close
تبلیغات در اینترنت
متن مداحی شهادت حضرت زهرا

متن مداحی شهادت حضرت زهرا

متن مداحی شهادت حضرت زهرا

متن مداحی شهادت حضرت زهرا
متن مداحی شهادت حضرت زهرا
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 19 aboozar
3 16 aboozar
0 201 aboozar
10 105 aboozar
0 148 aboozar
1 120 aboozar
9 1105 aboozar
0 631 aboozar
0 632 aboozar
0 430 aboozar
0 1608 aboozar
0 846 aboozar
0 1405 aboozar
3 1133 aboozar
12 2515 aboozar
0 1800 aboozar
4 7733 amirsajad
0 3164 aboozar
0 3022 aboozar
0 2875 aboozar

ای حیدر شهسوار وقت مدد است

ای زبدۀ هشت و چار وقت مدد است

من عاجزم از جهان و دشمن بسیار

ای صاحب ذوالفقار وقت مدد است

اگه تنها بشه امام ، دیگه زندگی حرومه

اگه غریب بشه علی، دیگه دلخوشی كدومه

امام یعنی زندگی ، امام یعنی بندگی

امام مث دریا و ، همه تو اوج تشنگی

امامِ فاطمه ، امام عالمِ

علی هو الامام ، نایب خاتمِ

اگه حاكم نشه علی ، دیگه كار دین تمومه

اگه خونه نشین بشه ، دیگه زندگی كدومه

امام یعنی كل حق ، امام یعنی كل دین

امام یكتا چون خداست ، علی امیرالمومنین

بشناس امامتُ ، از فاطمیه ها

خلیفة النبی ، حیدرِ لافتی

امامِ فاطمه ، امام عالمِ

علی هو الامام ، نایب خاتمِ

 

 

دامن فردوس و دود، چگونه باور کنم

آتش و بیت و دود چگونه باور کنم

حوریه و دیو زشت، وای از این سرنوشت

جنت و یاس کبود چگونه باور کنم

دامن فردوس و دود، چگونه باور کنم

جنت و یاس کبود چگونه باور کنم

حکم خدا و رسول، حرمت و قدر بتول

گشت فراموش زود چگونه باور کنم

در سوخت، پر سوخت، یاس پیمبر سوخت

از آه ناگاه تمام حیدر سوخت

دامن فردوس و دود، چگونه باور کنم

جنت و یاس کبود چگونه باور کنم

سوی بهشت حجاز بولهب آورده باز

بار حَطَب جای عود چگونه باور کنم

پیش روی باغبان آمده دست خزان

بر ورق گُل فرود چگونه باور کنم

دری که روح الامین بر آن گذارد جبین

خصم به آتش گشود چگونه باور کنم

کوثر با سر افتاده پشت در

مادر پرپر برابر حیدر

خوردن نان و نمک آتش و غصب فدک

اجر رسالت نبود چگونه باور کنم

حق علی را همه با زدن فاطمه

خصم تلافی نمود چگونه باور کنم

باله لاله زخمی بی حاله

از این کوچه راهی گوداله

کنار گودال میزنه پرپر

وقتی که قاتل میکشه خنجر


خسته‌ام خسته از روزگارم

جز شما که پناهی ندارم

با هزار آرزو و امید، باز

رُو در خونه‌ تون سر می‌ذارم

هر که اومد، این حوالی

برنگشته، دست خالی

من فقیر و یتیم و اسیرم

اومدم تا که حاجت بگیرم

می‌دونم دست لطفت

می‌گیره دست ما رو

می‌بینم پشت این در، نزول هل أتی رو

این در اون در زده باز اسیری

تا رسید اینجا با سربه‌زیری

اونقده در می‌کوبه تا آخر

وا کنه در رو نعم‌الامیری

اومدم با، شوق و حسرت

خسته‌ام از، این اسارت

اومدم عبد این خونه باشم

تا که از بند دنیا رها شم

می‌بوسم خاک پای

علی  مرتضی رو

می‌بینم پشت این در، نزول هل أتی رو

داره در می‌زنه باز یتیمی

گردنم داری حقّ عظیمی

اومدم تا که مرهم بذاری

روی بال و پر یاکریمی

اومدم با آه و شیون

مادری کن، باز برا من

دیدی آقامو گم کردم آخر

تُو شلوغی‌های دنیا مادر

می‌بینم آخر اینجا، غریب آشنا رو

می‌بینم پشت این در، نزول "هل أتی " رو

هر که اینجا میاد از خداشه

با نگاه تو حاجت‌روا شه

حتّی یک‌بار ندیدم که اینجا

سائلی پشت در، مونده باشه

هر که اینجا میاد از خداشه

با نگاه تو حاجت‌روا شه

حتّی یک‌بار ندیدم که اینجا

سائلی پشت در، مونده باشه

اومدم با،‌ چشم گریون

"تُنفقُوا من، ما تُحبُّون "

دوست داری تو حسینت رو از جون

بخشیدی عشقشو به دلامون

می‌گیرم از تو مادر

برات کربلا رو

می‌گیرم از تو مادر،برات کربلا رو

می‌بینم پشت این در، نزول هل أتی رو

 

چادرت را بتكان روزی ما را بفرست

ای كه روزی دو عالم همه از چادر تو است

ای مادر  ای مادر

من از خاک پای تو سر بر ندارم

مگر لحظه ای كه دگر سر ندارم

مگیر از سرم سایۀ چادرت را

پناهی از این خیمه بهتر ندارم

چادرت را بتكان  روزی ما را بفرست

ای كه روزی دو عالم همه از چادر تو است

ای مادر  ای مادر

بگیر از سر لطف جان مرا هم

ببخشا اگر جان دیگر ندارم

بخوانم به فرزندیت كه امیدی

به غیر از دعاهای مادر ندارم

مگیر از سرم سایۀ چادرت را

پناهی از این خیمه بهتر ندارم

چادرت را بتكان  روزی ما را بفرست

ای كه روزی دو عالم همه از چادر تو است

ای مادر  ای مادر

به پروانه های سحر گفته ام

كه من هم به این سوختن راضیم

حرم میروَم باز در میزنم

اگر هم ندادند من راضیم

مرا آخرش هم كفن میكنند

ولیكن بدون كفن راضیم

غلام حسینم ولیكن مرا

بخوانی غلام حسن راضیم

حسن  حسن

 

سلام، ای همسرِ مولا

سلام، ای دخترِ طاها

جانم یا اُم ابیها

ای معنیِ عشق و زیبایی

من قطره هستم تو دریایی

تو ناموسِ حیِّ داداری

تو انسیه هستی حورایی

مادرم، علتِ خلقت

مادرم، گوهرِ نایاب

مادرم، مادرِ زینب

مادرم، مادرِ ارباب

مادرم،حضرت زهرا...

سلام، ای سوره ی کوثر

سلام، ای حضرتِ مادر

جانم یا اُم ابیها

ای ریحانه ی حق یا زهرا

ای چادرت نورِ اعطینا

ای حبلِ محکمِ پیغمبر

ای آرامش قلبِ حیدر

مادرم یاسِ مدینه است

مادرم صاحبِ محشر

مادرم الگویِ مریم

مادرم عصمت ِ احمد

مادرم، علتِ خلقت

مادرم، گوهرِ نایاب

مادرم مادرِ زینب


مادرم مادرِ ارباب

مادرم،حضرت زهرا...

 

 

بیمارت ای علی جان جز نیمه جان ندارد

میلی به زنده ماندن در این جهان ندارد

داره با علی حرف میزنه

جانم علی ، علی جان ...

  همه نوحه خون بشن ... به خدا سرمون کلاه میره ... یه روزی میرسه ما زیر خروارها خاک خوابیدیم یه عده میان برا حضرت زهرا گریه میکنن

جانم علی ، علی جان ..

غم چون نسیمِ پاییز برگ و بَرِ مرا ریخت

این لالۀ بهاران غیر از خزان ندارد

 بگذار تا بمیرد زین باغ پر بگیرد

مرغی که حقّ ماندن در آشیان ندارد

 خواهم که اشک غربت از چهره ات بگیرم

شرمنده ام که دیگر دستم توان ندارد

 در روایت هست زن هایِ پرستار خدمت بی بی بودن حال زهرا خراب شد ... بیهوش شد ... اینا اولین کاری که به ذهنشون رسید گفتن بریم علی رو خبر کنیم ... از خونه اومدن بیرون سراسیمه ، مضطرب ... در روایت هست امیر المومنین زن ها رو بین راه دید امیرالمومنین با یه اضطرابی فرمود: "مَن خَبَر؟! " چه خبر شده "مَا لِی أَرَاكُنَ مُتَغَیَّرَاتِ الْوُجُوهِ وَ الصُّوَرِچرا رنگ هاتون پریده ؟ چیشده ؟ اینام گفتن: "أَدْرِكْ ابْنَةَ عَمِّكَ الزَّهْرَاء یا ابالحسن ..." یا ابوالحسن ! اگه یه بار دیگه میخوای زهرا رو ببینی عجله کن ... علی آمد وارد منزل شد ... در روایت هست امیرالمومنین عبا برداشت ... عمامه برداشت ... سر بی بی رو به دامن گرفت ... اول صدا زد : "یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى فَلَمْ تُكَلِّمْهُ ...." جواب نداد ... امیرالمومنین دوباره نگاه کرد؛ فرمود: "یَا بِنْتَ مَنْ حَمَلَ الزَّكَاةَ فِی طَرَفِ رِدَائِهِ وَ بَذَلَهَا عَلَى الْفُقَرَاءِ ..." میتونی حال علی رو درک کنی با یه سوزی با یه نگرانی ، آروم...آروم... "فَلَمْ تُكَلِّمْهُ ..."جواب نداد ... با هر اسمی با هرتعبیری صدا زد زهرا ... جواب نداد ...چشم ها رو باز نکرد ... یه جمله ای گفت دل بی بی به رحم آمد صدا زد: "یا فاطِمَه! أَنَا ابْنُ عَمِّكَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِب ..." زهرا !من علیِ مظلومم ... من پسر عموی مظلومتم ... اینجا میگه: " فَفَتَحَتْ عَیْنَیْهَا..." بی بی چشم هارو باز کرد ...

 خواهم که اشک غربت از چهره ات بگیرم

شرمنده ام که دیگر دستم توان ندارد ...

 اینجا وقتی چشم ها رو باز کرد روایت نوشته :" وَ بَكَتْ وَ بَكَى..." هر دو شروع کردن با هم گریه کردن ... امیرالمومنین فرمود :چی شده ؟! عرضه داشت: "إِنِّی أَجِدُ الْمَوْتَ الَّذِی لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِیصَ عَنْهُ ...." علی جان مرگ در مقابل دیدگانم میبینم بعد شروع کرد وصیت کردن ... چه وصیت هایی ... علی جان "غَسِّلنی بِاللَّیل و لاتَکشِف عَنّی ..." علی منو شبونه غسل بدی ها ... یه وقت لباسی که بر تن دارم ... علی از روی پیراهن منو غسل بده‌ .... علی" کَفِّنی بِاللیل " منو شبونه کفن کن ... "دَفِّنّی باللیل ولا تُعلِم اَحَدا...." علی منو شبونه دفن کن کسی رو خبر نکنی ها ... اینجا که وصیت کرد که علی منو شبانه غسل بده ، شبانه کفن کن ، علی عمل کرد ...‌ در روایت میگه اسماء آب میریخت علی غسل میداد ...‌ آروم آروم هم گریه میکرد ... یه جایی علی دست از غسل کشید ...

 هی دست مشت کرده به دیوار میزند ..

 این کودکت چه دیده که هِی زار میزند

هی دست مشت کرده به دیوار میزند ...

 خلاصه : امیرالمومنین کار غسل رو تمام کرد خودش فرمود : "فلمّا هَمَمتُ اَن اَعقُدَ الرِّدا ..." همچین که خواستم  این بند های کفن رو ببندم ..."نادَیتُ یا زَینَب! یا امَّ کلثوم! یا حسن! یا حسین! "بچه هاشو صدا کرد ... اولم دختراشو صدا کردا .... "هَلُمّوا ..."بیایید ... "تَزَوَّدوا من اُمِّکُم ...." از مادر توشه برگیرید ... فَهذالفِراق  وَ اللِّقاءُ فی الجنَّه ..." شب خداحافظیِ .... دیدار به بهشت ... مگه دختراتو صدا نکردی اول ؟ .. اما روایت میگه ؛ حسنین آمدند ... حسن و حسین آمدند ... خودشون رو انداختن روی سینه مجروح و شکسته ... شروع کردن ناله زدن ... گریه کردن ... امیرالمومنین میگه بخدا قسم "اُشهِدُالله اَنَّها حَنَّت و عَنَّت ..." این پیکر به ظاهر بی جان چنان ناله ای زد، چنان صیحه ای زد ...."وَ مَدَّت یَدَیها...." دست ها رو از زیر کفن بیرون آورد ..."وَ ضَمَّتهما الی صدرِها مَلیّا...." دوتا بچه هاشو به سینه چسبانید ... ملائک که طاقت نیاوردن ...."و اذا بهاتفِِ من السماء..." یه منادی از آسمان صدا زد ... "یاعلی اِرفَعهما عنها ..." علی بسه ، بچهارو بلند کن "وَ لَقد اَبکَی  ملائکه السموات والارض ..." علی فرشته های آسمون و زمین دارن گریه میکنن ... اینجا با احترام بچهاشو بلند کرد .. حسنم دیگه گریه نکن ... حسینم بس کن ... الان مردم مدینه بیدار میشن ... هی دست به صورت بچه هاش میکشید ... این بچه هایی که کنار پیکر بی جان مادر بودن ... روزگار ورق خورد ... روز ها گذشت ... شب ها گذشت ... یه پدری خسته و مجروح ... پیکر پاره پاره .. سر به بدن نداره .... بدن پر از تیر و نیزه "وَ بَقیَکَ القنفذ...." بدن مثه خارپشت افتاده گودی قتلگاهدختری آمد کنار بدن بابا ..."اِنَّ سُکَینه اِعتَنَقَت جَسدَالحسَین ...." این پیکر پاره پاره رو در آغوش گرفت ، خودش رو ، روی این سینۀ خورد شده انداخت ، چه کردن ... بی بی دیگه گریه نکن ، سکینه بسه .... نه ... یا ابا عبدالله.... "وَاجتَمَعَت عِدَّةٌ مِنَ الاَعراب ...." بیابونی ها ... زبون نفهم هاشون آمدن .. انقدر بهش لگد زدن ... مثل مادرش زهرا ... پهلوش اثر لگد ها قرار گرفت ... ای حسین ...

 

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2768
    کل نظرات : 179
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 9
    تعداد اعضا : 290
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 828
    بازديد ديروز : 3,487
    بازديد کننده امروز : 250
    بازديد کننده ديروز : 1031
    گوگل امروز : 153
    گوگل ديروز: 1042
    بازديد هفته : 828
    بازديد ماه : 138,427
    بازديد سال : 1,115,187
    بازديد کلي : 7,984,404
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 34.226.234.20
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید