close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شب پنجم محرم,متن روضه عبدالله بن حسن,متن سینه زنی زمینه عبدالله بن حسن,عبدالله بن حسن

متن روضه شب پنجم محرم,متن روضه عبدالله بن حسن,متن سینه زنی زمینه عبدالله بن حسن,عبدالله بن حسن

متن روضه شب پنجم محرم,متن روضه عبدالله بن حسن,متن سینه زنی زمینه عبدالله بن حسن,عبدالله بن حسن

متن روضه شب پنجم محرم,متن روضه عبدالله بن حسن,متن سینه زنی زمینه عبدالله بن حسن,عبدالله بن حسن
متن روضه شب پنجم محرم,متن روضه عبدالله بن حسن,متن سینه زنی زمینه عبدالله بن حسن,عبدالله بن حسن
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 148 aboozar
1 683 aboozar
0 470 aboozar
3 492 aboozar
0 619 aboozar
10 533 aboozar
0 641 aboozar
1 528 aboozar
9 1646 aboozar
0 1106 aboozar
0 1106 aboozar
0 842 aboozar
0 2036 aboozar
0 1282 aboozar
0 1804 aboozar
3 1519 aboozar
12 3006 aboozar
0 2198 aboozar
4 8134 amirsajad
0 3542 aboozar

خدایا، چرا هلهله ای ز دشت برخاست؟
خدایا، چرا دور و بر عموم غوغاست
بمیرم، عمو تنهاست
یکی تیغ و یکی تیر و یکی خنجر کشیده
به گِـرد یک گُـل سرخ این همه گلچین که دیده
دگر هنگامۀ رزم من رسیده
سوی تو می آیم، مولای تنهایم
حسین حسین حسین جان
رسیدم، بگردم ای عمو دور سر تو
چه زیباست، سر و جان دادن من در بر تو
تن من، شد سپر تو
نمیخواهم عمو پیش پدر شرمنده باشم
اگرچه نوجوانم میشود رزمنده باشم
نمی خواهم دمی بی تو زنده باشم
در گودال، جان دادم، ای نامت، فریادم
حسین حسین حسین جان

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ...

نرو عمه برگرد اگر میتوانی

توخیلی عزیزی، توهم نوجوانی

ببین حمله ی نیزه وسنگها را

مرا تا کجا باخودت میکشانی؟

ببین عمه تنهاست مَحرم ندارد

تو مَردی و باید کنارم بمانی

بمان تا که از مجتبایم بماند

برای دلم یادگاری نشانی

خدایی نکرده اگر برنگردی

اگر بشکند از تو ابرو کمانی

نرو ت انبینی تو از روی نیزه

که کارم شده با سنان هم زبانی

به قلبم تو خنجر نزن دست بردار

نمانده دگر در گلو استخوانی

گریه تو ببر حرم حسین،آی ناموس دارها!... برای چی گفت: داری خون دل به من میدی برگرد ...اگر من تنها بشم چی میشه؟...

منو بزم شامات و دروازه ی ساعات

منو یک یهودی و تکه پرانی

برو بی حیا دست بردار از ما

نگاهه خودت راکجا میکشانی؟

پابرهنه شد و به میدان زد

داد میزد عمو رسیدم من

دست من هست پس نَبُر دیگر

تیغ زیر گلو رسیدم من

تا می آیم غریب لب تشنه

باخدا درد دل مفصل کن

بامناجات گوشه گودال

نیزه ها را کمی معطل کن

چقدر دیر آمدم تیغی 

بوسه بر دست مهربانت زد

قاری خوش صدای آل الله

چه کسی نیزه بردهانت زد؟

آه چند خط شکسته ممتد

شکل زخم عمیق پیشانی

بی علمدار بودن خیمه

علت اصلی پریشانی

نیزه های شکسته می بینم

لب گودال و داخل گودال

چادر زینبِ تو خاکی شد

روی تل مقابل گودال

برق یک شیء آهنین دیدم

کاسه ی آب شاید آوردن

نه عموجان خیال خامی بود

تازه یک خنجر بد آوردن....

