close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه اربعین حسینی,روضه اربعین حسینی, اربعین حسینی,اربعین حسینی,

متن روضه اربعین حسینی,روضه اربعین حسینی, اربعین حسینی,اربعین حسینی,

متن روضه اربعین حسینی,روضه اربعین حسینی, اربعین حسینی,اربعین حسینی,

متن روضه اربعین حسینی,روضه اربعین حسینی, اربعین حسینی,اربعین حسینی,
متن روضه اربعین حسینی,روضه اربعین حسینی, اربعین حسینی,اربعین حسینی,
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 150 aboozar
1 688 aboozar
0 473 aboozar
3 496 aboozar
0 621 aboozar
10 537 aboozar
0 643 aboozar
1 531 aboozar
9 1649 aboozar
0 1112 aboozar
0 1109 aboozar
0 846 aboozar
0 2038 aboozar
0 1286 aboozar
0 1807 aboozar
3 1524 aboozar
12 3011 aboozar
0 2202 aboozar
4 8138 amirsajad
0 3544 aboozar

سلام همسفرِ نیمه راهه بی سرِ من

سلام ماهِ به دریایِ خون شناورِ من

گذشته است چهل روز از شهادتِ تو

هنوز مانده به گودال دیده ی تَرِ من

زن و بچه رو جمع کرد،صدا زد:حسینم را همین جا سر بریدند...

هزار بار سرت را به نوک نی دیدم

هنوز داغ تو یک لحظه نیست باورِ من

خدا گواه است چه دیدم در این چهل منزل

که بود همسفرم،قاتلِ برادرِ من

تن تو ماند زمین پیشِ خواهرِ تو

سرِ تو گشت جدا پیشِ چشمِ مادرِ من

حسین جان! از زمانی که رویِ زمین افتادی شروع شد..

ز خاطرم نرود هرگز، ای عزیزِ دلم

که چوب خورد به لبهات در برابرِ من

به ذوالفقارِ زبان،حمله بر عدو کردم

یه جوری خطبه خواند،که بعضی ها که دور بودند و صدا رو می شنیدن،سئوال کردند:طنینِ صدا آشناست،علی اومده به کوفه؟... خطبه هایت طَنین صوتِ علی ست/یا ز مادر گرفته ای الهام!؟/زینبی ، حیدری ، تو زهرایی/این بُوَد اصلِ صَنعَتِ ایهام/ای که از قامتِ هلالیِ تو/راست گردیده قامت اسلام...

به ذوالفقارِ زبان،حمله بر عدو کردم

چنانکه محملِ من گشته بود سنگرِ من

گزارشاتِ سفر را زمن بپرس ولی

مپرس از اینکه نیامد سه ساله دخترِ من

حسین جان! نگاه نکن این همه سختی کشیدم،اول بهت بگم،که شیرِ شیر آمده ام،کاری کردم باهاشون که همه شهر گریه می کردن،با همین بچه هایی که پریشونن،شام رو گرفتم،من دخترِ علی ام،مادرم فاطمه بابام علی رو از مسجد تو خانه آورد،دختر فاطمه ام،یه کاری کردم همه پریشان،نالان...نفرینشون هم کردم...گفتم:ان شاءالله چشماتون گریون باشه،چون شما بابام رو دیده بودید،یتیم هاتون نمک گیرِ بابام بودن...داداش سخت بود ولی همش زیبایی بود...

رفقا! اُسرایِ کربلا رو همه ی بلاد بردن،کوفه در جنوب کربلاست،حلب،در شمال غربیِ کربلاست،بِعَلبَک،لبنانِ فعلی،به سمت غربِ شامِ...کمتر از یک ماه،بین1100 تا 1400 کیلومتر،خیلی راهه،روی ناقه ی عریان،یه جایی سه ساله صدا زد:عمه جان! اینا نمیخواد وایستن؟...حالا برایِ چی؟ چون این ناقه لنگ بود،ناقه ای که امام سجاد هم سوارش بود لنگ بود...

الان زائر هشتاد کیلومتر،صد کیلومتر، ده قدم راه هم که میره...تویِ همین ده قدم همه میان میگن:" هَلابیکُم یا زُوار الحسین" خوش اومدین،بفرمایید چایی،بفرمایید شربت،غذا...داداش! از ما هم پذیرایی کردن...

ناموسِ خدا و مَلأ عام که دیده؟

شادی و کف و خنده و دشنام که دیده؟

سرهایِ بنی فاطمه در شام که دیده؟

قرآن و سر و سنگِ سرِ بام که دیده؟

هُورا و کف و داغِ دل و گریه  و ناله

بهتر که نگویم که چه شد طفلِ سه ساله

من خنده و شادی و کف و هلهله دیدم

ده فاطمه را بسته به یک سلسله دیدم

رأس شهدا را جلویِ قافله دیدم

من خنده ی شادی به لبِ حرمله دیدم

از کعبِ نی و شادی و بیداد بگویم

از سلسله ی گردنِ سجاد بگویم

مردم عوضِ بزم عزا،عید گرفتن

در ریختنِ خونِ خدا عید گرفتن

دور سرِ شاهِ شهدا عید گرفتن

در ماتم مصباحِ هُدا عید گرفتن

رخسارِ گُلِ یاس و کبودی چه بگویم

قرصِ قمر و سنگِ یهودی چه بگویم

کارم تمومِ نمونده جونی به تنم

یه اربعینِ دارم زار می زنم

زار می زنم،زار می زنم،حسین...

می خونم نوحه برات ،وای،وای،وای

می کنم گریه برات،های،های،های

حسین جان!قربونِ زائرات،زائرهای کوچیک و کم سن و سال،قربون زائرایی که الان تو آغوش پدر و مادراشون خوابشون برده دارن میان،قربون زائرایِ سیرابت،قربون زائرایِ شیرخواره ات که هر موقع گشنه میشن،مادرشون هست،یه گوشه کنارِ جاده مادر میشینه،چادر رویِ سرِ بچه اش میکشه،بچه اش رو شیر میده،بچه که آروم میشه،بلند میشه،بسم الله..طرف کربلا حرکت میکنه...حسین....

مثل اربعین که بی بی حضرت زینب سلام الله علیها رسیدن کربلا،تا سه روز هی ناله زد،هی حسین حسین گفت،تا این زن و بچه ها می اومدن آروم بشن،می رفتن علقمه...دوباره گریه و زاری شروع می شد...

ای برادرِ من، چشمِ تو روشن...

عباس! یادته میخواستم برم قبر جدم رو زیارت کنم،می دویدی عباس از جلو،همه مشعل ها و شمع ها رو خاموش می کردی،مبادا سایه ی من رو  هم کسی ببینه...

ای برادرِ من، چشمِ تو روشن...

روم نمیشه بگم رفت معجرِ من

حسین....

 


بازدید : 26

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3006
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 9
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,100
    بازديد ديروز : 1,407
    بازديد کننده امروز : 371
    بازديد کننده ديروز : 588
    گوگل امروز : 396
    گوگل ديروز: 593
    بازديد هفته : 1,100
    بازديد ماه : 17,061
    بازديد سال : 1,488,297
    بازديد کلي : 8,357,514
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.214.184.124
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید