب عاشق ، یا صادق ...
واویلا ، واویلا ، آهُ واویلا .....
دوباره باز هتک حرمت ، به آلِ علی شد جسارت
مدینه یه عمر که انگار ،به آتیش زدن کرده عادت  
دوباره یه دردی تو سینه نشسته
دوباره یه خونه که درش شکسته
دوباره امامی با دستای بسته ، واویلا ...
بدون عبا وبدون عمامه
نگفتن که دور از شانِ امام
همش زیر لب میگه با چشمایِ تر ، وای مادر ...
واویلا ، واویلا ، آهُ واویلا .....
بازم شکر که خواهر نداشتی ، غمِ سوخته معجر نداشتی
 
به تن پیراهن داشتی آقا ،تنِ زار و بی سر نداشتی
واویلا ، هنوز تو حرم حرف آب
یه مادر ، لب گودی حالِش خرابه
یه ناله ، گمونم که بی بی ربابه
سَّلامُ عَلَى شاهِ شَّیْبِ الْخَضیبِ
سَّلامُ عَلَى شاهِ خَدِّ التَّریبِ
بده مهلتم تا محرم آقا ، یا مولا .....
حسین جان ، حسین جان ، حسین جان

 دانلود مداحی

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 644 زمان : نظرات (0)

به شوق میلادِ دلبر امشب دلم از غم آزادِ

مدینه محو دیدار پسر امام سجاد

تجلیِ نور داور ، یا مولا ..

باقر آل پیغمبر ، یا مولا ..

به مقدمش امشب هستن ستاره ها بی تاب

فلک میباره پیشِ پاش ، بارونی از مهتاب

به روی ماهش زده شکوفه گل بوسۀ ارباب

تجلیِ نور داور ، یا مولا ..

باقر آل پیغمبر ، یا مولا ..

بهشتِ علم و تقوایی خورشیدِ سپهرِ ایمانی

تو کشتیِ بی همتایِ ، دریایِ علومِ قرآنی

تموم حکمت پا بسته ت ، یا مولا

مشیت حق ، در دستت ، یا مولا

به شوق میلادِ دلبر امشب دلم از غم آزادِ

مدینه محو دیدار پسر امام سجاد

تجلیِ نور داور ، یا مولا ..

باقر آل پیغمبر ، یا مولا ..

تو باقرالعلمی و از خدا لقب داری

به هر کلامت اعجازِ شاهِ عرب داری

به آل طاها تو از حسین و حسن نسب داری

تجلیِ نور داور ، یا مولا ..

باقر آل پیغمبر ، یا مولا ..

 

خادم اهل بیت‌ (ع) بازدید : 624 زمان : نظرات (0)

مدینه باز دل بی قرار

زمین پر از عطر بهار

فرشته نذر امام باقر گلاب و آیینه میاره

سحر روشن امید تو آسمونا در اومده

می تابه نور معرفت که عمر ظلمت سر اومده

روی دست امام سجاد گل پیغمبر اومده

مدینه باز دل بی قرار

زمین پر از عطر بهار

فرشته نذر امام باقر گلاب و آیینه میاره

تو قاب چشماش پر از اشک تبسم مادر

با یک نگاهش دل بابا ، به آسمون میپره

به روی ماهش گلای بوسۀ عمو علی اکبر

مدینه باز دل بی قرار

زمین پر از عطر بهار

فرشته نذر امام باقر گلاب و آیینه میاره

ستارۀ عرش برینه ، چراغ مهرش توی  سینه

میون خونه میخنده ، وقتی حسین زهرا رو میبینه

مدینه باز دل بی قرار

زمین پر از عطر بهار

فرشته نذر امام باقر گلاب و آیینه میاره

شراب کوثر خدا ، میریزه از گوشۀ لبش

برای خواب آروم میشه رو دستای عمه زینبش

صدای خندۀ اباالفضل لالایی خونه هر شبش

مدینه باز دل بی قرار

زمین پر از عطر بهار

فرشته نذر امام باقر گلاب و آیینه میاره

سخاوت وسعت لطفش ، همیشه دریایی

ولایتش نور مهتابه شبای رویایی

تو عشق و مستی بهونۀ همه دلای زهرایی

مدینه باز دل بی قرار

زمین پر از عطر بهار

فرشته نذر امام باقر گلاب و آیینه میاره

تو باقرالعلم خدایی

بهشت سرسبز ولایی

تو یادگار پرنده های مهاجر کرببلایی

شب جشن نگاه تو ، نزول مهر ومحبت

با تو بودن برای من قشنگ تر از حور و جنت

عیدی امشبم آقاجون ، یه برات زیارت

 

مدینه باز دل بی قرار

زمین پر از عطر بهار

فرشته نذر امام باقر گلاب و آیینه میاره

تو دفتر خاطرات من ، نشونۀ عشقت

رو شاخۀ مردۀ قلبم ، جوونۀ عشقت

دلم یه عمر که با دعای تو دیوونۀ عشقت

مدینه باز دل بی قرار

زمین پر از عطر بهار

فرشته نذر امام باقر گلاب و آیینه میاره

 

تعداد صفحات : 3

درباره ما
Profile Pic
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 3320
  • کل نظرات : 204
  • افراد آنلاین : 15
  • تعداد اعضا : 339
  • آی پی امروز : 1369
  • آی پی دیروز : 1550
  • بازدید امروز : 10,293
  • باردید دیروز : 11,559
  • گوگل امروز : 813
  • گوگل دیروز : 573
  • بازدید هفته : 64,082
  • بازدید ماه : 272,424
  • بازدید سال : 556,614
  • بازدید کلی : 19,062,442