دشنه ای کُند میرسد از راه

نیت کشتن تو را دارد

چقدر زخم خورده ای ،ای وای؟

خواهرت خیمه بوریا دارد

آقاجان به صبرعمه ات زینب

به دل مضطر عمه ات زینب

سایه ی چکمه ای مرا ترساند

حق بده خصلت یتیم این است

صحنه ی غارت عبای شما

حول وحوش هزار ونهصد بود

زخمهای تو را شمردم من

احتیاجی به تیر حرمله نیست

ای عموی غریب ،مُردم من

عمو رسیدم و دیدم چقدر بلوا  بود

سر تصاحب عمامه ی تو دعوا بود

به سختی از وسط میدان گذر کردم

هزارمرتبه شکر خدا کمی جا بود

ثواب نحر گلویت...تعارفی شده بود

سر زبان همه،بفرما بود

عمو چقدر لب خشکتان ترک دارد

چه خوب میشد اگر مشک آب سقا بود

زنی خمیده عمو...رد شد از لب گودال

نگاه کن نکند ،مادر تو زهرا بود

 

 

عموجونم، عموجونم....

تا افتادی دویدم من

دویدم دیر رسیدم من

مثِ بابام توی کوچه

خیلی چیزا رو دیدم من

گرد و خاکی که برپا شد

هوای دشت ‌و مِه کرده

چکمه‌ها و سُم اسبا

عمو جِسمت رو لِه کرده

دیدم که...

با چکمه جسم پاکِت‌و برگردوند

باخنده‌هاش دل منو میسوزوند

دارم میمیرم

کاش می‌شد..

یه جوری می‌گرفتم اون خنجر رو

یه جوری می‌رسیدم اون پیکر رو ...

بغل بگیرم

عموجونم، عموجونم....

عمو هرکاری کردم که

سپرِ تو بشه دستم

مثِ بابام توی کوچه

نتونستم نتونستم

بابامم روی پا ایستاد

ولی دست از سرش رد شد

سیلی به مادرت خورد و

برا بابام چقدر بد شد

می‌خواستیم....

سپر بشیم ولی نشد شرمنده

بازم مثل مدینه شد شرمنده

عمو حلال کن

شرمنده...

شدیم من و باباجونم از زهرا

اون از مدینه و اینم از اینجا

عمو حلال کن

عموجونم، عموجونم....

همه‌ی دلخوشیم اینه

لااقل غرق تو خونم

مثِ بابام پس از کوچه

دیگه زنده نمیمونم

خوبه میرم نمی‌بینم

قاتلت داره میخنده

نمی‌بینم که نامحرم

دست عمه‌م رو میبنده

بابام که.....

مغیره رو تو کوچه میدید میمرد

نمیدونم چه جوری طاقت آورد

خدا میدونه

بعد از تو....

چه‌جور سرت رو روی نی می‌دیدم

حرم رو توی بزم مِی می‌دیدم

خدا میدونه

عموجونم، عموجونم....

 

 

تا که تو را در وسط معرکه دیدم

تا دم گودال سراسیمه دویدم

رد شدم از بین عدو آمدم اینجا

با چه مکافاتی کنار تو رسیدم

اومدم اینجا چون که هوایی توام

تا که بگم از دل من فدایی توام

مثل داداشم منم ابن الحسن

ای عمو یار مجتبایی توام

هر کسی آمد ته گودال تو را زد

گو که سنان بر دهنت نیزه چرا زد

آنکه نشست روی تنت پست ترین بود

خنجر خود را ز گلو نه زقفا زد

من به فدای زخمای روی تنت

عمه نبینه روی خاکه بدنت

این چه بلایی بود که اومد سر تو

پیرهن خونی میشه آخر کفنت

 

غریب گیر آوردی مگه عموی منو

آخه شایدم ندیدی اون روی منو

هنوز من نمردم عمومو دوره کنی

هنوز زوده بشناسی غیرت حسنو

والله تا آخر عمرم باهاشم

تنها بمونه مگه من مرده باشم

دلم پیش بابامه، که جونم رو دستامه

لا افارغ عمی فقط ذکر لبهامه

حسین جانم حسین جانم

عمو اومدم خودم فدای تو بشم

فدای تموم غصه های تو بشم

دیدم قاتلت داره با خنجر میرسه

شنیدم داره صدای مادر میرسه

از خیمه اومده این آخرین یار

بعد از اباالفضل منم واست علمدار

توقلبم پر از آهه با عمری که کوتاهه

رو دست تو جون میدم منم مثل شیش ماهه

حسین جانم حسین جانم

حسن جانم حسن جانم

شده قتلگاه ام شبیه کوچه عمو

برام بازم از روضهء مدینه بگو

ببین توی قلبم یه دنیا درده عمو

بگو میخ در با سینه چه کرده عمو

بابا تو سن من موهاش سفید شد

توی جوونی چرا مادر شهید شد

غمت رو دلم آوار بگو از در و دیوار

از اون رد خونی که مونده بود روی مسمار

حسین جانم حسین جانم

 

چقدر شلوغِ گودال،لرزه رو تنم نشسته

یه تنِ زخمیِ بینِ، این همه نیزه شکسته

دوست دارم برم تو گودال،بغلِ عمو بمیرم

همین هم بسِ برا من،جلو یه تیرو بگیرم

کاشکی می شد که،عمه نبینه

میخواد بشینه قاتل رو سینه

ای وای باورم نمیشه

انگار شمرِ که رسیده

بین ناله های زهرا

قاتل خنجر رو کشیده

واویلا صدای هَل مِن ناصرِ

واویلا عموم شده مُحاصرِ

دستش رو کشید،هر چی ابی عبدالله سفارش کرده بود،زینب! این بچه رو مواظب باش،من بزرگش کردم،این بچه از یک سالگی تو بغلِ منِ،این داداشِ قاسمِ،قاسمیِ که سیزده سالکی بگه:"اَحلی مِنَ العسل" این بچه هم خون داداشم حسن تو رگاشِ،این امانتِ،این یتیمِ...

ابی عبدالله،" رَبیعَ الْاَیْتامِ" یه جوری رو یتیم حساسِ،که رو بچه ی خودش حساس نیست...لذا وقتی دستش رو کشید،دوید وسط میدون از لای اسب ها و شمشیرها، نمیدونم خودش رو چه جور رسوند گودال،فقط همین رو میدونم تا رسید،دید سر عمو تو دستِ قاتلِ،دید الانِ که شمشیر بالا رفتِ و پایین بیاد،سر از بدنِ عمو جدا کنه،یه بچه ی یازده ساله،مگه چقدر بازو داره،دستش چه اندازه است؟ بلند کرد دستش رو،دید کاری نمیتونه بکنه،نه سپری،نه چیزی،تا شمشیر اومد پایین،دستش رو آورد جلو،تا دستش افتاد،بعضی ها نوشتن صدا زد:آخ مادر!...افتاد تو بغل حسین...

همه اومدن برایِ غارت و غوغا و جنجال

اونی که نیزه نداشته،با عصا اومده گودال

 

ببین اربابت رو چه جوری کشتن،مرحومِ سید بن طاووس توی لُهوف نوشته...

اونی که نیزه نداشته،با عصا اومده گودال

نمیخوام بین ما دیگه،این همه فاصله باشه

نمیخوام سرِ تو دستِ،خولی و حرمله باشه

میشه که از من،نگیری روتو

حالا که قاتل، گرفته موتو

برگرد خیمه رو نگاه کن

چشما خیره سمت گودال

اینجا مادرت رسیده

اونجا عمه رفته از حال

دو تا یتیم تو بغل حسین جون دادن،یتیمای داداشش حسن،قاسم جون داد،یکی هم عبدالله،هر دو براش سخت بود،مگه راحتِ آدم یتیمِ داداشش تو بغلش جون بده،اما برا قاسم حضرت این جمله رو به کار برده:سختِ برا عموت، تو صداش بزنی،نتونه کاری برات بکنه...آخه قاسم هی پاهاش رو روی زمین می کشید...

حالا من از شما سئوال می کنم،فقط جواب من رو با گریه بدید من حرفم رو زدم،اونجا سخت گذشت به حسین،یا سر عبدالله سخت گذشت؟ باز رسید سر قاسم یه ذره جون داشت،قاسم رو بغل کرد،باهاش حرف زد،نوازشش کرد،جون داشت با قاسم حرف بزنه،رمق داشت قاسم رو بغل کنه برگرده،اما تو گودال وقتی عبدالله افتاد تو بغلش،نمی تونست حرف بزنه،با چشماش هی نگاه کرد،عموت رو حلال کن،داشت با عبدالله حرف میزد،تو بغل حسین،حرمله تیر سه شعبه زد،سر بچه تو بغل حسین جدا شد،حسین

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3002
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 12
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,311
    بازديد ديروز : 3,438
    بازديد کننده امروز : 1040
    بازديد کننده ديروز : 1386
    گوگل امروز : 1177
    گوگل ديروز: 1726
    بازديد هفته : 12,121
    بازديد ماه : 14,419
    بازديد سال : 1,485,655
    بازديد کلي : 8,354,872
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.205.60.226
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید