close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شهادت حضرت رقیه , متن روضه شب سوم محرم

متن روضه شهادت حضرت رقیه , متن روضه شب سوم محرم

متن روضه شهادت حضرت رقیه , متن روضه شب سوم محرم

متن روضه شهادت حضرت رقیه , متن روضه شب سوم محرم
متن روضه شهادت حضرت رقیه , متن روضه شب سوم محرم
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 790 aboozar
0 317 aboozar
0 773 aboozar
3 599 aboozar
1 908 saeednajafi
12 1306 aboozar
4 6950 amirsajad
0 2599 aboozar
0 2468 aboozar
0 2317 aboozar
0 3776 aboozar
0 1589 aboozar
1 18215 2505
6 6549 aboozar
0 14781 aboozar
1 2801 masoudfn
1 1837 aboozar
14 4065 aboozar
20 4476 aboozar
0 3143 aboozar

حاج سعید حدادیان

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ و عــجّل فَرَجـَـهُم و اَهلِک أعدآئهــم،لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاّبِالله العَلی العَظیمِ.حسبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلَى‏ وَنِعْمَ النَّصِیر.أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَیُّومُ ذُوالجَلالِ وَ الإِکرامِ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِبحق سَیِّدَتَنَا وَ مَوْلاتَنَا رُقَیِّه خاتون وَ بالْحُجَة ِ اِلهی اَلْعَفو، اَلْعَفو ، اَلْعَفو... باالحُسَین اِلهی اَلْعَفو. اَلْعَفو ، اَلْعَفو...

 من یک گل و صد بهار دارم/ گل زخم زنیش خار دارم

هم روی خزان زجور پاییز/ هم موی ِ زخون نگار دارم

در خاک خرابه آرمیده/ در قلب همه مزار دارم

یک کرببلا قیام با خود/ صد کوفه به شام ِ تار دارم

هم اشک فراق در دو دیده/ هم دامن وصل ِ یار دارم

هم رأس پدر به روی سینه/ هم سینه ی داغدار دارم

با ناله ی از جگر کشیده/ شمشیر نه ذوالفقار دارم

هر چند که کودک ِ حسینم/ رزمنده ی کوچک ِ حسینم

از سنگ و سنان و تازیانه/ سر تا قدمم پر از نشانه

ای نسل تمام روزگاران/ فریاد زگردش زمانه

دیدید که در خرابه جان داد/ طفلی که نداشت آشیانه

کی دیده که طفل بی پدر را/ سیلی بزنند ظالمانه

عباس کجاست تا نشاند/  یک بار دگر به شانه

گریه به حسین اجر دارد/ اجرم شده بود تازیانه

یه وقت یه مرد تازیانه میخوره،پَر این تازیانه میگیره این پیکر رو،لگد که به در اون نانجیب زد، فاطمه پشت در، در رو پهلو شکست، اومد تو خونه چند جور زده،یه لگد به تخت سینه زد، نوشته اند محسن کشته شد،چنان سیلی به صورت زد،نوشته اند سفیدی چشم سرخ شد،اما میگن تازیانه که زد، تازیانه دور بازو پیچید،یه دور،دو دور، نیومد این تازیانه رو باز کنه،تاریانه رو کشید،پوست و گوشت کشیده شد، حالا اگه بچه ی سه ساله تازیانه بخوره،تازیانه می پیچه تو بدنش، با من و تو فرق میکنه

ای نسل جوان که اشک بارید/ زین پیر ِ سه ساله یاد آرید

میخواست پاشه زانوها میلرزید می افتاد، می خواست دست به دیوار بگیره دست ها جون نداشت، بمیرم براش.بذار حماسی بخونم:

هر چند سه ساله، بچه شیرم/ دوران فراق کرده پیرم

با پیکر تازیانه خورده/ هفتاد شهید را سفیرم

کی گفته که من اسیر شامم؟/ والله به هر دلی امیرم

من یاس کبود ِ باغ ِ عشقم/ پیداست زچهره ی منیرم

از روز نخست عهد بستم/ در پای سر پدر بمیرم

این است تمام آرزویم/ یک بوسه از آن گلو بگیرم

کی گفته که من گرسنه هستم؟/ والله قسم زعمر سیرم

هرچند سرم به روی خشت است/ ویرانه ی کوچکم بهشت است

از کدوم مصیبتش بگم؟ حالا سر بریده مهمون دختر شده

پیش خدا تو  سر بلندی/ دختر ناز و سر بزیرم

حالا که اومدم چه جوری/ دخترم و بغل بگیرم

رقیه بابا رو نگاه کن/ چی شده صورتت کبوده

آخه تو که فدک نداشتی/ آخه گناه تو چی بوده

عروسکم گل سرت کو؟/ رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان

گوشواره ها و معجرت کو؟/ رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان

تو صورتت یه جای دست ِ/ رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان

تو هم که دندونت شکسته/ رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان

از آسمون به جای بارون/ کرببلا داره می باره

بچه ای که باباشو کشتند/ دیگه کتک زدن نداره

اون شبی که گم شده بودم/ دنبال من اومد یه نامرد

یه جوری سیلی زد به گوشم/ که زیر چشم من ورم کرد

اومدی اما خیلی دیر ِ/ بابا حسین،بابا حسین،بابا حسین

دختر تو داره می میره/ بابا حسین،بابا حسین،بابا حسین

جای غذا کتک می خوردم/ بابا حسین،بابا حسین،بابا حسین

عمه اگه نبود می میردم/ بابا حسین،بابا حسین،بابا حسین

سلام عزیز ِ جون ِ بابا/ دختر ِ مهربون ِ بابا

تموم دردای دلت رو/ از تو چشات می خونه بابا

خرابه بی شمع و چراغه/ تو دلامون یه دنیا داغه

می دیدمت با دست بسته/ می افتی هی از روی ناقه

وقتی سرم تو بزم می بود/ رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان

نوازشت با کعب نی بود/ رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان

به یاد مجلس ِ یزیدی/ رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان

چه حرفای بدی شنیدی/ رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان

دلم گرفته از زمونه/ الهی دخترت نمونه

گمون کنم شکاف ِ روی ِ/ لب تو جای خیزرونه

که گفته ما خارجی هستیم؟/ کی گفته دخترت کنیزه؟

دیدم داره یزید می خنده/ روی لبت شراب می ریزه

مگه یادم می ره روی لبت شراب می ریختند

تو دعوای یزید و هنده، سر از دست هند افتاد رو زمین، چرخید،چرخید، دیدن ربابم یه ذره اومد جلو، دید شلوغ شده سر رو بلند کرد،آفای من،روز عاشورا من از زینب خجالت کشیدم،روم نشد بیام دستت رو ببوسم،دیدم زینب داره دق میکنه،اگه خوب باهات وداع نکنه،این اُسرا بیکس میشن، من عقب ایستادم،اما حالا مزدم رو حضرت زهرا داد،گفتم:خدایا به حق مادرش حضرت زهرا،من عروس فاطمه ام،من عروس پیغمبرم،حسین داره میره،نشد پیشونیش رو ببوسم،یه کاری کن من سر پسر پیغمبر رو ببوسم،حالا خودت اومدی حسین جان،سر رو بغل کرد

از ناله ی اهل حرم ریخته به هم بزم شراب

سرت که افتاد از تو  تشت اومد تو آغوش رباب

رقیه دید اومد جلو،گفت:بلکه منم سر بابامو بغل کنم،دید اومدن،یزید اشاره کرد،یه نفر اومد،موهای حسین رو  گرفت، از تو دست رباب کشید،آورد گذاشت جلوی یزید،اینجا داشت می زد،یهودی گفت:نزن،مسیحی گفت:نزن،مجوس گفت:نزن،زید بن ارقم گفت:نزن، خودم دیدم این لب ها رو پیغمبر می بوسید،نزن،یزید کینه ی خاندانی داشت با حسین، همه که رفتند سر رو برد، برد پای تخت،گفت:حالا کی می خواد بگه نزنم؟ میدونی چی شد؟ رقیه از خواب  پا شد. بچه می فهمه بابا رو دارند چوب می زنند،اویس قرن،تو یمن بود،دندون پیغمبر توی اُحد شکست،دندون اویس تو یمن شکسته شد،بچه تو خرابه دید لبش داره درد میگیره،صورتش درد می گیره،چشمش درد می گیره،چرا اینجوریه؟نکنه بابامو دارن می زنند،الان یه سر و صدایی راه بیاندازم،نمیذارم بزنند،دروغ ِ میگن:یزید خواب بوده،یزید با این سر بریده کار داشت،خواب بوده یزید؟یا مست بوده،یزید همچین که داشت چوب می زد به سر حسین،شنید از تو خرابه همه دارند صدا می زنند حسین،دوباره زد،دید دوباره همه تو خرابه میگن: حسین. گفت:چه خبر شده؟گفتند:این دختر بیا ببین چه انقلابی به پا کرده،گفت:چی می خواد؟گفتند:میگه بابامو می خوام،قهقهه زد،بابا،بابا می خواد، من نبودم کربلا جون دادن ها رو ببینم،تا تو شام ازاینها کشته نگیرم،رها نمیکنم،یه بابایی نشونش بدم،چه کنیم امیر؟گفت:بردارید ببرید. چی رو؟همین سر رو.سری که روز چندتا چوب خورد،بازم می شد شناخت،اما وقتی یزید برد تو اتاق خودش،تو زندگی خودش،یه کاری کرد با این سر،دیگه نمی شد شناخت. بچه گفت:اینه بابام؟اگه گفتید از کی یاد گرفته بود؟گودال اومد دید عمه میگه:تویی حسین من؟... سکینه اومد رقیه رو تکون داد،خواهر،حرف بزن خواهر... میگن اگه کلسیم به بدن نرسه،بچه های کوچیک ریسه میرن،یعنی اگه گریه بکنه خطرناک ِ،بچه کوچیک اگه دیدی ریسه میره،باید هی فوت کنی تو صورتش،یه ذره هوا به ریه برسه،سوء تغذیه باعث ریسه رفتن میشه،بچه میخواد نفس رو برگردونه نمیشه،سیاه میشه،کبود میشه،یه دفعه جون میده،نمیدونم ریسه رفت جون داد؟نمی دونم دید لب ها هیچ چیز ازش نمونده ریخت به هم،چون تو مدینه میگفتند:امام حسن از همه زیباتر ِ،معاویه خیلی بهش بر می خورد؛گفت:یه زهری میدم صورت برگرده، این نباید خوشکل بمونه،زهری دادن صورت سبز شد،یزید هم گفت:میگن:حسین زیباترین صورت رو داره،یه صورتی براش بسازم،یه صورتی درست کنم،حالا سر وقتی رسید به شام هیچ چیز ازش نمونده بود،خواستند ببرن برا یزید یکی گفت:این شناسایی نمیشه،یکی گفت:من درستش میکنم،ابرو ها رو وصله کشید، این مژه ها رو سرمه کشید،خلاصه سر رو تمیز کرد،اما برا رقیه آوردند هیچ چیز ازش نمونده بود،بعضی میگن:اینقدر رقیه زد تو لب های خودش... می دونی چرا یه عمر سینه میزنی؟ رقیه لب بابارو دید زد توی لب خودش،اما ما از اون روزی که این میخ به سینه مادرمون زهرا فشار آورد،داغ اونه که سینه می زنیم،بعد نیزه ای که به سینه حسین زدند،ما برای اینه که سینه می زنیم،بلند صدا بزن حسین....

 روضه شهادت حضرت رقیه (س) - من یک گل و صد بهار دارم - حاج سعید حدادیان


بازدید : 21

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 18
    تعداد اعضا : 282
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 2,249
    بازديد ديروز : 3,835
    بازديد کننده امروز : 532
    بازديد کننده ديروز : 1063
    گوگل امروز : 492
    گوگل ديروز: 1159
    بازديد هفته : 20,757
    بازديد ماه : 90,551
    بازديد سال : 112,425
    بازديد کلي : 6,050,647
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.81.244.248
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید