close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شب اول محرم,روضه شب اول محرم,روضه اول محرم,شب اول محرم,اول مح

متن روضه شب اول محرم,روضه شب اول محرم,روضه اول محرم,شب اول محرم,اول مح

متن روضه شب اول محرم,روضه شب اول محرم,روضه اول محرم,شب اول محرم,اول مح

متن روضه شب اول محرم,روضه شب اول محرم,روضه اول محرم,شب اول محرم,اول مح
متن روضه شب اول محرم,روضه شب اول محرم,روضه اول محرم,شب اول محرم,اول مح
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 150 aboozar
1 688 aboozar
0 473 aboozar
3 496 aboozar
0 621 aboozar
10 537 aboozar
0 643 aboozar
1 531 aboozar
9 1650 aboozar
0 1112 aboozar
0 1109 aboozar
0 846 aboozar
0 2039 aboozar
0 1286 aboozar
0 1807 aboozar
3 1524 aboozar
12 3011 aboozar
0 2202 aboozar
4 8138 amirsajad
0 3544 aboozar

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ ،السَّلامُ عَلَیْكِ أَیَّتُها الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ الحَوْراءُ الاِنْسِیَّةُ، الفاضِلَةُ الزَّكِیَّةُ التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ

 نمی تونم. نمی تونم از این اسم بگذرم. شب اولِ می خوایم ده شب با هم زیر این خیمه گریه کنیم و سر این سفره نوکری کنیم.

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ... من جرات ندارم که این فرازو معنا کنم، اما ایمان دارم که از شماها، از چشماتون پیداست که معنارو متوجه می شید، اصلاً نمی شه معنا کرد.

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ الْمَكْسُورَةِ ضِلْعَهَا والْمَقْتُولِ وَلَدُها والْمَظْلُومِ بَعْلُهَا یَا سَیِّدَتَنَا وَ مَوْلاَتَنَا

اگه روزی میخوای، اگه میخوای یه محرم ویژه، پراشک، پر از حال، انصافا در خوب خونه ای رو شب اول زدی.

یَا سَیِّدَتَنَا وَ مَوْلاَتَنَا اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَ قَدَّمْناكَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهَةً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعى لَنا عِنْدَ اللّهِ ..

خبر دهید به عالم که ماه، ماه عزاست

مه قیام، مه اشک، ماه عاشوراست

باور می کنی به محرم رسیدی؟ میخوان یه محرم دیگه به نامه عملت اضافه کنن؟ به خدا اگه میشد همه مون سجده می کردیم. چه ماهیِ این ماه ..

خبر دهید به عالم که ماه، ماه عزاست

مه قیام، مه اشک، ماه عاشوراست

مه ولادت عشاق، در شریعۀ خون

مه شهادتِ ریحانۀ رسول خداست

میخوام شب اول همۀ روضه های این ده شب رو با هم یه مرور کنیم. ببینیم قراره کجاها بریم، قراره چکارا بکنیم

مه تجلّی هفتاد ماهِ بر سر نی

مه حرارت عشق حسین در دلهاست

 

«اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً»

مه ولادت خون در برابر شمشیر

مه هدایت در پرتوِ چراغ هداست

عجب ماهیِ ماه محرم ... سلام محرم ... سلام پیرهن عزا ، سلام دهۀ عاشورا .. یه نگاه کن به دور و برت، یه نگاه کن به فامیل و رفیق، ببین پارسال کیا بودن .. الان دستشون کوتاهِ .. همین که عمری هست و نفسی هست شکرانه داره. شکرانه شم همین اشکِ، همین شور و حالِ . چه ماهیِ ماه عزا .. همین امشب باید رزقِ گریه تو بگیری . شب اول خیلی رفقا شب مهمیه .. به خدا شب اول شبیِ که مادر ما سفره رو پهن می کنه ..

مهی که جانِ نبی پایمالِ سم ستور

مهی که روی خدا بر فراز نی پیداست

مه شهادت شش ماهه رویِ دست پدر

مه تبسم اصغر به سیدالشهداست

مهی که طفلِ سه ساله تنش کبود شود

مهی که داغ رویِ داغ زینب کبراست

خبر دهید به ام البنین که عباست

دو دست رویِ زمین سر به نیزۀ اعداست

چگونه در مه خون، قلبِ شیعه خون نشود

که جای اشک، روان خون ز دیدۀ زهراست

یه وقت فکر نکنی گریه بر ابی عبدالله کم مَتاعیِ .. یه وقت خدای نکرده این اشکِ عادی نشه، این گریه رو به همه نمیدن لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا بَکَى یعنی این اشک نشانۀ ایمانِ (زمزمه خوبه، فریاد خوبه، بکاء و ضجه خوبه، اما از مادرش بخوایم، یه جوری بار بیایم یه نفرم از اونور عالم جلومون بگه السَلامُ عَلیکَ یا اباعبدالله ... حالمون دگرگون بشه) پیغمبر حسینُ می دید گریه می کرد، امیرالمومنین تو صفین به کربلا و به وادیِ طف رسید، خاکِ کربلا رو برداشت، هَاهُنا مَحطُّ رِحالِنا .. هَاهُنا مَقتَل اَولادِنا .. خاک رو بو کرد گریه کرد اینجا خونِ پسرم رو خاک می ریزه ... ببین کیا برا این آقا که منو تو داریم براش اشک می ریزیم، گریه کردند .. مادرش گریه کرد ، پدرش گریه کرد ، انبیا و اولیا، امام مجتبی گریه کرد ..

تو همۀ گریه کنا می خوام یه اسمیُ امشب ببرم ، یه شهیدِ غریب .. سلام خدا به این شهیدی که خیلی روضه ش به روضۀ مادرمون زهرا نزدیکه و شباهت داره .. مادرِ ما اول فداییِ امیرالمومنین شد، این شهیدم اول فدایی حسین .. سلام خدا به مسلم بن عقیل ... سلام خدا به این شهید مظلومُ غریب .. دلم می خواد شب اول از همین روضه وارد روضۀ مادرم بشم که کمتر این اسم برده میشه. خیلی جناب مسلم به گردنِ منو تو حق داره . اول فداییِ این راهِ .. مسلم برا ابی عبدالله خیلی گریه کرده .. کجاها گریه کرد؟ یکی دوتاشو برات بگم؛ اول باری که گریه کرد تو وداع ، گریه کرد. وقتی می خواست از ابی عبدالله جدا بشه، نوشتند تو بغلِ حسین قرار گرفت . ابی عبدالله بغلش کرد. «وَ بُکا مُسلم بکاءً عالیا» انگار می دونست بار آخرِ که حسینُ بغل می کنه .. (دیگه کجاها گریه کرد؟) یه جای دیگه هم گریه کرد. از پله هایِ دارالعماره که بالا می رفت دیدن داره اشک می ریزه .. (هی طعنه زدند. حالا ترسیدی؟ حالا گریه ت گرفت؟ اون موقع که قیام کردی و شورش کردی و چه کردی؟ ) گفت من برای خودم گریه نمی کنم .. دارم برام آقام گریه می کنم .. دارم برای زینب گریه می کنم ..

 سلام خدا به این شهیدِ غریب یه چند خط از زیارت نامه شُ بخونم .. اونا که دلشون لک زده گوشه مسجدِ کوفه ، کنار ضریح مسلم بشینن

 اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ اَلسَّلاَمُ عَلَیْكَ أَیُّهَا اَلْفَادِی بِنَفْسِهِ وَ مُهْجَتِهِ .. همۀ وجودشُ مسلم خرج کرد . خودش، دو تا بچه هاش، الله اکبر، دخترش، برادراش. به نقلی میگن هیچ کسی از قبیلۀ مسلم زنده نموند تو کربلا .. خیلیِ ، همه رفتن ، اون عبارت عجیبه که وقتی خبر شهادت مسلم رو دادن تو منزل ثعلبیه به ابی عبدالله، ابی عبدالله جمع کرد برادرایِ مسلمُ گفت شما سهم تونو دادین، می تونید برید، تو همین بیابون برگردید ، برید .. سرشونو انداختن پایین گریه کردن آقا بریم؟ کجا بریم؟ یه حرفی زدن من انقدر به هم می ریزم وقتی این حرفُ می شنوم خوش به حالشون. گفتن آقاجون شمارو وسط بیابون تنها رها کنیم و بریم؟ اگه رفتیم جلومونو گرفتن گفتن پسر پیغمبرُ میون دشمنا رها کردید تنها، فردا جواب مادرتو چی بدیم؟ الله اکبر ..

  اَلسَّلاَمُ عَلَیْكَ أَیُّهَا اَلْفَادِی بِنَفْسِهِ وَ مُهْجَتِهِ .. تو رو خدا دل بده،اَلشَّهِیدُ اَلْفَقِیدُ اَلْمَظْلُومُ، اَلْمَغْصُوبُ حَقُّهُ .. چقدر شبیه مادر ماست می بینی؟ حق ایشونم غصب شد .. السَّلامُ عَلَیْكَ یا وَحیداً غَریباً عَن اَهلهِ بَین الاَعداءِ بِلاناصر و مجیب .. مسلمم دوره کردند .. مسلمم غریب گیر آوردن ..

بنویسید مرا یارِ ابی عبدالله

اولین بندۀ دربار ابا عبدالله

منتظر ماندۀ دیدار ابا عبدالله

من کجا و سرِ بازار ابا عبدالله

 تا خدا هست خریدار اباعبدالله

 قبل از آنی که بیاید خبرم را ببرید

زیر پایش مژۀ چشم ترم را ببرید

محضرش دست به دست این جگرم را ببرید

گر سرم را و سر دو پسرم را ببرید

 همه هستیم بدهکارِ ابا عبدالله

روضه بخونم براتون، همه تون مهیایِ روضه اید .. عُبِیدُالله جایِ مسلمُ پیدا کرد . فرزندِ طوعه لو داد. فهمیدن مسلم کدوم خونۀ کوفه مخفی شده ، عبارتُ از رو مقتل برات می خونم. دلم می خواد این دهه با هم جوری صفا کنیم. اوج گریه و اوج ناله، کلام، کلامی نباشه که من از خودم اضافه کنم. سیصد نفرُ عبیدالله از زبده ترین فرماندهانشُ فرستاد سراغِ مسلم ، سرگروه و فرمانده شونم محمد بن اشعث ملعون ؛فهمیده بودن مسلم کیه ، چه جنگاوریِ ، خونۀ طوعه رو محاصره کردند.

«یرمون الدار بالحجارة ..» من معنا می کنم ببینم کجا میری خودت .. شروع کردن خونۀ طوعه رو سنگ بارون کردن .. (اول با سنگ شروع کردن) دیدن مسلم بیرون بیا نیست ، فهمیدن چجوری مسلمُ بیرون بکشن ؛ الله اکبر ... شروع کردن از بالایِ دیوار خانه، دسته دسته نی آتش می زدنُ تو خونۀ طوعه مینداختن ..یه مرتبه مسلم نگاه کرد دید تو حیاط خونه پر آتیشِ .. الانه که درِ خانه رو آتش بزنن .. آتیش، تو خونه ای که زن هست .. مگه میشه مسلم بمونه تو این خونه؟ طوعه تو خونه باشه ، آتیش باشه ... از خانه خارج شد یه زنِ دیگه تو آتیش گیر نکنه ... هر کی اهل روضه س که همه تون جلوتر از من ...

شیطان به بیت حی تعالی چه می کند؟

آتش به گردِ خانۀ زهرا چه می کند

گیرم رواست سوختن خانه ، میخِ در

مسلم تا دیدی آتش ریختن ، از خونه خارج شدی، اصلاً حرارت آتیش به طرف طوعه نرفت .. اما مادرِ ما پشت در سوخته رفت .. سادات! مادر ما بارِ شیشه داشت ...

گیرم رواست سوختنِ خانه، میخ در

در سینۀ شکستۀ زهرا چه می کند؟

شبِ اولِ بذار مادر حرف بزنه .. روضه رو مادرِ ما خونده .. این کلامِ بی بیِ .. بحار الانوار نقل می کنه علامه مجلسی ، فَجَمَعُوا الْحَطَبَ الْجَزْلَ عَلی بابِنا .. هیزم هارو پشت در خونه جمع کردند .. وَ أتَوْا بِالنارِ ... آتش زبونه کشید .. نمی دونم این یه دونشو بگم یا نه؟ کمکم می کنی یا نه؟ حرفم تمام. فَسَقَطْتُ لِوَجْهِی وَ النارُ تَسْعَرُ وَ تَسْفَعُ وَجْهِی .. حرارتِ آتش رو صورتم خورد .. دستمُ لایِ در گذاشتم صدامو شنید گفت برگردم این فاطمه ست. دو سه قدم اومد عقب (می خواستی اینجوری گریه نکنی تا منم اینجوری نخونم) خودش نوشت تو نامه به معاویه ، گفت اومدم عقب یاد علی افتادم .. هر چی کینه داشتم تو پاهام جمع کردم ...

اینجا یه خونه رو با آتیش وارد شدن درُ باز کردن .. کوفه م یه خونه رو با آتیش درشُ باز کردن ... (یه جمله و التماسِ دعا ) کربلا خیمه ها، چهارتا پارچه که آتیش زدن نداشت .. یهو دیدن بچه ها ، خیمه ها داره می سوزه ... دامنا سوخته ، اومد پیش زین العابدین عمه چه کنم؟ صدا زد علیکن بالفرار ... حسین ...

شب اولِ ، یه نفس عمیق می خوام . ده شب می خوای نوکری کنی ، بذار صدات بگیره همین شب او..

حسین ... بگو تا نفس داری . انشاالله نفسِ آخرت همین اسمِ ..

 


بازدید : 58

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3006
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 4
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 132
    بازديد ديروز : 1,382
    بازديد کننده امروز : 63
    بازديد کننده ديروز : 489
    گوگل امروز : 31
    گوگل ديروز: 515
    بازديد هفته : 1,514
    بازديد ماه : 17,475
    بازديد سال : 1,488,711
    بازديد کلي : 8,357,928
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.231.229.89
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید