close
تبلیغات در اینترنت
متن سینه زنی زمینه

متن سینه زنی زمینه

متن سینه زنی زمینه

متن سینه زنی زمینه
متن سینه زنی زمینه
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 20 aboozar
3 17 aboozar
0 201 aboozar
10 105 aboozar
0 148 aboozar
1 120 aboozar
9 1105 aboozar
0 631 aboozar
0 632 aboozar
0 430 aboozar
0 1608 aboozar
0 846 aboozar
0 1405 aboozar
3 1133 aboozar
12 2515 aboozar
0 1800 aboozar
4 7733 amirsajad
0 3164 aboozar
0 3022 aboozar
0 2875 aboozar

آمده ذی الحجه و افتاده ام یادِ منا
من شدم عمری اسیرِ خاطراتِ کربلا
در لَوایِ علم ، کارم روضه خوانی بوده است
چند سالم بوده که قدم کمانی بوده است
باقرم ، آنکس که پیرم کرده اند از کودکی
موقعِ دشنام سیرم کرده اند از کودکی ...
گرچه بر سجاده کارِ من دعا بوده فقط
منبرِ من روضه هایِ کربلا بوده فقط
قالَ باقر ، قالَ صادق میشود آخر ، حسین
نوحه ام حالا شده ، ای کشتۀ بی سر حسین
سوختم که پیکرم تشییع شد با یا حسین
چونکه در گودال رفته زیرِ دست و پا حسین
زهر ، کاری شد ولی با جانِ من کاری نداشت
کاشکی زنجیرها در حبس ، بیماری نداشت
دومین مردی که در زنجیر می آمد منم
هی زمین میخورد و گاهی دیر می آمد منم
زیرِ پایم آبله با خار میبینم هنوز
آنقدر شلاق خوردم تار میبینم هنوز ...
آه و زاری در بیابان داشتیم و خواب نه
سوختم وقتی که آتش بود اما آب نه
سوختم اما نه با این زهر ، بلکه در حرم
سوختم چون گفت عمه در حرم ، کو معجرم

 

امشب تو خرابه واست روضه خونم
بی تو چی کشیدم باباجونم باباجونم...
میخونم من امشب با قدِ کمونم
بی تو چی کشیدم باباجونم باباجونم...
بشین امشب پایِ حرفام
پای درد و پایِ غم هام
دویدم بس که رو خارا
 
ببین تاول زده پاهام
بابایی تار میدید چشمام
میدیدم که تک و تنهام
یه مرد بی حیا اومد
 
کشید گوشواره از گوشام
بی تو بابا، چقد اشکِ یتیمی از چشام ریخته
سرم سوخته، تویِ آتیش اگه بابا موهام ریخته
امون ای دل....
بابا دخترت بعد از تو شد زمین گیر
بستن دست و پامو غُل و زنجیر غل و زنجیر
پای این اسیری من خیلی شدم پیر
بستن دست و پامو غُل و زنجیر غل و زنجیر
ز روی ناقه افتادم
من انگاری که جون دادم
چیشد اون شب قدم خم شد
 
نمیره هیچوق از یادم
نبودی گم شدم تنها
دل شب تو بیابونا
اومد بالا سرم اون زجر
 
منو بُرد با کتک بابا
بهش گفتم نکش مومو
 
خودم دارم میام همرات
بهش گفتم نزن سیلی
 
گوشم سنگینه از دستات
امون ای دل....
بی تو من محاله که زنده بمونم
میخونم امون از دل خونم دل خونم
میبینی که لکنت داره این زبونم
میخونم امون از دل خونم دل خونم
تا که اسم تو رو بردم
بابایی هی کتک خوردم
یه جوری زجر منو میزد
 
همه گفتن که من مُردم
نبودی حرمله اومد
غمم شد دیگه بیش از حد
جلو چشمای تو بابا
 
به پهلوهام لگد میزد
دیگه از بس "کتک خوردم کتک خوردم" ندارم نا
بیا و با خودت امشب سه سالت رو ببر بابا
امون ای دل....


شبا که خوابتو می بینم تو خواب چشام میسوزه
بابا اگه منو ببینی دلت برام می سوزه
 
بابا دعا کن ... تموم شه دردم ...
شب تا صبح از درد ... خون گریه کردم
بیا بغلم کن تا من  دورت بگردم ...
بابام به قولش عمل می کنه
میاد و منو باز  بغل می کنه ...
امشبم مهمون دارم ، مهمونم ماه
تا سحر بیدارم ، بابام تو راه ...
دشمن با دختر تو کاری بجز غضب ندار
بیا منو ببر که این زجر اصلا ادب ندار
مویی نمونده ... حتی یه انگشت ...
از بس کشیدن ... موهامو از پشت
دونه دونۀ این زخما بابا منو کشت ...
کاشکی بیاری برام روسری
میدونم امشب منو میبری ...
خوابم برده بابا ، یا که بیدارم
دارم لبهامو رو ، لبهات میزارم
امشبم مهمون دارم ، مهمونم ماه
تا سحر بیدارم ، بابام تو راه ...
لرزش بی امون پاهام،چرا تموم نمیشه
نگو شده چه شکلی موهام،نگو که روم نمیشه
عمه با گریه ... معجر سرم کرد ...
یه کاری این زجر ... با معجرم کرد
حالادیگه چشمام بسته ست از بس ورم کرد
کنار مایی نمیبینمت
بگو کجایی نمیبینمت ...
از دست سنگین ... دنیام تاریکه ...
این صورت برا سیلی ... خیلی کوچیکه
امشبم مهمون دارم ، مهمونم ماه
تا سحر بیدارم ، بابام تو راه ...
نازت مرا به ضربت سیلی کشیدم
بابا گمان مبر که نوازشگرم نبود

 

 

حرز اسم زیبات ، همیشه همرامه

جونمو بدم پات ، آره از خدامه

خوب و دیدنیِ ، لحظۀ رسیدن

تو حرم تمومِ ، دنیا زیرِ پامه

زائرایِ محترمتُ عشقِ

مهربونیُ کرمتُ عشقِ

همه جاش بویِ مشهدُ میده

گوشه گوشۀ حرمتُ عشقِ

عالم میدونه  بابُ المرادی

اَنا البَخیلُ  اَنتَ الجوادی

آقای مظلوم ...

شعله های حالت میکشه زبونه

داری از غمایِ مادرت نشونه

غربتت عجیبِ ، مثلِ مجتبایی

هم غریبِ کوچه ، هم غریبِ خونه

لختۀ خون خشکیده رویِ لبات

حتی یکی نیست تا که بمیره برات

غریبی بالاتر از این نمیشه

همسرت مرگتُ بخواد از خدات

واست بمیرم  خیلی غریبی

مشغولِ ذکرِ  اَمَّن یُجیبی

آقای مظلوم ...

از زمونه آقا ، دیگه دل بریدی

یک نفس هم حتی دلخوشی ندیدی

چشم به راهِ بابا ، بودی و بمیرم

رویِ خاک حجره ، پاتو می کشیدی

داری کم کم میسوزی و آب میشی

گُل زهرایی داری گلاب میشی

دَم آخری روضه خون واسه

لب تشنۀ طفلِ رباب میشی

سخته به والله  بارون نباره

هیچ کس نباشه  تا آب بیاره

لای لای علی جان....

 

 

بیقرارم،تو دلم یه دنیا درد و ماتمِ
ناله دارم،هر چی از غمم بگم بازم کمِ
دل فکارم،جگرم میسوزه خیلی تشنمه
واویلا ... واویلا ...
بارون اشکایِ چشمام میچکه برویِ گونه ام
چی بگم از غصه هام که قتلگام شده تو خونم
دیگه طاقت ندارم دعام اینه بزنم زود
همه دردم اینه قاتلم شریک زندگیمه بود
واویلا ... وای وای وای واویلا
ای دل،ای دل،بخدا از همه دنیا سیر شدم من
ای دل،ای دل،تو حصار دردُ غم اسیر شدم
ای دل،ای دل،مثلِ مادر تو جونی پیر شدم من
واویلا ... واویلا ...
میدونم دردِ منو جدم امام حسن میدونه
اوج غربت اگه حتی غریب باشی تو خونه
دل خونم کی میرسه لحظۀ شیرینِ رهایی
پشت در به زیر لب همش میگم مادر کجایی
واویلا ... وای وای وای واویلا
تک و تنها هر نفس ذکرِ لبم خدا خداس
صحنِ چشمام خیسُ بارونیِ سوزِ روضه هاس
خودم اینجا ولی روحُ دلِ من تو کربلا س
واویلا ... واویلا ...
دستُ پا میزنم از عطش شکسته بال و بی حال
 
پیش چشمِ فاطمه زنده میشه روضۀ گودال
زیر لب زمزمه ام شده حسین مادر نداره
همه خون گریه کنید جدِ غریبم سر نداره
واویلا ... وای وای وای واویلا

 

باباجون خستۀ راهم
که اعصابم بهم ریخته
چیزی نیست حال من خوبه
یه‌کم خوابم بهم ریخته ...
خوابم بهم ریخته
اعصابم بهم ریخته ...
پاهامم آبله دارن ، نمی‌تونم بخوابم پس
حالم پریشونه ، آخه ویرونه ویرونه
اشکمو هی درآوردن ، باهام بازی نکرد هیچ‌کس
چشماتو نبند تا چشمامو نبندم ..
تو گریه نکن قول میدم که بخندم ..
مَنِ الَّذی اَیْتَمَنیبابا بابا بابا بابا
حالا که اومدی پیشم
بذا خلوت کنم با تو
بذا تعریف کنم بعدش
ببین من پیر شدم یا تو ...
من پیر شدم یا تو
بذار خلوت کنم با تو ...
نگی من بی‌ادب بودم ، نگی این دختر عاشق نیست
گریه شده کارم ، اگه من دست به دیوارم
نمی‌تونم پاشم از جام ، پاهام پاهای سابق نیست
موهایِ تو سوخته ، موهایِ منم سوخت
تو آتیشِ خیمه ، کلّ بدنم سوخت
چشماتو نبند تا چشمامو نبندم ..
تو گریه نکن قول میدم که بخندم ..

مَنِ الَّذی اَیْتَمَنی بابا بابا بابا بابا
اون شب از روی اون ناقه
توی راه بین اون صحرا
بازی می‌کردم افتادم
اینقد غصه نخور بابا
غصه نخور بابا
تویِ راه بینِ اون صحرا ...
یکی دستش تو تاریکی به گونه‌م خورده چیزی نیست
هیچ‌کس نمیدونه ، بپرس از عمه میدونه
یکی از من یه گوشواره امانت برده چیزی نیست
دندونِ تو افتاد ، تو تشت طلا من ...
دندونایِ شیریم ، باز در میان حتماً
اصلا تو نگفتی ، من خسته و تنهام
تو اوجِ مصیبت ، بابایی‌مو میخوام
مَنِ الَّذی اَیْتَمَنی بابا بابا بابا بابا

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2768
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 11
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,505
    بازديد ديروز : 3,487
    بازديد کننده امروز : 425
    بازديد کننده ديروز : 1031
    گوگل امروز : 338
    گوگل ديروز: 1042
    بازديد هفته : 1,505
    بازديد ماه : 139,104
    بازديد سال : 1,115,864
    بازديد کلي : 7,985,081
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 18.207.136.184
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید