close
تبلیغات در اینترنت
آئین مستان - 174

آئین مستان - 174

آئین مستان - 174

آئین مستان - 174
آئین مستان - 174
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 391 aboozar
0 188 aboozar
0 561 aboozar
3 454 aboozar
1 710 saeednajafi
12 1066 aboozar
4 6711 amirsajad
0 2429 aboozar
0 2296 aboozar
0 2120 aboozar
0 3558 aboozar
0 1426 aboozar
1 17882 2505
6 6346 aboozar
0 14522 aboozar
1 2649 masoudfn
1 1745 aboozar
14 3814 aboozar
20 4131 aboozar
0 2966 aboozar

باز امشب سرزده خواهم که شیدایی کنم

باده ها را مست مینایی کنم

بر حریم قرب حق طاهر شدم

مست نام حضرت باقر شدم

ای دو عالم ریزه خوار خان تو

صد سلیمان نبی دربان تو

ای علوم احمدی در دست تو

حضرت یوسف بود سر مست تو

ای ولایت در دو عالم حاصلم

عشق تو منزل نموده در دلم

از تو دارم در دو عالم شور شین

تو مرا بنموده ای مست حسین

گریه کردن را تو یادم داده ای

تو زدی بر گردنم قلاده ای

روضه ها خواندی تو از دشت بلا

 سینه ها را کرده ای کرببلا

یاد ما دادی الف بای حسین

خوب تو بودی مست شیدای حسین

گریه ها کردی تو بر کرببلا

با قلم کردی جهاد ای دلربا

تا قیامت شیعه شد مدیون تو

کربلا در کربلا دلخون تو

دیده ای رنج فراوان و ستم

تا نگه داری به دستت این علم

علم تو کرببلا را زنده کرد

تا ابد در سینه ها پاینده کرد

درگه ات را تا قیامت نوکرم

بنده ای از بندگان حیدرم

سجده بر تو سجده بر ذات خداست

قبله گاه ما زمین کربلاست

نقش این دیباچه نام نینواست

جای بسم الله نام کربلاست

امشب از آسمان چشمانت

دسته دسته ستاره می چینم

در غزل گریه‌ی زلالت آه

سرخی چارپاره می بینم

زخمهای دل غریبت را

مرهم و التیام آوردم

باز از محضر رسول الله

به حضورت سلام آوردم

ان شاءالله مدینه رو ببینید،اگه دیدی كناره دستید یه جوره دیگه گریه میكنه،با یه حالی،با یه اشكی،بدون یه شب مدینه رو دیده،بقیع رو زیارت كرده،من بعضی وقت ها به بعضی رفقا میگم،اگه میخواید مدینه برید،دعا كنید شب ،مدینه نرسید،میگن،چرا؟مدینه ،مدینه است دیگه! میگم نه،روز برسید مدینه باز بهتره،همه ی مدینه روشنه،افتاب هست،اما وقتی شب میرسید مدینه،نگاه میكنی،فقط یه گوشه تاریكه،همه ی مدینه پر از چراغه،همه ی خیابونها،فقط یه گوشه تاریكه،میخوای دق كنی،می خوای داد بزنی،میگی بابا اینجا چهارتا امام ما زیر خاكن،شب خیلی سخته مدینه رسیدن،ان شاء الله بری،وصف العیش،نصف العیش،بزار یه سفر معنوی آغاز كنیم،مگه نفرمود، و قبره فی قلوب من والا،الان دل تك تك شما یه بقیعه، از قبر پیغمبر بیا،از پله های بقیع برو بالا،جلوی در بسته ی بقیع ،همچین كه میرسید،یه صحنه ای صدای ناله ات رو بلند میكنه،میبینی،یه قفل بزرگ به در زدن،یعنی همون جا باید بایستی،جلوتر ممنوعه

بندگی را تو یادمان دادی

دل ما شد اسیر چشمانت

دلمان را به آسمان دادی

آیه آیه پیام عاشورا

در احادیث روشنت گل کرد

امتداد قیام عاشورا

در تب اشک و شیونت گل کرد

فكر نكنی به همین راحتی،گریه ها و روضه ها به دست من و تو رسیده،امام سجاد بعد هم امام باقر،خون دل خوردن تا این روضه ها مونده گار شد.

دم به دم در فرات چشمانت

ماتم کربلا مجسم بود

امام باقر كسی است كه همه چیز و به چشم خودش دیده،مگه میشه امام باقر بگی از كربلا نگی

دم به دم در فرات چشمانت

ماتم کربلا مجسم بود

چشمه تو لحظه ای نمی آسود

همه‌ی عمر تو محرم بود

در غروب غریب دلتنگی

ناگهان حال تو مشوش شد

جان من! روی زین زهرآلود

پیکرت سوخت غرق آتش شد

گرچه از شعله های کینه شان

پیکر تو سه روز می سوزد

ولی از داغهای روز دهم

جگر تو هنوز می سوزد

معلومه میخوای با من ناله بزنی،هركی میخواد روزی بگیره برا محرم امشب شبشه

دیده بودی سه روز در گودال

پیکر آسمان رها مانده

سر سالار قافله بر نی

کاروان بی امان رها مانده

حسین.........

شنیدن كی بود مانند دیدن،ما هرچی روضه بخونیم شنیدیم،تو مقاتل ورق زدیم،اما امشب یه وجودی میخواد برات روضه بخونه،خودش همه چیزو دیده،بچه ی كوچیك یه ذهنی داره،روانشناسا میگن مواظب باشید تو كوچكی بچه تصاویر بد نبینه،بابا خیلی مثال ملموس میزنم،اونها كه اهل كنایه هستن زود بگیرن،مثال راحت میزنم بگیرید، داری از تو خیابون رد میشید،یه صحنه ی تصادف میبینی،با خانواده ات باشی،اول از همه میگی این بچه نبینه این صحنه رو،قربون این آقا زاده برم،تو سنین خردسالی چه صحنه ها كه ندیده

چه کشیدی در آن غروبی که

نیزه ها ازدحام می کردند

سنگها بر لبی ترک خورده

بوسه بوسه سلام می کردند

ان شاء الله این ناله رو محرم به تو بدن،اگه تا حالا ناله نزدی با این بیت ناله بزن

دل تو روی نیزه ها می رفت

دستهایت اسیر سلسله بود

قاتلت زهر کینه ها، نه نه!

قاتلت خنده های حرمله بود

جان سپردی همان غروبی که

عشق بر روی نیزه معنا شد

دل تو در هجوم مرکب ها

بین گودال ارباً اربا شد

حسین......

اقا جان امروز شاگردات اومدن،قریب به چند هزار شاگرد،چه شاگردایی،امروز اومدن بدنت رو با احترام،تو مدینه برداشتن،شنیدم چند تا كفن داشتی،شنیدم بدنت رو زمین نمونده،شنیدم كسی به بدنت بی احترامی نكرده،اما آقا جان،كربلا كار به جایی رسید،عمه جانت دید بابات داره میلرزه،زینب اومد كنار زین العابدین،گفت:عزیز برادرم،نبینم تو رو این طوری داری میلرزی،داداشم تو رو به من سپرده،چی شده عمه جان،چه اتفاقی افتاده،صدا زد عمه نگاه كن ببین،اینها دارن كشته هاشون رو دفن میكنن،هیچ كس به بدن بابام نگاه نمیكنه،هنوز بدن بابام رو خاكه،حسین.....

 

صورتی زرد شده وقت سفر معلوم است

آتش سینه ای از دیده ی تر معلوم است

به خودش روز زمین مثل پدر می پیچد

از همین صحنه غم زهر و جگر معلوم است

وسط حجره تنش روی زمین افتاده

بین گرداب بلا مرد خطر معلوم است

باقر آل پیمبر بدنش میلرزد

در شب حادثه ای تلخ سحر معلوم است

كمرش زخمی زنجیر و غم شلاق است

اشك می بارد و داغی ِ شرر معلوم است

مظلوم وا اماما،غریب وا اماما،شهید وا اماما،مسموم وا اماما

یاد آن كوچه و بازار و غم ناموس است

خون رگ های عمو بین گذر معلوم است

سنگ های سر كوچه چه شتابی دارد

از سر نی به زمین خوردن سر معلوم است

به روی پیرهنی كه كفنش شد آخر

حال جای قدم چند نفر معلوم است

زینب زیر لب گفت كه تشنه است سرش را نبرید

در نگاهش چه غمی باز مگر معلوم است

باقر آل رسولم

نجل زهرای بتولم

پاره شد ، قلبم از ، زهر کینه

جان سپردم به شهر مدینه

وا مصیبت مصیبت مصیبت

قبله اهل ولایم

شد مدینه کربلایم

زاده سیّد الساجدینم

کشته ام کشته راه دینم

وا مصیبت مصیبت مصیبت

من در ایّام صغیری

دیده ام رنج اسیری

با اسیران به ویرانه خفتم

درد پنهان خود را نهفتم

وا مصیبت مصیبت مصیبت

جان مادر کن نگاهم

صدر زین شد قتلگاهم

ناله آمد برون از نهادم

چهره برخاک غربت نهادم

وا مصیبت مصیبت مصیبت

شد گواه درد وداغم

قبر بی شمع و چراغم

گرچه خاک وطن تربتم شد

تربتم شاهد غربتم شد

وا مصیبت مصیبت مصیبت

شاعر : حاج غلامرضا سازگار

مولا نفس زدی و دوعالم درست شد

از آن گِل وجود تو آدم درست شد

بسکه شما میان منا ناله کرده ای

از گریه تو چشمه زمزم درست شد

از تار و پود و رشته پیراهن عزات

بالای هر حسینیه پرچم درست شد

در ماجرای پر غم وادی کربلا

اشکت چکید و قطره شبنم درست شد

بانی روضه های عطش! با حمایتت

سینه زنی ماه محرم درست شد

هرکس که روضه ای ز شما گوش می کند

یک جرعه می ز دست شما نوش می کند

آقا عنایتی بده بر سینه ناله را

پر کن ز داغ کرببلا این پیاله را

ای باغبان ساقه شکسته به ما بگو

داری به باغ سینه غم چند لاله را

یا حضرت غریب بمیرم برای تو

طی کرده ای چگونه تو این چند ساله را

دیدی که رأس جد غریبت به نیزه شد

دیدی به چشم خود شب غسل سه ساله را

دارم به سر زیارت قبر بقیعتان

امضا بزن به دست خودت این قباله را

یا رب تو دیده را ز غمش پر ز آب کن

ما را غلام حضرت باقر حساب کن

میلاد یعقوبی

سوغات ما از کربلا درد و محن بود

پژمردگی لاله های در چمن بود

من تشنگی در خیمه را احساس کردم

یاد از دو دست خونی عباس کردم

من کودکی بودم که آهم را شنیدند

دیدم سر جد غریبم را بریدند

من دیده ام در وقت تشییع جنازه

اسبان دشمن را که خورده نعل تازه

من با خبر هستم ز باغی پر شکوفه

خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه

گر چه که من مسموم از زهر هشامم

من کُشته ی ویرانه ای در شهر شامم

دیدم که پر می زند همسنگر من

در خاطرم شد زنده یاد مادر من

تنهاترین غریب دیار مدینه بود

او آفتاب و زهد و وقار و سکینه بود

ابواب نور از کلماتش گشوده شد

خورشید علم در دو جهان بی ‌قرینه بود

نان‌ آور همیشه هر کودک یتیم

بر شانه ‌های خسته او جای پینه بود

آتش گرفته باغ دلش از شراره‌ای

سهم امام خسته ی ما زهر کینه بود

هرگز غروب قافله یادش نمی رود

جز آفتاب نیزه دگر محرمی نبود

همواره آسمان نگاهش پر از شفق

هفتاد دو چند داغ شقایق به سینه بود

گرچه امشب پیکرم می سوزد از زهر جفا

خوب شد،راحت شدم از غصّه های کربلا

روضه خوانِ کربلا و مادرم زهرا شدم

سوختم از ماجرای پهلوی خیرالنسا

گرچه این زهر هشام بی حیا جانم گرفت

شیشه ی عمرم شکسته شد میان خیمه ها

من تمام ماجرای کربلا را دیده ام

عمر من سر شد میان گریه و بزم عزا

با دو چشم خویش دیدم حلق اصغر پاره شد

آنچنان تیر سه پر را زد که شد رأسش شد جدا

با دو چشم خویش دیدم ارباً اربا شد علی

داغ اکبر آتشی زد بر دل خون خدا

با دو چشم خویش دیدم مشک سقا پاره شد

فرق او از ضرب کینه شد شبیه مرتضی

با دو چشم خویش دیدم جدّ مظلومم حسین

در میان قتلگاه خویش می زد دست وپا

با دو چشم خویش دیدم خیمه ها آتش گرفت

الامانِ کودکان،می آمد از ارض و سما

با دو چشم خویش دیدم عمّه را سیلی زدند

معجر از سر می کشیدنددشمنانِ بی حیا

یا باقر از فرط غمت افسرده گشتیم

از غصه جانسوز تو پژمرده گشتیم

هر شیعه در دل حجله داغ تو بسته

سنگینى داغت دل ما را شكسته

سوز دلت از سینه ات بار سفر ساخت

در سینه ما رفت و ما را دیده‏تر ساخت

پنجم امام و هفتمین معصوم هستى

جانم فدایت پس چرا مسموم هستى

اى صبر مطلق، گشته‏اى بى تاب از چه؟

اى كشتى عدل خدا، گرداب از چه؟

جسم شریفت از چه كم كم آب گشته

بنگر كه صادق از غمت بى تاب گشته

تو یادگار آخرینِ كربلایى

تو داغدار و دل غمینِ كربلایى

تفسیر دشت كربلا در سینه توست

دلها گرفتار غم دیرینه توست

با رفتنت دیگر تو آسوده ز دردى

داغ یتیمى را به صادق هدیه كردى

تاریكى صحن تو بر غربت گواه است

شمعى ندارد قبر تو بى بارگاه است

اى كاش بر قبرت حرم سازیم امامم

بر گنبدش پرچم بیافرازیم امامم

آییم پابوس و تو را زوّار گردیم

ما بى كسان هم لایق دیدار گردیم

بر باقر علم نبی، جنّ و ملک گریان بود

اندر عزای او به پا صد ناله و افغان بود

آن سرور و سالار دین، فرزند زین العابدین

سرحلقه اهل یقین، کز سوز سمّ نالان بود

ظلم هشام بی ادب، افکند او را در تعب

عقل بشر زان تاب وتب ، وز آن جفا حیران بود

چون بود طالب بر رضا، گردید تسلیم قضا

تا شافع روز جزا، او برگنه کاران بود

گر رفت زین بیت الحزن، با صد غم و رنج و محن

اکنون چو بلبل در چمن، مسرور هم خندان بود

آتش به جان ماسوا، افتاده از این ماجرا

کان شاه از زهر جفا، مقتول از عدوان بود

قاضی زاهدی

درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 16
    تعداد اعضا : 275
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,131
    بازديد ديروز : 5,024
    بازديد کننده امروز : 320
    بازديد کننده ديروز : 1590
    گوگل امروز : 362
    گوگل ديروز: 1912
    بازديد هفته : 66,851
    بازديد ماه : 192,655
    بازديد سال : 335,529
    بازديد کلي : 6,636,846
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.196.145.24
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید