close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه ورود کاروان به کربلا,متن روضه,ورود کاروان به کربلا,کربلا,متن

متن روضه ورود کاروان به کربلا,متن روضه,ورود کاروان به کربلا,کربلا,متن

متن روضه ورود کاروان به کربلا,متن روضه,ورود کاروان به کربلا,کربلا,متن

متن روضه ورود کاروان به کربلا,متن روضه,ورود کاروان به کربلا,کربلا,متن
متن روضه ورود کاروان به کربلا,متن روضه,ورود کاروان به کربلا,کربلا,متن
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 154 aboozar
1 692 aboozar
0 475 aboozar
3 498 aboozar
0 623 aboozar
10 539 aboozar
0 645 aboozar
1 533 aboozar
9 1655 aboozar
0 1115 aboozar
0 1113 aboozar
0 849 aboozar
0 2041 aboozar
0 1288 aboozar
0 1810 aboozar
3 1527 aboozar
12 3013 aboozar
0 2204 aboozar
4 8141 amirsajad
0 3546 aboozar

اگر تو آه بکشی خشک و تر نمی ماند
اگر تو گریه کنی که جگر نمی ماند
بیا و آه مکش با حرارت جگرت    
که از مجالس روضه اثر نمی ماند
نفس بزن که نفسهای آخرم برسد
که بی تو این نفس مختصرنمی ماند
چنان شکسته شدی که شبیه زهرایی
که چون تو دست کسی برکمرنمی ماند
لباس مشکی مان رافقط کفن بکنید
برای ما که از این بیشتر نمی ماند
مدافعان حرم سمت تو به سر رفتند
برای حامی زینب که سر نمیماند
به درد آخرتِ ما نخورد جز گریه
که هیچ چیز چو  اشکِ سحر نمی ماند
غنیمت است نشستن میان روضه
که عمر میرود واینقدر نمی ماند
هر آنچه خرج کنی  صد برابرش ببری
دراین معامله حرفِ ضرر نمی ماند
تمام حاجت ما را نگفته زهرا داد
که مادر از دلِ ما بی خبر نمی ماند

آه رسید قافله و خواهری پیاده نشد

به گریه گفت که زینب دگر نمی ماند

در دلش درد بی دوا عمه

در گلو بغض بی صدا عمه

که رسیده به کربلا عمه

همه سرها به زیر تا عمه

میگذارد قدم کجا عمه

پرده از محملش چه بگشاید

صف به صف از فرشته می آید

همه چشم انتظار او باید

آید اینجا نزول فرماید

پشت پرده پراز دعا عمه

اکبرت را گلاب می گیرند

بچه را از رباب میگیرند

رونق از آفتاب میگیرند

تا عمو جان رکاب میگیرند

هست در اوج کبریا عمه

*تا ابی عبدالله سوال کرد، یه عده دور ابی عبدالله و یارانش را گرفتند، نوشتند: یه پیرمردی جلو آمد، مولا سوال کرد پیرمرد میدونی اسم این سرزمین چیه؟ گفت آقا اسم این سرزمین غاضریه است، اسم دیگری هم داره نینوا هم میگن، هریک از اسمها را سوال کرد، ابی عبدالله گفت: آیا اسم دیگری هم داره؟ گفت: آقا جان! اینجا را کربلا هم میگن، یه مرتبه ارباب صدا زد: "اعوذ باالله من الکرب والبلا" اسم کربلا اومد زینب زیر و رو شد...*

حال اینجا کلافه اش کرده است

چند معجر اضافه آورده است

ازدل خویش روضه پرورده است

جگرش خون و سینه پردرد است

چنگ زد دامن برادر را

بوسه ای زد دوباره حنجررا

ونشان داد سمت دیگر را

نخلها را نه حجم لشکر را

ناله ای زد زکربلا عمه

*گفت: داداش! چکار کنم دلم شور میزنه آخه؟*

اینجا به سرت بی حساب میریزند

بی حساب کتاب میریزند

پیش چشم تو آب میریزند

سرطفل رباب میریزند

غرق در نوحه و نوا عمه

*میگی چرا دلم شور میزنه؟...*

آخه  ته گودال گیر می افتی

گیرشمشیر و تیر می افتی

دست مشتی حقیر می افتی

نخ نما چون حصیر می افتی

چه کند پایِ بوریا عمه

بعد تو به غیر شامی نیست

خواهرت هست جز حرامی نیست

حرمت و احترامی نیست

آتش افتاده و خیامی نیست

چادرش زیر دست و پا عمه

برادر درست میبینه چشم من یا که تاره

برادر اونا نخله یا که سپاهِ سواره

برادر چرا ساربون چشم به دست تو داره

میترسم برای تو و حنجر تو

میترسم برای فردای دختر تو

میادش صدای گریه مادر تو

حسین جان

برادر بلند شو از اینجا بریم تا نشه دیر

برادر بلند شود بریم تا علی میخوره شیر

برادر بلند شو بریم تا سه ساله نشه پیر

بریم که توی قلب من درد و آهه

بریم که هنوز حال تو روبراهه

بریم که علی اصغرت بی پناه

بمونیم می مونم من و خنده های حرامی

بمونیم به ناموس تو میشه بی احترامی

بمونیم سرم زخمی میشه با سنگای شامی

بمونیم دل خواهرت میشه آشوب

بمونیم سرت روی نی میشه مصلوب

بمونیم به لبهای تو میخوره چوب

حسین جان

*با چه احترامی، با چه شکوهی و جلالی عمه سادات مثل فردا از محمل پیاده شد، تا عباس هست کسی جرأت نداره نزدیک بشه، سریع اومد پا تو رکاب گرفته ،اینقدر دوست داره، میگه: خواهر به قربونت برم... با احترام میگه: سیدتی و مولاتی....اکبر دست عمه رو گرفت، با احترام پیاده کرد، جوانهای بنی هاشم دور تا دور زینب رو گرفتند.... چقدر  این خوشی زود تموم میشه...چیزی نگذشت بر زینب، وقتی میخواستند قافله را ببرند از کربلا، اون همه مَحرمی که  ایستاده بود دور تا دور زینب روز اول، حالا امروز نگاه کرد بدنها قطعه قطعه روزمین.... دوید اومد کنار گودال، صدا زد: حسین داداش! همه نوامیس  تو رو خودم سوار ناقه های عریان کردم ،نذاشتم یه نفر از دشمن جلو بیاد، پاشو زینب میخواد سوار بشه،یه نظر سمت علقمه کرد صدا زد: آی غیرت الله!...

شهدای مدافع حرم رفتند، نبینیم باز هم زینب رو اسیر کردن... ابی عبدالله، نفسهای آخر تو گودال افتاده بود ،هزار و نهصد و پنجاه زخم برداشته ابی عبدالله، حمله کردن سمت خیمه هایِ آل الله،ابی عبدالله به نیزه شکسته ای تکیه داد، بلند شد، صدا زد: اول بیایید کار حسین رو تموم کنید....

اشک هات رو  روی دست بگیر، امام صادق علیه السلام می فرمایند: خدا را به عمه جانم زینب سلام الله علیها قسم بدین..." اللهم عجل لولیک الفرج"

 

 


بازدید : 41

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3006
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 8
    تعداد اعضا : 291
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,376
    بازديد ديروز : 2,017
    بازديد کننده امروز : 637
    بازديد کننده ديروز : 829
    گوگل امروز : 577
    گوگل ديروز: 676
    بازديد هفته : 4,775
    بازديد ماه : 20,736
    بازديد سال : 1,491,972
    بازديد کلي : 8,361,189
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 3.214.184.124
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید