close
تبلیغات در اینترنت
متن مداحی همراه با صوت

متن مداحی همراه با صوت

متن مداحی همراه با صوت

متن مداحی همراه با صوت
متن مداحی همراه با صوت
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 129 aboozar
1 668 aboozar
0 456 aboozar
3 478 aboozar
0 605 aboozar
10 520 aboozar
0 626 aboozar
1 515 aboozar
9 1631 aboozar
0 1091 aboozar
0 1091 aboozar
0 829 aboozar
0 2022 aboozar
0 1267 aboozar
0 1790 aboozar
3 1506 aboozar
12 2991 aboozar
0 2185 aboozar
4 8118 amirsajad
0 3526 aboozar

ابرِ بهارم ، عطرِ شهادت پیچیده تویِ دیارم

آرزو دارم ، سرم رو قربونی کنم پایِ نگارم

تا ابد نوکریِ منصبم

از شوقِ کربلا لبالبم

شاگردِ انقلاب و مکتب

دربانِ خیمه گاهِ زینبم ..

افتخارم اینه ، نوکر تو باشم

کشتۀ حریمِ خواهر تو باشم

« یا ثارالله .. اباعبدالله ... »

رو به ضریحت ، سلام میدم که بشنوم یه روز جوابت

رد نکن اقا ، درسته کربلا نبودم پا رکابت

حالا میخوام به پات #شهید بشم

نزار آقا که نا امید بشم

دعا کن تا که رو سپید بشم

قاطعِ نطفۀ یزید بشم

مثل فاطمیون ، مثل صابری شم

پاسبان زینب ، جان فدایِ دین شم

« یا ثارالله .. اباعبدالله ... »

با دم ارباب ، میگیرم انتقام خون شهدارو

پام اگه واشه ، محالِ زنده بزارم تکفیریارو

 

تو هستی یار جانی ام حسین

رویایِ جاودانی ام حسین

فدای تو جوانی ام حسین

من شیعۀ ایرانی ام حسین

پای بیرق تو جون سپردن عشقِ

با تو زنده موندن با تو مردن عشقِ

« یا ثارالله .. اباعبدالله ... »

 

مسموم وا اماما ... شهید وا اماما ...
مولا امام عسکری ، آقا امام عسکری ...
مثل امام مجتبی ، تنها امام عسکری ...
غریب سامرا ، حبیب آشنا
برای تو زبون گرفته امشب آسمون
عزیز فاطمه ، عزیز مصطفی
چرا بهار عمر تو دیگه شده خزون
امام عسکری،امام عسکری،امام عسکری ...
مولا امام عسکری ، آقا امام عسکری ...
مثل امام مجتبی ، تنها امام عسکری ...
مظلوم امام عسکری ، مسموم امام عسکری
میره از این دیار غم ، مغموم امام عسکری
بیاد مادرش ، دمای آخرش
میخونه نوحه زیر لب به یاد کوچه ها ...
که مادر و زدن ، یه عده بی حیا
خزونی شد شکوفه ی تموم غنچه ها ...
به یاد کوچه ها،به یاد کوچه ها،به یاد کوچه ها ...
مولا امام عسکری ، آقا امام عسکری ...
مثل امام مجتبی ، تنها امام عسکری ...
بارون امام عسکری ، محزون امام عسکری
مثل حسین و بچه هاش ، دلخون امام عسکری
سیه شده هوا ، شبیه کربلا
ببین که تشنه پر زده رو خاک حجره ها ...
نه زیر دست و پا ، نه روی نیزه ها
نمیشه روضه ای مثه شهید سر جدا
به روی نیزه ها،به روی نیزه ها،به روی نیزه ها ...
مولا امام عسکری ، آقا امام عسکری ...
مثل امام مجتبی ، تنها امام عسکری ...

 

زده آتیش به جون من زهر کینه بیا مهدی
سامرا شد برای من چون مدینه بیا مهدی
ای قرار دلم بیا ... همه ی حاصلم بیا
میسوزِ جگر من تب دارِ پیکر من
این دم اخر من  اومدِ مادر من
چرا شکسته پهلوش کبود هر دو بازوش
رنگی به رخ ندار زخمی کنج ابروش
وای مادرم   
در هوای تو بی قرارم ای نگارم بیا مهدی
به خدا روز و شب ندارم ای بهارم بیا مهدی
ای قرار علی بیا ....ذوالفقار علی بیا
منتظر مادر تو ... اجدادِ اطهر تو
انتقام حسین فریاد اخر تو
بیا و در بیار اون دوتا نامردو از خاک  
تا دنیا از وجودِ دشمناتون بشه پاک
آقا بیا آقا بیا
تک سوارِ حجازی من صاحب ما بیا مهدی
اخرین وعده ی اللهی غائبِ ما بیا مهدی
ای مسافر بیا بیا.... نور حاظر بیا بیا
مدینه کربلایی،کاظمین سامرایی
هرجا هستی نگارا قطعا در قلب مایی
دعا بکن واسه ما واسه ی رهبر ما  
دعا بکن ببینیم روز ظهورت آقا
آقا بیا آقا بیا


"اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا مُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْنَ عَلِی اَیُّهَا الزَّكِىُّ الْعَسْكَرِىُّ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا..."گداهایِ سامرا معروفن،ما هم امشب گدای سامرا باشیم،گدا نباید دستش پایین باشه..." یا وَجیهاً عِنْدَاللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَاللّهِ..."

ای جلوۀ خداییِ بی انتها حسن

خورشیدِ روشنِ سحرِ سامرا، حسن

بی تو عبودیت به خدا بت پرستی است

نور خدا، مُکَمِّلِ توحیدِ ما، حسن

امشب عروجِ زخمیِ بالِ مرا ببر

تا سامرا ، مدینه ، نجف ، کربلا ؛ حسن

در بینِ خانوادۀِ زهرایِ مرضیه

باید شوند تمامِ علی زاده ها حسن

دوتا حسن دارن این خاندان،هر دو هم فرزند علی هستند،جانم فدایِ هر دوشون،اما این کجا و اون حسن کجا،این حسنی که میخوای براش گریه کنی،حرم داره،یه ضریح خوشکل داره،امشب دورش شلوغِ،حرمش پر از زائرِ...بمیرم برا اون حسن...

بسته میشه پروندۀ دو ماهۀ اشک و عزا

با گریه بر روضه هایِ غریبِ شهرِ سامرا

دو ماهه آزگار شده،دلها همه غرقِ محن

گریۀ غربتِ شماست که آبرو داده به من

آقا یه امشبُ بیا به مجلس ما سر بزن

 مگه شبِ عزایِ پدرت نیست؟یاصاحب الزمان! مگه نمیگن:صاحب عزا دَمِ در ایستاده؟اصلاً من چرا میگم به ما سر بزن،تو قبل از ما اومدی،ما همه اومدیم بگیم:سرت سلامت،"آجرک الله"...

آقا یه امشبُ بیا به مجلس ما سر بزن

الهی سایه ات کم نشه،ازسر ما آقایِ من

نامِ حسن یه عمریۀ به دلِ ما جلا میده

مادرش امضاء میکنه،خودش یه کربلا میده

نام حسن رو می برم،یه آهِ حسرت میکِشم

مدینه جلوه گر میشه،با روضه هاش جلو چِشَم

موندم به تو بگم غریب،یا به غریبِ مدینه

خوب شد مدینه نبودی،چشمت روز بد نبینه

بچه باشی نتونی که مادرت رو یاری کنی

مادر کمک بخواد ازت،نشه براش کاری کنی

خوب شد میون کوچه ها،مثلِ امامِ مجتبی

ندیدی مادر رو زدن،یه عده بی شرم و حیا

خوب شد مدینه نبودی،جلویِ چشمایِ ترت

یه ضربه با غلاف،یهو بشکنه دستِ مادرت

وای مادرم....

خوب شد مدینه نبودی،ببینی بینِ کوچه ها

مادرِ هجده ساله ات رو،افتاده زیرِ دست و پا

زهر دو تا کار با بدن میکنه،اول اینکه آدم رو تشنه میکنه،عطش غالب میشه به بدن...وقتی اسمِ عطش میاد...بمیرم برای اربابمون امام حسین که لب هاش مثل دو تا چوب خشک بهم می خورد...اسم زهر که میاد...ای خدا! مگه بچۀ شیر خواره،مگه علی اصغر چقدر آب می خواست که تیری که  به گلوش زدن هم مسموم بود و هم سه شعبه بود...فقط همین رو بگم:یه کاری کردن،یه بلایی سَرِ حسین آوردن،که از آسمان پیامِ تسلیت رسید،برای هیچ شهیدی،اما تا تیر رو زدن به گلو،ندارسید: "صَبرَاً لَکَ یا حسین!..." خدا ندا میده:صبر داشته باش حسین...

دومین اثرِ زهر بهم خوردنِ تعادلِ،امام رضا هم تعادلش بهم خورد،چی میخوام بگم؟ میخوام بگم:مَرد اگر تعادلش بهم بخوره عیبی نداره،مَردِ...اما وای به روزی که یک زن تعادلش بهم بخوره.... چرا مادرِ ما تو کوچه ها تعادلش بهم خورد؟ مادرِ مارو زهر دادن؟ نه...چرا مادرِ ما تو کوچه ها هی به دیوار می خورد؟ یه جور دیگه هم میشه تعادلِ کسی رو بهم بزنی...چه جوری؟ چند نفری به یک نفر حمله کنن...کمربندِ علی رو گرفت،دیدن حریفِ فاطمه نمیشن...یه نفری داره علی رو میبَره...یه کاری کنید دستِ فاطمه جدا بشه...ریختن دورِ مادرِ ما...

من ایستاده بودم،دیدم که مادرم را

دشمن گهی به کوچه،گاهی به خانه می زد

گردیه بود قنفذ،هم دست با مغیره

او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد

حرف من رو نشنیده بگیر .. یه جوری زدن،دیگه مادرِ ما تا آخرِ عمرش درست راه نمی رفت..." مُنَهَّدَةَ الرُّكن"....امان از بی کسی،ای دادِ بیداد...

امان از کوچه هایِ بی مُروَّت

امان از مردمِ بشکسته بیعت

ببرمت امشبی کربلا،روضه بدونِ کربلا انگار یه چیزی کم داره...یک امام رو با زهر کاری کردن که تعادلش بهم بخوره،مادرِ مارو با غلاف شمشیر...با تازیانه...یه آقایی هم سراغ دارم کربلا...سوارِ ذوالجناح...عطش غالب شده بود بر حسین....زخم ها،تیرها،شمشیرها...دیدن هر کاری کنن حسین از ذوالجناح نمی اُفته...چه کردن؟یه نانجیبی با نیزه به پهلوش زد...تعادلش رویِ ذوالجناح بهم خورد،" فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ ، عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ عَلَى خَدِّهِ الْأَیْمَنِ..." از بالایِ ذوالجناح با صورت...ای حسین...

 

آقای سامرا چقدر ناتوان شدی

خیلی شبیه مادرِ خود قدکمان شدی

آه ای بهار زرد و خزانی تو میروی

چون مادرت زمان جوانی تو میروی

اَبَاالمَهدی یا مولا....

بغصی شکسته داری و فریاد کوچه ای

هی میخوری زمین ، ولی یاد کوچه ای

گرچه غریب بودی و کس سوی تو نرفت

شکرخدا که میخ به پهلوی تو نرفت

شعله سراغ پیچشِ گیسوی تو نرفت

اینجا غلاف بر روی بازوی تو نرفت

آتش کسی به خِرمَنِ نیلوفرت نزد

اینجا کشیده کس به روی همسرت نزد

اَبَاالمَهدی یا مولا....

تو ضعف میکنی پسرت گریه میکند

مهدی رسیده و به برت گریه میکنند

خاکی شده است موی سرت گریه میکند

این ظرفِ آب بر جگرت گریه میکند

برروی دامنِ پسرت دست و پا مزن

اینگونه چنگ بر روی این خاک ها مزن

آقا سلام بر تو و دریایِ تشنه ات

این کاسه میخورد روی لبهایِ تشنه ات

یادِ حسین می دمد از نایِ تشنه ات

دادی سلام بر لبِ بابایِ تشنه ات

خونابه گرچه از دهنت ریخته شده

آلاله روی پیرهنت ریخته شده

شکرخدا که لعل لبت خیزران نخورد

شکرخدا که روی گلویت سنان نخورد

چکمه به روی پیکرِتو بی امان نخورد

سرنیزه ای نیامد و روی دهان نخورد

شکرخدا که تو کفنی داشتی حسن

بر جسم خویش پیرهنی داشتی حسن

اَبَاالمَهدی یا مولا....

بی تو وقارِ خواهرِ تو مُستَدام ماند

با احترام آمد و با احترام ماند

پوشیده از نگاه خَواص و عوام ماند

وای از زنی که در وسط ازدحام ماند

احساس های خواهری اش لطمه خورده بود

حتی غرورِ روسری اش لطمه خورده بود

 

ما بین بچه های فاطمه فرق نیست که

ترس یزیدیان همه "اصلِ ولایت" است

بر خاک می کِشند تو را این حرامیان

این بی حیا شدن همه اش از لجاجت است

یا امام حسنِ عسکری! قربونت برم آقا! اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ همینطورِ،اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ باید غریب باشه،اصلاً انگار هر کی اسمش حسنِ می زننش...این یه بیت رو سادات منو ببخشن...آقا!...

سیلی که می‌زنند به دیوار میخوری

محکم لگد زدن به تو از روی نفرت است

این بیت رو ببینم یادِ کجا می اُفتی...

بس کن نزن، زمین و زمان می‌خورد به هم

نفرین کند که لرزه به ارکانِ خلقت است

رحمت بس است، رو کن از آن هیبت خودت

نه، صبر در قبیله‌ی حیدر وراثت است

اصلاً انگار تو این قبیله باید صبر کنند،زن رو می زنن باید همسر صبر کنه،یا امام حسن!آقا!...

ذکر لبم شده همه شب "یابن العسکری"

می‌آید آن‌که در پَسِ اسرارِ غیبت است

از یُمن توست "سامره" شد "سُرِّ مَن رَءآه"

سرداب سامرای تو "بابُ الاِجابت" است

انگار غربت تو به پایان نمی‌رسد

سوغات سامرای تو تربت نه، غربت است

هر جایی رفتی مراسم ترحیم،صاحب عزا دَمِ در می ایسته،خوش آمدی میگه،امشب صاحب عزا ، خودِ امام زمانِ،دَمِ در ایستاده،خوش آمد میگه،آی عزادارای پدرم! خوش اومدید...ما امشب اومدیم خودمون رو بهت نشون بدیم،ما هم اومدیدم آقا! اما تو رو ندیدیم یوسفِ فاطمه!...

صدا زد خادمش رو،ظرف آبی براش بیاره،میگه:ظرف آب رو برداشت آورد،داد دستِ امام حسن،اینقدر این آقا ضعیف شده،دست ها میلرزه،بدن داره میلرزه،ظرف آب رو که به دست امام حسن داد،اینقدر که دست ها میلرزید،ظرف آب رها شد،ریخت رو زمین،صدا زد:آی خادم!برو پسرم مهدی رو خبر کن،مهدیم بیاد...اینجا امام حسن پسرش مهدی رو صدا زد،یه مادری هم من میشناسم،پسرش مهدی رو صدا زد،ما بینِ در و دیوار قرار گرفت،صدا زد: مهدی جان! بیا...کمکِ مادرت کن....

اومد امام زمانِ من و تو...کنار پدرش،ظرف آبی رو برداشت،با دستای مبارکِ خودش نزدیکِ دهان امام حسن...اینقدر امام حسن ضعیف شده،دندان ها بهم میخوره،میلرزه،ظرف رو آورد جلو...میگه:امام حسن شروع کرد گریه کردن،صدا زد: بابا! چرا گریه می کنید؟گفت:برا تو گریه میکنم،خیلی غریبی،بعد از من بیابون گرد میشی...بعد از من خیلی بی کس میشی...

من میگم:شاید ظرف آب رو جلو امام حسن آوردن،یاد لب های خشک حسین هم افتاده باشه،یاد اون لحظه ای که راوی میگه:دیدم لب های حسین داره بهم میخوره...از لب ها داره خون جاری میشه...لبها خشکیده است...ظرفِ آب رو برداشتم برا حسین آب ببرم،تا اومدم تویِ گودال دیدم اون نانجیب داره بالا میاد،ظرفِ آب رو ازم گرفت،برای کی داری آب می بری؟ گفتم:مگه نمی بینی حسینِ فاطمه تشنه است؟ گفت:نمیخواد آب ببری،الان خودم سیرابش کردم...اما دیدم بدنش داره میلرزه،چرا بدنت داره میلرزه؟ صدا زد:آخه اون لحظه ای که نشستم رو سینۀ حسین،دیدم یه صدایی داره میاد،یکی هی داره میگه: "بُنیَّ!..." پسرم...حسین...

بهترین کفن ها رو برای امام حسن عسکری آوردن...جعفرِ کذاب اومد به این بدن نماز بخونه،دیدن از دور یه بچۀ چهار ساله ای داره میاد جلو...برید کنار من باید بر این بدن نماز بخونم....اومد جلو...ایستاد جلو،نمازِ مَیِّت رو خوند....امامِ،باید امام رو امام خاک کنه،بدن امام حسن عسکری رو داخل قبر گذاشت...

کربلا هم امام سجاد بابا رو داخلِ قبر گذاشت...میگه:دیدم داخلِ قبرِ، اما از قبر بیرون نمیآد...سر به این بدن گذاشته داره های های گریه میکنه...یا امام سجاد! چرا از قبر بالا نمی آیید؟ صدا زد: آخه هر میتی رو که خاک میکنن،طرفِ راستِ صورتش رو روی خاک میذارن،اما من هر چی نگاه میکنم،بابام سر به بدن نداره...ای حسین

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2997
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 4
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 224
    بازديد ديروز : 1,895
    بازديد کننده امروز : 105
    بازديد کننده ديروز : 858
    گوگل امروز : 106
    گوگل ديروز: 912
    بازديد هفته : 6,596
    بازديد ماه : 8,894
    بازديد سال : 1,480,130
    بازديد کلي : 8,349,347
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.227.252.66
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید