close
تبلیغات در اینترنت
متن نوحه حضرت زهرا,نوحه حضرت زهرا,متن روضه شهادت حضرت فاطمه,روضه شهادت

متن نوحه حضرت زهرا,نوحه حضرت زهرا,متن روضه شهادت حضرت فاطمه,روضه شهادت

متن نوحه حضرت زهرا,نوحه حضرت زهرا,متن روضه شهادت حضرت فاطمه,روضه شهادت

متن نوحه حضرت زهرا,نوحه حضرت زهرا,متن روضه شهادت حضرت فاطمه,روضه شهادت
متن نوحه حضرت زهرا,نوحه حضرت زهرا,متن روضه شهادت حضرت فاطمه,روضه شهادت
جایگاه شما !

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط
0 229 aboozar
1 774 aboozar
0 548 aboozar
3 565 aboozar
0 684 aboozar
10 613 aboozar
0 722 aboozar
1 597 aboozar
9 1785 aboozar
0 1192 aboozar
0 1182 aboozar
0 907 aboozar
0 2100 aboozar
0 1343 aboozar
0 1867 aboozar
3 1582 aboozar
12 3085 aboozar
0 2250 aboozar
4 8198 amirsajad
0 3597 aboozar

شفیعه ای که شفا می دهد، جواب شده است

فَلَک به رویِ سَرِ مرتضی خراب شده است

نفس کشیدنِ زهرا، چقدر قیمتی اَست

که قَدرِ جانِ علی، هر نفس حساب شده است

گفتن:بابا! مادر مُرد...روای میگه: از خونه تا مسجد راهی نبود،اصلاً تو هم بوده،هی علی می خورد زمین، هی بلند میشد...وارد حجره ی فاطمه شد،دید پارچه ای کشیدن رو صورتِ زهرا...زینبین هر کدوم گوشه ای نشستن،زینب و اُم الکلثوم دارن میلرزن...اومد بالا سر زهرا نشست،پارچه رو کنار زد...فاطمه جان!...

برای صورتِ او بَرگِ گُل ضرر دارد

همان کسی که به او حورا خطاب شده است

از امام صادق علیه السلام پرسیدند:آقاجان! چرا به مادرِ شما گفتند: اِنسیَّةَ الحورا ؟ فرمود: حوریه توی بهشت اگر برگ بهشتی از درخت جدا بشه،تو آسمون بچرخه...از کنارِ صورتِ حوریه رد بشه،صورت حوریه کبود میشه...

چقدر لطیفِ...اون وقت اون نامرد سیلی هاش مشهور بوده،در عرب میشناختنش،اون وقت شما تصور کنید این نانجیب،دست های بلند،قلبش پر از کینه، حالا زهرا رو تنها گیر آوُرده...

مهریه ی فاطمه را شَرمِ مرتضی پرداخت

برای دادن مهرش، چقدر آب شده است

دلیل شرم علی، بال زخمی زهراست

دلیل شرم علی، قصه طناب شده است

همچین که پارچه رو کنار زد،زینب داره می بینه،دو تا دستای کوچیکش را گذاشت رو صورتِ مادر تا بابا صورت رو نبینه،هفتاد و چند روزِ زهرا رو گرفته...دستای کوچیک زینب رو علی گرفت،عزیزِ دلِ بابا، تو فکر کردی بابا خبر نداره؟

 علی سَرِ فاطمه رو گذاشت رو زانوش،دخترِ رسول الله! دید جواب نمیآد...مادرِ حسن و حسین! دید جواب نمیآد...رمز و کلیدِ قفلِ زبون فاطمه یه کلمه است،زهرا! من علی ام....تا گفت: من علی ام،چشمای زهرا باز شد...دید علی نشسته،قطره قطره اشک های چشمِ علی رویِ صورت فاطمه...زهرا با همون دستِ شکسته، که جون نداره بالا بیاره،هی دست رو میخواد بالا بیاره،اما دست می اُفته،بار دوم،بار سوم،امیرالمؤمنین فرمود: فاطمه! میخوای چه کنی؟ این دستِ شکسته رو اینقدر بالا نیار...دست رو برد زیرِ دست زهرا،دست رو بالا بیاره...اینقدر زهرا خانومِ،اینقدر علی دوستِ،یه بار نگفت:علی تو صورتت رو پایین بیار،اصلاً نمیخوام ببینم سرت پایین باشه،علیِ من همیشه باید سرش بالا باشه،دستِ زهرا رو آورد بالا،بالا،مقابل صورت،یه وقت امیرالمؤمنین دید انگشتای بی رمق زهرا حرکت کرد،اشکایِ صورتِ علی رو پاک کرد،علی جان!جلویِ من اینجور گریه نکن...

شبِ شهادتِ مادرِ،اما بی حسین نمیشه،بی کربلا نمیشه،رفقا وقتی علی گفت:زهرا! من علی ام،زهرا چشماش رو باز کرد،شروع کرد با علی حرف زدن،اما " لا یوْمَ کیوْمِک یا ابا عبدالله  " ابی عبدالله هرچی صدا زد:علی اکبر! من باباتم...

ای پسر من پدرِ پیرِ تو هستم

پدرِ پیر و زمین گیرِ تو هستم

سخنی گوی  دلم را خوش کن

 تو که آتش زده ای خاموش کن

بشین خونه رو آب و جارو نكن

بذار زخم پهلوت بهتر بشه

خودم  از پَسِ غربتم بر میآم

نمیخوام چشات واسه من تر بشه

می دونم پُر از درد هستی ولی

با این درد باید مُدارا کنی

دَرِ خونَمون رو عوض می کنم

می دونم چشمت به این در می اُفته یادِ محسن می کنی،می دونم...

باشه اما یه شرط داره...

دَرِ خونَمون رو عوض می کنم

به شرطی نیآیی دَرُ وا کنی

نمی تونم از كوچه مون رد بشم

چیكار كرده این كوچه با روحِ من

خجالت ازت می کشم تا اَبد

من و بسته بودند تو رو می زدند

زندگی با تو بس که شیرین بود

شور چشمان مرا نظر زده اند

مگه یادم میره زهرا جان!..

تو زمین خوردی و جماعتِ پست

خنده ها از تَهِ جگر زده اند

زندگی با تو بس که شیرین بود

شور چشمان مرا نظر زده اند

تو زمین خوردی و جماعتِ پست

خنده ها از تَهِ جگر زده اند

قلم افتاد دستِ بی هنران

رنگ شب بر رُخِ قمر زده اند

سیلی و میخ و تازیانه بر آن

صورت و سینه و کمر زده اند

اینکه میگن: مغیره و قنفذ تو کوچه بودند، نه،بخدا فقط این دوتا نبودند، بزرگشون ایستاده بود،همه میخواستن خودشون رو به رئیسشون نشون بدن...مغیره زد،قنفذ زد،خالد زد،هر سگ و شغالی از راه رسید زد...خودشم گفت: من دارم از قافله عقب می افتم...خود ملعونش هم اومد جلو...با غلاف...

بوته ی یاسِ نازنینِ مرا

دستچین نه،بلکه با تبر زده اند

اما اینا که چیزی نیست،کجا بودید کربلا،دور گودال حلقه زدند،نیزه دار با نیزه میزنه،..... "أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیب..." آقا رو به رو خوابوند، "أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ... أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَری..."حسین....

 


بازدید : 63

برچسب های مفید : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
آئین مستان
وبلاگ آئین مستان مرجع اشعار مذهبی، متن مداحی همراه باسبک، دانلود مداحی، آموزش مداحی، کتاب های مقتل و کتاب های آموزش مداحی می باشد. .::::::::.هر گونه كپی برداری از مطالب این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان (عج) بلامانع می باشد.::::::::. *****شما هم می توانید با تایپ اشعار مذهبی و متن روضه ها و ارسال آن از طریق سه روش: 1- عضویت در سایت و ثبت نام در انجمن 2- ارسال به ایمیل 3- درج آنها در قسمت نظرات اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید.*****
موضوعات اصلی
فروش بدلیجات
بورس انواع ساعت مچی
بورس لوازم آرایشی
ورود به سایت
عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 3033
    کل نظرات : 189
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 19
    تعداد اعضا : 292
  • کاربران آنلاین
  • آمار بازدید
  • بازديد امروز : 1,360
    بازديد ديروز : 2,651
    بازديد کننده امروز : 461
    بازديد کننده ديروز : 938
    گوگل امروز : 363
    گوگل ديروز: 957
    بازديد هفته : 4,011
    بازديد ماه : 51,115
    بازديد سال : 51,115
    بازديد کلي : 8,442,957
  • اطلاعات شما
  • آي پي : 35.172.195.82
    مرورگر :
    سيستم عامل :

جدید ترین ها

محبوب ترین ها

با عضویت در خبرنامه آئین مستان آخرین مطالب سایت را براحتی در ایمیلتان دریافت نمایید