close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه همراه سبک

متن روضه همراه سبک

متن روضه همراه سبک

متن روضه همراه سبک
متن روضه همراه سبک
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 2 aboozar
9 969 aboozar
0 507 aboozar
0 501 aboozar
0 340 aboozar
0 1511 aboozar
0 765 aboozar
0 1305 aboozar
3 1041 aboozar
12 2366 aboozar
0 1680 aboozar
4 7637 amirsajad
0 3084 aboozar
0 2942 aboozar
0 2799 aboozar
0 4523 aboozar
0 2013 aboozar
1 19332 2505
6 7437 aboozar
0 15761 aboozar

زندگی بعد تو عذابه

رو دست من جای طنابه

تموم گلهاتو آوردم

اما یکی موند تو خرابه ...

این نشونی که رو چشام

سوغاتی کوفه و شام

چادر خاکی رقیه

ببین داداش، شال عزامه

هر کاری کردم که بمونه ، اما نشد ...

نمیره زیر تازیونه ، اما نشد اما نشد ...

هم سفرم شه تا مدینه ، اما نشد ...

خواستم سر تو رو نبینه ،اما نشد ...

 +داداش تو اون مجلس هرچی جلو چشماشو گرفتم ... هی رو پنجۀ پا بلند شد ، عمع به خدا سر خود بابامه .... حسین جان تو اون مجلس با اون چشم کمسوش تو رو شناخت اما نزاشتم درست تو رو ببینه ...اما تو خرابه سر تو به سینه چسباند ....

شده تنم پر از کبودی

هر جا که بردنم تو بودی

سر تو رو بالای نیزه

چه سنگی زد ، زن یهودی ...

غارت شده انگشتر تو

غارت شده روسری من

حتی زن یزید دلش سوخت

برای بی معجری من

خواستم که تو قرآن نخونی ، اما نشد ...

خواستم نشه لب تو خونی ، اما نشد ...

+از چهارسالگی همه بهش گفتن کربلا ، عطش ، سر بریده ... از چهارسالگی این کلمات رو مرور کرد ، لذا کربلا شب عاشورا تا دست امامت رو قلبش آمد همه رو پذیرفت با شهادت حسینش کنار اومد .... داداش همه بهم گفتن حسینتو تشنه می کشن ، همه رو باور داشتم اما اینو باور نداشتم سرت تو تشت طلا باشه .... نانجیب شراب بخوره ... ته ماندۀ شرابش رو .... جلو زن و بچه ت چوب خیزران بلند کنه .... آخ بمیرم برات ....خاک بر دهان من ، تو دعای عرفه اومده ابی عبدالله با تمام اعضا و جوارحش شهادت میده به یگانگی خدا ( تک تک اعضا رو میگه ) ... یعنی با همۀ اعضا و جوارحم شهادت میدم ، میخوام یه جمله بگم و بشینم ، همۀ اعضا و جوارحش رو کربلا تقدیم کرد ... یه جای سالم تو بدنش باقی نموند ... تنها جای سالم دندان های مبارکش بود .... یه نگاه کرد نانجیب ، دید دندان هاش سفیده و میدرخشه ... چوب خیزران رو بلند کرد .... حسین ....

 

اختر من، هلال من، ماه من

همسفر و همدم و همراه من

بی تو دلم طایر بی بال بود

داغ چهل روزه چهل سال بود ... 

+این چهل روز برا زینب چهل سال گذشت ...

شعله نثار جگرم کرده اند

با سر تو، همسفرم کرده اند

پیش روی محمل من صف زدن

رقص کنان، خنده کنان، کف زدن ...

+خواهر تو همه با دست نشون دادن ... هله هله کردن ... حسین ...میخوام روضه بخونم برات ... چهل روز نزاشتن زینب یه دل سیر گریه کنه ...

محمل من در ملا عام بود

همدم من، سنگ لب بام بود ...

دیده به خورشید رخت دوختم

آب شدم ساختم و سوختم ...

+نگاه نکن حسین پیر شدم ... این چهل روز منو پیر کرد ... یا اباعبدالله ...

راس تو می داد به زینب سلام

چشم تو میگفت به من هم کلام

چشم تو از چهار طرف سوی من ...

نغمه ی قرآن تو، نیروی من ...

حالا ببین زینب اومده ..

حال پی عرض سلام آمدم

فاتح و پیروز به شام آمدم ...

ای به جمالت نگه فاطمه

ای سر نی هم سخن فاطمه

باز هم از وحی محمد بگو

از گلوی پاره خوش آمد بگو ...

ببین زینبت اومده ...

آمده ام شانه به مویت زنم

بوسه به رگهای گلویت زنم ... 

+حسین جان ... ازت توقع زیادی ندارم، یه خواهش دارم، زبانحال ...

دست برون از دل این خاک کن

اشک غم از دیدۀ من پاک کن ...

حسین ..........

ای به لبت زمزمۀ آب آب

آب بده، آب بده بر رباب ...

جان اخا غنچه ی پرپر کجاست؟

آب که آزاد شد، اصغر کجاست ؟

+تو این چند روز کربلا، اونایی که سالهای قبل رفتن، میدونن، تو این چند روز کربلا، اونی که خیلی به چشم میاد اینه ؛دیدم همه جا آب فراوان، اصلا چیدن رو هم بطری های آب آماده، خنک، نمیخوان زائر اربعین یه لحظه هم تشنگی بکشه .. محال کسی آب بخواد و آب پیدا نکنه ... کافیه بگی آب کجاس ؟ کافیه بفهمن تشنه ای، همه میان طرفت، بهت آب تعارف میکنند .. خیلی عجیبه این راه ...میخوام بگم خصوصا اگه ببین یه مادری بچه بغلشه ... (روضه من همینه ...) ببینن یه مادری طفل شیرخواره داره بیشتر آب بهش تعارف میکنند ... میگن این برا خودت این واسه بچه ات ... بچه تو این آفتاب و گرما تلف نشه ... اما بمیرم برا اون حسینی که چهل روز قبل بچه شو رو دست گرفت ...

 -ببینید ببینید گلم رنگ نداره ....

+نمیزارن زائرا تشنه باشن ..  اما کربلا به جای اینکه علی رو سیراب کنند ... فَذُبحَ الطِفل مِنَ الوَرید إلَی الوَرید أو مِنَ الاُذُنِ إلَی الاُذُن ...

 

حاج منصور ارضی

برخیز و ببین عاقبت و آخرمان را

لبهای ترک خورده و چشم ترمان را

برخیز که از باغ خزان خورده ببینی

گل های کبود آمده ی پرپرمان را

در آتش خیمه دل من رفت مدینه

آمد نظرم سوختن مادرمان را

بعد از تو و عباس حرم رفت به غارت

طوفان ستم برد زر و زیورمان را

کم بود بیفتم به خدا از روی ناقه

بر نیزه که دیدم سر آب آورمان را

از شهر پدر مانده ام آخر چه بگویم

در کوفه شکستند برادر سرمان را

در امنیت کامل چشمان تو بودیم

با نیزه گرفتند که دور و برمان را

یک شهر به ما خیره و من خیره به چشمت

دیدی تو خودت از روی نی محشرمان را

جان دادن ما در ملا عام طبیعی است

هر چند نبرده ست کسی معجرمان را

از شام همین قدر بگویم که شکستند

با ضرب لگد شاخه ی نیلوفرمان را

در فکر ربابیم همه، گر چه گرفتیم

گهواره چوبی علی اصغرمان را

زن و بچه نگاه می کنن به امام چهارم و بی بی زینب، ببینند کجا نگه میدارند یه وقت دیدن بالای یه گودالی بی بی دو عالم صورتش رو رو خاک گذاشت، عزیز زینب... یادگار مادرم من برگشتم از سفر، همه به گریه زینب گریه می کنند، خدا کنه اون صدا به گوش ما برسه؛ داداش هر وقت آب دیدم یاد لب تشنه تو افتادم...

روضه اربعین حسینی (ع) - برخیز و ببین عاقبت و آخرمان را - حاج منصور ارضی

 

سید مهدی میرداماد

رسید قافله ای از غم  سفر لبریز

دوباره زنده شد آن خاطرات حزن انگیز

یکی یکی همه نیلی و زرد افتادند

شبیه برگ درختان به موسم پاییز

روایت میگه:یکی یکی از بالای شترها افتادند،نذاشتند شتر ها زمین بشینه،تا رسیدن کربلا همه زن و بچه ها خودشون رو پرت کردن روی خاک

به بوی پیروهنی هر کدام می گیرند

یکی بهانه ی یوسف یکی سراغ عزیز

همه دارند گریه می کنند،همه دارن شیون می کنند،دیدی یه جایی پنجاه نفر هم گریه کنند یه صدای گریه مشخص ، حالا بین همه ی گریه های فردا:

صدای شیونی آمد که جان عالم سوخت

صدای شیون زینب برادرم برخیز

غریب و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای تو ام نیست هیچ دست آویز

چونان شدم که تو می خواستی دَم  رفتن

ندید اشک مرا این جماعت خون ریز

زبان حیدری ام دم به دم قیامت کرد

نگاه فاطمی ام شعله های رستاخیز

اگر چه دست مرا بسته بود دشمن تو

اسیر من شدم و او نداشت راه گریز

هراس دشمنت از محکمات قرآن بود

نداشت چاره و برداشت خیزران به ستیز

دیدحریف   زینب نمیشه، دید صدای تو ساکت نمیشه، دید آبروش داره میره، دیدم چوب  خیزران رو بلند کرد، حسین.. 

تو سنگ خورده ای آری، شکسته ای من هم

تو شعله ور شده ای، داغ دیده ای من نیز

زندگی بعد تو عذابه

رو دست من جای طنابه

تموم گلهات و آوردم

اما یکی موند تو خرابه

جای کبودی رو چشامه

سوغاتی  کوفه و شامه

چادر خاکیه رقیه

ببین داداش شال سیامه

هر کاری کردم که بمونه اما نشد اما نشد وای

نمیره زیر تازیونه اما نشد اما نشد

خواستم سر تو رو نبینه اما نشد اما نشد

همسفرم شه تا مدینه اما نشد اما نشد

فدای اون زینبی که پنجاه سال همه جا حسینش رو دیده،رسید کربلا دید حسینش زیر خاک ، زینب طاقت نیاورد،تا رسید کنار قبر گریبانش رو پاره کرد،تو زیر خاک باشی حسین،ای حسین....

روضه اربعین حسینی (ع) - رسید قافله ای از غم  سفر لبریز - سید مهدی میرداماد 

 

حاج محمود کریمی

گرفته خون چش برادر حسین
بال و پر حسین ، دلاور حسین
غریبیه حسین رو امشب ببین
امون میدن به شیر ام البنین
+
فرمود:من امان داشته باشم پسر فاطمه امان نداشته باشه،من یه مو سر حسین رو به همه ی عالم نمیدم،حسین
غریبی حسین رو امشب ببین
امون میدن به شیر ام البنین
ای وای ....
دلم گرفته که بهش امون میدن
+
اینقده خجالت کشید
دلم گرفته که بهش امون میدن
فرشته ها دارن تو خیمه جون میدن
میگن دیگه نباش کنار حسین
بری کنار تمومه کار حسین
بکش کنار تموم شه کار حسین
+
میگن عباس
میگن تو اون طرف همیشه سر به زیر
+
چ دلاوری هستی،تو فارسی ،یکه تازی،چیه فرماندهی همش دست به سینه ات ایستادی،مثه نوکرا
میگن تو اون طرف همیشه سر به زیر
تو این همه سپاه بیا بشو امیر
+
چه فایده داره کنار حسین
تو خیمه شما که قحط آبه
ولی ماها اسبامونم سیرابه
+
کیا اومدن امان نامه از آتش بگیرن از دست عباس
غضب تو چشمای برادر حسین
میگه که زندگیم فدا سر حسین
+
کجا بیام،کجا بیام
غضب تو چشمای برادر حسین
میگه که زندگیم فدا سر حسین
+
میدونی اینجا چه خبره
من اومدم براش بمیرم فردا
دامن زهرا رو بگیرم فردا
+
فردا یه امان نامه ای نشونتون بدم،فردا شد
قیامتی شده کنار علقمه
فاطمه اومده برید کنار، همه
+
برید کنار مادرم اومد،برید کنار،آره،تو روضه ی عباس فاطمه میاد
قیامتی شده کنار علقمه
فاطمه اومده برید کنار همه
+
دست ندارم جلو پات بلند شم خانمم...آب ندارم جلو پات رو زمین بپاشم خانمم،چادرت خاکی شده،من پسر ام البنینم فاطمه اومده بالای سرم
قیامتی شده  کنار علقمه
مادرم اومده برید کنار همه
+
آقا دل شورت برا چیه
الهی عباست بمیره مادر
نیزه به پهلوهات نگیره مادر
شرمندمو از شرم
+
آخ مادر اومدی
شرمندمو از شرم،خونی شده اشکم
مادر حلالم کن که پاره شد مشکم
+
این خجالتو کجا ببرم
شرمندمو از شرم،خونی شده اشکم
مادر حلالم کن که پاره شد مشکم
+
چی شده تو ک تلاشتو کردی آخه
 
کشته منو خجالت از شیر خواره
فکر طناب و خواهر آواره
کشته منو خجالت از شیر خواره
فکر طناب و بچه و گوشواره
+
مادر ...
حالا که اومدی مادر قد کمون
حسین داره میاد یکم دیگه بمون
باید ببینه من سرم رو پاته
بازهم یکی از پسرات همراته
ای وای حسین،بازهم مگه شده
بیاد ببینه من سرم رو پاته
باز هم یکی از پسرات همراته،ای مادر
 
کجا رفتی با این جمله
یه جمله روضه شد
+
یکی از پسرات همراته
یه جمله روضه شد روضه ی مو به مو
دست رو شونم بذار یه یا علی بگو
+
پاشو بریم،تو کوچه ایما
یه جمله روضه شد روضه ی مو به مو
دست رو شونم بذار یه یا علی بگو
+
آخ مادر،سادات ببخشن
رو گونه جای دست اون بی دین بود
بشکنه دستش چقدر سنگین بود
+
از این دستا زیاد شد،تا دیدن دست عباس بالای نیزه ست، اینقدر دست ها بالا رفت سه ساله دیگه چشماش جایی رو ندید
ای وای حسین

روضه شهادت حضرت عباس (ع) - گرفته خون چش برادر حسین - حاج محمود کریمی

 

 

حاج محمود کریمی

 

 

 

 

ای مشرف بر تمام هستی

ای هستی من امام هستی

ای ساکن بام آفرینش

ای ذکر مدام آفرینش

ای جان همه فدات آقا

دستم به پره قبات آقا

تا مانده به دل امید برگرد

ای سرو قد رشید برگرد

هم داغ به جانمان رسیده

هم کارد به استخوان رسیده

تا کی سر عشق روی نیزه

خون می چکد از گلوی نیزه

ای حامی زینبین برگرد

ای منتقم حسین برگرد

امشب سر پای دار دارم

در کرب و بلا قرار دارم

+یابن الحسن

گفتی که قرار نهر علقم

بر دست فتاده پای پرچم

من میگویم شما بگریید

بر ساقی کربلا بگریید

+ روضمو با شعر بهت میگم، دونه دونه کلمهها رو دقت کن...

از صبح که بغض در گلو بود

هر جا که امام رفت او بود

در دل قَلَیان و چهره محجوب

سقای حرم کجا و ایوب

آن دم که علی به خاک افتاد

با سینه چاک چاک افتاد

آن دم که یتیم دست و پا زد

فرزند کریم دست و پا زد

هرگاه حسین رفت میدان

تا رٱس کسی نهد به دامان

در سایه تیغ بی امانش

ارباب به قامت کمانش

نعشی ز دل سپاه آورد

آن کشته به خیمه گاه آورد

لب بسته میان جمع میسوخت

خاموش به سان شمع میسوخت

+ این یه خط بیچارم کرده

مشغول دفاع و پاسداری

از صبح نکرده سوگواری

+ تجسم کن جان مولا، بدن علی اکبر تو خمیه زن ها ریختن دور علی اکبر، شروع کردن ناله زدن، جوونا گریه میکردن، فقط عباس روبروی دشمن ایستاده بود، بعضی وقت ها یه نگاه میکرد تو دلش اصلا آشوب بود، فرصت نکرد کنار این بدنا بشینه، ضمن اینکه جونش بود علی اکبر ها، زندگیش بود قاسم، اما نوبت خودش شد...

+آقا جان رفتم تو خیمه دیدم این بچه ها پیراهناشون بالا زن شکماشون رو زمین نمناک خیمه سقا گذاشتن، دارم میمیرم برم آب بیارم، برو اما درگیر نباش زیاد... اما داری میری تو صاحب لوای منی تو بری من چه کنم... نازدانه اومد یه مشک خشکیده خالی رو داد گفت: عمو این آب میکنی برا ما... چشم عمو فدای تو، دل بچه ها قرص شد عمو از خیمه بیرون اومد با چه هیبت علویی...

از خیمه برون امیر آمد

از بیشه برون چو شیر آمد

شمشیر به دست و مشک بر دوش

شد تشنگی خودش فراموش

فرمود حسین با ابالفضل

+امام حسین دهنه اسب گرفت، دستش گذاشت روی زانوی عباس و گفت: قربونت برم...‌آقا من سواره شما پیاده این خجالت کجا ببرم...

فرمود حسین با ابالفضل

جانم به فدات یا ابالفضل

+اما

گر علقمه بسته بود برگرد

تنها شده ایم زود برگرد

+زود بیای ها زود بیا..

از برق نگاه تیغ دارش

هر کس که رسید شد شکارش

یک لحظه نشست بر لب آب

در حسرت طفل در تب آب

ناچار در آب برد دست و

با مشک به آب خورد دست و

از آتش شرم سوخت هستش

از اینکه خنک شدست دستش

تفتیده لب آمد از شریعه

تا درس وفا دهد به شیعه

گر عاشق صادقی خطر کن

از امر مباه هم گذر کن

مردی نه فقط به زور بازوست

مردی نه به غرش است و نیروست

هستند زنان که مرد مردند

تاریخ بخوان ببین چه کردند

در اصل چراغ راه مردان

زهراست امید شاه مردان

انسیهٔ حوریست بانو

مردی زده پیش پاش زانو

کمن فات قلیله یک زن

کم من فائه کثیره دشمن

شد کرد به خطبه اش نشد را

چون مرد گرفت حق خود را

تسلیم نشد به زور تهدی

یک ذره به دل نداشت تردید

چون ترس نبود در مرامش

شد فانیِ در ره امامش

مردی نه فقط به زور بازوست

مردی نه به غرش است و نیروست

مردی نبود به دل شکستن

بر طفل صغیر آب بستن

این نیست نشان مرد بودن

پیراهن کشته را ربودن

آتش بکشند آشیان را

سیلی بزنند کودکان را

جسم پسری به پیش بابا

لب تشنه کنند ارباً اربا

مردی نبود که با سر تیر

نوشند به شیرخواره ای شیر

در مسلک مرد نیست غارت

بر راس به روی نی جسارت

ایتام به ریسمان کشیدن

چادر ز سر زنان کشیدن

مردیست به این که در امیری

دستان فتاده را بگیری

مردی به مروت است و همت

در عین خضوع با شهامت

کمن فات قلیله یک زن

کم من فئه کثیره دشمن

شد کرد به خطبه اش نشد را

چون مرد گرفت حق خود را

پشت دره نیمه شعله ور رفت

در آتش فتنه بی سپر رفت

هر چند گرفت پشت در را

تا شعله گرفت موی سر را

در با لگدی ز جای افتاد

بانوی علی ز پای افتاد

هر چند که محسنش فدا شد

محشر به میان کوچه ها شد

هر چند که گشواره افتاد

بر خواست ولی دوباره افتاد

هر چند زدند روی بازوش

از ضرب لگد شکست پهلوش

تسلیم نشد به زور تهدید

یک ذره به دل نداشت تردید

+عمری آموزش جنگ دیده بهش میگفتن ذخیره حسین اما وقتی گفتن: آب بیار گفت: چشم، بعد یه همچین یلی با همه روبرو شد تلاشش کرد، همه تلاشش به کار گرفت تا یه زمان؛ از اون زمان دیگه تلاشش نکرد، وقتی تیر به مشک خورد به خودش گفت: من دیگه حالا با چی برگردم... آب ریخت‌ آبرو ریخت... امان از اون ساعتی که اون نانجیب گفت: عباس حالا تو دست نداری من دست دارم، چنان عمود بالا آورد به سر بدون خود سر متلاشی شد، سپاه حسینم متلاشی شد...ای وای...

دامن کشان رفتی دلم زیر رو شد

چشم حرامی با حرم روبرو شد

+داشت میرفت طرف عباس یه عده تو نخل ها داد میزدن کار حسین تموم شد بریم...

خیمه ها در امان نیست

بیا برگرد بامن ای کس کارم

منو تنها نگذار ای علمدارم

آب به خیمه نرسید فدای سرت

+سرت سلامت، چه سلامتی تا ابرو سر پاره شده...یه جوری زدن که سر دیگه روی نیزه بند نشد سر رو با موهای خودش به نوک نیزه بستن یا به کنار لجام اسب حرمله ملعون همچین سر پایین میومد سر مرکب این سر روی زمین میخورد...یا قمر بنی هاشم...

ای حسین....

 روضه شهادت حضرت عباس (ع) - ای مشرف بر تمام هستی - حاج محمود کریمی 

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2534
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 9
    تعداد اعضا : 289
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,022
    بازديد ديروز : 3,346
    بازديد کننده امروز : 406
    بازديد کننده ديروز : 601
    گوگل امروز : 316
    گوگل ديروز: 568
    بازديد هفته : 5,368
    بازديد ماه : 87,923
    بازديد سال : 837,156
    بازديد کلي : 7,706,373
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.81.69.220
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید