close
تبلیغات در اینترنت
متن سینه زنی فاطمیه

متن سینه زنی فاطمیه

متن سینه زنی فاطمیه

متن سینه زنی فاطمیه
متن سینه زنی فاطمیه
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
1 14 aboozar
2 1273 amir004
0 1218 aboozar
0 501 aboozar
0 997 aboozar
3 747 aboozar
12 1784 aboozar
4 7196 amirsajad
0 2770 aboozar
0 2675 aboozar
0 2521 aboozar
0 4175 aboozar
0 1748 aboozar
1 18802 2505
6 6990 aboozar
0 15409 aboozar
1 2943 masoudfn
1 1956 aboozar
14 4417 aboozar
20 5125 aboozar

ببین صدای گریه های من شده بلند

برای بار آخرم شده فقط بخند

بخندو چشمای کبودتو به روم ببند

بخند که لحظه های آخر عوض کنی

یه بار دیگه حال حیدرو عوض کنی

همه سفارشا رو کردی باز میگی

یادت بمونه که باید درو عوض کنی

به در نگاه نکن به قتلگاه محسنم

همش میگی مگه چی بود گناه محسنم

کی داغ بچتو سه ماهه به دلت گذاشت

یه روزمیگیره دامنش رو آه محسنم

تورو به جون من کنار من بمون

قرار قلب بیقرار من بمون

نرو نرو، نرو نرو بمون….

نگو یه روز گرفتن از سرم عماممو

که نشنیده میگیرن این روزها سلاممو

میبینی حال ذوالفقار در نیاممو

به قلب زارم حق بده بسوزه دق کنه

به ذوالفقارم حق بده یه روزه دق کنه

برای حیدرت همین بسه که چشمشو

به چشم نیمه باز تو بدوزه دق کنه

چشاتو وا کنو نگاهتو بده نشون

تو رو به جون خاطرات خوبمون بمون

منو نگاه کنو تو این غروب رفتنت

زمین نزن منو نرو به سمت آسمون

تورو به جون من کنار من بمون

قرار قلب بیقرار من بمون

نرو نرو، نرو نرو بمون….

بهت که گفته بودم آخه بی، خبر نرو

به قطره قطره اشکی دم، سحر نرو

یا لااقل بدون همسفر سفر نرو

داری میری سفر دعا کن همسفر برام

میدونم این جدایی میشه دردسر برام

میری ولی برا دلی که میشه تنگ تو

دو خط نوشتی یادگاری روی در برام

نوشتی روی در که بچهام فدای تو

الهی من فدای اشک بچه های تو

ببین حسینمو چه جوری گریه می کنه

فدای غربت غریب کربلای تو

حسین حسین حسین کلام آخره

شاید که این سلام سلام آخره

حسین....

 

مگه میشه فاطمیه بشه و آسمون نگیره

مگه میشه بگی زهرا دل مرده جون نگیره

مگه میشه غربت تو گریمو در نیاره

تقصیر چشای ما نیست

اسم زهرا گریه داره

مرو مرو مرو مادر

مرو مادر، مرو مادر

فاطمیه بوی آتیش میاد از سمت مدینه

بخدا حال سماوات بدتر از حال زمینه

فاطمیه میشنوه دل صدای ناله ی مردی

مدینه با دل مولا تو خودت بگو چه کردی

چه جوری تو فاطمیه نوکرات آروم بگیرن

دعا کن سینه زنانتون توی مجلست بمیرن

مرو مرو مرو مادر

مرو مادر، مرو مادر

چشای ما غرق خونه قبر مادر بی نشونه

آخه این مجلس زهرا مادر قامت کمونه

اگه قبرت بی نشونه اگه ما غرق نیازیم

با همین اشک توی دل برا تون حرم میسازیم

فاطمه....

خونه پر از الرحمن و یاسینه

روی لبم دیگه ذكر تلقینه

وقت نماز روی پیكرت دیدم

داره میاد خون تازه از سینه

میون خون مون تابوت فاطمه است

دیگه ذكر لبم

رحم الله من یقرء الفاتحه است

وای مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا

میریزه از زخمای تو خونابه

توی چشات عكس میخ در اُفتاده

بعد سه ماه یك شب مادر زینب

میره تو قبر راحت دیگه میخوابه

رد پای كیه روی پهلوی تو

چه جوری زد مگه

قلاف شمشیرش رو به بازوی تو

وای مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا

مثل یه گل پشت در شدی پرپر

پیش بابات شرمنده شده حیدر

موقع دفن دیدم از توی قبرت

بیرون اومد امشب دست پیغمبر

خدا تو سختیا میشناسه مؤمنو

دیگه از ما گذشت

به جای من ببوس صورت محسنو

وای مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا

 

اشک خون از دیده تر میرود

دختر آمد حیف مادر میرود .....

+بچه،مخصوصا دختر بچه به تولدش خیلی حساسه،هی منتظر یکی امروز بهش تبریک بگه .... اما میبینه کسی حواسش به این حرفا نیست .... مادر تو بستر افتاده .... خودشم دیگه قید تولدشو زد اومد کنار بستر مادر ... ای مادر ...

نوازش های دستت بر سر زینب کجا رفته

بگو بامن مگر دستت زکار افتاده ای مادر

+خدایا به حق زهرای مرضیه فرج آقا امام زمان برسان .....خدا دیدگان ما به جمال دل آراش روشن و منور بفرما ....

چرا هر روز،لاغرتر ز روز پیش میگردی ...

چرا حال تو اینگو نزار افتاده ای مادر

+یه سوالیه تو ذهن این خانم،آخه مادرش فقط هجده سال داره

چرا ره میروی و دست بر دیوار میگیری

+این کار،کار پیرزن هاست مادر .... اما مادر زبانش بسته س جوابی نداره ... جواب رو کی گرفت زینب !! اون موقعی که دید سه ساله داره گوشه ی خرابه ..... دست به دیوار میگیره راه میره .... زیر لب گفت مادر حالا فهمیدم ...

شبی در خواب بودی آمدم  ...

+دختر بچه حساسه، کنجکاوه ...

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

+یه عالمه سوال داشت زینب ... هیچ کی جواب این سوالای زینب رو نداد ....

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

مبادا اینکه بیدارت کنم آهسته بوسیدم

+اینجا این سوال دل زینب رو هیشکی جواب نداد ... باید سعی کنی سوالای دخترت رو جواب بدی ...یه دخترم کربلا یه سوال داشت هیشکی جواب این دخترو نداد .... صدا زد بابا ...

ز دورا دور میدیدم گلویت عمه می بوسد

+بابا سوال دارم ....

ز دورا دور میدیدم گلویت عمه می بوسد

+صدا زد بابا :

مگر آماده کردی بهر خنجر .......

مرابه صبرو شکیب آن صنم اشارت کرد

خبر نداشت که خود هرچه بود غارت کرد

 

وسط كوچه میزدم فریاد

بی هوا زد كه مادرم اُفتاد

مادرم  افتاد كه من اُفتادم

مگه اون لحظه میره از یادم

دسته گل پرپرم خدا پشت در اُفتاد

صدای خنده شون بلند شد تا مادر اُفتاد

آخه چه جوری زدند مگه كه با سر اُفتاد

وقتی یه لشكر میزنه

معلومه كه در میشكنه

بال كبوتر میشكنه

پهلوی مادر میشكنه

وای مادرم وای مادرم

"آتش كجا و سوخته كی باور ماست

ما با همه گفتیم زهرا مادر ماست"

پشت در بود كه زدنش اُفتاد

در نیم سوخته رو تنش اُفتاد

رو تنش اُفتاد شعله ی هیزم

میزدن بازم بی حیا مردم

اون كه می خندید به اشكمون بابامونو برد

پشت سرش مادر دوید كه باز زمین خورد

آخه چه جوری زدند مگه كه محسنم مرد

وقتی همه در بسوزه

معلومه معجر میسوزه

حتی موی سر میسوزه

بچه با مادر میسوزه

وای مادرم وای مادرم

ناله زد مادر نفسش تنگ شد

انگاری كوچه میدون جنگ شد

یه سپاه اومد هركی میتونست

با لگد میزد هركی میتونست

كسی صدامو نمیشنید تو داد و فریاد

یه لحظه انگار كه مادرم تو كوچه جون داد

آخه چه جوری زدند مگه گوشواره اش افتاد

وقتی برا جنگ اومدن

معلومه با ما چه بدن

وقتی همینو بلدن

تا میتونستن میزدن

وای مادرم وای مادرم

 

بیش از این سوختن نمی خواهم

گریه بر خویشتن نمی خواهم

مده زحمت به بازویت مادر

به خدا پیروهن نمی خواهم

درد داری تو استراحت كن

نیمه شب آب من نمی خواهم

ای كه غم دیده از وطن هستی

بعد از این من وطن نمی خواهم

فكر عریانی مرا كم كن

غرق در خون كفن نمی خواهم

وقت قتلم میا سوی گودال

وقت كشته شدن نمی خواهم

تو ببینی كه شمر می آید

از تو بر سر زدن نمی خواهم

روی تو سایه ای كبودین داشت

سر سالم به تن نمی خواهم

شاد كن جان من كه غمگین است

رحم كن بر دلم كه مسكین است

روز اول كه دیدمت گفتم

آن كه روزم سیه كند این است

نكشد كس كمان عشق با زور

عشق شاه همه سلاطین است

بی رخت دین من همه كفر است

با رخت كفر من همه دین است

گه گهی یاد كن به دشنامم

سخن تلخ از تو شیرین است

بنوازی و پسش بیازاری

آخر ای دوست این چه آیین است

روز اول كه به استاد سپردند مرا

دیگران را هنر آموخت مرا مجنون كرد

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2120
    کل نظرات : 176
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 2
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 164
    بازديد ديروز : 2,206
    بازديد کننده امروز : 40
    بازديد کننده ديروز : 435
    گوگل امروز : 13
    گوگل ديروز: 267
    بازديد هفته : 12,370
    بازديد ماه : 32,336
    بازديد سال : 878,770
    بازديد کلي : 6,816,992
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 52.91.185.49
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید