close
تبلیغات در اینترنت
متن روضه شهادت حضرت علی اکبر , متن روضه شب هشتم محرم , علی اکبر

متن روضه شهادت حضرت علی اکبر , متن روضه شب هشتم محرم , علی اکبر

متن روضه شهادت حضرت علی اکبر , متن روضه شب هشتم محرم , علی اکبر

متن روضه شهادت حضرت علی اکبر , متن روضه شب هشتم محرم , علی اکبر
متن روضه شهادت حضرت علی اکبر , متن روضه شب هشتم محرم , علی اکبر
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
2 1065 amir004
0 1095 aboozar
0 381 aboozar
0 897 aboozar
3 662 aboozar
12 1528 aboozar
4 7067 amirsajad
0 2690 aboozar
0 2561 aboozar
0 2424 aboozar
0 4008 aboozar
0 1667 aboozar
1 18569 2505
6 6701 aboozar
0 15257 aboozar
1 2872 masoudfn
1 1889 aboozar
14 4205 aboozar
20 4731 aboozar
0 3236 aboozar

محمود کریمی

 

صَلَّ الله عَلَیْک یا مَولای یا صاحِبَ الزَمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ..........

اَلسَّلامُ عَلَیْک یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِک عَلَیْک مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکمْ * اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ ...الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ

وقت بعثت آمده جبرئیل از عرش اعلا، بر تهیت آمده

کربلا غار حراست آیه های وحی ،در باب شهادت آمده

در نمازی که به پاست صف به صف فوج ملک ،در حال قامت آمده

در غدیر کربلا شخص ختمی مرتبت هم،بهر بیعت آمده

کنج پنهان در نقاب سوی میدان آمده، یعنی به قیمت آمده

بوده از بس وقت ضیق، آمده زهرا سر و قول قرار خود  دقیق

بوسه زد وقتی پدر بر نقاب صورتت دُرِّ نجف می شد عقیق

دشت اکبر خیز شد،ریخته گُل بوته هایت در میان خار و تیغ

اتحاد دست هاست ای امان از دست نیزه، ای امان از دست تیغ

خیمه ها را غم گرفت، شد سکینه بی برادر شد رقیه بی رفیق

می رسد از آن طرف وقت افتادن صدای هلهله،کف، صوت،جیغ

بقض از نامه تو را  نیزه خالی می کند بر پیکرت از این طریق

بقضشان می شد غلیظ هرچه در رگ های تو خون علی می شد رقیق

آه بر روی عبا زخم های سطحی ات، ای وای می گردد عمیق

ارباً اربا می شوی راز سر بسته میان دشت افشا می شوی

ای رسول کربلا هم شبیه حیدر و هم مثل زهرا می شوی

نیزه رو تو پهلو فرو کرد همه با هم نیزه رو کشیدند

تن به تن تنها شدی در تمام دشت افتادی و تنها می شوی

در عبای من علی تن به تن جمعی و لیکن جمع تنها می شوی

خیمه اینجا بود علی زیر سُم ها از چرا اینجا و آنجا می شوی

اکبر بالا بلند آنقدر اصغر شدی که در عبا جا می شوی

می خوام مثل قدیمی ها روضه بخونم: اومد گفت بابا جان اجازه بده برم، امام حسین علیه السلام اجازه داد فوراً، بعد فرمود: اول برو ازعمه هات، خواهرات، اهل حرم، خداحافظی کن بعد بیا برو بابا، اصحاب همه رو خاک افتادند، رفت تو حرم. مگه خداحافظی چقدر طول میکشه؟ حسین وارد خیمه شد دید علی می خواد بیاد، اما زن ها نمی ذارند. یکی داره موهاشو شونه میزنه، یکی لباس رزمش رو مرتب میکنه،یکی شمشیرش رو حمایل می کنه،یکی بند کفشش رو محکم میبنده، فرمود: رهاش کنید، او مستغرق ذات خداست، او در خداست. رهاش کردند، بغلش کرد، این علی اکبری که یه بار تو مسجد کوفه کنار باباش نشسته بود،زمستان بود فصل انگور هم نبود، نگاه کرد به طرف بابا، بابا. جانِ بابا؟ با لب های شکرینش یه کلمه فرمود: من انگور می خوام. حسین به ستون مسجد تکیه داده بود دست برد داخل ستون مسجد یه خوشه ی انگور بیرون آورد. یعنی چی؟ یعنی فاصله بهشت تا حسین همین قدره، حسین خود بهشته. تو بغلش نشسته بود دونه دونه انگورهای بهشتی رو جدا می کرد تو دهان علی اکبر می گذاشت، نوش جان می کرد، بابا لذت می برد، اما نیمه ی انگور به نیمه ها رسید، آی شروع کرد گریه کردن.چی شده؟زیر لب می گفت: خدا نیاره اون روزی که تو چیزی از من بخوای من نتونم فراهم کنم. حالا جوانش می خواد بره، چه جوانی؟ زیباترین ِ آل هاشم، حیدر ثانی می خواد میدون بره، بغلش کرد فرمود: بابا می خوای بری برو، اما اول یه چند قدم جلو چشام راه برو من قد و بالات رو ببینم،چرا آخه؟

جان دهی یا جان ستانی بر حسین با هر قدم

این خرامان راه رفتن را به زهرا بُرده ای

***

گمان مدار که گفتم برو دل از تو بریدم

نفس شمرده زدم همرهت پیاده دویدم

محاسنم به کف دست بود و اشک به چشمم

گهی به خاک فتادم گهی زجای پریدم

دلم به پیش تو, جان در قفات, دیده به قامت

خدای داند ودل شاهد است من چه کشیدم

دو چشم خود بگشاو سوال کن که بگویم

زخیمه تا سر نعش تو من چگونه رسیدم

ز اشک دیده لبم تر شد آن زمان که به خیمه

زبان خشک تو را در دهان خویش مکیدم

نه تیغ شمر مرا می کشت نه نیزه خولی

زمانه کشت مرا لحظه ای که داغ تو دیدم

حسین.....

هنوز العطشت می زد آتشم که ز میدان

صدای یا ابتای تورا دوباره شنیدم

سزد به غربت من هرجوان وپیر بگرید

که شد به خون جوانم خضاب موی سفیدم

حسین که آمد،لشکر عقب رفتند،یه چند قدمی مانده به علی اکبر دیدن ابی عبدالله از روی ذوالجناح خودش رو، روی زمین اندخت، آخه نمی تونه همین جوری با مرکب بره، دور و بر بدن پُر از بدنِ، دیدند حسین با زانو و کف دست داره تند تند می ره، وقتی رسید دید خواهرش زودتر رسید. سر علیش رو روی پا گذاشت، نوازشش کرد، بچه هی می خواد نفس بکشه، بالا نمیآد نفس، پُر خون لخته است تو دهان، سر علیش رو روی پا گذاشت، گفت:وَلَدی.. دور حسین ایستادند دارند کف می زنند، حسین بالا سر جوانش. پدرهای شهدا منو ببخشند،یه عده دارند صوت می زنند، یه عده دارند مسخره می کنند، سر علیش رو به سینه چسباند، وَلَدی.. بازم آروم نشد، لشکر ایستادند ببینید حسین چه میکنه، بدن رو روی زمین خواباند،بدن رو نتونست بلند کنه،از سینه به پایین بلند نشد از روی زمین، نیزه ها یه کاری کردند هر جای بدن رو می گرفت، زخم ها باز می شد.یه وقت دیدند حسین صورت به صورت علی اکبرش گذاشت...حسین

بر خیز ای موذن جان بخش خیمه ها

جانم فدای گفتن الله اکبرت

هی دست و پا نزن، نزنم بر سرم علی

پا بر زمین نکش، نکشم ناله در برت

دیدی گریه می کنی، اشک جلوی چشمت رو میگیره، به خاطر بلورین بودن اشک. یه تصویر و چند تا میبینی. علی اکبرم:

اشک من است جسم تو تکثیر کرده است

یا این که ریخته است به دور پدر پَرت

انگشت اشاره رو کرد، تو دهان مبارک علی اکبر، با عجله هی لخته خون ها رو در آورد.

خون لخته مانده بین گلویت نفس بکش

یک سرفه کن که باز شود راه حنجرت

تو بر عبا بخواب و برو، من و عمه ات

می آوریم خیمه بقایای پیکرت

هر موقع حضرت زینب می خواست زیارت قبر پیغمبر بره، دلش می گرفت، می گفت:بابا من می خوام برم سر قبر جدم، امیرالمؤمنین پیغام می داد حسن بیاد، حسین بیاد، عباس بیاد، سر ساعت همه می آمدند همه خانه ی خانم زینب، ازتو خونه ی امیرالمؤمنین، زینب راه می افتاد سمت حرم، دختر فاطمه است، عباس جلو می رفت، حسنین چپ و راست زینب، بابا پشت سر، می فرمود: عباس تو جلو تر برو، شمع های تو حرم و مسجد رو خاموش کن، زینبم داره میآد کسی به قد و بالای زینب چشمش نیوفته، حالا زینب بالا سر علی اکبره، همه دارند کف می زنند، زبانحال:علی اکبرم، این همه عمه جانت رو تو خیمه مراقب بودیم، کسی نبینه زینب رو، علی اکبرم:

برخیز و رو به حرمله ی بد گهر مده

پنجاه سال زحمت من را هدر نده

***

خیز از جا آبرویم را بخر

عمه را از بین نامحرم ببر

این چه سان است گرفتاری ِ من

عمه ات آمده بر یاری ِ من

صدا زد جوانهای بنی هاشم بیایید رُکن خودتون رو به خیمه ببرید، همه آمدند به سر زنان، نوحه کنان. اومدند بدن رو بلند کنند هر قسمتی از بدن رو برداشتند، یه قسمت رو زمین افتاد، آخه تو عبارت اومده : فَقَطَعُوهُ بسُیوفَهُم اِرباً اِرباً. بدن رو پاره پاره کردند،هر جوری اومدند ببرند نشد، ابی عبدالله فرمود:صبر کنید، عبا رو برداشت، کنار بدن علی اکبرش پهن کرد، از تو خاک،زیر بدن عبا رو چند نفری رد کردند، بدن رو چرخواندند توی عبا، شاید اعضایی رو هم که جا مونده بود اضافه کردند، بدن رو از زیر عبا رد کردند، فرمود: حالا علی رو ببرید، یه وقت دیدند حسین داره میآد، زینب زیر بغلش رو گرفته...حسین...

به اون مداح، امام حسین در عالم رؤیا فرمودند: شب جمعه روضه ی علی اکبر  نخونید، مادرمون زهرا، حالش بد میشه...... پس امشب اینجا ناله بزنید... حسین.....

پدر آمد به یاری اش برود، من بمیرم رکاب را گم کرد.

حسین...... الان ملائکه دارند حسرت تو رو می خوردند، بر حسب روایات این قدر دوست دارند بیایید تو مجلس ابی عبدالله...هزار سال هزار سال نوبت یک فرشته خواهد شد بیاد تو جلسه ی حسین...اون وقت ما هرشب اومدیدم تو روضه داریم اشک می ریزیم برا حسین...چقدر حضرت زهرا سلام الله علیها مارو دوست داره...حسین.... یکی از اینهایی که گوشه ی عبا رو گرفته بود قاسم بود..ای حسین.... خدایا فرج آقامون امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را برسان،هر کی هر دردی داره، حاجتی داره، حاجت روا بفرما.ای خدا مرضامون شفا مرحمت بفرما.

روضه شهادت حضرت علی اکبر (ع) شب هشتم محرم - وقت بعثت آمده جبرئیل از عرش اعلا - حاج محمود کریمی  


بازدید : 422

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
محل تبلیغات متنی شما
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 2105
    کل نظرات : 172
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 3
    تعداد اعضا : 286
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 381
    بازديد ديروز : 4,356
    بازديد کننده امروز : 121
    بازديد کننده ديروز : 1416
    گوگل امروز : 100
    گوگل ديروز: 1622
    بازديد هفته : 4,737
    بازديد ماه : 291,477
    بازديد سال : 558,529
    بازديد کلي : 6,496,751
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 54.196.13.210
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید