close
تبلیغات در اینترنت
حضرت فاطمه

حضرت فاطمه

حضرت فاطمه

حضرت فاطمه
حضرت فاطمه
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1073 amir004
0 1096 aboozar
0 382 aboozar
0 899 aboozar
3 668 aboozar
12 1537 aboozar
4 7070 amirsajad
0 2692 aboozar
0 2562 aboozar
0 2424 aboozar
0 4010 aboozar
0 1667 aboozar
1 18574 2505
6 6708 aboozar
0 15264 aboozar
1 2872 masoudfn
1 1893 aboozar
14 4208 aboozar
20 4747 aboozar
0 3238 aboozar

کتاب گریزهای مداحی

نام کتاب: لا یوم کیومک یا اباعبدالله (ع)

موضوع: گریزهای مداحی

نویسنده: علی اکبر لطیفیان

تعداد صفحات: 341

معرفی کتاب: گریز یعنی گفتاری را منتهی به موضوع دیگر کردن، مطلبی را به مطلب دیگر پیوست دادن چنانکه روضه خوان ها از یک روایت به روضه به واقعه ی کربلا و یا یکی از شهدا می روند. در این محموع روایات و حکایت های جمع آوری شده که قابل گریز به روضه سید الشهدا (ع) و شهدای کربلا هستند.

دانلود بخش چهارم - حضرت زهرا (س)

دانلود کتاب گریزهای مداحی

 

به هوش باش و از این دست دوستی بگذر

به هوش باش که از پشت می‌زند خنجر

به هوش باش مبادا که سِحرمان بکنند

عجوزه های هوس، مطربان خُنیاگر

چنان مکن که کَسان را خیال بردارد

که باز هم شده این خانه بی در و پیکر

بَدا به ما که بیاید از آن سر دنیا

به قصد مصلحت دین مصطفی کافر

به این خیال که مرصاد تیر آخر بود

مباد این که بشینیم گوشه ی سنگر

که از جهاد فقط چند واژه فهمیدیم

چفیه، قمقمه، پوتین، پلاک، انگشتر

بَدا به من که اگر ذوالفقار برگردد

در آن رکاب نباشم سیاهی لشگر

بَدا به حال من و خوش به حال آنکه شده است

شهید امر به معروف و نهی از منکر

چنین شود که کسی را به آسمان ببرند

چنین شود که بگوید به فاطمه مادر

قصیده نام تو را برد و اشک شوق آمد

که بی وضو نتوان خواند سوره ی کوثر

زبان وحی، تو را پاره ی تن خود خواند

زبان ما چه بگوید به مدحتان دیگر

چه شاعرانه خداوند آفریده تو را

تو را به کوری چشمان آن هو الابتر

خدا به خواجه ی لولاک داده بود ای کاش

هزار مرتبه دختر، اگر تویی دختر

چه عاشقانه، چه زیبا، چه دل نشین وقتی

تو را به دست خدا می سپرد پیغمبر

علیست دست خدا و علیست نفس نبی

علی قیام و قیامت علی علی محشر

نفس نفس کلماتم دوباره مست شدند

همین که قافیه ی این قصیده شد حیدر

عروسی پدرِ خاک بود و مادرِ آب

نشسته اند دو دریا کنار یک دیگر

شکوهِ عاطفه‌ات پیرُهن به سائل داد

چنان که همسر تو در رکوع انگشتر

همیشه فقر برای تو فخر بوده و هست

چنان که وصله ی چادر برای تو زیور

یهودیانِ مسلمان ندیده‌اند آری

از این سیاهیِ چادر دلیل روشن تر

حجاب روی زمین طفل بی پناهی بود

تو مادرانه گرفتیش تا ابد در بر

میان کوچه که افتاد دشمنت از پا

در آن جهاد نیفتاد چادرت از سر

میان آتشی از کینه، پایمردی تو

نشاند خصم علی را به خاک و خاکستر

کنون به تیرگی ابرها خبر برسد

‏که زیر سایه آن چادر است این کشور

رسیده است قصیده به بیت حسن ختام

امید فاطمه از راه می‌رسد آخر

 

 

مرغ در من باز شبونه

در لحظه پرواز میخونه

بیچاره دلم گرفته بونه

گلی که زیباست گل یاسه 

 گلی که غوغاست گل یاسه

گلی  که مصداق تولایه

 حضرت زهراست گل یاسه

از عشق همیشه مست مستم

من حیدریم قلندر هستم

 

 

این کیست، این که محو تماشای خود شده

پیش از ظهور، مادرِ بابای خود شده

در بی زمانِ مانده به میلاد، سر بلند

از امتحانِ روشن فردای خود شده

دل من در پی واژه بی خاتمه بود

اولین واژه آمد به نظر فاطمه بود

با سیزده مناره خدا را صدا زده

قد قامت بلند مصلّای خود شده

منظومه های شمسی او بی نهایتند

گرم شکوه دیدن ژرفای خود شده

عقل فرشته ها که به جایی نمی رسد

خود پاسخ شگفت معمّای خود شده

حالا علی برای علی جلوه کرده است

آئینه­ی تلألؤ همتای خود شده

اصلاً خدا هر آنچه که می خواست، او شده

او کیست این که حضرت زهرای خود شده

اشراق آسمانی راز تبارک است

شام نزول سوره کوثر مبارک است

دل می بری غزل غزل از این ترانه ها

شیواترین عزیزترین مادرانه ها

با جذبه های چادرِ خورشید دوزی ات

گل می شوند غنچه به غنچه جوانه ها

تسبیح را به دست بگیر و ببین که باز

معراج می روند همین دانه دانه ها

با آیه های سوره قدر آمدی که ما

ایمان بیاوریم به آن بی نشانه ها

هر صبح با سلام پیمبر طلوع توست

تنها بهانه­ی پدرت از بهانه ها

آتش گرفت اگر تن تب دار من چه غم

نورِ دعای نورِ تو سر زد به خانه ها

یا نور ، فوق نور ، علی نور ، نورِ نور

خورشید می شویم از این جاودانه ها

ای کاش زیر سایه سادات جا کنیم

نان می خوریم و حق نمک را ادا کنیم

سرو آمدی که پایِ علی سروری کنی

اصلا رسیده ای که علی پروری کنی

با خطبه ات حماسه ای از واژه ها شکفت

شاید زمان آن شده پیغمبری کنی

تو از خودت برای خدا خرج می کنی

تا پاسداری از شرف سنگری کنی

که ریشه ولایت از آن آب می خورد

تا سایه ای بگیرد و حق گستری کنی

نهج البلاغه خوان مدینه، طنین تو

 

 

ستاره بریزید آمد ماه عالمین

ساقی بده جامی آمد مادر حسین

گل طاها ام ابیها

 حضرت زهراخوش آمدی

ستاره بریزید آمد ماه عالمین

ساقی بده جامی آمد مادر حسین

به زمین و به کائنات

همه گویند این کلمات 

گل حیدر سوره ی کوثر

عشق پیمبر خوش آمدی

ستاره بریزید آمد ماه عالمین

ساقی بده جامی آمد مادر حسین 

گل طاها ام ابیها

 حضرت زهراخوش آمدی

همه دلها غرق تمنا

ای گل زیبا خوش اومدی

ستاره بریزید آمد ماه عالمین

ساقی بده جامی آمد مادر حسین 

آید به گوش جان از هر سو نوای عشق 

قلب همه مست از میلاد خدای عشق

ستاره بریزید آمد ماه عالمین

ساقی بده جامی آمد مادر حسین 

شده امشب نغمه ی هر لب

مادر زینب خوش آمدی 

گل طاها ام ابیها

 حضرت زهراخوش آمدی

شب میلاد کوثر است

شب زهرای اطهر است 

همه مستند دل به تو

بستند خوش آمدی

ستاره بریزید آمد ماه عالمین

ساقی بده جامی آمد مادر حسین 

از لطف قدوم و خاک پای فاطمه

شکوفه می بارد امشب بر سر همه

نور عصمت، اصل شفاعت

یار ولایت، خوش آمدی

گل طاها ام ابیها

 حضرت زهراخوش آمدی

ستاره بریزید آمد ماه عالمین

ساقی بده جامی آمد مادر حسین 

به دل بی نوای من

دل درد آشای من 

تو صفایی،قبله نمایی

کعبه ی مایی خوش آمدی

 

چشم آسمونیا حیرونه منتظر رسیدن مهمونه

دل عاشقا با نور خدا پیش پای زهرا چراغونه

دوباره ستاره داره میخنده که عمر شبها سر اومده

تو خونه خورشید چه عاشقونه یه ماه زیبا در اومده

شبا تا سحر نگاه پدر به دخترکش خیره میمونه

دل عاشقا با نور خدا پیش پای زهرا چراغونه

چشم آسمونیا حیرونه منتظر رسیدن مهمونه

دل عاشقا با نور خدا پیش پای زهرا چراغونه

نور عاطفه میون ابرا تابیده به سیاهیای دنیا

سِر عزلی بانوی علی ستاره فخر شیر خدا

چشم آسمونیا حیرونه منتظر رسیدن مهمونه

دل عاشقا با نور خدا پیش پای زهرا چراغونه

با نگاه گرمش تو قلب احمد سرور و شادی به پا میشه

کبوتر عشق تموم عالم تو آسمونش رها میشه

نذر قدماش عزیزه براش دوره سرش اسفند میسوزونه

دل عاشقا با نور خدا پیش پای زهرا چراغونه

چشم آسمونیا حیرونه منتظر رسیدن مهمونه

دل عاشقا با نور خدا پیش پای زهرا چراغونه

قطره قطره ذره ذره ابر مهر خدا میباره

لحظه لحظه اشک شوق از آسمونا خبر میاره

هوای عاشقی چه دل پذیره

فضای سینه ها چه بی نظیره

تو قاب دلامون بارون میگیره

باز صدای آشنای مادری مهربون پیچیده

پا به پای آیه های کوثر و هل اتی رسیده

اومده بانوی هاجر و مریم

دلیل وجود عالم و آدم

مایه پاکیه چشمه زمزم

 

دوباره امشب قاصدک نشسته پشت پنجره

خبر آورده از تو ابرها جشن روز مادره

بهار تولا مبارک

 ولادت زهرا مبارک

پر شد از نم بارون کوچه های مکه

کهکشون شده روشن از صفای مکه

میلاد آسمونه، باز این قلب دیوونه، ذکر کوثر میخونه

بهار تولا مبارک

 ولادت زهرا مبارک

دوباره امشب قاصدک نشسته پشت پنجره

خبر آورده از تو ابرها جشن روز مادره

بهار تولا مبارک

ولادت زهرا مبارک

محبتش سرچشمه ولایت آل علی

نگاه گرمش شور و شوقی در پر و بال علی

رزق همه با سینه ریزش

بهشت ما خاک کریمش

بهار تولا مبارک

ولادت زهرا مبارک

از نجابت و پاکی آبروی دنیا

خنده هاش توی محشر آبروی دنیا

تطهیر و بی نظیره، دریا پیشش حقیره، دل بی زهرا می میره

بهار تولا مبارک

ولادت زهرا مبارک

دوباره امشب قاصدک نشسته پشت پنجره

خبر آورده از تو ابرها جشن روز مادره

بهار تولا مبارک

 ولادت زهرا مبارک

حدیث حب فاطمه کتیبه عرش خدا

دیونه میشه هر کسی که شد به عشقش مبتلا

طلیعه مهتاب عشقه

 که مادر ارباب عشقه

بهار تولا مبارک

ولادت زهرا مبارک

مثل فاطمه هرگز آسمون ندیده

مهربون وبی همتا حاجتهارومیده

دل مدیون نگاشه، کل خلقت گداشه، حیدر وصف نگاشه

بهار تولا مبارک

ولادت زهرا مبارک

دوباره امشب قاصدک نشسته پشت پنجره

خبر آورده از تو ابرها جشن روز مادره

بهار تولا مبارک

 ولادت زهرا مبارک

 

 

میگن ملائک تو آسمون

که دختر پیغمبرمون اومد به دنیا

سبد سبد گل به زیر پاش

باخنده برده دل از باباش، ام ابیها

از شوق مقدمت فلک چراغونه

باشادی میخونه دلی که مجنونه

عکس تو، تو نگاه ترمه

عشق تو روح پیکرمه

این دل بی قرارو دیوونه

هدیه روز مادرمه

یا فاطمه ام ابیها

شب می ناب كوثره

تولد نور مادره، دل بی قراره

كسی كه مجنون فاطمه است

 لباش پرازشورو زمزمه است، آرزو داره

ازچشم آسمون ستاره می باره

امشب عیدی ما دست علمداره

نبض دلم با تو میزنه

تا ابد این ذكرِ منه

نصف دلم اسیر حسین

نصف دیگه اش برا حسنه

عکس تو، تو نگاه ترمه

عشق تو روح پیکرمه

این دل بی قرارو دیوونه

هدیه روز مادرمه

یا فاطمه ام ابیها

 

 

 

زهرا همان که در سحر آفریدنش

گفته خدا تَبارَکَ بر وجه احسنش

زهرا همان که عطر خداوند می وزد

هر روز پنج مرتبه از باغ سوسنش

زهرا همان که بر دل پیغمبر خدا

جان دوباره می دهد از شوق دیدنش

از ابتدای خلقت خود از همان ازل

دارد نگین عشق علی را به گردنش

دیگر از این چه مرتبه ای با شکوه تر

باشد بزرگ کرب و بلا طفل دامنش

حَتَّی تَوَرَّمَتْ قَدَمَاهَا* حکایتی ست

از عاشقانه های سحرهای روشنش

بی شک منا و مکه دگر محرمی نداشت

پنهان نبود اگر ز نظر خاک مقدنش

روز حساب توشه‌ی ما عشق فاطمه ست

ما را بس است خوشه ای از فیض خرمنش

آمد که روشنی بدهد آفتاب را

بخشد به چشم تار جهان نور ناب را

باران و رود و چشمه‌ی و دریا به نام اوست

مهریه اش نموده خداوند، آب را

اصلاً تمام جنت و دوزخ به دست اوست

داده به او شفاعت روز حساب را

با شرط حب فاطمه و آل فاطمه

پاداش می دهند قیامت، ثواب را

از سرّ نام فاطمه این نکته روشن است

برداشته خدا ز محبش عذاب را

حتی به پیش سائل اعمی محال بود

بردارد از مقابل چهره نقاب را

بی حرمتی به ساحت قدسی فاطمه ست

هر کس که زیر پا بگذارد حجاب را

آری برای فاطمیون این وقار ماند

با نور چادری که از او یادگار ماند

وقتی که هست چهره‌ی حیدر مطاف او

در خانه است مسجد او اعتکاف او

چرخ تمام کون و مکان سنگ آسیاش

سر رشته‌ی زمین و زمان در کلاف او

در پیش چشمهاش چه دنیا حقیر بود

بوده به بوریا و سفالی کفاف او

چیزی نخواست فاطمه از ثروت جهان

یعنی بس است پیرهن دستباف او

جلوه گر نهایت ایثار فاطمه ست

انفاق رخت و جامه ی شام زفاف او

باغ حضور غرق گل یادِ فاطمه ست

روح نماز و مسجد و سجاده فاطمه ست

تنها مدینه نه، همه‌ی عالم وجود

روشن ز سجده های سحرزاد فاطمه ست

آنکس که در نهایت اخلاص و بندگی

ایمان به پای چادرش افتاده فاطمه ست

آن بانویی که بعد نبی با حماسه اش

درس وفا به اهل ولا داده فاطمه ست

قبرش اگرچه شمع و رواقی نداشته

قم، تا ابد مدینه‌ی آباد فاطمه ست

یعنی به پای بوسی آئینه اش بیا

آه این ضریح پنجره فولاد فاطمه ست

هستی ماست نوکری اهل بیت او

خیرالعمل محبت اولاد فاطمه ست

این انقلاب فاطمی است و حسینی است

با رهبری که آینه دارِ فاطمه است

*  حسن بصرى كه يكى از عباد و زهاد دنياى اسلام است درباره فاطمه زهرا عليهاالسلام مى گويد: به قدرى دختر پيغمبر صلى الله عليه و آله عبادت كرد و در محراب عبادت ايستاد كه تورمت قدماها پاهاى آن بزرگوار از ايستادن در محراب عبادت ورم كرد.

 

 

جبرئیل است که باز آمده از جانب معبود سوی ختم رسل احمد محمود ولی خرم و خشنود که ای بود خدا را ز ازل مقصد و مقصود خدا راست یکی گوهر نایاب رخش مهر جهان تاب کَفش، بحر در ناب تَنش، جان مجسم دَمش، آیت محکم که خواهد کند از لطف و کرامت این گوهر را به تو تقدیم که غیر از تو کسی لایق این هدیه شایسته نبود است و نباشد، به تو حکم آمده از ذات الهی که چهل روز و شب از همسر خود دور شوی، غرق یم نور شوی، نورعلی نور شوی، آن دُر یکتای احد مظهر الله و صمد دور شد از همسر و گردید روانه به سوی خانه بنت اسد آن مادر فرخنده مولا، همه شان غرق تجلی، همه شان محو تولی و در آن چهل شب و چهل روز، خدا گفت و خدا خواند و خدا دید و نمی دید به جز روی خدا را.

این چهل شب همه پایان شد و پیغمبر اسلام ز سر تا به قدم جان شد و آئینه جانان شد و خندان به سوی خانه شتابان شد و کوبید در خانه و بگشود خدیجه در و ناگه نگهی کرد به خورشید رخ خواجه لولاک چراغ دل افلاک تبسم به لبش بود و به از روز شبش بو، گل انداخته ماه رخش از دیدن رخسار محمد، و در آن مرحله جبرئیل امین بوسه نهادی به زمین، گفت: ای صاحب دین آمدم از خلد برین بر تو فرستاده خدا میوه جنت که در آن طینت زهراست گل گلبن طاهاست که او را شرف ام ابیهاست تناول کن و رو کن به سوی بستر دلدار به فرمان خدای احد قادر قَفار، عیان می شود این مطلب انوار ز صلب کفر در آن قسمت دادار، چو شد منتقل آن نور مکرم ز پیغمبر اکرم در آن بانوی عالم جلوات روی زهرا ز رخش گشت نمایان و ثنا گفت رسول دو سرا را.

زنان قرشی یکسره از مادر اسلام بریدند ز کاشنه او پای کشیدند چو دیدن شده همسر و دلدار پیمبر، ز خدا باد درودش به قیام و به سجودش که یکی طُرفه ندا خواست ز اعماق وجودش، چه صفابخش ندایی، چه فرخنده صدایی، چه دل انگیز کلامی، چه پیامی، که الا مادر پاکیزه سرشتم گل خوشبوی بهشتم منم ای مادر فرخنده منم فاطمه فرزند تو دلبند تو هم صحبت تو هم دم و غمخوار تو، غم نیست اگر خیل زنان از تو بریدند، مقام تو ندیدند تو ناموس خدایی تو کانون وفایی تو دنیای صفایی تو که از هستی خود دست کشیدی و خدا فاطمه ات داد که روشن کند از پرتو انوار رخش چون دل پیغمبر و چشم تو همه عرض و سما را، خدیجه تک و تنها در امواج محن ها نه یاور نه معین و نه مدد کار، زده تکیه به دیوار که از لطف خدای احد قدر قفار رسیدند ز ره چهار زن پاک، لب خویش گشودند و سلامش بنمودند، سلامش ز ادب باز نمودند، یکی گفت: منم مریم عَضرا، یکی گفت، منم خواهر موسی، یکی گفت: منم ساره یکی، گفت: منم آسیه ای مادر زهرا، همگی دل به تو بستیم و تو را قابله هستیم که آری به جهان سیده کل نساء را.

خواطین بهشتی همه گشتند ثناگوش گهی بوسه نهادی به گل روش گهی دست کشیدند به پهلوش که یکباره همه حجره او گشت پر از نور و درخشید جمالی که از آن چشم قمر کور و به رخ سوره والشمس به قامت شجر طور بسی خوب تر از حور نهاده قدم از لطف به چشم کره خاک، دو دستش سوی افلاک، به ذکر احد پاک، گهی حمد خدای ازلی گفت گهی وصف نبی گفت گهی مدح علی گفت به آواز جلی گفت؛ سپس خنده به رخ مادر زد و آن چهار زن پاک بگفتند: سلامش بستودند تمامش همگان محو مقامش همه سرمست کلامش همه شستند به اِبریق بهشتی همه گفتند درود و  صلواتش همه محوش همه ماتش همه مستش همه دادند به هم دست به دستش همه دیدند در او آئینه غیب نما را.

به تو پیوسته درودم به تو هر لحظه سلامم که تویی حجج کل حجج الله تویی از همه اسرار الهی همه واقف همه آگاه زنور تو شده خلق بهشت و ملک و حوری و قلمان و سپهر و فلک و اختر و شمس و قمر الحق که تو خود جان رسولی و تو مرآت عقولی و تو زهرای بتولی و تویی حاکم صحرای قیامت و تویی مادر والای امامت تویی آن عبد خدا جلوه که پیوسته خداوند فرستاده سلامش تویی آن کس که همه هست جهان هست ز هستش تویی آن کس که محمد زده گل بوسه به پیشانی و دستش تو که دست همه گیری چه شود دست بگیری ز من بنده دلباخته بی سرو پا را.

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 27
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,483
    بازديد ديروز : 4,653
    بازديد کننده امروز : 753
    بازديد کننده ديروز : 1495
    گوگل امروز : 736
    گوگل ديروز: 1656
    بازديد هفته : 11,492
    بازديد ماه : 298,232
    بازديد سال : 565,284
    بازديد کلي : 6,503,506
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.198.205.153
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید