close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه همراه با سبک

متن روضه همراه با سبک

متن روضه همراه با سبک

متن روضه همراه با سبک
متن روضه همراه با سبک
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 37 aboozar
4 108 aboozar
0 39 aboozar
0 38 aboozar
2 1324 amir004
0 1261 aboozar
0 534 aboozar
0 1033 aboozar
3 781 aboozar
12 1873 aboozar
4 7255 amirsajad
0 2802 aboozar
0 2707 aboozar
0 2552 aboozar
0 4218 aboozar
0 1783 aboozar
1 18866 2505
6 7075 aboozar
0 15441 aboozar
1 2987 masoudfn

اشک خون از دیده تر میرود

دختر آمد حیف مادر میرود .....

+بچه،مخصوصا دختر بچه به تولدش خیلی حساسه،هی منتظر یکی امروز بهش تبریک بگه .... اما میبینه کسی حواسش به این حرفا نیست .... مادر تو بستر افتاده .... خودشم دیگه قید تولدشو زد اومد کنار بستر مادر ... ای مادر ...

نوازش های دستت بر سر زینب کجا رفته

بگو بامن مگر دستت زکار افتاده ای مادر

+خدایا به حق زهرای مرضیه فرج آقا امام زمان برسان .....خدا دیدگان ما به جمال دل آراش روشن و منور بفرما ....

چرا هر روز،لاغرتر ز روز پیش میگردی ...

چرا حال تو اینگو نزار افتاده ای مادر

+یه سوالیه تو ذهن این خانم،آخه مادرش فقط هجده سال داره

چرا ره میروی و دست بر دیوار میگیری

+این کار،کار پیرزن هاست مادر .... اما مادر زبانش بسته س جوابی نداره ... جواب رو کی گرفت زینب !! اون موقعی که دید سه ساله داره گوشه ی خرابه ..... دست به دیوار میگیره راه میره .... زیر لب گفت مادر حالا فهمیدم ...

شبی در خواب بودی آمدم  ...

+دختر بچه حساسه، کنجکاوه ...

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

+یه عالمه سوال داشت زینب ... هیچ کی جواب این سوالای زینب رو نداد ....

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

مبادا اینکه بیدارت کنم آهسته بوسیدم

+اینجا این سوال دل زینب رو هیشکی جواب نداد ... باید سعی کنی سوالای دخترت رو جواب بدی ...یه دخترم کربلا یه سوال داشت هیشکی جواب این دخترو نداد .... صدا زد بابا ...

ز دورا دور میدیدم گلویت عمه می بوسد

+بابا سوال دارم ....

ز دورا دور میدیدم گلویت عمه می بوسد

+صدا زد بابا :

مگر آماده کردی بهر خنجر .......

مرابه صبرو شکیب آن صنم اشارت کرد

خبر نداشت که خود هرچه بود غارت کرد

 

دنیا نیومده دنیای منی

درمون همه دردای منی

ذکر روی لب های منو

محسن جان آقای منی

مظلومی آقا مثل حسین بی کفن

مظلومی آقا مثل آقام امام حسن

مظلومی آقا برات بمیره سینه زن

اول شهیدو ز نسل ساداتی

شافع عاشقان روز مکافاتی

تو به مظلومیت فاطمه اثباتی

یا محسن، یامحسن...

دنیا نیومدی والله آقا

بودی بالا سر ناموس خدا

حتما میشدی یک یار حسین

بودی اگه آقا تو کرب و بلا

مظلومی آقا هرچی بگم ازت کمه

مظلومی آقا قصه ی تو پر از غمه

مظلومی آقا شریک درد فاطمه

میخونم من از تو نه یک دهه پیوسته

تا بشن تموم عالم از اشکم خسته

چاکر تو محسن ذلیل زار خسته

یا محسن، یامحسن...

ای دشمن تو مقبوض خدا

مظلومیت جانسوز خدا

ای تو سند پیروز خدا

تاریخ غم هر روز خدا

مظلومی آقا زنده تو هر آه علی

مظلومی آقا روضه ی جانکاه علی

مظلومی آقا شهید در راه علی

پاکی و زلالی دقیق مثل شیشه

به خدا که عشقت تو دلم همیشه

روضه ی فاطمه بی اسم تو نمیشه

یا محسن، یامحسن...

 

باز هم می شود حسینیه
وسعت قلب درد پرورتان
سامرایی شدیم و می گوییم
تسلیت، تسلیت امام زمان

تسلیت ای به درد ها مأنوس
تسلیت ای بَقیَّتُ الزَّهرا
بیت الاحزان سینه ات اینبار
پُر شده از مصیبت بابا

این حسن ها چقدر مظلومند
این غریبی ز قبرشان حاکیست
این حسن ها عجیب مادری اند
از همین رو قبورشان خاکی است

دشمنان خبیث این دو حسن
قلب شان را به زهر آغشتند
آتش افکنده اند در دلشان
هر دو را آه، خون جگر کشتند

یابن زهرا ببین ز سوزش زهر
پدرت مثل بید می لرزد
دم آخر درون کاسه ی آب
جان مولا! چه دید می لرزد

+برا هر امامی که گریه میکنی دم حسین جانت باید داشته باشی، اگه برا امیرالمومنین گریه میکنی بگو حسین... اگه برا مادر ساات گریه میکنی بگو حسین... یابن شبیب... یابن شبیب...
یابن زهرا ببین ز سوزش زهر
پدرت مثل بید می لرزد
دم آخر درون کاسه ی آب
جان مولا چه دید می لرزد

+شیخ طوسی در الغیبه نقل کرده: امام عسکری کاسه ی آب به دست گرفت، اینقدر زهر به بدن مبارکس اثر کرده بود، وقتی کاسه رو بالا آورد، این کاسه به دندان های مبارکش میخورد... امام زمان آمد کاسه رو به دست گرفت به بابا با احترام آب داد... دل ها بسوزه برای اون آقایی که اون نامرد چوب خیزران برداشت اینقدر به لب دندان....

دم آخر درون کاسه ی آب
جان مولا چه دید می لرزد
دید دور از حضور یک سقّا
در حرم حرف قحطی آب است
دید در قتلگاه، بین دو نهر
لب جدش حسین بی تاب است

پدرت، لحظه های آخر عمر
آب از دست پاکتان نوشید
دم آخر پسر نداشت حسین
تشنگی از گلوش می جوشید

روی جسمش نشست آن ناپاک
خنجرش را به گردنش که نشاند...

با یکی نه، دوازده ضربه
ناله ی مادری به گوش رسید
خواهری از فراز تل نالان
سمت گودی قتلگاه دوید


یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست

کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست

سامرایی شده ام، راه گدایی بلدم

لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست

+ اگه یه کمی معرفت باشه، همه اینجوری حرف میزنند: آخ بمیرم برا آقا امام حسن عسکری که آقا در طول عمرشون نتونستند مشرف بشن به کعبه همه اینو میگن، اما شاعر با معرفت چی میگه:

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند

بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

یازده بار به جای تو به مشهد رفتم

بپذیرش به خدا حج فقیران کم نیست

زخم دندان تو و جام پر از خون آبه

ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست

بوسه ی جام به لب های تو یعنی این بار

خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست

+لا یوم کیومک یا اباعبدالله، چرا هیچ روزی مثل روز تو نیست حسین جان مگه فرقش چیه، اینجا ضربه به لب های آقام می خورد اما کسی تعدی نکرد، کسی جسارت نکرد، اما مجلس یزید صدای قرآن آقا میاد اما اون ناتجیب با چوب به لب دهان آقا میزد.... حسین....


پر شکسته به بالا نمیرسد هرگز

تلاش میکند امّا نمیرسد هرگز

کبوتری که هوایی نشد در این وادی

به آسمان تمنا نمیرسد هرگز

اگر اجازه نیاید که تا ابد مجنون

به سوی خانه لیلا نمیرسد هرگز

چنان مقام به عشاق میدهد الله

به فکر مردم دنیا نمیرسد هرگز

مقام سلطنت و پادشاهی  عالم

به پای رعیتی ما نمیرسد هرگز

و بی ولای تو و خانواده ات آقا

کسی به عالم معنا نمیرسد هرگز

بدون گوشه ی چشم تو شیعه در محشر

به خاکبوسی  زهرا نمیرسد هرگز

مسیح  آل محمد ، مسیح  زهرایی

به گرد پای تو عیسی نمیرسد هرگز

پرم به شوق هوای تو وا شده آقا

کبوتر تو به سویت رها شده آقا

زمان مستی ما انتها ندارد که

مریض عشق تو بودن دوا ندارد که

بهشت من تویی آقا بهشت را چه کنم ؟

بهشت بی گل رویت صفا ندارد که

فدای بنده نوازی و مهربانی تو

سرای لطف تو شاه و گدا ندارد که

کجاست حاتم طاعی ببیند اینجا را

کسی شبیه تو دست عطا ندارد که

سرای توست پذیرای آرزومندان

کسی به قدر تو حاجت روا ندارد که

تویی که آینه ی حی ذوالمنن خواندند

عزیز قلب رضایی ترا حسن خواندند

 امام عسکری ، آقا ، امیر ، مولانا

دو دست خالی مارا بگیر مولانا

گدای نیمه شب  بین این گذر هستم

بیا و بگیر دست از فقیر مولانا

نگاه روشن خود را ز ما دریغ مکن

منم به دام نگاهت اسیر مولانا

به نفس سرکش و طغیانگرم نگاهی کن

دعا نما که شوم سر به زیر مولانا

بگو به ما : وسط برکة السباع چه شد

که بوسه زد به قدوم تو شیر مولانا

+مرحوم كلینی در كافی روایت كرده:وقتی آقا رو خیلی اذیت می كردند،به امام خیلی سخت می گرفتند،مولای مارو بین درنده ها انداختن كه تحقیرش كنند،نمایشی بشه كیف كنند،درنده ها اومدند دورش رو گرفتند،شاید اونایی كه تماشا می كردند گفتند:دیگه كارش تمومه،دیدن درنده ها همه پوزه به خاك می مالند،شروع كرد امام حسن عسكری با امنیت خاطر نماز خواندن

بصیرتی بده آقا که راه کج نرویم

تویی تو آینه ی یا بصیر مولانا

به کوری  همه دشمنان ، خدای کریم

نوشته نام تو را از غدیر مولانا

تویی که چشمه ناب معارفی آقا

کمال سیر و سلوک  هر عارفی آقا

هر آنچه ناز فروشی تو مشتری هستم 

میان صحن تو دنبال نوکری هستم

هزار مرتبه مدیون ربنای توام

اگر که شیعه ی مجنون  حیدری هستم

چه منتی به سر  من نهاده دست شما

كه سر سپرده ی فرمان رهبری هستم

به روز حشر کشم نعره های مستانه

که من غلام غلامان عسکری هستم

مجیر آل رسولی مدد اباالمهدی

فروغ چشم بتولی مدد اباالمهدی

بیا دوباره کرم کن به این گدای خودت

پرم بده گل زهرا تو در هوای خودت

خدا کند که شبی هم مس وجود مرا

طلا کنی تو به اعجاز کیمیای  خودت

نشسته ام بنویسی مرا مسلمانت

که آشنا کنی ام باز با خدای خودت

خدا کند بگذاری تو دستهای مرا

به دستهای گل  غایب از سرای خودت

چه میشود که زمان ظهور فرزندت

فدایی كنی تو مرا پای بچه های خودت

تمام حاجتم این است یوسف هادی

مرا خودت برسانی به سامرای خودت

گدای سامره هستم دو دست من خالی است

گدایی  سر کوی شما عجب حالی است

عطش میان حرم رود نیل می گردد

سرشک دیده ی ما سلسبیل می گردد

کسی که زائر قبر غریبتان باشد

میان آتش غمها خلیل می گردد

+شیخ طوسی در تهذیب نقل كرده:ابوهاشم جعفری میگه:آقا به من فرمود: قبْرى بسرّ منْ رأى امان لاهْل الْجانبیْن، قبر من  امام عسكری در سامرا برای دوست و دشمن مایه ی امان و امنیت ، سنی هایی همه كه اونجا زندگی می كنند،تحت پناه  و حفظ آقا هستند

به حلقه های ضریحی که نیست در حرمت

دل شکسته زائر دخیل می گردد

دوباره پای برهنه به جاده می آییم

به سوی صحن و سرایت پیاده می آییم

 

نهال نارسیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت
گل ز شاخه چیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

کنار گاهواره ای که ساختم برای تو
آه ز دل کشیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

بأیّ ذنبٍ قتلت...

من از ملائکِ خدا میان دود و شعله ها
به گوش خود شنیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

خودت زبان باز کن و برای شیعیان بگو
ماه به خون تپیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

شکسته سینه هستم و ذکر لب من است این
با نفسِ بُریده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

بأیّ ذنبٍ قتلت...

حیف نشد که در بغل، بگیرمت و ببوسمت
کودک داغ دیده ام، بأی ذنبٍ قتلت

تو هم بلند شو بگو برای یک دفعه به من
مادر قد خمیده ام، بأیّ ذنبٍ قتلت

بأیّ ذنبٍ قتلت...

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2156
    کل نظرات : 176
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 21
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,252
    بازديد ديروز : 3,519
    بازديد کننده امروز : 545
    بازديد کننده ديروز : 842
    گوگل امروز : 428
    گوگل ديروز: 799
    بازديد هفته : 17,862
    بازديد ماه : 51,610
    بازديد سال : 51,610
    بازديد کلي : 6,920,827
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.80.55.37
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید