close
تبلیغات در اینترنت
مرجع اشعار و ادعیه مذهبی

مرجع اشعار و ادعیه مذهبی

مرجع اشعار و ادعیه مذهبی

مرجع اشعار و ادعیه مذهبی
مرجع اشعار و ادعیه مذهبی
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 4 aboozar
2 1267 amir004
0 1215 aboozar
0 497 aboozar
0 995 aboozar
3 744 aboozar
12 1780 aboozar
4 7188 amirsajad
0 2767 aboozar
0 2670 aboozar
0 2519 aboozar
0 4172 aboozar
0 1744 aboozar
1 18795 2505
6 6982 aboozar
0 15405 aboozar
1 2940 masoudfn
1 1951 aboozar
14 4410 aboozar
20 5117 aboozar

هر شهید یه پرچمه

 که نشون میده آقا رو

به ما میگه ‌که چجوری

 میشه دید کربُبَلا رو

شهادت یعنی

دلُ به آسمون دادن

با لب تشنه جون دادن

ولایتُ نشون دادن

شهادت یعنی

سر از تنت جدا بشه

جونت براش فدا بشه

اما ولی تنها نشه

آرزویِ شهادتُ تو سینه میکشونم

دلم رو من به آرزوش ایشاالله میرسونم

شهادت شهادت ، همۀ آرزومه

شهادت شهادت ، رویای ناتمومه

آرزوی دل ما اینه روسپید بشیم

پیش پایِ فاطمه ، عاقبت شهید بشیم

شهادت یعنی

شبیه عاشقا شدن

برا خدا گدا شدن

راهی کربلا شدن

شهادت یعنی

رهرو راه حق شدن

با درد دین دمق شدن

حامی مستحق شدن

اونقده یا حسین میگم ، تا حاجتم روا شه

مثل تموم شهدا ، دردِ منم دوا شه

شهادت شهادت ، همۀ آرزومه

شهادت شهادت ، رویای ناتمومه

اگه که میخوای نذاری ، مسلمُ تو کوفه تنها

حامی سید علی باش ، تا بیاد مهدیِ زهرا

شهادت یعنی

علی اکبری شدن

تو کوچه مادری شدن

مطیع رهبری شدن

شهادت یعنی

جون بدی تا جفا نشه

سفیر حق تنها نشه

تا کربلا به پا نشه

هرکی میخواد که‌عاشورا ، تکرارنشه‌ دوباره

باید که سر به طاعت سید علی بذاره

شهادت شهادت ، همۀ آرزومه

شهادت شهادت ، رویای ناتمومه

 

بابا، محاله که بی رضا زنده بمونم
بابا، توی راه اشهدم دارم رو میخونم
بابا، سلامت رو به داداشم میرسونم

بابا، میسوزم از این غم
از غم میمیرم  من امشب
روضم شده مثل زینب
وای وای امون از غریبی

بابا، تا که از راه رسیدم به احترامم
بابا، مردم قم همگی دادن سلامم
بابا، با گل اومدن که خواهر امامم

بابا، دیگه نیمه جونم
مثل برگای خزونم
زنده نمیخوام بمونم
وای وای امون از غریبی

بابا، دیگه از عمر و از این زندگی سیرم
بابا، نامه ی داداشمو رو دست میگیرم
بابا،  زیر لب رضارضا میگم میمیرم

بابا، شنیدم کربلا
راس جدمون شد جدا
زینب رفته شام بلا
 
وای وای امون از غریبی


یک صبح مى ‏شود که برایم دعا کنى

یا نیمه شب به شوق نمازم صدا کنى

مرغ دل از قفس تن به درکشى

در آسمان صحن و سرایت رها کنى

+بی وفا نباش،زود به زود برو قم،دست ادب رو سینه بذار،بگو:یا فاطمه...یه جوری گفتم یا فاطمه! یاد این شعر افتادم:

یا فاطمه من عقده ی دل وا نکردم

گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم

+مدینه روضه میخوندیم با صدای آهسته؛آخه اونجا اگه بلند بلند گریه کنی بی احترامی میکنند،قانون مدینه همیشه همین بوده،وسط روضه یه پیرمرد آمد دست گذاشت رو شونم گفت:روضه خوان یه سوال دارم؛چند روزه دارم میگردم قبر مادرم رو پیدا نمیکنم،اگه بلدی به من بگو ... جدی میگفت ... خیلی جدی ...

ما را به پادشاهى عالم در آورى

یعنى که در حریم بلندت گدا کنى

امروزه کاینچنین به کرامت زبانزدى

تا رستخیز بهرِ شفاعت چها کنى

تو زائر مدینه ‏اى و طوس مى ‏روى

ما را ببر که زائر قبرِ رضا کنى

+قربون کبوترای حرمت امام رضا،دلم تنگ شده برات،دلت مشهد نمیخواد دلت هوای پنجره فولادش رو نکرده! حضرت معصومه رو التماس کن

تو زائر مدینه ‏اى و طوس مى ‏روى

ما را ببر که زائر قبرِ رضا کنى

این جا که آمدى سخن از تازیانه نیست

+به نیت دیدن برادر از مدینه حرکت کرد،یادش میاد اون روزی که برادر میخواد از مدینه حرکت کنه،بی بی ها،دخترا، همه رو گفت بیاید برا من گریه کنید، آقا گریه پشت سر مسافر خوب نیست، فرمود:گریه کنید! اون مسافری که به وطن برمیگرده پست سرش نباید گریه کرد...حضرت معصومه حرکت کرد با برادرا،خاندان،اهلبیت...شهر ساوه دشمنای اهلبیت اومدن،برادراشو کشتن،خاندانش رو کشتن...مریض شد این صحنه ها رو دید،قربونت برم...فرمود:من رو قم ببرید،خدا روشکر یه جای نزدیک بود بهش پناه ببرید...آخه فرمود: از پدرم شنیدم که موسی بن جعفر فرمود:قم محل سکونت شیعیان ماست...راهی هم از ساوه تا قم نبود...فدای عمه جانت بشم...عصر روز یازدهم جایی رو نداشت بره...همه رو سوار کرد؛کجا میخوان ببرنت زینب

+بی بی حضرت معصومه وارد قم شد؛مریضه؛مردم قم همه جمع شدن،همه احترام کردن؛همه دست ادب به سینه گذاشتن؛بزرگ خاندان اشعری آمد،خودش افسار مرکب بی بی رو گرفت؛پیرمرد پیاده میرفت بی بی سواره بود...آی بی بی! میدونی شهر شام چه خبر بودهمه جمع شدن اما کسی دست ادب به سینه نذاشت؛مردای شام دستاشونو مشت کرده بودن،سنگ آماده کرده بودند؛کسی دختر  ناقه ی دختر علی رو هدایت نکرد؛بی بی همه تازیانه ها آماده بود...

خودم دیدم که عمه...

+ای بی بی ای کاش من شهر شام بودم وقتی اون دستای نامرد بلند میشد یه دستو نیگه میداشتم  میگفتم این دخترا تازیانه کم نخوردن...سیلی کم نخوردن...ای حسین....

این جا که آمدى سخن از تازیانه نیست

حرفى ز بى وفایى و ظلم زمانه نیست

در دست‏هاى مردم شهر تو سنگ نیست

یعنى سلام مردم تو وحشیانه نیست

سیلى نزد کسى به رُخ داغدار تو

اینجا خبر ز خون دل و دردِ شانه نیست...

 

دم آخر بی تو چشه من گریونه
سفر سخت من ناتموم میمونه
دیدی منو کشت آخر جدایی
کارم تمومه،رضا کجایی

خواهر تو آخر از پا افتاد
تو دیار غربت تنها جون داد
حالا که خواهر از دیدنت محرومه
تو بیا تا اینجادیدن معصومه

جونی برای سفر ندارم
بیا که از تو خبر ندارم
خواهر تو اومد دنبال تو
ولی بی خبر موند از حال تو

خواهر تو آخر از پا افتاد
تو دیار غربت تنها جون داد
واسه ی معصومه شب اشکه امشب
زیر لب میخونه چی کشیده زینب

تموم لشکر دور برادر
کنار گودال رسیده مادر
یه بدن بی سر،بین گودال
خواهری که پیشش رفته از حال

یه جوریم انگار خیلی پیرم
روی پای عمه از حال میرم .....

حسین


هنوزم شهیدا رو میارن
دلای شکسته بی شمارند
چه سخته مادری چشمش به در باشه
چه سخته از عزیزش بی خبر باشه
شهیدا خونشون نذر سحر بود
مثل گل عمر اونا مختصر بود
خدایا یادگار عاشقامون
سفر بود و سفر بود و سفر بود
نمونده به جز راهی از اونا
گذشتن همه از آسمونا
سفر با مقصد کرب و بلا کردند
دل و از بند این دنیا رها کردند
هنوزم شهیدا رو میارن  
دلای شکسته بی شمارند
چه سخته مادری چشمش به در باشه
چه سخته از عزیزش بی خبر باشه

شهیدا رو میارن کاروونا
میان از جبهه ها تازه جوونا
منم مثل شهیدا بی قرارم
دلم تنگه برای آسمونا
خدایا مرا هم مبتلاکن
دلم را از این دنیا رها کن
سفر یعنی شروع دل بریدن ها
سفر یعنی تماشای رسیدن ها
هنوزم شهیدا رو میارن
دلای شکسته بی شمارند
چه سخته مادری چشمش به در باشه
چه سخته از عزیزش بی خبر باشه

دلم می خواد بی بال و پر بمیرم
مثل عباس آّب آور بمیرم
شبیه فاطمه پهلو شکسته
شبیه سرورم بی سر بمیرم
الهی نشم شرمنده از روش
سرم رو بذارم روی زانوش
من اسماعیلم و ذبح منای او
من آن حُرم که افتاده به پای او
هنوزم شهیدا رو میارن  
دلای شکسته بی شمارند
چه سخته مادری چشمش به در باشه
چه سخته از عزیزش بی خبر باشه


 

ای امام شهیدان خمینی

ای علمدار راه حسینی

یا حسینت گرفته جهان را

شعله زد کاخ مستکبران را

شد از خروشت جاری

این شور و این بیداری

تو نور حیدر داری

ما پیرو این راهیم

بر عهد روح اللهیم

بعد تو ما و مِهر ولایت

راهمان راه سرخ شهادت

کی گذاریم اماما که افتد

دست نامحرمان انقلابت

ما مرد این میدانیم

دل داده ی جانانیم

در راه تو می مانیم

ما پیرو این راهیم

بر عهد روح اللهیم

جان ما سر به سر شوق و شور است

شوق دیدار و شور حضور است

اهل عشق است و مرد حماسه

هر که چشم انتظار ظهور است

آه العجل یا مولا

ای یادگار زهرا

در انتظارت دنیا

یا سیدی یا مولا


درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2114
    کل نظرات : 176
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 5
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,653
    بازديد ديروز : 1,702
    بازديد کننده امروز : 155
    بازديد کننده ديروز : 343
    گوگل امروز : 78
    گوگل ديروز: 223
    بازديد هفته : 3,355
    بازديد ماه : 23,321
    بازديد سال : 869,755
    بازديد کلي : 6,807,977
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.82.10.219
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید